ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۱۸۱ تا ۱۳٬۲۰۰ مورد از کل ۵۳۳٬۴۲۸ مورد.
۱۳۱۸۱.

نمادهای میراث فرهنگی در عناصر شهری و زمینه یابی نقش آن در هویت سازی جمعی؛ مطالعه موردی شهر جیرفت در منطقه جنوب کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۲
این پژوهش با رویکردی بین رشته ای پویایی های اجتماعی پسِ روند تحول هویت جمعی در جنوب کرمان را در حدود نیم سده اخیر کاویده است. تحقیق حاضر با طرح این پرسش که آیا زمینه یابی تاریخی نقش عناصر شهری مرتبط با میراث فرهنگی در فضای عمومی منطقه جنوب کرمان ممکن است، گمان داشته با مطالعه توصیفی-تحلیلی عناصر فرهنگی در فضای عمومی شهر جیرفت می توان روند تحول چنان مضامینی را رمزگشایی کند. بنیان نظری آن بر «نظریه عمل» در جامعه شناسی و مفهوم «فرهنگ مادی» در باستان شناسی و انسان شناسی استوار بوده و داده های کیفی به روش های کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند . با تحلیل شرایط اجتماعی-سیاسی استدلال شده که وضعیت «ناسازش» اجتماعی منطقه در دهه های 50 و 60 خورشیدی قابل مطالعه است. با مطرح شدن میراث حوزه فرهنگی جیرفت در مجامع علمی پس از دهه 80، تلاش هایی محلی برای دستیابی به موقعیت های ممتاز در «میدان» اقتصادی با کنترل میدان قدرت تا حدی مهار گشته و راهبردها به کنش در میدان علمی محدود شد. دستاوردهای علمی به برجسته شدن مفاهیم هویت و میراث متمایز در «عادت واره» گروهی مردمان منطقه انجامید. نمادهای میراث فرهنگی در فضای شهری تجلی مادی این سرمایه اجتماعی نوپدید هستند که کنشگران بر پایه «باور دُگزایی» هویت متمایز در راهبردهایشان برای تحول نظم موجود در جنوب کرمان آن دوره به کار گرفته اند.
۱۳۱۸۲.

تبیین عوامل مؤثر بر حس تعلق به مکان سوم شهری؛ مطالعه موردی تفرجگاه عینالی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۸
مکان های سوم شهری، فضاهایی فراتر از خانه و محل کار هستند که نقش مهمی در ارتقای تعاملات اجتماعی، هویت مکانی و کیفیت زندگی دارند. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر حس تعلق به مکان سوم، با مطالعه ی موردی تفرجگاه عینالی تبریز انجام شد. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و با رویکرد کمّی بود. داده ها با پرسشنامه ای محقق ساخته در مقیاس پنج درجه ای لیکرت از میان ۳۸۴ بازدیدکننده به صورت تصادفی گردآوری شد و ۳۵۵ پرسشنامه معتبر تحلیل شد. متغیرهای اصلی شامل دلبستگی مکانی، مشارکت در فعالیت ها و وفاداری کاربران بودند. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ ۰٫۹۲۸ تأیید شد. یافته ها نشان داد بین حس تعلق به مکان سوم شهری و متغیرهای پژوهش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین تفاوت معناداری در میانگین نمرات مؤلفه ها بر اساس الگوی بازدید و سطح تحصیلات مشاهده شد. مدل معادلات ساختاری نشان داد که دلبستگی مکانی از طریق پیوند اجتماعی و مشارکت در فعالیت ها، به شکل غیرمستقیم موجب تقویت وفاداری می شود. این مدل توانست سهم بالایی از واریانس متغیرهای وابسته را تبیین کند. نتایج بر اهمیت توجه هم زمان به ابعاد هویتی، اجتماعی و رفتاری در ارتقای حس تعلق به مکان های سوم تأکید دارد.
۱۳۱۸۳.

ارزیابی روند تغییرات شبکه اکولوژیک در محدوده موردمطالعه در استان مازندران به منظور حفاظت از اراضی روستا- شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۵
در دهه های اخیر، گسترش فعالیت های انسانی و شتاب زدگی توسعه شهری موجب تغییرات گسترده در بسترهای طبیعی و کاهش یکپارچگی اکولوژیکی شده است. ازاین رو، رویکرد اکولوژی چشم انداز که بر شناخت الگوهای فضایی، تحلیل روابط میان عناصر و ارزیابی وضعیت موجود تأکید دارد، به ابزاری مهم برای سنجش تحولات محیطی تبدیل شده است. بااین حال، در مطالعات داخلی، به ویژه در مقیاس های منطقه ای و در مطالعه موردی، ارزیابی جامع و دقیقی از تغییرات شبکه اکولوژیکی در گذر زمان انجام نشده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان های مازندران، به تحلیل تحول عناصر چشم انداز و ارزیابی پیوستگی آن ها در سال های 1999، 2006 و 2016 پرداخته است. در این مطالعه، داده های سنجش از راه دور و شاخص های ساختاری چشم انداز1 شامل اندازه بزرگ ترین لکه اکولوژیکی2 (LPI)، تعداد لکه ها3(NP) و سطح پراکندگی لکه ها4 (FR) با بهره گیری از نرم افزار Fragstats پردازش شده اند تا تصویری دقیق از تغییرات فضایی شبکه اکولوژیکی ارائه شود. نتایج نشان می دهد که توسعه شهری موجب افزایش ریزدانگی لکه ها، کاهش معنی دار یکپارچگی فضایی و تخریب عملکردی شبکه اکولوژیکی شده است، روندی که کاهش تاب آوری و اختلال در تعادل اکولوژیکی منطقه را نمایان می کند. تداوم این وضعیت و فقدان سیاست های کنترلی مبتنی بر اصول اکولوژیکی، می تواند در آینده تهدیدی جدی برای پایداری منطقه باشد.
۱۳۱۸۴.

پریشانی روان شناختی سالمندان ایرانی و عوامل مرتبط با آن در دوران همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۳
زمینه و هدف: همه گیری کووید-19 با تغییر در کیفیت و سبک زندگی، اختلال در عملکرد نهادهای اجتماعی و همچنین چالش های متعدد اقتصادی و اجتماعی و بهداشتی همراه بود. در این راستا، این مقاله به بررسی پریشانی روان شناختی سالمندان و عوامل مرتبط با آن در ایران در بستر کووید-19 پرداخت. روش و داده ها : در این مطالعه از داده های پیمایش ملّی تأثیرات اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی و سلامت روان کووید-19 که در زمستان  1399 اجرا شده، استفاده شده است. تعداد نمونه مورد بررسی در این پیمایش 2489 سالمند 60 ساله و بالاتر بوده است که به شیوه نمونه گیری احتمالی چندمرحله ای انتخاب شدند و اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و به روش تلفنی از آن ها گردآوری شد. یافته ها: نتایج نشان داد نیمی از سالمندانی به سبب ایجاد شرایط تنش زای همه گیری کووید-19 اضطراب را تجربه نموده اند. احساس ناآرامی و بی قراری، و احساس افسردگی و غمگینی به ترتیب در رده های دوم و سوم مؤلفه پریشانی روان شناختی در بین سالمندان قرار دارد. نتایج تحلیل چندمتغیره نشان داد با کنترل متغیرهای اقتصادی-اجتماعی و جمعیتی مورد بررسی، کووید-19بیشترین رابطه و اثرگذاری با پریشانی روان شناختی سالمندان داشته است. بحث و نتیجه گیری: مواجهه با موقعیت های تنش زای روانی همچون کووید-19 تأثیر قابل توجهی در اختلال در سلامت روان سالمندان دارد. به منظور کاهش مخاطرات اجتماعی و سلامت روان سالمندان ناشی از همه گیری کووید-19، کاهش تبعیض سنی و افزایش حمایت اجتماعی به ویژه از گروه های آسیب پذیر سالمندان پیشنهاد می شود. پیام اصلی: همه گیری کووید-19، علمکرد ساختارهای حمایتی و سلامت روانی یکی از آسیب پذیرترین گروه های اجتماعی، یعنی سالمندان، را در ایران به چالش کشید و با گسستن پیوندهای اجتماعی، تنش و پریشانی روان شناختی گسترده ای را برای آنان به همراه داشت. با این اوصاف، بازنگری در سیاست های حمایتی و افزایش حمایت اجتماعی از سالمندان امری ضروری است.
۱۳۱۸۵.

تفاوت های میان نسلی در بازنمایی هویت کدبانو مطالعه موردی: فرهنگ آشپزی و اقتصاد خوراک در گفتمان روزمره مادران ودختران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۲
هدف : در اثر گسترش ارتباطات، پیشرفت های تکنولوژیکی وسایل زندگی، تغییرات سریع فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی  سبک زندگی، به ویژه در جوامع در حال گذار، ادارک نسل های جدید از کدبانوگری، متفاوت از نسل های قبل شده است. کدبانو بودن به معنای مدیریت کارآمد و موثرخانه و خانواده هویتی است که شامل نقش ها، مهارت ها و ویژگی های مختلفی می شود.  یکی از این ویژگی ها، مهارت آشپزی و مدیریت خوراک است. تفاوت بین نسلی در فرهنگ آشپزی، در بسیاری موارد منجر به اختلاف و کشمکش میان مادران و دختران می گردد. یکی از مسائل مهم در حوزه آسیب شناسی خانواده، عدم توجه و ادارک صحیح از  تفاوت های نسل مادران و دختران در تدبیر منزل است که باعث تغییرات شدید ساختار روابط، نابسامانی و بحران های میان والدین و فرزندان و در نهایت شکاف نسلی می شود. بحرانی بودن روابط خانوادگی، باعث تزلزل  نقش خانه به عنوان نخستین کانون زندگی مشترک در جامعه پذیری فرزندان است. سوال اصلی پژوهش چگونگی تفاوت های بین نسلی در بازنمایی هویت کدبانو است.  برای یافتن پاسخ، پژوهشگر از میان وجوه مختلف کدبانوگری، به مطالعه موردی تبیین  تفاوت های فرهنگ آشپزی و مدیریت خوراک در میان دو  نسل از  مادران و دختران گونئی (شبستر مرکزی) مقیم تهران پرداخته است.    روش شناسی : روش پژوهش کیفی با رویکرد  پدیدارشناسانه و تحلیل مصاحبه های نیمه ساختارمند با 30 نفر از مادران و دختران گونئی (شبستر مرکزی) مقیم تهران در خصوص فرهنگ آشپزی و مدیریت خوراک است. مشارکت کنندگان (مادران متولد دهه های 40 و 50 / دختران متولد دهه های 70 تا 80)  از طریق نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی انتخاب شدند. از تحلیل متن مصاحبه ها و گفتار روزمره مابین مادران و دختران، واحدهای معنایی شناسایی و با تجمیع آنها، درون مایه های فرعی و درون مایه های اصلی مشخص و در نهایت درون مایه مرکزی هویت کدبانو از منظر فرهنگ آشپزی و مدیریت خوراک  استخراج گردید. . درون مایه های اصلی شامل 1- دانش آشپزی و غذاهای معیار  2- دانش ذخیره سازی و انبار مواد خوراکی 3- دانش مصرف مواد خوراکی و توزیع غذا 4- فرهنگ خوراک و مشارکت در وفاق اجتماعی 5- نقش خوراک در عاملیت زنان است.  یافته ها :  یافته ها بیانگر: 1 – هویت سیال کدبانو در میان نسل ها و تغییر معیارهای  فرهنگ آشپزی و مدیریت خوراک. 2- تفاوت نگاه نسل ها به  سرمایه اجتماعی دانش آشپزی و اقتصاد خوراک 3- تغییر ماهیت انگ های اجتماعی با توجه به تغییر نقش های زنان در خانه 4- تفاوت ادارک دو نسل از قدرت و عاملیت اجتماعی زنان در فرهنگ آشپزی با توجه به تغییر سبک زندگی 5- تغییر دایره واژگانی در گفتار میان مادران و دختران  در خصوص کدبانوگری و فرهنگ آشپزی 6-  تاثیر اینترنت و شبکه های مجازی در تغییر معیارهای فرهنگ آشپزی و مدیریت خوراک. 7- بروز مقایسه مداوم مهارت های آشپزی میان نسل ها و ایجاد تعارض و کشمکش میان مادران و دختران 8- افزایش خشونت کلامی و پرخاشگری میان مادران و دختران به دلیل اختلاف ادراک در امور آشپزی و مدیریت خوراک که می تواند به شکاف عمیق میان نسلی منجر گردد. نتیجه گیری : تفاوت های میان نسلی در خصوص مدیریت امور خانه اگر به درستی تبیین نگردد، انتقال فرهنگ و ارزش های خانوادگی با اشکال مواجه می شود که تاثیرات آن می تواند به شکاف نسلی و گسست عاطفی میان اعضاء خانواده منجر گردد. عدم درک ارزش ها و الگوهای رفتاری هر نسل از سوی نسل دیگر، عصبیت و عدم انعطاف در قبول نوآوری ها و خلاقیت در فرهنگ آشپزی نسل جوان  از سوی مادران، عرصه را بر فرزندان تنگ می کند و موجب دلسردی، عدم اعتماد به نفس و از تکاپو افتادن جوانان می گردد . نتایج نشان می دهند هرچند در خصوص کسب دانش آشپزی و مدیریت مواد غذایی به عنوان یکی از ویژگی های زنان کدبانو میان مادران و دختران اختلافی وجود ندارد ولی در بازنمایی معیارها و شاخصه های آن، تفاوت میان نسلی وجود دارد و پیشنهاد می شود به این موارد توجه شود: 1- تغییر نظام ارزشی نسل های مادران و فرزندان 2- تغییر نظم اجتماعی و تفاوت در سبک زندگی میان نسل ها  3- توجه به مسائل مربوط به تمایل به کنترل در نسل مادران و تمایل به استقلال در نسل دختران 4- توجه به میزان پذیرش تفاوت ها از سوی نسل ها 4- توجه  به رابطه تعاملی و هم افزایی میان زبان با بخش های دیگر فرهنگ و جایگاه نشانه شناسی خوراک در گفتار خانوادگی نسل های مختلف  5- لزوم ورزیدگی و تقویت نگاه پژوهشگران جوان به مقوله گفتار روزمره (به عنوان اموری محسوس) در بازشناسی تفاوت های نسلی (به عنوان امری نامحسوس و پیچیده) در جوامع در حال گذار 4- لزوم توجه پژوهشگران به اهمیت نتایج برای مطالعات تطبیقی هویت زنان در جمعیت های قومی و تاثیر مهاجرت و تغییر سبک زندگی
۱۳۱۸۶.

ارتباطات شبکه ای شده خانواده ایرانی؛ بازخوانی حریم خصوصی و نظارت میان همسران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۶
نحوۀ ارتباط میان اعضای خانواده، به‌تدریج تغییر کرده است. اکوسیستم‌های مجازی پیچیده امروزی فضای ارتباطی همسران را تغییر داده‌اند. تغییر فضای ارتباطی، کیفیت زندگی روزمره و خصوصی‌ترین وجوه تجربیات اعضای خانواده را تحت تأثیر قرار داده ‌است. در الگوی خانواده دو فضایی بر اساس مختصات فضای مجازی مفاهیمی چون فضای خانه، حضور در خانه، ارتباطات خانوادگی، حریم خصوصی و بسیاری دیگر از مسائل مرتبط دچار بازسازی معنایی شده است. کنترل و ارتباطات تعادل جدیدی در ارتباطات رسانه‌های اجتماعی یافته‌اند: کنترل ازدست‌رفته و ارتباطات در حال کسب قدرت است. کاربران صرفاً به کنترل تکیه نمی‌کنند بلکه برای ایجاد هنجارها و اعتماد تلاش می‌کنند. درواقع حریم خصوصی توسط ارتباطات میان‌فردی بازتعریف می‌شود. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش‌ است که مرزها و قلمروهای ارتباطی چگونه توسط زوج‌ها مذاکره می‌شود و خانوادۀ امروز چه خوانش‌هایی از مفهوم حریم خصوصی و نظارت دارد؟ در این پژوهش با سه گروه از پاسخ‌گویان، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام شده است: این گروه‌ها شامل همسران، افراد اطلاع‌رسان و زوج درمانگران است که درمجموع نمونه‌ها شامل 47 نفر است. نتایج نشان می‌دهد مرزهای حریم خصوصی آنلاین میان همسران بسیار ژله‌ای شده است، دو مضمون فراگیر «حریم خصوصی سیال» و «نظارت سیال» بیانگر وجود طیف گسترده‌ای از تعاریف در میان زوج‌های کاربر فضای مجازی است که هرکدام شامل پنج مضمون سازمان دهنده می‌باشد. یافته‌‌ها نشان می‌دهد چگونه تعریف و مرزهای حریم خصوصی در پرتو ظهور رسانه‌های اجتماعی بین زوج‌های کاربر، بازبینی و مذاکره مجدد می‌شود.
۱۳۱۸۷.

بایسته های سیاستی مدیریت رسانه های کودکانه مبتنی بر الزامات نظریه مسئولیت اجتماعی رسانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۸
زندگی کودک امروز، با رسانه درهم تنیده است و این، پدیده رسانه است که در فرایند «اجتماعی شدنِ» او، بیشترین تاثیر را دارد. در این میان، رسانه های کودکانه به عنوان گونه ای از رسانه های جمعی، برای مخاطب کودک و حتی والدین جذابیت و اثرگذاری بسیاری دارند. این اثرگذاری، بر مسئولیت رسانه های کودکانه می افزاید؛ چه اینکه، الزامات نظریه مسئولیت اجتماعی رسانه ها اقتضا می کند که رسانه های کودکانه با نگرش کثرت گرا، تعهدگرا، پیشگیر، قانونگرا و پاسخگو، سیاستگذاری و مدیریت شوند.پژوهش پیش رو، که با هدف کشف و صورت بندی بایسته های سیاستی مدیریت رسانه های کودکانه شکل گرفته، از دیدگاه نظریه مسئولیت اجتماعی رسانه ها، تقاطعی میان الزامات آن نظریه با کارکردهای رسانه های کودکانه برقرار ساخته است. در این مطالعه که با روش کیفی تحلیل مضمون (تحلیل تم) انجام شده، ادبیات پژوهش با اتکاء به منابع کتابخانه ای و اسناد تدوین و با 14 نفر از خبرگان، از جمله مدیران رسانه های کودکانه و صاحبنظران حوزه کودک، رسانه و تربیت مصاحبه های نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. سپس با کدگذاری متون، 128 کد باز، 84 مضمون پایه و در نهایت 17 مضمون سازمان دهنده که همان بایسته های سیاستی هستند، استخراج و در قالب دو مولفه فراگیر «تحول در سازمان» و «مخاطب محوری» تولید شده اند. در نهایت، سیاست های هفده گانه با الزامات نظریه در ماتریسی تقاطع گرفته شده که نشان داده است بیشترین تاکید در رسانه های کودکانه، به ترتیب بر کثرت گرایی، تعهدگرایی، پاسخگویی، پیشگیرانه بودن و در نهایت، قانونگرایی است.
۱۳۱۸۸.

تحلیل جامعه شناختی توسعه علوم انسانی در ایران (مورد مطالعه شهر بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۷
یکی از شاخص های توسعه، توجه به جنبه انسانی آن است. توسعه علوم انسانی می توانند متأثر از مجموعه ای از عوامل باشد که در این راستا، نقش علوم انسانی بسیار مؤثر است بر همین اساس هدف پژوهشگر بررسی و تحلیل جامعه شناختی علوم انسانی، چگونگی و شناخت عوامل مؤثر بر توسعه علوم انسانی در ایران است که با روش پیمایشی و تکنیک دلفی با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام گرفت. جامعه آماری، تحصیل کردگان حوزه های مختلف علوم انسانی بویژه علوم اجتماعی و جامعه شناسی بوده که با استفاده از نرم افزار آماری SPSS Sample Power تعداد 420 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت. نتایج نشان می دهد که رابطه متغیرهای، عدم سیاست زدگی علوم انسانی و توسعه علوم انسانی (./536)، اشتغال فارغ التحصیلان علوم انسانی در مناصب اداری با توسعه علوم انسانی (./523)، بومی بودن علوم انسانی و توسعه علوم انسانی (./521)، بازدهی اقتصادی علوم انسانی و توسعه علوم انسانی (./479)، وجود نظریه پرداز و نیروی کارآمد علوم انسانی و توسعه علوم انسانی (./451)، سرانه مطالعه علوم انسانی و توسعه علوم انسانی (./416) رابطه ای معنادار است. نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه ، بازدهی اقتصادی علوم انسانی (R2=0/451)، وجود نظریه پرداز و نیروهای کارآمد علوم انسانی (R2=0/445)، عدم سیاست زدگی علوم انسانی (R2=0/381)، بومی بودن علوم انسانی (R2=0/374) و اشتغال فارغ التحصیلان علوم انسانی در مناصب اداری (R2=0/301)، میزان تغییرات درونی متغیر وابسته را نشان میدهد.
۱۳۱۸۹.

ارائه الگوی نقش اساتید دانشگاه در تربیت جوانان در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۰
در شرایط کنونی، نیاز به تربیت جوانان توانمند، متعهد و تمدن­ساز به‌عنوان اصلی­ترین سرمایه­های انقلاب اسلامی، یکی از دغدغه­های کلیدی نظام آموزشی است. با توجه به ضعف­های موجود در الگوی تربیتی دانشگاه‌ها (ازجمله تمرکز صرف بر آموزش­های نظری و بی­توجهی نسبی به ابعاد اخلاقی و هویتی)، این پژوهش به ارائه الگوی نقش اساتید دانشگاه در تربیت جوانان در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی بر پایه مبانی بیانیه گام دوم انقلاب می­پردازد. بیانیه گام دوم انقلاب، به‌عنوان سندی راهبردی، بر اهمیت تربیت نیروی انسانی متعهد و متخصص تأکید دارد و دانشگاه‌ها به‌عنوان مراکز تربیت نیروی انسانی متعهد و متخصص، نقش کلیدی در پرورش نسل جوان دارند. دراین‌راستا، اساتید به‌عنوان الگوهای علمی و اخلاقی تأثیر به‌سزایی دارند. این پژوهش با روش مروری نظام­مند و با روش نمونه­گیری هدفمند، منابع معتبر (شامل مقالات علمی، اسناد بالادستی و کتب مرتبط) را از پایگاه­های داخلی و خارجی (مانند: Noormags، SID و Science Direct) با کلیدواژه­های نقش اساتید، تربیت جوانان، تمدن نوین اسلامی و بیانیه گام دوم انقلاب گردآوری و تحلیل کرده است. یافته­ها نشان می­دهد اساتید دانشگاه در شش نقش الگویی، هدایت­گری، معرفت­افزایی، هویت­بخشی، مسئولیت­پذیری و تربیت سایبری تأثیرگذارند و مواجهه با چالش­هایی مانند کاهش تعامل استاد ـ دانشجو، ضعف نظام انگیزشی اساتید و موانع فرهنگی، نیازمند راهکارهایی چون تغییر ساختار ارزیابی اساتید، تقویت مهارت­های تربیتی آنان و استفاده از ظرفیت­های فرهنگی دانشگاه است. این مطالعه بر این نکته تأکید دارد که تحقق تمدن نوین اسلامی بدون بازتعریف نقش اساتید در تربیت همه­جانبه جوانان ممکن نخواهد بود.
۱۳۱۹۰.

نقش نهادهای فرهنگی در نهادینه سازی حجاب و عفاف (مطالعه موردی استان کرمانشاه)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۵
حجاب و عفاف از موضوعات مهم دینی و اجتماعی است که نهادینه شدن آن در جامعه، نیازمند آگاهی از شرایط، علل و عوامل اثرگذار توسط نهادهای فرهنگی به عنوان متولیان اصلی فرهنگ سازی است. مسئله اصلی پژوهش، ارائه الگوی نقش نهادهای فرهنگی در نهادینه سازی حجاب و عفاف در جامعه است. روش پژوهش بر اساس هدف کاربردی و باتوجه به شیوه جمع آوری اطلاعات و تجزیه وتحلیل آنها، کیفی و با استراتژی نظریه داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، کلیه کارکنان و مسئولان نهادهای فرهنگی استان کرمانشاه (1403-1402) هستند که شانزده نفر از آنان، با نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند و اطلاعات لازم از آنها به واسطه مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته، جمع آوری و سپس طی سه فرایند کدگذاری باز، محوری و گزینشی، مفهوم پردازی و تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها نشان داد الگوی نقش نهادهای فرهنگی در نهادینه سازی حجاب و عفاف، شامل مقوله های شرایط علّی (ارزش پایه حجاب، مدیریت صحیح و اصلاح قوانین)، شرایط زمینه ای (تقویت زیرساخت ها، هدفمندی حجاب و عفاف، حریم و حرمت حجاب و عفاف و جو فرهنگی و اجتماعی)، شرایط مداخله ای (عوامل محیطی و سازمانی، نگرش مسئولان و نهادها و یکپارچگی سازمان ها و اقدامات)، راهبردها (فعالیت های انگیزشی، اقدامات کاربردی، کنترل و نظارت و مدیریت و برنامه ریزی) و پیامدهای اولیه (سلامت فردی و خانوادگی، آرامش و سلامت اجتماعی) و پیامدهای ثانویه (رشد و کمال معنوی و کاهش آسیب ها) است. در نتیجه باتوجه به نقش نهادهای فرهنگی در نهادینه سازی حجاب و عفاف لازم است کارکنان و مسئولان این نهادها، مخصوصاً مدیران ارشد و برنامه ریزان، به عوامل اشاره شده توجه ویژه ای داشته باشند و ازطریق راهبرهای نام برده، پیامدهای این امر را فراهم سازند.
۱۳۱۹۱.

حکمرانی عدالت گستر جهانی در اندیشه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و پالایش آنارشی نظام بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۰
استقرار نظام عدالت گستر در سطح کلان، برای اولین بار توسط مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) پایه گذاری و اجرا شد. لذا، با توجه به محدودیت های تحمیلی آنارشی نظام بین الملل بر روند توزیع عناصر عدالت اجتماعی، ذکر این مسئله موضوعیت می یابد که «الگوی حکمرانی عدالت گستر امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) چگونه می تواند در مدیریت بحران آنارشی نظام بین الملل تأثیرگذار باشد»؟ فرضیه پژوهش بیان می دارد که «الگوی حکمرانی عدالت گستر امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)، مدیریت بحران مسیل های آنارشی نظام بین الملل را با دستور کار تحدید سیاست قدرت در چارچوب سیاست اخلاق، و درنتیجه بنای نظام دموکراسی عقیده محور، از پایین به بالا عملیاتی و اجرا می کند». ماهیت این پژوهش تحلیلی- تبیینی، روش تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از تحلیل محتوای کیفی منابع انجام شده است. روش جمع آوری اطلاعات به صورت کیفی در قالب منابع کتابخانه ای و اینترنتی و در چارچوب رویکرد نظری جهان وطن گرایی انجام شده است. طبق یافته های پژوهش، مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) با انسجام مرزبندی های جامعه جهانی، فرای حصار زمان و مکان، به اعضای جامعه جهانی بر مبنای تابعیت عقیدتی، هویت بخشی می کند. تلخیص نتایج تحقیق نیز بیان می دارد که دستور کار «تحدید سیاست قدرت در چارچوب سیاست اخلاق» و در نتیجه استقرار نظام «دموکراسی عقیده محور»، به عنوان مهم ترین پیش نیاز «مدیریت بحران آنارشی نظام بین الملل» در راستای استقرار حاکمیت عدالت گستر جهانی عمل می کند.
۱۳۱۹۲.

بازخوانی نقش نقاشی در معماری معاصر: از زیبایی شناسی بصری تا هویت فضایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۷
نقاشی در معماری معاصر صرفاً به عنوان عنصری تزئینی به کار نمی رود، بلکه در بسیاری از نمونه ها به بخشی از منطق شکل گیری فضا و تجربه ادراکی آن تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی نقش نقاشی در شکل دهی به هویت فضایی معماری معاصر انجام شده و تلاش دارد جایگاه آن را فراتر از کارکردهای زیبایی شناختی متداول تحلیل کند. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل کیفی و مطالعه نمونه های منتخب از آثار معماری معاصر است که در آن ها عناصر نقاشانه به صورت آگاهانه در سازمان دهی فضا، سطوح و تجربه بصری به کار گرفته شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که استفاده از خط، رنگ و فرم های نقاشانه می تواند به ایجاد لایه های معنایی، تقویت خوانایی فضا و شکل گیری ارتباط حسی عمیق تر میان انسان و محیط منجر شود. در این چارچوب، نقاشی نه به عنوان عنصری الحاقی، بلکه به مثابه بخشی از زبان طراحی معماری عمل می کند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که ادغام هدفمند نقاشی در معماری معاصر می تواند به خلق فضاهایی با هویت متمایز و کیفیت ادراکی بالاتر بینجامد و مرز میان هنرهای تجسمی و طراحی فضایی را بازتعریف کند.
۱۳۱۹۳.

ارائه الگوی داده بنیاد درک معنایی هنرمندان هنرهای تجسمی از تعامل با مخاطبان (مطالعه موردی: هنرمندان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۵۷
پژوهش حاضر به بررسی درک معنایی هنرمندان هنرهای تجسمی از تعامل هنرمند با مخاطب پرداخت. سؤال اصلی پژوهش این بود که تعامل بین مخاطب و هنرمند از دیدگاه هنرمندان هنرهای تجسمی تحت تأثیر چه عواملی شکل می گیرد و چه راهبردهایی برای تقویت این تعامل می توان ارائه داد. روش تحقیق از نوع نظریه زمینه ای (رویکرد سیستماتیک) بود. میدان پژوهش حاضر، شهر اصفهان و مشارکت کنندگان پژوهش، هنرمندان و کارشناسان حوزه هنرهای تجسمی بودند که تعداد 14 نفر از آن ها با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند – نظری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از رویکرد کدگذاری سه مرحله ای نظریه زمینه ای سیستماتیک (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) استفاده شد. بر مبنای یافته های پژوهش، شرایط علی تأثیرگذار بر تعامل هنرمند با مخاطب عبارتند از: مجازی شدن، ناترازی چندلایه، مخاطب زدایی هنرمند و مرجعیت اجتماعی هنرمند. شرایط زمینه ای شامل دو مقوله سرگشتگی نهادی و بسترهای اقتصادی ویران است. تعارضات ایدئولوژیک و سیالیت مخاطب دو عامل مداخله گر در تعامل هنرمند و مخاطب هستند. راهبردهای بهبود تعامل بین هنرمند و مخاطب عبارتند از: کارآمدتر شدن نهادها، بازسازی نظام بازاریابی، دیجیتالیزه کردن هنر و بازسازی نظام اندیشه. در نهایت، پیامدهای تحقق این راهبردها شامل تقویت مرجعیت هنری، تقویت منابع سرمایه ای هنر و تقویت کیفیت هنری است. «چرخشِ دیجیتالی و سیالیتِ معنایی تعامل» مقوله مرکزی است.
۱۳۱۹۴.

بررسی آثار فراگیری مالی بر رشد اقتصادی: رهیافت گشتاورهای تعمیم یافته و چندکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۴۸
هدف: فراگیری مالی یک چالش اجتماعی اقتصادی برای سیاست گذاران، بازارها و مؤسسه های مالی است. فراگیری مالی محرک رشد اقتصادی است. در این مقاله، اثر فراگیری مالی بر رشد اقتصادی در کشورهای با درآمد متوسط ارزیابی و فراگیری مالی با در نظر گرفتن سه بُعد نفوذ بانکی، در دسترس بودن خدمات بانکی و کاربری محاسبه شد. دسترسی افراد به ابزارهای مالی برای مؤسسه های مالی، به منظور گسترش سهم بازاری خود ضروری به نظر می رسد. با وجود این، فراگیری مالی و دسترسی همه افراد به بازارهای مالی، از جنبه های توسعه اقتصادی، برای سیاست گذاران اهمیت زیادی دارد؛ از این رو، هدف این مقاله، نخست طراحی شاخص جامع فراگیری مالی و سپس ارزیابی آثار آن بر رشد اقتصادی در کشورهای درحال توسعه است. روش: روش این پژوهش کمّی است که به صورت طراحی شاخص جامع فراگیری مالی با استفاده از گشتاورهای تعمیم یافته و چندکی، برای دوره زمانی ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۲ برای ۴۹ کشور توسعه یافته انجام شده است. یافته ها: برآوردهای به دست آمده از روش پنل دیتا نشان می دهد که فراگیری مالی، بر رشد اقتصادی کشورهای با درآمد متوسط، اثر قوی مثبت و معنادار داشته است. اثر IFI بر رشد اقتصادی، بدون توجه به روش برآورد (اثرهای ثابت، اثرهای تصادفی و گشتاورهای تعمیم یافته) پایدار است و با اینکه مقدار اثر تغییر می کند، جهت اثرگذاری ثابت است. برآورد به روش چندکی نشان داد که اثرگذاری IFI بر رشد اقتصادی در کشورهای با درآمد کمتر، بیش از کشورهای با درآمد بالا است و نشان می دهد IFI می تواند محرک مناسبی برای رشد اقتصادی کشورهای فقیر باشد. این نتیجه با بازدهی نزولی سرمایه سازگار است؛ بدین معنا که تأمین زیرساخت های بانکی و تعمیق فراگیری مالی در مراحل اولیه، اثرهای بیشتری در پی دارد و از اثر آن به تدریج کاسته می شود. همچنین یافته ها نشان داد که محیط اقتصاد کلان (نرخ تورم، باز بودن اقتصاد و تشکیل سرمایه) اثر مثبت و نرخ بیکاری اثر منفی بر رشد اقتصادی داشته است. ساختار جمعیت (نرخ رشد جمعیت) و نظام سلامت (امید به زندگی) هم از عوامل اثرگذار بر رشد اقتصادی بوده اند. از این رو، بهره برداری از ابزارهای جدید بانکداری، مانند اینترنت بانک و همراه بانک، به ویژه در مناطق کم برخوردار، ارائه خدمات متنوع از طریق شعب، گسترش بانکداری خُرد، بهره برداری از اپلیکشن های ساده و متناسب با توانمندی های مردم، در توسعه و تعمیق فراگیری مالی به همراه رشد اقتصادی، نقش کانونی خواهد داشت. باید توجه شود که متوسط نرخ تورم حدود ۶ درصد است و این کشورها تجربه تورم شتابان و دورقمی را به ندرت تجربه می کنند. نتیجه گیری: نتایج برآورد به روش چندکی نشان می دهد که شاخص فراگیری مالی بر رشد اقتصادی مؤثر است. به جز متغیر باز بودن اقتصاد، نتایج این روش با روش گشتاورهای تعمیم یافته سازگار و هم سو است. برآوردها به روش چندکی گویای اثرگذاری بیشتر شاخص فراگیری مالی در کشورهای با درآمد کمتر است؛ بنابراین تعمیق و توسعه مالی برای کشورهایی که هنوز درآمد کمتری دارند، اهمیت زیادی دارد و می تواند به رونق اقتصادی کمک کند.  
۱۳۱۹۵.

مسئولیت اجتماعی شرکتی در کسب وکارهای خانوادگی: با تأکید بر پایداری و رویکردی بیبلیومتریک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۳۷
هدف: پایداری در دهه اخیر، توجه زیادی را در حوزه های مختلف از جمله رسانه ها، نهادها، سازمان های سیاست گذار ملی و بین المللی به خود جلب کرده است. همچنین ادبیات مسئولیت اجتماعی، به ویژه در شرکت های خانوادگی که ویژگی های منحصربه فردی دارند و آن ها را از سایر نهادهای خصوصی متمایز می کند، به تازگی گسترش سریعی را در رابطه با مفهوم پایداری تجربه کرده است و زمینه های پژوهشی متفاوت و جذابی را شکل داده است. این پژوهش در تلاش است تا با تجزیه وتحلیل بیبلیومتریک پژوهش های پیشین مسئولیت اجتماعی شرکتی در کسب وکارهای خانوادگی و ادغام آن با پایداری، به یکپارچه سازی مطالعات گذشته بپردازد و از این طریق، شکاف اقدام های پراکنده مسئولیت اجتماعی کسب وکارهای خانوادگی در صنایع مختلف را پوشش دهد. روش: روش این پژوهش، آمیخته و ترکیبی از روش کمی کیفی با رویکردی بیبلیومتریک و طراحی مدلی مبتنی بر چارچوب اِی دی اُ (پیشایندها، تصمیمات و نتایج) و تی سی اِم (نظریه، زمینه، روش) است. در این مطالعه برای تحلیل علم سنجی، از پایگاه داده اسکوپوس، بزرگ ترین پایگاه داده قابل اعتماد و مورد استفاده فراوان در پژوهش های علم سنجی بین سال های ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۳ استفاده شد. از میان ۵۹۲ مقاله استخراجی، ۱۲۰ مقاله، پس از غربالگری اولیه، برای تحلیل علم سنجی انتخاب و وارد نرم افزار وی اُاِس ویور شد. در فاز عملیاتی پژوهش، برای حذف مقاله های نامرتب، از مدل پیشنهادی آیدن و همکاران (۲۰۱۷)، در چهار مرحله بهره گرفته شد: الف. شناسایی و استخراج مقاله های مرتبط؛ ب. غربالگری بر اساس عنوان و چکیده مرتبط با حوزه اصلی پژوهش؛ ج. غربالگری مجدد با بررسی مقدمه، نتایج و انتخاب مقاله های مرتبط؛ د. ارزیابی و بررسی مقاله های غربالگری، بر اساس هدف پژوهش و انتخاب ۳۶ مقاله نهایی. یافته ها: یافته ها نشان داد که علاقه به مسئولیت اجتماعی شرکتی در شرکت های خانوادگی پس از سال ۲۰۱۰ به طور چشمگیری گسترش یافته است. مطالعات آغازین ردپایی در پژوهش های اروپای غربی و آمریکای شمالی دارد؛ اما اکنون مرکز ثقل مطالعات به سمت آسیا و به ویژه مطالعات در کشورهایی با اقتصاد نوظهور یا پیشرفته نظیر چین، تغییر جهت داده است. این تحلیل نقش محوری مطالعات کمّی، به ویژه با روش های تحلیل رگرسیون را برجسته می کند و بسیاری از تحقیقات در این زمینه مبتنی بر آن هستند. نتیجه گیری: بر اساس مدل آیدن و همکاران با غربالگری ثانویه، یک مدل محقق ساخته از ۳۶ مقاله احصا شده، طراحی شد. نتایج نشان داد که سهم بیشتر پیشایندها در زمینه های مسئولیت اجتماعی شرکت عبارت اند از: توسعه پایدار، اهداف توسعه پایدار (SDG)، اخلاق و عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. بسیاری از تصمیم ها در زمینه استراتژی های شرکتی با جهت گیری های بلندمدت و در سطح تصمیم های هیئت مدیره با تمرکز بر روش های مدیریت سود، ساختار مالکیت، افشای عملکرد محیطی، کوچک سازی، کاهش مشاغل، تنوع جنسیتی و سرمایه گذاری است. بررسی این پژوهش ها نشان می دهد که هدف این مداخله ها، افزایش شفافیت در افشای پایداری، تقویت رویکردهای مسئولانه و تنظیم سرمایه گذاری در راستای پایداری بوده که یکی از روندهای اصلی سال های اخیر است. علاوه براین، مطالعه کنونی، مشارکت های چشمگیری از شرکت های خانوادگی در کشورهای آسیایی مانند چین، کره جنوبی، روسیه، ترکیه و کشورهای اروپایی مانند لیتوانی، بلغارستان، جمهوری چک، استونی، لتونی، لهستان، اسلواکی، اسلوونی، بلاروس، اوکراین آلبانی، بوسنی و هرزگوین، کوزوو، مولداوی، مونت نگرو، مقدونیه شمالی، صربستان قبرس، یونان، ایتالیا، پرتغال و کشورهای آمریکایی از جمله ایالات متحده آمریکا را برجسته می سازد. افزون بر موارد یاد شده، در این دسته از مقاله ها، نظریه هایی مانند نظریه ثروت اجتماعی – عاطفی، نظریه ذی نفعان، نظریه نهادی و دیدگاه مبتنی بر منابع، نظریه نونهادی، نظریه سرپرستی، نظریه نمایندگی، نظریه سیستم های هدف، نظریه رفتار برنامه ریزی شده و نظریه سیگنالینگ، بر مشارکت شرکت های خانوادگی در اقدام های مسئولیت پذیری شرکتی تأکید می کنند.
۱۳۱۹۶.

تحلیل ویژگی ها و تحولات هویتی اعضای طبقه متوسط در شهر تهران (1380- 1400 ه.ش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۴۰
طبقه متوسط و تحولات هویتی اعضای آن در جامعه ایران موضوع مباحث و مناقشات گوناگونی بوده است. پژوهش حاضر به دنبال توصیف و تحلیل خصوصیات هویت اعضای این طبقه و تحولات آن در دهه های 80 و 90 در شهر تهران است. در این راستا، از دیدگاه های نظری پی یر بوردیو در مورد طبقات اجتماعی و دیدگاه های آنتونی گیدنز در مورد هویت استفاده می شود. در اینجا، با استفاده از روش های سرگذشت پژوهی و گروه متمرکز با 15 نفر از اعضای این طبقه در شهر تهران مصاحبه شده و با استفاده از روش تحلیل محتوی کیفی اطلاعات تحلیل شده اند. بر اساس یافته های پژوهش حاضر، ویژگی های هویتی اعضای طبقه متوسط در شهر تهران در ابعاد هویت جمعی/فردی، دینی/غیردینی، سیاسی و ملی توصیف و تحلیل شده است. بررسی تحولات هویتی اعضای طبقه متوسط نشان می دهد در حالی که هویت جمعی، دینی و سیاسی آن ها از ابتدای دهه 80 تا اواسط دهه 90 از قدرت و شدت بیشتری برخوردار بوده است ابعاد هویتی ذکر شده در فاصله سال های میانی دهه 90 تا پایان این دهه تضعیف شده است.
۱۳۱۹۷.

تبیین قاعده اخلاقی ارزش ذاتی محیط زیست در مرافعات اشخاص نسبت به ملی نمودن اراضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۱۵
امروزه مبانی اخلاقی ارزش ذاتی محیط زیست محملی برای پدید آمدن حق بر محیط زیست به عنوان یکی از موضوعات مهم در نظام بین المللی و قوانین داخلی کشورها است. مشکلاتی مانند گرمایش زمین و سوراخ شدن لایه ازون بواسطه قطع جنگل ها و از بین رفتن گیاهان نادر، آلودگی های زیست محیطی، باران اسیدی و کاهش منابع آب، علاوه بر تخریب محیط زیست، زندگی انسان را نیز تهدید می کند. اگرچه جرایم زیست محیطی به عنوان جرایم بدون قربانی شناخته می شوند، اما به ندرت به صورت کامل مورد توجه قرار می گیرند. با این اوصاف در این تحقیق به ارتباط این موضوع با مالکیت افراد و ملی نمودن اراضی توجه می شود. مالکیت افراد نسبت به اموالشان در همه ی جوامع همواره مورد توجه بوده و هست. از گذشته تا حال کاملترین حق عینی در حقوق ما حق مالکیت می باشد و این حق همیشه قابل احترام و تکریم بوده و هیچ کس نمی تواند به حق مالکیت دیگری تجاوز کند؛ پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که در مواردی که دولت(اداره منابع طبیعی) در راستای اجرای قانون ملی شدن جنگل ها و مراتع مصوب 1۳41 و قوانین بعدی ، با بررسی سابقه و سنجش موقعیت یک محدوده مشخص از اراضی با معیارهای مشخص و از پیش تعیین شده، مبادرت به صدور برگه ی به نام «برگ تشخیص» انجام می گیرد و ادعای مالکیت نسبت به زمینی را دارد . آیا بار اثبات این ادعا بر دوش دولت(اداره منابع طبیعی) است یا بر دوش مالک شخصی ملک؟ در این زمینه نتایج تحقیق نشان دادند که مبنای اخلاقی درباره ارزش ذاتی محیط زیست در بحث اراضی ملی بر اساس ایجاد عدالت میان رابطه انسان و اراضی لحاظ شده و رویه مالکیت افراد در دو بحث تقصیر و قصور دولت و اشتباه مأمور مجری در تشخیص مستثنیات مهمترین عوامل در مرافعات اشخاص نسبت به اراضی ملی هستند.
۱۳۱۹۸.

رابطه صمیمیت زناشویی، خودانسجامی و بهزیستی روانشناختی والدین با امنیت روانی فرزندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۹۵
هدف: هدف این پژوهش بررسی نقش صمیمیت زناشویی، خودانسجامی و بهزیستی روان شناختی والدین در پیش بینی امنیت روانی فرزندان پسر دوره دوم متوسطه بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر بابل در سال تحصیلی جاری بود که 357 نفر از آن ها با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (فرم کوتاه)، مقیاس صمیمیت زناشویی واکر و تامپسون، پرسشنامه خودانسجامی قربانی و همکاران، و پرسشنامه امنیت روانی مازلو (فرم کوتاه) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه هم زمان تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که میان صمیمیت زناشویی، خودانسجامی و بهزیستی روان شناختی والدین با امنیت روانی فرزندان رابطه معناداری وجود دارد. این سه متغیر توانستند به طور مشترک 46 درصد از واریانس امنیت روانی را پیش بینی کنند. در این میان، خودانسجامی قوی ترین پیش بینی کننده امنیت روانی فرزندان بود (β=0.359، p<0.0001)، و پس از آن بهزیستی روان شناختی (β=0.326، p=0.001) و صمیمیت زناشویی (β=0.270، p<0.0001) قرار گرفتند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که سلامت روانی، انسجام درونی و کیفیت روابط زناشویی والدین نقش مهمی در ارتقاء امنیت روانی نوجوانان ایفا می کنند. این یافته ها ضرورت توجه به آموزش های خانواده محور، مشاوره زناشویی و ارتقاء مهارت های روان شناختی والدین را در برنامه های سلامت روان کودکان برجسته می کند.
۱۳۱۹۹.

بررسی تأثیر فناوری های دیجیتال بر صمیمیت زناشویی با تأکید بر نظریه مثلث عشق استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۷۸
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی یک مداخله آموزشی مبتنی بر نظریه مثلث عشق استرنبرگ بر صمیمیت زناشویی در بستر استفاده از فناوری های دیجیتال است. روش شناسی: این مطالعه از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پنج ماهه با گروه کنترل بود. نمونه شامل ۳۰ زن متأهل ساکن تهران بود که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر کدام ۱۵ نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش در ده جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش روان شناختی شرکت کرد. ابزار اندازه گیری، مقیاس صمیمیت زناشویی بود و داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل در نمرات صمیمیت زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد (p<0.001). میانگین نمرات گروه آزمایش از مرحله پیش آزمون به پس آزمون افزایش چشمگیری یافت و در مرحله پیگیری نیز حفظ شد. نتایج آزمون بونفرونی نیز معناداری تفاوت بین مراحل مختلف را در گروه آزمایش تأیید کرد. نتیجه گیری: مداخله مبتنی بر نظریه استرنبرگ منجر به افزایش معنادار صمیمیت زناشویی و پایداری آن در بلندمدت شد. این نتایج نشان می دهد آموزش های ساختاریافته در حوزه مهارت های ارتباطی دیجیتال و هیجانی می تواند کیفیت روابط زناشویی را در دوران دیجیتال بهبود بخشد.
۱۳۲۰۰.

Parental Conflict and Adolescent Sleep Problems: The Mediating Role of Anxiety(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۳۰
Objective: This study aimed to investigate the mediating role of anxiety in the relationship between parental conflict and adolescent sleep problems. Methods: A descriptive correlational design was employed using a sample of 404 adolescents from Pakistan, selected based on the Morgan and Krejcie table. Participants completed standardized questionnaires measuring perceived parental conflict, anxiety symptoms, and sleep disturbances. Data analysis was conducted using SPSS-27 for Pearson correlation analysis and AMOS-21 for Structural Equation Modeling (SEM). The assumptions of normality, linearity, and multicollinearity were confirmed prior to analysis. The SEM approach allowed for testing both direct and indirect pathways within the proposed mediation model. Findings: Results from Pearson correlation indicated significant positive associations between parental conflict and anxiety (r = .51, p < .001), anxiety and sleep problems (r = .55, p < .001), and parental conflict and sleep problems (r = .47, p < .001). The structural model demonstrated good fit indices (χ² = 204.38, df = 84, χ²/df = 2.43, GFI = 0.94, AGFI = 0.91, CFI = 0.96, TLI = 0.95, RMSEA = 0.059). SEM analysis showed that parental conflict significantly predicted anxiety (b = 0.38, p < .001) and sleep problems (b = 0.19, p < .001), while anxiety significantly predicted sleep problems (b = 0.42, p < .001). The indirect effect of parental conflict on sleep problems through anxiety was also significant (b = 0.16, p < .001), confirming the mediating role of anxiety. Conclusion: The findings indicate that anxiety is a significant mediator in the relationship between parental conflict and adolescent sleep disturbances. These results underscore the need for family-based and anxiety-focused interventions to address sleep problems in adolescents exposed to high-conflict home environments.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان