منطق طریق اولایی نوع خاصی از منطق صوری است که استدلال های آن، برخلاف منطق ارسطویی متعارف، دارای چهار حد است که به واسطة آن ها پس از مقایسة دو شخص، چیز یا کار با هم، حکم یکی به دیگری نیز نسبت داده می شود و یا از آن سلب می شود. این منطق را می توان، به رغم باور آوی سیون، به وفور در آیات قرآن یافت؛ تا آن جا که می توان این صورت از منطق را منطق غالب در آیات قرآن قلمداد کرد. در تحقیق حاضر، پس از مقدمه ای در باب منطق طریق اولایی، به بررسی این نوع منطق در آیات قرآن می پردازیم.
از موضوعات مورد غفلت در مباحث گواهان روز قیامت، بحث ناظران دنیوی است. خداوند نظارت را به عده ای از عاملان دنیوی از جمله پیامبران به ویژه پیامبراکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) تفویض نموده است. مقاله حاضر با بررسی واژه قرآنی نظارت و معادل آن و دیدگاه های تفسیری و ادله روایی و قرائن سیاقی آیات مربوطه بر آن است که هر قومی ناظری برگزیده از سوی خدا دارد که بر اعمال امت خود نظارت می کند. گستره نظارت پیامبر(ص) بر تمام اهل بشر از آغاز تکون عالم امکان تا آخر عالم است. مفسران اهل سنت ناظران بعد از پیامبر(ص) را با روش اجماع پذیرفته اند، اما مفسران شیعه با در نظر گرفتن قرائن و شواهد آیات و ادله روایی، ائمه اطهار(ع) را به عنوان ناظر بر اعمال مردم معرفی کرده اند که نظارت آنان تا روز قیامت در حال حیات و ممات بر امت اسلام گسترده است. در این مقاله آراء اهل سنت بررسی و در نهایت رأی صحیح بیان شده است.
تناسخ یکی از نظریه های رقیب معاد است. این عقیده در طول تاریخ با اشکال و اطوار متنوع مطرح بوده است. ملاصدرا با استناد به مبانی هستی شناختی و انسان شناختی خود نخست به مفهوم سازی دربارة تناسخ پرداخته است و به مفاهیمی چون تناسخ باطل و تناسخ حق می رسد؛ تناسخ باطل همان تناسخ مُلکی و تناسخ حق، تناسخ ملکوتی است و سپس با تکیه بر نگرش وجودی اش، تناسخ مُلکی را ابطال و تناسخ ملکوتی را اثبات می کند. سؤال اصلی این جستار این است: ملاصدرا چگونه تناسخ مُلکی را ابطال کرد؟ و نتیجة بحث عبارت است از اینکه ملاصدرا بر پایة مبانی هستی شناختی مثل اصالت وجود، وحدت تشکیکی، اشتداد، تضعف و مبانی انسان شناختی همانند حدوث جسمانی نفس و بقای روحانی آن به ابطال تناسخ مُلکی می پردازد.
ابوجعفر صیمری از اهالی صیمره (دره شهر از توابع استان ایلام) و یکی از شخصیت های سیاسی – نظامی عصر آل بویه و وزیر احمد معزالدوله بود. پژوهش حاضر در پی یافتن پاسخ به این پرسش انجام شد که ابوجعفر صیمری، وزیر شیعه مذهب احمد معزالدوله، چه جایگاه و نقشی در تحولات سیاسی – اجتماعی عصر خود داشته است؟ نتایج تحقیق که با روش توصیفی – تحلیلی و بهره گیری از منابع انجام شد، نشان می دهد که معزالدوله در زمان فتح خوزستان و تصرف بغداد، جوان و ناآزموده بوده است؛ از این رو، ابوجعفر صیمری در رتق و فتق امور و عبور از بحران های سیاسی و نظامی، کمک های شایان توجهی به وی کرده است. صیمری، قبل از حمله معزالدوله به خوزستان، مأمور مالیات گیری شوش بوده و در تصرف خوزستان نقش مهمی داشته است. وی به زبان عربی مسلط بوده و به عنوان مترجم اصلی در کنار وزارت به معزالدوله خدمت می کرده است. او همچنین در امور سیاسی و نظامی، نقش مؤثری داشته و معزالدوله، بدون مشورت با وی کاری را انجام نمی داده است؛ به طوری که با پیشنهاد ایشان از جایگزینی خلیفه و خلافت شیعی به جای خلافت عباسی صرف نظر کرد.