فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷۰٬۷۸۱ تا ۱۷۰٬۸۰۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
تصحیح تا تغلیط معیار الاشعار خواجه نصیرالدین توسی فیلسوف بزرگ قرن هفتم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سرنوشت ادبیات کلاسیک بر اساس حکمة المشرقیین و تفکر ارسطوئی
حوزههای تخصصی:
کاربرد و سودمندی دستور زبان در تدریس ادبیات فارسی
حوزههای تخصصی:
بررسی اثربخشی آموزش خانواده به عنوان درمان مداخله ای مکمل ، در کاهش عود بیماران وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رنگ آمیزی در موسیقی
حوزههای تخصصی:
بررسی تاثیر هدفمندسازی یارانه ها در بهره وری کل عوامل تولید بخش کشاورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
جهان بینی سعدی
حوزههای تخصصی:
جایگاه کُناتوس در متافیزیک سیاسی اسپینوزا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسپینوزا برجسته ترین فیلسوف عصر روشن گریِ رادیکال است، به طوری که روشنگری رادیکال را هم سنگ «اسپینوزیسم» خوانده اند. فلسفه سیاسی اسپینوزا در امتداد سنت بزرگ جمهوری خواهی فلورانس و ونیز و در چهارچوب رئالیسم سیاسی مدرن تحلیل می شود. اساس این جمهوری خواهی یا رئالیسم سیاسی دریافتی از مدینه یا جمهوری است که بر تحلیل و ارزیابی مناسبات نیروها استوار است. به عبارتی، محور اصلی رئالیسم سیاسی اسپینوزایی مفهوم قدرت یا «پوتنتیا» است و این فلسفه سیاسیِ تمهید شده با محوریت مفهوم قدرت و ساخت کشمکش آمیز نیروهای اجتماعی، بر دستگاه متافیزیکی ویژه ای تکیه دارد که انگاره یا مفهوم محوری آن کُناتوس است. بیهوده نیست که متفکری چون ژیل دلوز اخلاق اسپینوزا را رساله ای در باب قدرت می خواند. پرسش های راهبر این پژوهش بدین شرح طرح می شوند: کُناتوس به مثابة یکی از عناصر اصلی دستگاه متافیزیکی اسپینوزا، چه مختصاتی دارد؟ بر پایه مختصات کُناتوس، اسپینوزا چگونه فلسفه سیاسی ای تدوین و صورت بندی کرده است؟ مدعای اصلی این مقاله آن است که تلقی خاص اسپینوزا از عنصر متافیزیکی (و البته فیزیکیِ) کُناتوس رئالیسم سیاسی وی را از سنت غالب رئال پولیتیکِ گسسته از اخلاق جدا می سازد. بر این اساس، کُناتوس صرفاً رانه ای طبیعی یا عنصری مربوط به سامان روانی جسمانیِ انسان نیست؛ بلکه با ساحتِ الوهی و عاطفیِ زیست بشری نیز قرین است و عناصر اخلاقی ای چون شادی، عشق و دوستی را در حوزه عمومی یا جمهوری مستقر می سازد.
رابطه بین نگهداشت مازاد وجه نقد و ارزش سهام در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
جلوة نظریه در آثار نظریه پرداز: بررسی «خوانندة درون متن» در بازی محبت اثر ایدن چمبرز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده در سال های اخیر در ایران، نظریة ایدن چمبرز تحت عنوان «خوانندة درون متن» از طرف محققان حوزة ادبیات کودک بسیار موردتوجه قرار گرفته است. تلاش پژوهش های مربوطه خوانش متفاوت آثار نویسندگان ایرانی این حوزه از ادبیات بر اساس نظریة چمبرز بوده است. چمبرز در روش نقد خود برای شناسایی ویژگی های خوانندة درون متن اثر ادبی بررسی چهار عنصر سبک، زاویة دید، طرفداری و شکاف های گویا را لازم می داند. سؤال عمدة این مقاله این است که آیا ویژگی ها و شیوه-های نظری که چمبرز آن ها را برای خلق خوانندة درون متن ضروری می شمارد در آثار ادبی خود او عملاً نمود پیداکرده اند؟ بررسی داستان «روز بیکاری سیندی» از مجموعه داستان بازی محبت1 نشان می دهد که چمبرز با بهره گیری هوشمندانه از شیوه های مختلف، ازجمله تغییر سبک روایتی-توصیفی به سبک نمایشی-عینی، کلمات متنوع اما روان و صمیمی، آرایه های ادبی کم و قابل فهم، راوی سوم شخص محدود به کانونگری شخصیت اول داستان، طرفداری از طریق تغییر سبک، شکاف های صوری و فرهنگی و شکاف در شخصیت پردازی و ساختار متن خوانندة کودکی فعال و منتقد را در متن خود می سازد و طلب می کند.
شایسته سالاری در سازمانها
منبع:
تدبیر ۱۳۸۳ شماره ۱۴۷
حوزههای تخصصی:
بررسی انتظارات متقابل برای مشارکت دولت و بخش خصوصی برای رفع موانع تولید و سرمایه گذاری مورد مطالعه: بخش کشاورزی استان خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله بررسی میزان همکاری دولت و بخش خصوصی برای توسعه کشاورزی از منظر سرمایه گذاران بالقوه و تولیدکنندگان موجود است. به این منظور با تعدیل مدل مفهومی جنسن4، چارچوب نظری همکاری و توزیع مسئولیت متقابل آن ها ارائه شده است تا ابعاد مختلف همکاری استراتژیک بین دولت و بخش خصوصی برای رفع موانع تولید و سرمایه گذاری معرفی شوند. برای آزمون درجه این همکاری متقابل در فضای ابعاد مختلف رفع موانع تولید و سرمایه گذاری پرسش نامه ای بین جامعه مدیران و کارکنان کلیدی بنگاه های 10-50 کارکن استان خراسان شمالی بخش کشاورزی در شهرهای بجنورد، شیروان و اسفراین توزیع شد و نتایج آن ها استخراج گردید. این نتایج حاکی از آن است که ضعف درک متقابل و توام با همکاری بین بنگاه های کشاورزی و دولت باعث شده است که در کلیه استراتژی های کلیدی رفع موانع تولید و سرمایه گذاری و برنامه های عملیاتی آن ها؛ بخش خصوصی بیشتر از حد تعادلی از دولت انتظار کمک داشته باشد. این انتظارات اضافی در استراتژی های سرمایه گذاری به مراتب بیشتر از انتظاراتی است که در استراتژی های تولیدی وجود دارد.