مثنوی معنوی به عنوان برجسته ترین منظومه عرفانی ادب پارسی و یکی از آثار شاخص دوره سبک عراقی، واژگان عربی فراوان دارد. بسامد بالای لغات تازی در این اثر به گونه ای است که باید آن را از مختصات سبکی و مؤلفه های زبان شعری مولانا در مثنوی دانست. مولانا با شناختی که از ظرفیت های معنایی واژگان عربی دارد، از آن ها برای خلق و بیان معانی عرفانی و اخلاقی متعدد بهره بسیار جسته و بدین طریق کمبود واژه های فارسی در زمینه بیان اندیشه های گوناگون و والای خود را جبران نموده است. «باد»، یکی از واژه های مثنوی است که از رهگذر نگاه خاص مولانا به عناصر طبیعت و استفاده حداکثری از آن ها در آفرینش معانی عرفانی و اخلاقی، بسامد بالایی پیدا کرده و اسامی خاص متعددی نیز برای آن به کار رفته است. این پژوهش که شیوه ای توصیفی- تحلیلی دارد و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت می گیرد، اسم های خاص باد در دفترهای شش گانه مثنوی معنوی را کاویده است. دستاورد پژوهش نشانگر این است که مولانا در مثنوی، برای باد، 7 اسم خاص را استفاده کرده که همگی مأخوذ از زبان عربی است. این اسم ها بر حسب فراوانی بیشتر، مشتمل بر صبا (18 بار)، صَرصَر (12 بار)، نسیم (8 بار)، سَموم (7 بار)، ریح (6 بار)، دَبور (5 بار) و شَمال (3 بار) است. هر کدام از این اسامی خاص باد در مثنوی، معانی ثانوی متعدد دارند که از میان آن ها صبا با 13 و شمال با 2 معنای ثانوی، دارای بیشترین و کمترین نقش ها و کارکردهای معنایی در مثنوی هستند.
در مطالعه حاضر مقاله «بررسیمعانیگوناگوناصالتوجودواعتباریتماهیتدرنظامصدرایی» مورد بررسی و نقد قرار گرفته است. در مقاله مذکور نفس اصالت وجود ملاک تفکیک دو معنای اصالت وجود دانسته شده است اما چینش آرای ملاصدرا نشان می دهد ملاک تفاوت مذکور به نگرش های متفاوت وی به اعتباریت ماهیت بازگشت می کند. به جهت اینکه نویسندگان دو معنای اصالت وجود را به صورت عرضی و متقابل با یکدیگر در نظر گرفته اند به وجود ناسازگاری در نظام صدرایی معتقد شده اند. اما باید دانست دو معنای اصالت وجود در تفکر صدرایی رابطه ای طولی و متلائم با یکدیگر دارد و ادعای ناسازگاری مقرون به صحت نیست. در نتیجه تفاوت دیدگاه های ملاصدرا در برخی مواضع بدین جهت است که رأی ابتدایی ملاصدرا متلائم با معنای عام اصالت وجود بوده است و عمدتاً رأی نهایی وی در اینگونه مواضع مبتنی بر نگرش خاص در مبنای اصالت وجود است.
افشای اختیاری با بهبود شفافیت اطلاعات مالی منجر به افزایش آگاهی سرمایه گذاران و افزایش اعتماد سهامداران شده و هزینه سرمایه شرکت کاهش می باید. شفافیت پائین موجب عدم تقارن اطلاعاتی و افزایش ریسک اطلاعات شده و عدم اطمینان سهامداران را افزایش می دهد. در این پژوهش، کاهش عدم تقارن اطلاعاتی وکاهش هزینه سرمایه به عنوان پیامدهای افزایش سطح افشای اختیاری اطلاعات بررسی می گردند. نمونه تحقیق شامل 146 شرکت پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1392- 1388 می باشد. در بررسی فرضیات این پژوهش از روش معادلات ساختاری استفاده شد تا اثرات مستقیم افشای اختیاری و اثرات غیرمستقیم سایر متغیرها از طریق بهبود سطح افشای اختیاری بر این پیامدهای احتمالی سنجیده شود. یافته های پژوهش نشان می دهد، افشای اختیاری به عنوان یکی از مکانیزم های شفافیت اطلاعاتی منجر به کاهش اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و افزایش گردش سهام می گردد. همچنین افشای اختیاری یکی از عوامل کاهنده سطح هزینه سرمایه شرکت می باشد. افشای اختیاری با بهبود شفافیت اطلاعاتی شرکت، ریسک اطلاعاتی شرکت را کاهش و سطح بازده مورد انتظار سرمایه گذاران و در نتیجه هزینه سرمایه را کاهش می دهد.
پرسش اساسی این جستار ناظر به این مطلب است که چگونه می توان نظریة معناداری نزد ملاصدرا را طراحی کرد. جستار حاضر می کوشد تا پس از اشاره به نکات روشی هم چون بیان نسبت سمانتیک، متافیزیک، و معرفت شناسی بر اساس اصل «درستی تفکیک و نادرستی تقدیم» و نیز تفکیک های سه گانه میان زبان طبیعی و زبان منطقی، تعیین کوچک ترین واحد معناداری، و نقش فاعل شناسا در معناداری به نظریة معناداری نزد صدرالمتألهین نزدیک شود. از جملة نتایج جستار حاضر می توان به ترجیح زبان منطقی بر زبان طبیعی مبتنی بر عقل منطقی و برهانی، تعیین واژه و جمله به منزلة کوچک ترین واحد های معناداری مبنی بر نظریة لحاظ ها و عدم دخالت فاعل شناسا مبتنی بر نقش اعدادی و نظریة صدور و جعل ثانی اشاره کرد.
در سالهای اخیر خلق دانش و مدیریت دانش عواملی برجسته برای رقابتپذیری سازمانها و عملکرد و
موفقیت سازمانی شدهاند. سازمانهای موفق آنهایی هستند که بهطور مدوام دانش جدید خلق کنند، به
صورت گستردهای آ ن ر ا د ر سراس ر سازما ن اشاع ه دهن د و ب ا سرعت زیاد این دانش را در فناوریها،
محصولات و خدمات جدید به کار گیرند. هدف از این پژوهش بررسی رابطه میان مدیریت دانش،
کارآفرینی سازمانی و عملکرد سازمانی بود. نمونه آماری این پژوهش کارکنان سازمان میراث فرهنگی،
صنایع دستی و گردشگری ایران بودند. ابزار این پژوهش چهار پرسشنامه توانمندسازهای مدیریت دانش،
فرآیند مدیریت دانش، کارآفرینی سازمانی و عملکرد سازمانی بودند. برای آزمون فرضیههای پژوهش از
مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که توانمندسازهای مدیریت دانش بر
فرآیند مدیریت دانش تاثیرگذار هستند و فرآیند مدیریت دانش نیز بر عملکرد سازمانی و کارآفرینی
سازمانی تاثیرگذار است.
به عکس شرکت در جنایت که با تعدد جانی و وحدت مجنی علیه مواجهیم، گاه با وحدت جانی و تعدد مجنی علیه مواجهیم. درزمینه شرکت در جنایت بخصوص شرکت در قتل، در همه ادوار قانونگذاری پس از انقلاب، مقررات مناسبی وضع شده است. اما در باب وحدت جانی و تعدد مجنی علیه چنین وضعیتی جز در قانون مجازات اسلامی 1392 دیده نمی شود. با مطالعه این قانون، این اندیشه به ذهن خطور می کند که قانونگذار بین جنایت بر نفس (مواد 383 و 384) و جنایت بر مادون نفس (ماده 392) تفکیک گذاشته و دو رویکرد متفاوت در این زمینه همچون وجود دیه علاوه بر قصاص عضو و تقدم مجنی علیه اول در قصاص عضو بر سایر مجنی علیهم اتخاذ نموده است. با توجه به ادله فقهی، قانونگذار می تواند در جنایت بر نفس نیز به امکان اخذ دیه برای سایر مقتولان پس از قصاص قاتل در مقابل یکی از کشته شدگان حکم دهد؛ ضمن اینکه در جنایات سریالی باید علاوه بر تصریح به حق تقدم اولیای دم مقتول اول همانند مجنی علیه اول، ضمانت اجرای عدم رعایت این حق را بیان نماید.
آینده پژوهی دانش و معرفت شکل بخشیدن به آینده، به شیوه های آگاهانه، فعال و پیش دستانه است و انسان را از غافل گیر شدن در برابر طوفان سهمگین تغییرات محافظت می کند.کشور یمن در جنوب غرب آسیا واقع و از لحاظ استراتژیکی دارای اهمیت ویژه ای است.این کشور طول تاریخ مدنظر استعمارگران بوده و صفحات تاریخ این کشور را حوادث پر کرده است. یمن از لحاظ راهبردی اهمیت شایانی در گسترش اندیشه های انقلاب اسلامی در غرب آسیا را دارد. شناخت عوامل موثر برآینده یمن برای برنامه ریزی راهبردی ج.ا. ایران در این کشوربسیار ضروری است. بحران موجود در یمن بعد از حمله ائتلاف عربستان ،نشان گر این واقعیت است که ایران نیازمند نقش یابی راهبردی در این شرایط است.در این پژوهش با هدف تبیین عوامل و پیشران های کلیدی آینده یمن برای افق 10 سال آتی وبا استفاده از ترکیب روش های آینده پژوهی مانند تحلیل ماتریس متقاطع،مرور منابع وپانل خبرگی،بوسیله نرم افزار میک مک انجام گرفته است.دراجرای این پروژه از تعداد21نفر ازکارشناسان و متخصصین موضوع بهره گرفته شده واز میان 78 پیشران موثر برآینده یمن تعداد20 پیشران نهایی انتخاب و سپس با بکارگیری روش تحلیل ماتریس متقاطع ،تعداد5 پیشران کلیدی: دخالت نظامی آمریکا در یمن،تجزیه یمن،شکست دولت انقلابی،ایجاد حکومت فدرالی در یمن و مواضع قدرت های جهانی نسبت به انصارالله، شناسایی شدند. بهره گیری از این پیشران ها می تواند زمینه های لازم برای گذار از غافل گیری راهبردی ایران در موضوع یمن و به تقویت شناخت آینده های بدیل و برنامه ریزی درست کمک بسزایی نماید .
تحقیق حاضر رابطه میان شدت انرژی و کارایی اقتصادی و مشخصاً وجود رابطه U برعکس میان این دو را برای مجموعه کشورهای منتخب (17 کشور توسعه یافته و 14 کشور در حال توسعه شامل ایران) طی بازه زمانی (2011-1991) مورد بررسی قرار داده است. برای محاسبه کارایی اقتصادی از روش تحلیل پنجره ای پوششی داده ها استفاده شده و در ادامه برای برآورد اثر شدت انرژی بر کارایی اقتصادی از روش گشتاورهای تعمیم یافته بهره گرفته شده است. نتایج حاکی از آن است که با افزایش شدت انرژی تا حد آستانه کارایی اقتصادی افزایش می یابد، اما پس از آن نقطه افزایش شدت انرژی کاهش کارایی اقتصادی را به دنبال دارد، بنابراین برای کشورهای منتخب طی دوره موردنظر رابطه U برعکس بین شدت انرژی و کارایی اقتصادی تأیید می گردد.
در نتیجه رویدادها و تحولات ژئوپلیتیک منطقه ای و ژئواستراتژیک قدرت های فرامنطقه ای از اوایل قرن بیست ویکم به این سو، موازنه منطقه ای در راستای منافع ایران و به ضرر عربستان سعودی تغییر پیدا کرده است. این وضعیت، در کنار تحولات داخلی عربستان به ویژه به قدرت رسیدن رهبران جدید در این کشور، سعودی ها را به سوی این درک و نگرش از تحولات منطقه سوق داده است که اگر نقش و نفوذ رو به افزایش ایران در چارچوب راهبرد موازنه سازی مجدد، کنترل و مهار نشود، نظم آینده غرب آسیا، ایران محور خواهد بود. به همین دلیل، ریاض در قالب سیاستی تهاجمی، رویکرد موازنه سازی مجدد در برابر ایران را در چارچوب سه راهبرد موازنه سازی سخت، موازنه سازی برون گرا و موازنه سازی درون گرا دنبال می کند.
امروزه آثار پائولو کوئلیو در رده عرفان هاى نوظهور جاى گرفته است. آثار او بیشتر در قالب رمان است و از این رو یافتن مبانى اندیشه اى او چندان ساده نیست؛ حال آنکه براى خوانندگان پرشمار او، درک اصول اندیشه هایش بسیار مهم است. آگاهى یافتن از این اصول، خود بهترین نقد براى این نوع عرفان هاى کاذب و وارداتى است. در این مقاله اصول معرفت شناسى در آثار او بررسى و نقد مى شود. پائولو کوئلیو معتقد است شناخت نه ممکن است و نه ضرورى. او در آثار خود به دنبال ترویج نسبیت گرایى است و پس از انکار امکان شناخت جهان و حقایق آن، کوشیده است پیروان خود را به پذیرش ایمان گرایى، تکثرگرایى و تجربه دینى تشویق کند. در این مجال کلمات و استدلال هاى او با رعایت امانت نقل، و به دقت نقد شده است.