زمینه: در سال های اخیر، روان شناسان و روان پزشکان در زمینه اختلال سلوک به دنبال ارزیابی و کارایی مداخله های روان شناختی بوده اند. در این خصوص، فراتحلیل با یکپارچه کردن نتایج حاصل از انجام پژوهش های مختلف، میزان اندازه اثر روش های درمان را مشخص می کند. هدف از پژوهش حاضر نیز ارزیابی میزان اثرگذاری مداخله های روان شناختی بر کاهش نشانه های اختلال سلوک با استفاده از الگوی پژوهشی فراتحلیل است.
روش: به این منظور از فراتحلیل به عنوان یک فن آماری جهت تعیین، جمع آوری، ترکیب و خلاصه کردن یافته های پژوهشی مرتبط با درمان های مؤثر بر اختلال سلوک استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل پژوهش های انجام شده در ایران در حوزه درمان های مؤثر بر اختلال سلوک است و نمونه آماری شامل پژوهش های انجام شده در این حوزه در داخل ایران است. به این منظور 13 پژوهش که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بود، انتخاب و فراتحلیل روی آن ها انجام گرفت. ابزار پژوهش چک لیست فراتحلیل بود.
یافته ها: نتایج نشان داد میزان اندازه اثر درمان های روان شناختی بر کاهش نشانه های اختلال سلوک (p<0/001) برابر با 94/0 است که معادل 51/5 =D است و بر اساس جدول تفسیر کوهن به معنی اندازه اثر بزرگ یا بالا است.
نتیجه گیری: بنابراین می توان گفت بر اساس نتایج این فراتحلیل درمان های روان شناختی بر کاهش و درمان نشانه های اختلال سلوک در کودکان و نوجوانان تأثیر بالایی داشته است.
پژوهش پیش رو، با هدف شناسایی رابطة حرمت خود و خودمهارگری در میان زنان و مردان انجام شد. تعداد 433 نفر از دانشجویان مرتبط با نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و پرسش نامه های حرمت خود و پرسش نامة خودمهارگری اسلامی را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و Z فیشر نشان داد که بین حرمت خود کلی با خودمهارگری کلی و مؤلفه های آن که شامل انگیزش خودمهارگری، خودنظارتگری، خودمهارگری هیجانی رفتاری، خودمهارگری جنسی و هدف پذیری است رابطة مثبت معناداری وجود دارد. . از سوی دیگر، تفاوت رابطة بین حرمت خود و خودمهارگری در گروه مردان و زنان نیز معنادار بوده، ولی تفاوت معناداری میان افراد متأهل در قیاس با افراد مجرد دیده نمی شود. بنابراین با افزایش حرمت خود افراد، می توان انتظار داشت که خودمهارگریِ مبتنی بر منابع اسلامی آنها نیز افزایش یابد که در این باره، متغیر جنسیت برخلاف متغیر وضعیت تأهل نیز می تواند نقش داشته باشد.
دست یابی به نگرشی کلی در حوزه ی تاریخ فرهنگ، مستلزم شناخت اوضاع تاریخی و اجتماعی اقلیت های جوامع است. زردشتیان به مثابه ی بقایای پیروان آیینی باستانی، علی رغم تحوّلات تاریخی، هنوز در ایران و هند و دیگر کشورها زیست می کنند. آنان را در ایران «زردشتی» و در هند «پارسی» می نامند. این دو اقلیت دارای ریشه های فرهنگی مشترکی با یکدیگرند. شناخت اوضاع فرهنگی و اجتماعی آنان در گذشته و حال، مستلزم تتبّعات تاریخی است. در این میان، توجّه به آرای سیاحان و مأموران اعزامی به ایران جایگاهی خاص دارد. در دوره ی قاجار، به ویژه در زمان ناصرالدّین شاه و مظفرالدّین شاه، بسیاری از این سیّاحان و مأموران، ضمن گفت و گو درباره ی مسائل فرهنگی و اجتماعی ایران، بسته به رویکردهای مختلف خود، به بیان نظر راجع به زردشتیان پرداختند. در این نوشتار به آراء و رویکردهای سفرنامه نویسان خارجی عصر ناصری و مظفری در خصوص زردشتیان پرداخته می شود. همچنین، علل این رویکردهای غالباً مثبت مورد بررسی قرار می گیرد.
إن الصحافة لیست وسیلة للتعبیر عن ال آلام أو أداة تسلیة فحسب، بل هی وسیلة للتعبیر عن الأفکار والآراء أیضا لأنها تأخذ فاعلیتها من قوة الکلمة. وقد احتلّ الأدب الساخر حیزاً واسعاً من الصحافة. وتصویر الأدب الساخر للأوجاع فی قالب ساخر یرسم البسمة على وجه القارئ أو المتلقی وتکون السخریة سلاحاً حاداً للتنبیه على النقائص. یعتبر الصحفی المصری أحمد رجب ممن شعر بالمسؤولیة تجاه شعبه وسجل آراءه الانتقادیة فی الصحف المصریة باللغتین الفصحی والعامیة. ویلاحظ القارئ من خلال هذه الدراسة أن السخریة لدیه غیر جارحة ولکنها تنال من الغایة أشد النیل.
وهذا المقال یستعرض دور الأدب الساخر فی مصر ومکانته فی الصحافة معتمدا على المنهج الوصفی- التحلیلی. ومن النتائج التی توصل إلیها المقال هی أن نثر رجب موجز، والصور لدیه حسیة مأخوذة من واقع الحیاة وأن اللغة الدارجة تلعب دوراً هاما فی أدبه إلى جانب اللغة الفصحی.
قصه گویی به عنوان روشی غیرمستقیم برای ارایه چارچوبی برای آموزش و ارتقاء خودفهمی، کارآیی و وحدت دادن به تجارب، می تواند در سلامت کودکان و نوجوانان نقشی مؤثر داشته باشد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، اثربخشی آموزش الگوی خوش بینی به روش قصه گویی بر افزایش پیشرفت تحصیلی در کودکان دبستانی شهر سنقر بود. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح دو گروه آزمایش و کنترل با پیش آزمون–پس آزمون و مرحله ی پیگیری می باشد. از نمرات پیشرفت تحصیلی کودکان برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. گروه نمونه از بین داوطلبان شرکت در کارگاه قصه گویی انتخاب شد و با روش همتا کردن براساس نمره ی پیش آزمون پیشرفت تحصیلی، آزمودنی ها به دو دسته هم طراز تقسیم شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش وکنترل قرار گرفتند. گروه نمونه شامل 31 نفر بوده است. طرح آزمایشی طی 12 جلسه اجرا شد. و سه ماه بعد از اتمام جلسات پس آزمون و شش ماه بعد از پس آزمون، آزمون پیگیری اجرا شد. داده ها با آمار توصیفی، آزمون t مستقل و تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش الگوی خوش بینی به روش قصه گویی، باعث افزایش پیشرفت تحصیلی در کودکان دبستانی شده است. همچنین کاربرد پذیری این روش منجر به پایداری اثرات آن بعد ازشش ماه شده است. بنابراین می توان پیشرفت تحصیلی کودکان را با استفاده از آموزش الگوی خوش بینی به روش قصه گویی تغییر داد و با استفاده از این آموزش به کودکان می توان بسیاری از مشکلات ناشی از پیشرفت تحصیلی را که منجر به سایر مشکلات خواهد شد از بین برد یا حداقل کاهش داد.
نشان÷ دادن هنر قافیه اندیشی نظامی در سرودن منظومه خسرو و شیرین و ارزش های نهفته در آن سبب آشکار شدن برجستگی این اثر در بین آثار نظامی و حتی آثاری است که به تقلید از آن سروده شده است. هر چند کمال هنری یک اثر را نمی توان به دسته ای از قواعد و اصول فرو کاست اما با بازاندیشی در فرم درونی و بیرونی منظومه خسرو و شیرین، می توان ساز و کار هنری نظامی و عواملی را که سبب ارتقای کیفی و ارزش زیباشناختی این اثر شده است، به درستی شناسایی و معرفی و تحلیل کرد. دقت در انتخاب هنرمندانه واژگان و حروف نرم، روان و عاطفی در قافیه و آگاهی از نقش ردیف به خصوص ردیف های فعلی، غنای قافیه را در شعر نظامی بالا برده است. توان ترکیب سازی ها و تکرارها و تناسب ها و طباق و تضادهایی که در کل بیت در ارتباط با قافیه دیده می شود، از شگردهای هنری نظامی است که به قافیه و شعر او ارزش و اعتلا و تأثیرگذاری بیشتری می دهد.