ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۸۲۱ تا ۳٬۸۴۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۳۲ مورد.
۳۸۲۱.

مفهوم پردازی، فرایند و پیامد رقابت از منظر آموزگاران دوره ابتدایی: مطالعه ای پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۶
در جوامع امروز، رقابت نه به عنوان وسیله بلکه به عنوان هدف در تعلیم و تربیت مطرح می شود که می تواند مشکل ساز باشد. این فرایند به دلیل عدم تعریف اصولی رقابت در جامعه هست. از این رو، هدف پژوهش حاضر، پدیدارشناسی مفهوم رقابت، فرایند (دلایل و روش های) ایجاد رقابت و پیامدهای رقابت است. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن، پدیدارشناسی از نوع توصیفی است. میدان پژوهش آموزگاران استان مازندران بود. نمونه پژوهش 17 نفر (3 نفر مرد و 14 نفر زن) بودند که به روش نمونه گیری هدفمند از نوع ملاکی انتخاب گردیدند. پس از مصاحبه ی نیمه عمیق با 14 نفر، اشباع نظری داده ها به دست آمد، اما برای اعتباربخشی به یافته ها، مصاحبه ها تا هفدهمین نفر ادامه یافت. تحلیل داده ها با استفاده از راهبرد هفت مرحله ای کلایزی و نرم افزار 2020 MAXQDA صورت پذیرفت. همچنین به منظور اطمینان پذیری از معیارهای گوبا و لینکلن استفاده گردید. در بخش یافته ها، نه مضمون اصلی  و 34 زیرمضمون به دست آمد. از جمله مضامین مهم می توان به رقابت مثبت، رقابت آمیخته، فرایند ایجاد رقابت در مدرسه، پیامدهای اجتماعی رقابت و پیامدهای فردی رقابت اشاره کرد. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر همسو با پژوهش های مرتبط بود. این نتایج نشان دادند که رقابت در ذات خود یک پدیده ای خنثی است و وقتی تحت تاثیر افکار و نگرش آدمیان قرار می گیرد، با توجه به پیامدهایی که دارد به رقابت مثبت و منفی تبدیل می شود. از این رو توجه به فرایند (دلایل و روش های) ایجاد رقابت مثبت و منفی بسیار مهم و ضروری است.
۳۸۲۲.

مدل سازی تأثیر رهبری آموزشی بر خودرهبری معلمان با میانجی گری توسعه حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۵
این پژوهش با هدف مدل سازی تاثیر رهبری آموزشی از طریق توسعه حرفه ای بر خودرهبری معلمان به شیوه کمی انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری می باشد و جامعه آماری آن را کلیه معلمان مدارس دخترانه و پسرانهِ دولتی و غیردولتی دوره ابتدایی شهر تالش به تعداد 763 نفر تشکیل دادند که بر مبنای جدول مورگان، نمونه ای به حجم 257 نفر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شد. جهت گردآوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد، رهبری آموزشی Hallinger & Wang (2015)، توسعه حرفه ای Godali (2016) و خودرهبری Houghton & Neck (2002) استفاده گردید که پایایی آن ها با استفاده از روش الفای کرونباخ به ترتیب 85/0، 87/0 و 91/0 محاسبه گردید و روایی پرسشنامه ها از طریق تحلیل عاملی تاییدی تعیین گردید. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای Spss و Lisrel انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل علّی مفروض از برازش مناسبی برخودار بوده و قابل تعمیم به جامعه پژوهش است. اثر مستقیم رهبری آموزشی بر خودرهبری معلمان (58/0) و بر توسعه حرفه ای (93/0) مثبت و معنادار است. همچنین اثر مستقیم توسعه حرفه ای بر راهبردهای خودرهبری معلمان (53/0) مثبت و معنادار است. اثر غیرمستقیم رهبری آموزشی با میانجی گری توسعه حرفه ای بر خودرهبری معلمان (49/0) مثبت و معنادار است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که رهبری آموزشی به همراه نقش میانجی توسعه حرفه ای، دارای نقش موثری در خودرهبری معلمان می باشد. لذا مدیران می توانند با استفاده از رهبری آموزشی مناسب و توسعه حرفه ای، معلمان را به سمت خودرهبری سوق دهند.
۳۸۲۳.

بررسی رابطه رهبری آموزشی با روشنی بیان معلم و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان شهرستان قشم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه و هدف : هدف از انجام این تحقیق بررسی رابطه رهبری آموزشی با روشنی بیان معلم و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان شهرستان قشم بود. روش شناسی پژوهش : تحقیق حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ شیوه اجرا، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان و دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان قشم بود، که بر اساس آمار موجود در اداره آموزش وپرورش شهرستان قشم تعداد معلمان 558 نفر و تعداد دانش آموزان 9743 نفر ذکر گردیده است. از جامعه آماری فوق تعداد 228 معلم و 370 دانش آموز بر اساس فرمول کوکران و  به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان حجم نمونه آماری تعیین گردید. به منظور همسان سازی تعداد نمونه ها در دو گروه، تعداد پرسشنامه های معلمان نیز به 370 نفر رسانده شد. و روش نمونه گیری به شیوه تصادفی خوشه ای بود. به جهت گردآوری داده های کمی و کیفی از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. درروش میدانی، ابزار پرسشنامه استاندارد مورداستفاده قرار گرفت. پرسشنامه ها شامل؛ پرسشنامه رهبری آموزشی لوئیس و همکاران (2010)، پرسشنامه روشنی بیان معلم لادکاوسکی (2008) و پرسشنامه اشتیاق تحصیلی دانش آموزان فریدل و پاریس (2005)، بود. به جهت بررسی روایی از روایی محتوایی و تحلیل عاملی اکتشافی با شاخص های KMO  و بارتلت و پایایی با آزمون آلفای کرونباخ، استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل همبستگی و رگرسیون خطی ساده در نرم افزار SPSS26 انجام گرفت. یافته ها : یافته ها نشان داد که بین رهبری آموزشی با روشنی بیان معلم و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان رابطه معناداری وجود دارد. چراکه سطح معناداری کمتر از 05/0 و آماره t بزرگ تر از 96/1 نشان از معنادار بودن آن داشت. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که رهبری آموزشی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در بهبود کیفیت تدریس، نه تنها می تواند نقش بسزایی در افزایش روشنی بیان معلمان ایفا کند بلکه باعث افزایش علاقه و انگیزه دانش آموزان نسبت به تحصیل می شود.
۳۸۲۴.

نقش واسطه ای توسعه حرفه ای در رابطه سواد برنامه درسی با اثربخشی معلم (مورد مطالعه شهر کازرون)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه و هدف: معلمان نقش اساسی در کیفیت آموزش دارند و سواد برنامه درسی آنان به طور مستقیم بر اثربخشی تدریس تأثیر می گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای توسعه حرفه ای در رابطه سواد برنامه درسی با اثربخشی معلم انجام شد. روش پژوهش همبستگی بر اساس مدل سازی معادلات ساختاری بود. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش همه معلمان متوسطه اول شهرستان کازرون بود . بر اساس جدول کرجسی و مورگان و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های پرسشنامه سواد برنامه درسی عباباف و همکاران (1392)، پرسشنامه توسعه حرفه ای قنبری و محمدی (1395) و پرسشنامه اثربخشی معلم ادموند و همکاران (2005) بود که روایی آنها با استفاده از روش CVR لاوشه(ضریب توافق بالای 07/0 ) و پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفا کرانباخ 88/0 تایید رسید . یافته ها: سواد برنامه درسی معلم بر اثربخشی معلم تاثیردارد سواد برنامه درسی معلم بر توسعه حرفه ای معلم اثر دارد سواد برنامه درسی معلم بر توسعه حرفه ای معلم اثر دارد نتایج فرضیه اصلی نیز نشان می دهد اثر غیرمستقیم سواد برنامه درسی معلم بر اثربخشی معلم با میانجیگری توسعه حرفه ای با میزان 42/0 در سطح 05/0 ،معنادار است. نتیجه گیری: سواد برنامه درسی معلم نقش مهمی در افزایش اثربخشی او دارد. این سواد علاوه بر اثرگذاری مستقیم بر اثربخشی معلم، به توسعه حرفه ای او نیز منجر می شود. توسعه حرفه ای به نوبه خود به عنوان یک متغیر میانجی عمل کرده و اثر غیرمستقیم سواد برنامه درسی بر اثربخشی معلم را تقویت می کند. به عبارت دیگر، هرچه سطح سواد برنامه درسی معلم بالاتر باشد، هم به شکل مستقیم و هم از طریق ارتقای توسعه حرفه ای، اثربخشی معلم افزایش می یابد.
۳۸۲۵.

جایگاه و نقش سر دفتران اسناد رسمی در انعقاد عقود مربوط به املاک با لحاظ قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیر منقول مصوب 1403 /03 /17

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۸۵
مقدمه و هدف: با تصویب قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول مصوب ۱۴۰۳/۰۳/۱۷، مسئولیت سردفتران در کنترل و صحت معاملات افزایش یافته است. هدف پژوهش حاضر، بررسی جایگاه سردفتران در اجرای این قانون و تحلیل آثار آن بر شفافیت معاملات و کاهش دعاوی ملکی است. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی–تحلیلی است و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. قوانین ثبتی، بخشنامه های سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و دیدگاه های کارشناسان حقوقی مورد بررسی و تحلیل محتوایی قرار گرفته اند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که اجرای قانون الزام به ثبت رسمی، موجب افزایش شفافیت در معاملات ملکی، کاهش معاملات عادی و جلوگیری از دعاوی ناشی از اسناد غیررسمی شده است. سردفتران، با ایفای نقش مؤثر در احراز هویت و اهلیت طرفین، بررسی سوابق ثبتی، و رعایت الزامات قانونی، نقش بازدارنده ای در وقوع جرایمی چون جعل، فروش مال غیر و کلاهبرداری دارند. با این حال، یافته ها حاکی از وجود چالش هایی در اجرای قانون است؛ از جمله کمبود آموزش های تخصصی مستمر برای سردفتران، ضعف زیرساخت های فناورانه به ویژه در سامانه هایی مانند ثنا و سامانه ثبت الکترونیکی اسناد، و فقدان آگاهی عمومی نسبت به ضرورت ثبت رسمی معاملات. نتیجه گیری: قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول، گامی مؤثر در جهت قضازدایی و تثبیت امنیت حقوقی به شمار می آید. با این حال، رفع نارسایی های اجرایی از طریق آموزش تخصصی سردفتران، بهبود زیرساخت های فناوری، و نظارت منسجم سازمان ثبت ضروری است تا نقش سردفتران در تحقق عدالت ثبتی و پیشگیری از اختلافات ملکی بیش از پیش تقویت گردد.
۳۸۲۶.

طراحی الگوی مسئولیت پذیری دبیران زن دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۹۴
پیشینه و اهداف:هدف از این پژوهش طراحی الگوی مسئولیت پذیری دبیران زن بود. روش ها : روش پژوهش کیفی و از نوع گراندد تئوری سیستماتیک استراوس و کوربین (2011) بود. جامعه آماری دبیران زن دوره اول متوسطه شهر تهران بود. حجم نمونه براساس اصل اشباع نظری شامل 15نفر از اساتید دانشگاه بودند. برای انتخاب اساتید از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. روایی و پایایی از ملاک های اعتبار، انقتال پذیری، وابستگی و تایید پذیری بر اساس معیار های لینکولن و گوبا (1985) بررسی شد.داده های گردآوری شده با استفاده از تکنیک کد گذاری استراوس و کوربین و سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند و الگوی نهایی استخراج شد. یافته ها: مدل نهایی از مقوله محوری مجموع پنج عامل، شرایط علّی «ساختار سازمانی، محتوای آموزشی و روحیه دانش آموزان، جو مدرسه» ، شرایط زمینه ای « بستر های فرهنگی سازمان آموزش و پرورش، راهبر های مدیریتی سازمان ،شرایط واسطه ای « دیدگاه ها و تغییرات سیاسی، عدم تعریف کاربردی برای رفتار مسئولانه » ، راهبردها « به چالش کشیدن شیوه ها و رویه های کاری معمول، ارتقای فرهنگ آموزشی و مشارکت فعال دبیر و مدیر و دانش آموز » و پیامدها « بهره وری نیروی انسانی، توسعه هوشیاری سازمانی، هم سویی بین نظام آموزشی و جامعه » بود. نتیجه گیری: درنتیجه مسئولیت پذیری دبیران زن نیازمند طرح ریزی، برخورداری از سطح مناسبی از آمادگی روانشناختی به ویژه یهره گیری از راهبرد های مقابله ای موثر در مواجهه با چالش های حرفه ای است.
۳۸۲۷.

تبیین الگوی بومی سواد رسانه ای در نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران با استفاده از نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی بومی سواد رسانه ای در نظام تعلیم وتربیت جمهوری اسلامی ایران با بهره گیری از نظریه داده بنیاد بود و بدین منظور، دوازده مصاحبه نیمه ساختاریافته تخصصی با خبرگان و یک مطالعه مجزا انجام شد. تحلیل داده ها در فرایند کدگذاری باز به شناسایی 262 مفهوم انتزاعی درقالب 37 مقوله و نُه طبقه اصلی منجر شد و سپس این مقولات در فرایند کدگذاری محوری با یکدیگر ارتباط یافتند. درنهایت، پنج قضیه درنتیجه کدگذاری انتخابی به دست آمد. یافته ها نشان می دهد «الزامات ، عوامل و منابع سواد رسانه ای» ازطریق راهبردهای تعاملی، پژوهشی و آموزشی از عوامل اصلی راهبری سواد رسانه ای هستند و مهم ترین عوامل بسترساز در این حوزه عبارت اند از: «رشد گفتمان های زمینه ای»، «ایجاد فرهنگ نقادی»، «تقویت روحیه یادگیری»، «ارتقای درک عموم درباره رسانه و آینده آن»، «آگاهی مسئولان از اهمیت سواد رسانه ای»، «زیرساخت های نرم و سخت سواد رسانه ای» و «آشتی فضای نخبگانی با فضای عمومی»؛ همچنین «بازگشت نهادهای تربیتی به جایگاه اصلی شان»، «بهبود اخلاق عمومی در فضای رسانه ای» و «پیشرفت تمدنی» در پیامدهای جمعی و «شکل گیری هویت سالم رسانه ای»، «مدیریت مصرف رسانه»، «بهبود سبک زندگی»، «مولّدمحوری و تولید محتوای رسانه ای» در پیامدهای فردی، مهم ترین خروجی های موردانتظار «راهبری سواد رسانه ای» هستند.
۳۸۲۸.

اثربخشی آموزش به روش نقشه مفهومی بر تفکر تحلیلی و خودتنظیمی دانش آموزان پسر دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
زمینه و اهداف: مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش به روش نقشه مفهومی بر تفکر تحلیلی و خودتنظیمی دانش آموزان پسر ابتدایی در شهر تبریز انجام یافته است. روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی در حال تحصیل سال 1403-1402 تبریز تشکیل دادند. از جامعه مذکور 40 نفر به عنوان نمونه آماری به صورت در دسترس انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند و گروه آزمایش برنامه آموزش به روش نقشه مفهومی را در 8 جلسه دریافت نمودند. ابزار پژوهش پرسشنامه تفکر خلاق پیتر هانی، پرسشنامه خود تنظیمی بوفارد(1995) بودند. با استفاده از آزمون کوواریانس ، اثر بخشی آموزش به روش نقشه مفهومی بررسی شد. یافته ها: نشان داد که برنامه آموزش به روش نقشه مفهومی بر تفکر تحلیلی و خود تنظیمی دانش آموزان تاثیر مثبتِ معنی داری دارد. نتیجه گیری: با لحاظ یافته های این پژوهش و پشتوانه ی نظری وتجربی این حوزه توصیه می شود از این روش درنظام آموزشی استفاده شود.
۳۸۲۹.

اثربخشی آموزش چشم انداز زمان بر یادگیری خودنظم جویی بلندمدت و کاهش اضطراب دانش آموزان دوره دوم ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۵
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش چشم انداز زمان بر یادگیری خودنظم جویی بلندمدت و کاهش اضطراب دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر سوسنگرد انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و در زمره طرح های نیمه آزمایشی با پیش آزمون –پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی شهر سوسنگرد بود که از بین آن ها30 نفر بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری پژوهش حاضر سیاهه خودنظم جویی نوجوانان دیاس و همکاران (2014) و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (1997) بود. آموزش بسته چشم انداز زمان بر اساس نظریه بویرد و زیمباردو (1999) در 8 جلسه 60 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از کواریانس یک متغیره و چند متغیره صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد آموزش چشم انداز زمان باعث افزایش خودنظم جویی بلندمدت و کاهش اضطراب دانش آموزان دوره دوم ابتدایی می شود. بنابراین آموزش چشم انداز زمان می تواند روش مناسبی برای متعادل سازی زمان (تعادل زمانی)، افزایش خودنظم جویی و به دنبال آن کاهش اضطراب دانش آموزان باشد.
۳۸۳۰.

هویت ایرانی در کشاکش تقابلات درونی در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۱
این پژوهش نشان می دهد که مسئله هویت ملی برای فردوسی در چارچوب تقابل «خود- خود» تبیین شده و او به بررسی مسئله «تقابل های ایرانی- ایرانی» پرداخته است. پرسش اصلی پژوهش این است که فردوسی چگونه مسئله هویت ایرانی را نه در مواجهه با بیگانه، بلکه در بستر تقابل های درونی بازتعریف می کند. فرضیه پژوهش آن است که فردوسی با نقد وضعیت سیاسی و اجتماعی عصر خود، تقابل های درونی را عامل اصلی تضعیف هویت ایرانی می داند. در این راستا و با بهره گیری از روش شناسی قصدگرای «کوئنتین اسکینر» و از طریق تحلیل مضمون داستان های منتخب شاهنامه به دنبال ارائه فهمی از مسئله هویت ایرانی بر مبنای تقابل خودی با خودی است. این پژوهش از این جهت نوآورانه به نظر می آید که نخست، مسئله هویت ملی را از منظر تقابل «خود- خود» بررسی می کند؛ دوم اینکه اثر تبیین این مسئله و راه حل های آن را در بازآفرینی هویت ایران امروز نشان می دهد.
۳۸۳۱.

Comparison of Self-Focused Attention, Emotional Abuse, and Psychological Distress in Individuals with Hypertension and Healthy Individuals(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۰۵
Objective : Hypertension is a common and chronic condition that increases the risk of heart failure, stroke, kidney disease, and psychological issues. This study aimed to compare self-focused attention, emotional abuse, and psychological distress between individuals with hypertension and healthy controls. Method : This descriptive, causal-comparative study was conducted in Miandoab. The sample included two groups: individuals diagnosed with hypertension (selected via purposive sampling) and matched healthy individuals. Participants completed the Self-Focused Attention Questionnaire (Woody et al., 1997), the Emotional Abuse Questionnaire (Norouzi, 2012), and the Kessler Psychological Distress Scale (Kessler, 2002). Data were analyzed using SPSS version 26 and the Kruskal-Wallis test. Results : Results indicated significant differences in mean levels of self-focused attention, emotional abuse, and psychological distress between individuals with hypertension and healthy individuals (P ≤ 0.05). Mean scores for these variables were higher in hypertensive individuals. Conclusion : These findings suggest that addressing and reducing these characteristics is significant in managing and treating hypertension.
۳۸۳۲.

رابطه فقه با فرهنگ در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۱
ارائه یک الگوی کامل پیشرفت مبتنی بر جهان بینی حاکم بر تمدن اسلامی ایرانی، مستلزم راهبردی بودن آن در بخشهای مختلف فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. در این بین اما فرهنگ به دلیل جایگاه ویژه اش بر دیگر بخشها تاثیر مستقیم و اساسی دارد. از این رو بررسی فرهنگ و تبیین وجوه مختلف آن در این الگوی راهبردی، کمک شایانی در مطالعات علمی این حوزه دارد. در این نوشتار به یکی از بخش های تشکیل دهنده و اجزای وجودی فرهنگ یعنی گزاره های فقهی اشاره شده است. هدف در این پژوهش اثبات این معناست که یکی از بخشهای وجودی و اجزای تشکیل دهنده فرهنگ در مطالعات الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت، گزاره های فقهی است. به این منظور به طور مبسوط به تعریف فقه و فرهنگ و تمایزات و اشتراکات آنها پرداخته شده است و نهایتا این نتیجه حاصل گردید که آموزه های دینی، جزئی لاینفک از فرهنگ به شمار می روند. لذا گزارهای فقهی، بخشی از فرهنگ حاکم بر جوامع اسلامی را تشکیل می دهند و به حسب آیات و روایات این یک امر الزامی و ضروری است و نه صرفا ارشادی .
۳۸۳۳.

نگاهی آسیب شناسانه به موانع کارآمدی نظام تبلیغ دینی در ایران(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه و اهداف: توجه عموم به هنگام بحث از تبلیغ دینی، عمدتاً معطوف به مبلّغ به عنوان کنشگر اصلی است و از او انتظار ایفای نقش های متعدد دینی، فرهنگی و اجتماعی می رود؛ درحالی که، مبلّغ، تنها یکی از اجزای نظام تبلیغی است. شرایط حاکم بر جهان و وجود انبوه تبلیغات ضددینی با بهره گیری از فناوری های نوین ارتباطی، موانع بزرگی در موفقیت مبلّغان ایجاد کرده است. ازسوی دیگر، برخورد انفعالی، سنتی و ضعیف با این موج، جامعه دینی را در معرض آسیب ها و تحولات مخرب بنیادین فرهنگی قرار داده است. این وضعیت، ضرورت تبلیغ دین به صورت سازمان یافته و تشکیلاتی و توجه فوری به نظام تبلیغی و بهبود آن را دوچندان می کند. دشواری برنامه ریزی برای تبلیغات دینی، ناشی از تفاوت های آن با تبلیغات متداول است. بدیل های درون گفتمانی و برون گفتمانی جهان امروز با کمک علوم و تکنولوژی های ارتباطی، چالش های جدی بر سر راه توسعه فرهنگ اسلامی ایجاد کرده اند. پیدایی آسیب های دینی و گرایش های غیردینی نیز اهمیت این مسئله را افزایش داده است. اغلب مطالعات حاکی از آن است که مردم، وضعیت دین داری فعلی را ضعیف تر از گذشته تصور کرده و نهادها و نظام مدیریت تبلیغ دینی را ناکارآمد می دانند. پرسش اصلی این است که ما با چه آسیب هایی مواجه هستیم؟ و چگونه می توان به ارتقای کارآمدی نظام تبلیغ کمک کرد؟ هدف از این پژوهش، آسیب شناسی تبلیغ دینی در جهت اصلاح روش های معیوب گذشته و ارتقای آن در جهت تأثیرگذاری بیشتر است. چه اینکه اگر عوامل ناکارآمدی و اختلال در تبلیغ دینی به دقت شناسایی شود، می توان برای پر کردن خلل های موجود برنامه ریزی و آن را برطرف نمود. روش: با توجه به اینکه منبع اطلاعاتی در پژوهش حاضر (اسناد پژوهشی و مصاحبه ها) از جنس نماد و رسانه است، از روش تحلیل مضمون و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از MAXQDA استفاده شده است. برای سنجش اعتبار پژوهش از روش آزمون-بازآزمون استفاده و مقایسه نتایج این دو کدگذاری با بهره گیری از روش هولستی محاسبه شده است و با توجه به اینکه توافق کدگذاری به طورمتعارف بالای 70 درصد قابل اتکاست، عدد به دست آمده (91)، قابل قبول تلقی می شود.PAO= 2M/(n1+n2)  =2*114/(125+125)=0/91مراحل پژوهش بدین صورت است:گزینش و جمع آوری اطلاعات: در پژوهش حاضر واحدهای تحلیل همان اسنادِ پژوهشی و نخبگان می باشند. گزینش اسناد بر مبنای معیارهای درون گنجی صورت گرفت. از میان انبوهی از اطلاعات و اسنادِ مرتبط با موضوع بر مبنای معیارهای درون گنجی، 21 مورد صلاحیت بررسی را کسب کردند. مهم ترین ابزار مورد استفاده در این مرحله فرم استخراج اطلاعات است. همچنین، برای انتخاب جامعه نمونه در روش مصاحبه، معیار نخبگی لحاظ شد. روش نمونه گیری در این مرحله از نوع «نظری» بود که 12 مورد از نخبگان به عنوان نمونه انتخاب و مصاحبه شدند. به این معنا، متناسب با خلأها و نیازهای پژوهشی نخبگان انتخاب و مصاحبه شدند و تا زمان اشباع داده ها مصاحبه ها تداوم داشت.استخراج مضامین و تلفیق داده های دوگانه (اسناد و مصاحبه ها): به این معنا که مصادیق، دعاوی و متون در وهله نخست، به کدهای اولیه تبدیل و سپس در یک سطح انتزاع بالاتر به مضامین تبدیل شدند. تمامی کدها و مضامین استخراج شده در بخش یافته ها و دستاوردها مشخص می باشند.ترسیم شبکه های مضمونی.تفسیر و تشریح شبکه ها. نتایج: این پژوهش با آسیب شناسی نظام تبلیغ دینی، موانع موجود را در پنج ساحت دسته بندی کرده است. تحلیل های آماری نشان می دهد بیشترین وزن آسیب ها مربوط به مدیریت تبلیغ (۴۲٪) و سپس عوامل مربوط به مبلّغ (۲۷٪) است. رئوس این موانع عبارت اند از:۱. موانع مدیریتی: پرتکرارترین آسیب ها شامل سیاست گذاری های فاقد پشتوانه علمی، سلطه تفکر سنتی و غفلت از ابزارهای نوین، توزیع نامتوازن و بدون برنامه مبلغان، ناهماهنگی بین نهادهای تبلیغی، ضعف در آموزش و نظارت، و وابستگی مالی و ساختاری تبلیغ به نهاد قدرت است.۲. آسیب های مبلّغ: مبلغان در چهار جنبه دچار چالش هستند:روشی: استفاده از شیوه های تقلیل گرا، احساسی و دور از استدلال.رفتاری/اخلاقی: عدم رعایت شئونات زی طلبگی و بی تعهدی حرفه ای.نگرشی: ضعف دانش روز و نگاه منفی به فضای مجازی.تعاملی: ناتوانی در برقراری ارتباط مؤثر با اقشار مختلف و عدم شناخت زبان مخاطب.۳. آسیب های پیام: شامل سستی و عدم اتقان محتوا، تمرکز صرف بر عبادات و غفلت از پاسخگویی به شبهات، و عدم تناسب پیام با نیاز و فهم مخاطب است.۴. موانع زمینه ای: عواملی همچون رقبای فرهنگی قدرتمند (سکولاریسم)، ضعف زیرساخت های سایبری، بازنمایی منفی دین در رسانه ها و مشکلات اقتصادی و سیاسی جامعه که پذیرش تبلیغ را دشوار می کنند.۵. آسیب های مخاطب: شامل ذهنیت منفی نسبت به قشر مبلّغ، بحران هویت و نسبت دادن ناکارآمدی های حاکمیتی به اصل دین.در نتیجه، عمده ترین دلیل ناکارآمدی تبلیغ دینی به ضعف های ساختاری در مدیریت و ناتوانی های فردی و مهارتی مبلغان بازمی گردد. بحث و نتیجه گیری: این نوشتار با بررسی ماهیت تبلیغ دینی به عنوان فرایندی نظام مند، قدسی و ارتباطی، بر ضرورت گذر از ساختارهای سنتی به شیوه های مدرن و کارآمد تأکید دارد. اگرچه پس از انقلاب اسلامی نهادهای متعددی برای تبلیغ دین تأسیس شدند، اما ارزیابی های آینده نگرانه نشان دهنده ضعف های جدی در ساختار، مدیریت و عملکرد روحانیت به عنوان بازیگر اصلی است. یافته ها نشان می دهد «مدیریت تبلیغ» ستون اصلی و پاشنه آشیل این نظام است؛ به طوری که بیشترین آسیب ها (بیش از ۴۰ متغیر) ناشی از سیاست گذاری های نادرست، موازی کاری دستگاه های متعدد، ضعف در توزیع و آموزش مبلغان و فقدان نظام بازخوردگیری است. مدیران و سیاست گذاران به دلیل عدم درک صحیح از مسائل فرهنگی و واقعیات جامعه، گاه سیاست هایی اتخاذ می کنند که نه تنها بی اثر، بلکه مانع گسترش دین می شوند. عملکرد جزیره ای نهادها و فقدان نگاه سیستمی، کارایی تبلیغ سنتی را در مواجهه با تبلیغات جهانی و جامعه مدرن به شدت کاهش داده است.راهبرد اصلی برای برون رفت از این وضعیت، توقف عملکرد جزیره ای و تشکیل یک «ستاد فرماندهی واحد» است. این ستاد باید بر تربیت مدیران متخصص، استفاده از علوم روز (مانند جامعه شناسی و روان شناسی) و هماهنگی کامل میان نهادها تمرکز کند. سرانجام، راهکارهای کلانی همچون استانداردسازی ساختار تبلیغی، تجربه نگاری، کیفی سازی نیروی انسانی، اصلاح نظام ارزیابی، توجه ویژه به مخاطب شناسی و ارتقای صنعت محصولات دینی برای تحقق اهداف قدسی و کاهش فاصله میان نهاد تبلیغ و نیازهای واقعی جامعه پیشنهاد شده است.
۳۸۳۴.

سازوکار هدایت و ضلالت در قرآن کریم از منظر جامعه شناسی ارتباطات(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه و اهداف: قرآن کریم منبع اصلی تعالیم اسلامی و آخرین کتاب آسمانی نازل شده حاوی دستورات الهی برای انسان هاست که در مقام یک متن، می تواند به مثابه بیان و پیامی در نظر گرفته شود که خداوند متعال در مقام فرستنده پیام و به واسطه رسول الله (ص) در مقام پیامبر یا واسطه پیام، برای همه آدمیان در مقام گیرندگان و مخاطبان آن پیام ارسال کرده است. هدف اصلی ارسال این پیام، هدایت و رهبری مردمان به سوی صراط مستقیم الهی است؛ ولی باوجوداین، چگونگی مواجهه مخاطبان با پیام یادشده، می تواند به ضلالت و انحراف آنها منجر شود. آنچه گفته شد، به مثابه یک فرایند یا سازوکار ارتباط است که می توان آن را از منظر جامعه شناسی ارتباطات مورد بررسی، تحلیل و تبیین علمی قرار داد. البته در این میان باید توجه داشت که هریک از مکاتب عمده ارتباطی موجود در حوزه جامعه شناسی ارتباطات، از حیث اهمیت قائل شدن برای فرستنده پیام و خود پیام یا مخاطب پیام و معنابخشی اش به پیام در فرایند ارتباط، نسبت به یکدیگر اولویت ها و تفاوت هایی اساسی دارند که از مفروضات اصلی این مکاتب سرچشمه می گیرد. با توجه به توضیحات و موارد پیش گفته، پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که آیا صرفاً باید خداوند متعال و قرآن کریم را در سازوکار هدایت یافتن یا به ضلالت رفتن مردمان تأثیرگذار دانست یا در مقابل، صرفاً باید مخاطبان قرآن کریم و معنابخشی آنها به آیات آن را در این زمینه دارای نقش و جایگاه در نظر گرفت یا اینکه در نهایت و به عنوان نگرشی متفاوت نسبت به دو نگرش پیش گفته، ضرورت دارد رویکردی تلفیقی اتخاذ شود تا مشخص کند که هر چهار عامل فرستنده پیام، خود پیام، مخاطبان پیام و معنابخشی آنها به پیام ارسالی در سازوکار هدایت یافتن یا به ضلالت رفتن آدمیان تأثیرگذار و نقش آفرین هستند؟روش پژوهش نوشتار حاضر جهت پاسخگویی به پرسش پیش گفته، روش کتابخانه ای است؛ چون درواقع، کتب و سایر متون مکتوب یکی از مهم ترین منابع پژوهش و شناخت علمی هستند و پژوهشگر در پژوهش های جامعه شناختی، به معنای اخص کلمه نیازمند مراجعه به کتب، مقالات، نشریات و سایر منابعی از این قبیل در زمینه پژوهش مورد نظر است. براساس این، پژوهش حاضر که با هدف بررسی و تحلیل سازوکار هدایت و ضلالت در قرآن کریم از منظر مکاتب عمده ارتباطی موجود در حوزه جامعه شناسی ارتباطات انجام شده است، متن قرآن کریم در مقام پیام الهی، برخی متون دینی و عرفانی و سایر کتب و مقالات مرتبط با مضامین خاص موضوع پژوهش را از دیدگاه سه مکتب عمده ارتباطی فرایندی، نشانه شناختی و اسلامی، که در بخش مبانی نظری طرح شده اند، بررسی و تحلیل کرده است.یافته ها نشان می دهند با وجود اینکه قرآن کریم، کلام الهی و پیامی ارسالی ازسوی خداوند در مقام فرستنده پیام است و به واسطه پیامبر اکرم (ص) در مقام پیامبر، برای همه جهانیان و نوع بشر ارسال شده است تا آنها را به صراط مستقیم ایمان هدایت کند و درنتیجه، از رفتن آنها به مسیر ضلالت و گمراهی جلوگیری کند، مبتنی بر برخی آیات قرآن کریم چنین به نظر می رسد که خواست خداوند و پیام ارسالی اش برای انسان ها، لزوماً و جبراً به معنای تضمین هدایت یابی آنها و دوری از افتادن به راه ضلالت و انحراف نیست و در این زمینه، باید نقش خود مخاطبان پیام الهی و نحوه مواجهه آنها با این پیام را نیز در نظر گرفت. این بدان معناست که ارسال کننده پیامی را فرستاده و در مورد محتوا و منظور آن نیز توضیح داده است؛ ولی در عین حال، هریک از مخاطبان پیام او متناسب با زمینه های مختلف اجتماعی و فرهنگی، حالات، مقامات و استعدادهای خود، دریافت و برداشتی مختص به خود و متفاوت از دیگران - و حتی متفاوت از منظور فرستنده - از پیام خواهند داشت.در مقام نتیجه گیری می توان گفت: پژوهش حاضر نشان می دهد صرف مسلمانی و مخاطب قرآن کریم بودن، لزوماً موجب هدایت یابی نخواهد بود و چه بسا مسلمانانی بوده، هستند و خواهند بود که کارشان بردن رونق مسلمانی است. به دیگرسخن، صرف تکیه بر قرآن کریم نمی تواند نشان دهنده هدایت یابی افراد و گروه ها باشد و از رفتن و افتادن آنها به مسیر ضلالت جلوگیری کند و بنا بر آنچه که رسول اکرم (ص) در حدیث ثقلین می فرمایند و نیز مبتنی بر آیاتی نظیر آیه 17 سوره کهف، قرآن در مقام بیان، حتماً باید مبیِّنی نیز داشته باشد که ملاک و شاخص فهم صحیح معانی آیات الهی و راهنمای سلوک در مسیر و به سوی صراط مستقیم هدایت در نظر گرفته شود. این بدان معناست که برداشت ها و تفسیرها، زمینه های اجتماعی و فرهنگی، حالات و مقامات، اغراض و اهداف مسلمانان در مواجهه آنها با متن قرآن کریم تعیین کننده به هدایت رفتن یا به ضلالت افتادن ایشان است.بنا بر آنچه در این نوشتار بیان شد، باید توجه داشت که وقتی براساس مفروضات مکتب فرایندی ارتباط به مبحث هدایت و ضلالت در آیات قرآن کریم نگریسته شود، چون پیام و فرستنده آن پیام دارای اهمیت در نظر گرفته می شوند، با چیزی شبیه به رویکرد جبر مطلق مواجه خواهیم شد؛ یعنی صرفاً خداوند متعال در مقام فرستنده پیام و خواست وی و خود پیام؛ یعنی متن قرآن کریم در سازوکار هدایت یا ضلالت انسان ها جایگاه اصلی را خواهند داشت. اما اگر براساس مفروضات مکتب نشانه شناختی مبحث هدایت و ضلالت در قرآن کریم را در نظر بگیریم، نتیجه کار چیزی شبیه به رویکرد تفویض مطلق خواهد شد؛ یعنی صرفاً مردمان در مقام مخاطبان پیام و معناهایی که براساس زمینه های فرهنگی، اجتماعی، عرفانی و غیره خویش به پیام نسبت می دهد، در سازوکار هدایت یا ضلالت دارای اهمیت اصلی در نظر گرفته خواهد شد.در نهایت، اگر براساس یافته های پژوهش حاضر و مبتنی بر رویکرد تلفیقی مکتب اسلامی ارتباط و مفروضات آن به مبحث هدایت و ضلالت در قرآن کریم بنگریم، نتیجه کار چیزی شبیه وضعیتی تلفیقی از جبر و تفویض و مشخص کننده این واقعیت خواهد بود که هم خداوند در مقام فرستنده پیام، هم خود پیام یا همان قرآن کریم، هم مردمان در مقام مخاطبان پیام و هم معناهایی که مخاطبان پیام برای پیام ارسالی در نظر می گیرند و توسط آنان در لحظه خواندن و مصرف پیام تولید می شود، در هدایت یافتن یا به ضلالت رفتن نقش آفرین و تأثیرگذار خواهد بود.آنچه بیان شد، نشان دهنده عدم کفایت و بسندگی مکاتب ارتباطی فرایندی و نشانه شناختی در بررسی و تحلیل سازوکار هدایت و ضلالت در قرآن کریم و درعین حال، مشخص کننده این واقعیت است که مکتب اسلامی ارتباط را می توان به شکلی رضایت بخش و بسنده در بررسی متن قرآن کریم و تحلیل مباحث پیش گفته به کار برد؛ بدون اینکه هیچ جنبه ای از جنبه های سازوکار هدایت یا ضلالت مردمان در این آخرین کتاب آسمانی مورد غفلت و چشم پوشی واقع شود.
۳۸۳۵.

برساخت مفهوم زنانگی در گذار نسل ها (واکاوی کیفی در میان سه نسل زنان شهر کرمان 1403)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۱
هدف پژوهش: پژوهش حاضر باهدف واکاوی برساخت اجتماعی مفهوم زنانگی و تحولات بین نسلی آن در شهر کرمان انجام شد. هدف اصلی، کشف و مقایسه درک سه نسل مختلف (دختران، مادران، مادربزرگ ها) از این مفهوم و شناسایی مضامین اصلی شکل دهنده به گفتمان زنانگی در هر نسل بود. روش پژوهش : این مطالعه با پارادایم تفسیری و به روش کیفی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۳۲ زن ساکن کرمان گردآوری شد و تا رسیدن به اشباع نظری در هر نسل به صورت مستقل ادامه یافت سپس با تکنیک تحلیل مضمون مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نمونه گیری به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع انجام شد که شامل ۱۶ دختر (متولدین ۱۳۷۰-۱۳۸۰)، ۱۰ مادر (متولدین ۱۳۵۰-۱۳۶۰) و ۶ مادربزرگ (متولدین پیش از ۱۳۴۰) بود. یافته ها : تحلیل داده ها به استخراج سه مضمون اصلی متمایز منجر شد که نتیجه نهایی برساخت زنانگی در هر نسل را نشان می داد: «زنانگی به مثابه مادر-همسر حافظ فرهنگ و سنت» در نسل مادربزرگ ها، «زنانگی به مثابه زن توانمند در جامعه و خانواده» در نسل مادران و «زنانگی به مثابه کنشگری و استقلال» در نسل دختران. یافته ها تحول زنانگی از تمرکز بر حوزه خصوصی به عرصه عمومی و تأکید فزاینده بر عاملیت فردی را نشان می دهد. نتیجه گیری : پژوهش نشان داد زنانگی یک برساخت تاریخی-فرهنگی سیال است که در تقاطع عاملیت فردی و الزامات ساختاری بازتولید می شود. نوآوری مطالعه در ارائه تحلیلی تطبیقی-بین نسلی و شناسایی سه گفتمان مسلط است. یافته ها برای سیاست گذاران و برنامه ریزان فرهنگی این پیام را دارد که برای درک مسائل زنان و تدوین راهبردهای مؤثر، باید تنوع و پویایی برساخت های نسلی از زنانگی را به رسمیت بشناسند.
۳۸۳۶.

تحلیل جامعه شناختی احساس امنیت زنان و عوامل موثر بر آن در کلان شهر شیراز

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۵
مقدمه: زنان تا پیش از انقلاب صنعتی صرفا نقش­های سنتی برعهده داشتند اما جامعه نوین صنعتی باعث شد زنان به طور گسترده وارد عرصه های مختلف اجتماعی شوند و نقش های آنان بطور حیرت انگیزی تغییر یابد. اگرچه، زنان موفقیت های بسیار بزرگی در حوزه های مختلف کسب کرده اند اما همواره با چالش های متعددی نیز روبرو بوده اند. امنیت یکی از این چالش ها است که به ویژه در کلان شهرها در سراسر جهان به یک مساله حاد اجتماعی تبدیل شده است. این وضعیت در ایران نیز به عنوان کشوری که در دهه های اخیر تغییرات زیادی در وضعیت زنان تجربه نموده است، وجود دارد. برهمین مبنا، هدف این پژوهش، بررسی احساس امنیت در بین زنان و ارتباط آن با «عزت نفس» و «اعتماد» در کلان شهر شیراز است. روش: این پژوهش از نوع کمی است که با استفاده از تکنیک پیمایش انجام شده است. جامعه آماری، زنان 15تا45 ساله کلان ﺷﻬﺮ شیراز ﻫﺴﺘﻨﺪ که 384 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق جهت احساس امنیت، پرسشنامه امنیت و لذت گیلبرت و همکاران (2009) بود. برای سنجش عزت نفس از پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ (1965) استفاده گردید و بالاخره، برای برآورد اعتماد از پرسشنامه اعتماد اجتماعی میرفردی و قارنایی (1395) استفاده به عمل آمد. کلیه پرسشنامه ها با استفاده از همسانی درونی به روش آلفا کرانباخ تعیین پایایی شدند که مقادیر آن برای «عزت نفس»(79/0)، «احساس امنیت» (83/0) و «اعتماد» (81/0) بود. یافته‌ها: براساس یافته های توصیفی، میانگین نمره احساس امنیت در بین زنان، کمتر از سطح متوسط است که نشان می دهد احساس امنیت همچنان یک مساله چالش برانگیز در کلان شهرهاست. به علاوه، براساس یافته های تحلیلی، رابطه مستقیم و معناداری بین عزت نفس و اعتماد اجتماعی با احساس امنیت زنان وجود دارد و این متغیرها قادر هستند، 28/0 واریانس را تبیین کنند. یافته ها همچنین نشان دادند، متغیرهای وضع تاهل و تحصیلات رابطه معناداری با احساس امنیت ندارند. نتیجه‌گیری: زنان نیمی از جمعیت هر جامعه‌ را تشکیل می‌دهند و نقش حیاتی در فرآیند توسعه جوامع نوین صنعتی ایفا می‌کنند. با این حال، فقدان احساس امنیت می‌تواند مانع پیشرفت آنها شود و همین امر، پرداختن به این مساله اجتماعی را ضروری می‌سازد. نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که با بهبود عزت نفس روانی و ظرفیت‌های اعتماد اجتماعی زنان، می‌توان احساس امنیت را در کلان‌شهرها افزایش داد و به طور بالقوه یکی از چالش‌های مهم پیش روی زنان کشور را تسکین و تقلیل داد.
۳۸۳۷.

از پیش بینی تا حکمت: یک مرور نظام مند بر معرفت شناسی آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۲
هدف: آینده پژوهی به دلیل سروکار داشتن با ماهیت ناموجود «آینده»، همواره با چالش مشروعیت معرفت شناختی روبرو بوده است. این پژوهش با هدف ارائه یک مرور نظام مند از مباحث معرفت شناختی این حوزه، به دنبال نقشه برداری از پارادایم های اصلی و ردیابی مسیر تکامل فکری آن است تا از این طریق، چشم انداز متکثر مبانی مشروعیت آن را شفاف سازد. روش: این مطالعه کیفی با روش مرور نظام مند ادبیات و چارچوب پریزما بر روی ۸۳ مقاله کلیدی از پایگاه های معتبر بین المللی (۱۹۸۵-۲۰۲۴) انجام شده است. داده های مستخرج از این مقالات با استفاده از رویکردهای تحلیل محتوای کیفی و تحلیل مضمون واکاوی شده اند تا الگوها و پارادایم های اصلی شناسایی شوند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که چشم انداز معرفت شناختی این حوزه، متکثر و شامل چهار پارادایم اصلی است: پیش بینانه در جست وجوی صدق عینی، تفسیری متمرکز بر برساخت اجتماعی آینده، انتقادی با نگاه رهایی بخش و واسازی قدرت و یکپارچه با تأکید بر سنتز و پیچیدگی. تحلیل تبارشناسانه این پارادایم ها، بیانگر تکامل رشته از تلاش صرف برای «پیش بینی» به سمت فهم عمیق تر «حکمت» در مواجهه با آینده است. درنتیجه این تحول، مفهوم «دانش آینده» از یک گزاره عینی و اثبات پذیر، به یک فرایند اجتماعی، زمینه مند، ارزش محور و پرفورماتیو (اجرایی) بازتعریف شده است. نتیجه گیری: این پژوهش نتیجه می گیرد که مشروعیت آینده پژوهی نه در یک چارچوب واحد، بلکه در به رسمیت شناختن همین کثرت گرایی پارادایمی نهفته است. بر این اساس، اعتبار «دانش آینده» و معیارهای ارزیابی آن (از صدق تطابقی تا انسجام روایی و توانایی الهام بخشی) امری نسبی و وابسته به پارادایم اتخاذشده و اهداف هنجاری آن (مانند افزایش تاب آوری یا تحقق عدالت اجتماعی) است.
۳۸۳۸.

ارزیابی حقوق زنان در اسناد بین المللی از منظر نظام حقوق زن در اسلام؛ با مطالعه تطبیقی کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۷
از پایان جنگ جهانی دوم، زمانی که منشور سازمان ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر به تصویب رسید، مجموعه ای از اسناد بین المللی حقوق بشر به زنان اشاره های خاص یا کلی داشت. کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان از این جمله هستند. سؤالات پژوهش این است که منظور از حمایت از حقوق زنان چیست و این مفهوم در فقه مذاهب اسلامی و اسناد بین المللی چگونه تبیین شده و به چه تعارضاتی منجر شده است؟ در این پژوهش که به روش توصیفی – تحلیلی صورت گرفته است، کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان به طور دقیق مورد مطالعه قرار گرفت و مهم ترین ابعاد آن با فقه مذاهب اسلامی تطبیق داده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که حقوق زنان در هریک از ابعاد حیات فردی (بلوغ، تبرج، تبیین)، حیات خانوادگی (ازدواج، طلاق، رجوع، ارث) و حیات اجتماعی (پوشش، اشتغال، زن به عنوان شاهد و زن به عنوان ذی حق) در فقه مذاهب اسلامی با مواد کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان دارای تعارض است.
۳۸۳۹.

واکاوی چالش های هویتی خانواده ایرانی درحال گذار و ارائه راهکارهای قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۰
این پژوهش با رویکرد تفسیرگرایانه به واکاوی چالش های هویتی خانواده درحال گذار ایرانی و ارائه راهکارهای قرآنی می پردازد. با انجام مصاحبه های اکتشافی برمبنای نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع نظری با 50 زن جوان شهر قم، و بهره گیری از تکنیک تحلیل گفتمان چالشهای خانواده در حال گذار شناسایی و بر مبنای تکنیک تحلیل محتوای کیفی استقرایی راه کارهای قرآنی ارائه شده است. چارچوب مفهومی در بخش اول جامعه شناسی تفسیری با تاکید بر نظریه هویت اجتماعی تاجفل و ترنر، و در بخش دوم تفاسیر قران کریم بوده است. طبق یافته ها ؛ خانواده "درحال گذار" در تقابل خانواده سنتی و مدرن در ساختار و روابط اعضا، کارکردها و حل مسائل خانواده دارای چالشهای هویتی چون کشاکش بین فردگرایی و جمع گرایی، پدرسالاری و مادرسالاری، و سنت و تجدد است. در مواجه با این چالشها خانواده قرآنی دارای به عنوان الگوی مطلوب شامل اصولی چون؛ عدالت جنسیتی، کرامت انسانی و محوریت دین، تناسب حق و تکلیف، استقلال اقتصادی زنان، تکریم نقش های خانوادگی و اصالت جمع در عین اصالت فرد، سکون و مودت و حفظ کیان خانواده است. این اصول در ساختار و روابط اعضای خانواده، کارکردها و پیشگیری از مسائل خانواده رابطه ای دوسویه و درهم تنیده دارند؛ بنحوی که رعایت آن ها در ساختار و روابط اعضا به تحقق مطلوب کارکردها و به تبع آن به پیشگیری از مسائل خانواده منجر می شود.
۳۸۴۰.

بررسی عوامل اقتصادی، خانوادگی و سبک زندگی جوانان مجرد بر گرایش به ازدواج در استان همدان: تجزیه و تحلیل بیزی و شبیه سازی MCMC(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۳
هدف پژوهش: این مطالعه با هدف بررسی عوامل اقتصادی، خانوادگی و سبک زندگی جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله استان همدان در سال ۱۴۰۲ و تأثیر این عوامل بر گرایش به ازدواج انجام شده است. خانواده به عنوان کوچکترین و مهم ترین نهاد اجتماعی، و ازدواج به عنوان مبنای تشکیل آن، از دیدگاه شرعی و اجتماعی حائز اهمیت است.روش پژوهش: پژوهش حاضر به روش پیمایشی و با استفاده از نمونه گیری کوکران انجام شده است که در آن ۳۸۸ نفر از جوانان استان همدان به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS و متلب و با به کارگیری توابع مفصل (Copula Functions) و رویکرد بیزی (Bayesian Approach) همراه با شبیه سازی زنجیره مارکوف مونت کارلو (MCMC) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: نتایج نشان داد که بین عوامل خانوادگی و گرایش به ازدواج رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بین عوامل اقتصادی و گرایش به ازدواج نیز رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد. سبک زندگی با گرایش به ازدواج رابطه منفی و معنادار دارد. بر اساس تحلیل توابع مفصل، عوامل خانوادگی بیشترین تأثیر را در تبیین واریانس متغیر وابسته (گرایش به ازدواج) داشته اند.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل خانوادگی به عنوان تعیین کننده اصلی گرایش به تجرد در میان جوانان مجرد استان همدان عمل می کنند. این یافته با نتایج تابع مفصل گامبل و ضریب همبستگی مثبت عوامل خانوادگی پشتیبانی می شود، که نقش حمایت یا فشار خانوادگی را در تصمیم گیری های ازدواجی برجسته می کند. در مقابل، عوامل اقتصادی و سبک زندگی، هرچند رابطه معناداری با گرایش به تجرد دارند، اما به دلیل استقلال دمی (طبق تابع گوسی) و تأثیر محدود در شرایط افراطی، نقش مکمل تری ایفا می کنند. از منظر سیاستی، این نتایج تأکید می کنند که هرگونه اقدام عملی برای کاهش آمار مجردان و افزایش گرایش به ازدواج باید بر تقویت ساختارهای خانوادگی، کاهش فشارهای فرهنگی و بهبود حمایت های عاطفی و اقتصادی متمرکز شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان