مقدمه: با توجه به محدویت های درمان های مواجهه ای در کاهش شدت علائم وسواس-اجبار، بررسی در مورد کاربندی روش های درمانی غیر مواجهه ای جدید ضروری به نظر می رسد. بر همین اساس هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان دیدگاه زمان، بر شدت علائم وسواس و علائم اجبار بیماران مبتلا به اختلال وسواس-اجبار بود. روش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری است. تعداد 30 بیمار که بر اساس ملاک های راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی تشخیص اختلال وسواس- اجبار دریافت می کردند، با استفاده از روش نمونه گیری سهل الوصول از بین سه مرکز خدمات روانشناختی و روانپزشکی شهر اصفهان در نیمه دوم سال 1392 انتخاب گردید. آزمودنی ها به صورت تصادفی در 2 گروه قرار گرفتند. این طرح شامل یک متغیر مستقل کاربندی درمان، در سطح 1-درمان دیدگاه زمان و 2-لیست انتظار بود. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس وسواس-اجبار ییل براون(Y-BOCS)جهت اندازه گیری شدت علائم وسواس و اجبار بود. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد درمان دیدگاه زمان باعث کاهش شدت علائم وسواس در مرحله پس آزمون می شود(05/0>P) ولی این اثر پایدار نیست. همچنین، درمان دیدگاه زمان بر شدت علائم اجبار اثربخش نبود (05/0P>). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها درمان دیدگاه زمان می تواند برای درمان علائم وسواس بکار برده شود. ولی با توجه به عدم تأثیر این شیوه بر کاهش علائم اجبار می توان اینگونه بیان کرد که با رفع محدودیت های پژوهش حاضر و انجام تغییرات لازم، از درمان دیدگاه زمان می توان به عنوان یک روش درمانی جدید و غیر مواجهه ای در زمینه کاهش شدت علائم وسواس و اجبار استفاده کرد.
امروزه شدت انرژی هم از جهت جنبه های توسعه پایدار و هم از بعد امنیت انرژی شاخصی استراتژیک برای کشورها محسوب می شود. هدف اصلی این مطالعه بررسی همگرایی شدت انرژی بین کشورهای عضو اوپک طی دوره زمانی (2010-1971) می باشد. به این منظور، از روش های آزمون دوجانبه همگرایی پسران (2007) و همگرایی سیگما استفاده شده است. نتایج آزمون دوجانبه همگرایی پسران وقوع واگرایی در شدت انرژی بین کشوری را تأیید می نماید. شرط لازم همگرایی دوجانبه با احتمال کمتری پذیرفته شده است، اما در مقابل شرط کافی همگرایی برآورده نمی شود. بررسی پویایی انحراف معیار مقطعی طی زمان نیز حاکی از وقوع واگرایی سیگما در روند شدت انرژی بین کشورهای اوپک می باشد، همچنین نتایج نشان دهنده واگرایی شدت انرژی ایران از متوسط شدت انرژی کشورهای عضو اوپک می باشد. بر اساس نتایج این تحقیق در راستای پیگیری اهداف زیست محیطی و سیاست های بهره وری انرژی بین کشورهای عضو اوپک می بایست فرض را بر مبنای واگرایی شدت انرژی بین این کشورها در نظر گرفت.
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثر دستور العمل های مختلف توجهی بر اجرای تندی فوتسالیست های ماهر می باشد. شرکت کنندگان در این پژوهش، 12 فوتسالیست ماهر (با میانگین سنی 56/1± 91/23 سال) بودند که از لیگ دسته یک استان قم به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از آزمون تندی 20 و 40 یارد استفاده شد و از شرکت کنندگان خواسته شد که سه آزمون را تحت سه شرایط آموزشی تمرکز توجهی (توجه درونی، توجه بیرونی و شرایط بدون توجه) انجام دهند. علاوه براین، به منظور تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس (آنوا) با اندازه های تکراری استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که نوع دستورالعمل توجهی، اثر معناداری بر سرعت اجرای آزمون دارد و این اثر در دو نوع آزمون متفاوت است (P<0.05). نتایج آزمون تعقیبی نیز بیانگر این است که در آزمون 20 یارد، افراد در شرایط بدون توجه، عملکرد بهتری نسبت به شرایط تمرکز بیرونی دارند. در آزمون 40 یارد نیز شرکت کنندگان در شرایط توجه بیرونی، عملکرد بهتری را نسبت به شرایط توجه درونی و شرایط بدون توجه نشان داد ند. به طورکلی، یافته های این پژوهش بیان می کند که مسافت دویدن، تأثیر به سزایی در اثرگذاری کانون توجه ورزشکاران ماهر دارد.
هدف: دانستن اینکه اعضای هیأت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان چه وقت در تألیفات، گزارش های پژوهشی و تدریس روش تحقیق به آثار دیگران استناد می کنند.
روش/ رویکرد پژوهش: دیدگاه همه اعضای هیأت علمی دانشگاه با استفاده از سیاهه وارسی برگرفته از مقاله گارفیلد (1996) بررسی شده است.
یافته ها: ارائه منابع برای مطالعه بیشتر، اثبات ادعاها، اعتباربخشی به داده ها و قسمتی از واقعیت اثبات های فیزیکی و غیره، روش شناسی، اثبات روایی ابزارهای مورد مطالعه، و غیره از مهم ترین دلایل استناد ارزیابی شده اند.