This article aims at contrasting aspectual oppositions in English and Persian in the context of the novel The Old Man and the Sea, and its translation by Daryabandari (1983) as the data. Unlike English, in Persian perfective and imperfective forms are morphologically marked. While the vast majority of English simple past forms are translated into Persian by past perfective forms, only less than a quarter of them are translated into this language by past imperfective forms. Most English verbs translated into Persian by past perfectives mainly include past progressives, infinitives and gerunds. In translating English gerunds, simple present forms, prepositional phrases and infinitive forms one normally uses Persian past perfective forms. All Persian non-past forms take mi- obligatorily and they are used in translating a wide range of English non-past forms including simple present and infinitive forms. English simple past forms are mainly used in expressing single events, habits, states and conditionals, whereas the vast majority of Persian past perfectives are used in expressing perfective situations. English simple present forms are mainly used in expressing habits, facts or perfective situations, whereas, Persian non-past forms are mainly used in expressing perfective or progressive situations either in present or future, as well as habits and facts.
در آموزه های دینی، کار به عنوان رکن اساسی زندگی، و نیرومندترین عامل تولید، و مهم ترین پایه برای تولید ثروت محسوب می شود. پیشوایان دین، کار و تلاش برای امر معاش و گذراندن زندگی را امری مقدس، خداپسندانه و عبادتی بزرگ شمرده اند. رشد و تعالی همه جانبه اقتصادی بدون کار و تلاش امکان پذیر نمی باشد. رفتار پیامبر و ائمه معصومین(ع) با قشر کارگران، کشاورزان و دیگر تلاشگران عرصه اقتصادی نشان از جایگاه کار و تلاش و کسب رزق حلال در معارف و تعالیم اسلامی دارد.
از سوی دیگر، عزت و سربلندی و رفاه و سعادت دنیوی، حتی زمینه های کسب توفیقات معنوی همه در سایه توسعه و رشد و استقلال اقتصادی ممکن خواهد بود و این هدف جز با آفرینش و خلق حماسه اقتصادی در کشور محقق نخواهد شد. مطمئناً جامعه ای که به بیکاری، مصرف زدگی و سستی و رخوت روی آورد و تن به تحمل سختی و مشقت برای عزت و استقلال اقتصادی ندهد، هر روز باید در اضطراب و پریشانی به سر برد که مبادا قطع واردات کالاها و ارزاق بیگانه آنها را در شرایط سخت و مذلت بار قرار ندهد. رویکرد نویسنده در نوشتار پیش رو تقویت فرهنگ کار و تلاش و کسب روزی حلال با الگو گرفتن از سبک زندگی اولیاء و بزرگان دین است.
بازتابندگی دانش تاریخی، به ویژه از حیث تعین اقتدار نیروهای اجتماعی در جوامع سنّت گرا، اعتبارسنجیاین حوزه معرفتی را ضروری ساخته است. ابتنای اعتبارسنجی هایدانش تاریخی، به تصوری معیار از معرفت و منابع توجیه معرفتی از یک سو، و ناتوانی منابع معرفتی مورخان در برآورده کردن این معیارهای اعلای معرفت از سوی دیگر، زمینه ساز پدیدآمدن چالش های شکاکانه در مورد ارزش معرفتی تاریخ پژوهی شده است. از این چالش ها که می توان آنها را در قالب چالش های هستی شناختی، معرفت شناختی و روش شناختی صورت بندی کرد، تحت عنوان مسئله شناخت تاریخی یاد می شود. به نظر می رسد، هرگونه کوشش برای حلّ چالش های فراروی دانش تاریخی، مستلزم آسیب شناسی مسئله شناخت تاریخی از طریق بازشناسی پیش فرض های پدیدآورنده آن است. مقاله حاضر که به این موضوع اختصاص دارد، به این یافته رسیده است که ساختار مسئله شناخت تاریخی، همانند دیگر مسائل فلسفی، از الگوی استدلال های شکاکانه پیروی می کند و به عبارتی دیگر، تحمیل معیارهای معرفتی دیگر قلمروهای شناختی بر زمینه مطالعات تاریخی، عامل شکل گیری مسئله شناخت تاریخی است.
هدف از انجام این پژوهش، طراحی و تدوین برنامه استراتژیک بازاریابی برای فدراسیون ورزش های همگانی بود. روش تحقیق حاضر توصیفی از نوع کمی - کیفی که از نظر هدف کاربردی بوده است. جامعه آماری این پژوهش را، اعضای هیئت رئیسه و شورای راهبردی فدراسیون ورزش های همگانی و روسای کمیته ها و انجمن های فدراسیون ورزش های همگانی و روسای هیئت های ورزش های همگانی کل استان های کشور و نخبگان و کارشناسان مدیریت و بازاریابی ورزشی به تعداد 65 نفر تشکیل دادند.با توجه به محدود بودن جامعه آماری از روش کل شمار استفاده شد. در این تحقیق از پرسشنامه محقق ساخته در دو بخش اطلاعات فردی و تعیین نقاط قوت، ضعف، تهدید و فرصت فدراسیون ورزش های همگانی به صورت باز و بسته استفاده شد. روایی پرسشنامه توسط 10 تن از اساتید تاییدو پایایی نیز از ضریب آلفا کرونباخ (0.95 )به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها ز آزمون های کلموگروف اسمیرنوف، آزمون تی و آزمون فریدمن استفاده شد.همچنین برای تدوین استراتژی فدراسیون ورزش همگانی از تحلیل SWOT استفاده گردید. بر اساس نتایج و تشکیل ماتریس ارزیابی هر یک از عوامل داخلی و خارجی مشخص گردید جایگاه راهبرد بازاریابی فدراسیون ورزش های همگانی در منطقه WO قرار دارد. با توجه به این نتایج بایستی اذعان کرد که این این شرایط حاکی از به کارگیری راهبردهای محافظه کارانه و نزدیک به ناحیه تهاجمی درعرصه عمل می باشد. در نهایت پس از تجزیه و تحلیل SWOT استراتژی های بازاریابی فدراسیون ورزش های همگانی جمهوری اسلامی ایران استخراج گردید.