با گذار از کشاورزی سنتی و افزایش تولید محصولات کشاورزی موضوع بازاریابی اهمیت فزاینده ای یافته است. هزینه های بازاریابی در قیمت پرداختی مصرف کننده و قیمت دریافتی تولیدکننده تأثیر می گذارد و کاهش آن موجب بالارفتن رفاه کل جامعه می شود. هدف این مطالعه ارزیابی شبکه بازاریابی محصول انگوردر دو حالت تازه خوری و خشکبار در سال زراعی 1389 -90 در شهرستان ملایر استان همدان است. نمونه مورد بررسی متشکل از 379 نفر کشاورز انگورکار، 14 عمده فروش و 60 خرده فروش است. در این راستا، مقادیر حاشیه بازاریابی، سهم عوامل بازاریابی درحاشیه بازاریابی، ضریب هزینه بازاریابی و کارایی بازاریابی محاسبه شد. یافته ها نشان داد که مسیر عمده بازاررسانی انگور تازه خوری و خشکبار آن به-ت رتی ب متش کل از «ت ولی دکنن ده- خ ری دارمحل ی- خ رده ف روش» و «ت ولیدکننده- عمده فروش- خرده فروش» است. همچنین سود خالص کشاورز به ازای هر کیلوگرم خشکبار بیشتر از هر کیلوگرم انگور است. از طرفی، حاشیه بازاریابی در منطقه مورد بررسی بالاست و حاشیه خرده فروشی بیش از حاشیه عمده فروشی می باشد. نتایج محاسبه کارایی نیز نشان داد که مسیرهای عمده بازاررسانی کارایی مناسبی ندارند. طبقه بندی JEL : Q13, L11, L66
این تحقیق اثر عملکرد گذشته صندوق های سرمایه گذاری مشترک را، از طریق شاخص های بازده وبازده تعدیل شده، بر خالص جریان صندوق ها که معرف رفتار سرمایه گذاران است، بررسی می کند. بدین منظور در این تحقیق با استفاده از داده های ترکیبی استخراج شده از اطلاعات صندوق های سرمایه گذاری مشترک فعال در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره ی زمانی90-1389، از طریق مدل رگرسیونی روابط میان متغیرها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.
نتیجه تحقیق نشان می دهد که تأثیر عملکرد گذشته صندوق ها بر خالص جریان های سرمایه گذاری در صندوق وقتی است که معیار اندازه گیری عملکرد، بازده باشد و نه زمانی که معیار بازده تعدیل شده باشد. به عبارت دیگر سرمایه گذاران برای انتخاب صندوق به بازده گذشته صندوق توجه دارند
این مطالعه به آزمون فرضیه معروف مکمل بودن سرمایه – مهارت در اقتصاد ایران اختصاص دارد که بر اساس آن، سرمایه و نیروی کار ماهر مکمل هستند. در این مطالعه، نیروی کار ماهر به نیروی کاری گفته می شود که دارای تحصیلات عالی است. برای آزمون فرضیه مکمل بودن سرمایه – مهارت، توابع تقاضای نیروی کار دارای آموزش عالی در سطح چهار بخش کشاورزی، صنعت، خدمات عمومی – اجتماعی – شخصی و خانگی، و سایر خدمات برآورد شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، نیروی کار ماهر و سرمایه در تمامی بخش های تولیدی و خدماتی مکمل هستند. بنابراین، به کارگیری سیاست هایی نظیر اعتبار مالیاتی سرمایه گذاری موجب کاهش هزینه استفاده از سرمایه و افزایش تقاضای نیروی کار ماهر می شود. در بخش های تولیدی، نیروی کار ماهر و غیر ماهر جانشین هستند و در بخش های خدماتی مکمل هستند. در بخش صنعت، نیروی کار ماهر با مواد خام صنعتی جانشین و با سوخت مکمل است.
یکی از عواملی که می تواند، باعث موفقیت یا شکست در استفاده از آموزش الکترونیکی شود، آمادگی دانشجویان برای حضور در دوره های آموزش الکترونیکی است. از جمله عواملی که می تواند، بر آمادگی دانشجویان برای حضور در چنین دوره هایی اثرگذار باشد، راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و گرایش به تفکر انتقادی است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه راهبردهای یادگیری خود تنظیمی و گرایش به تفکر انتقادی با میزان آمادگی دانشجویان برای حضور در دوره های آموزش الکترونیکی می باشد. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه خوارزمی در سال 1392 بود. از میان جامعه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، 250 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسش نامه های گرایش به تفکر انتقادی ریکتس و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و مقیاس آمادگی ورودی یادگیرنده به دوره های الکترونیکی استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد) و استنباطی (آزمون های همبستگی، رگرسیون و t مستقل) استفاده شد. نتایج نشان داد که میزان همبستگی بین راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و آمادگی برای حضور در دوره های آموزش الکترونیکی 0/23 (با ضریب تعیین 0/50) و بین گرایش به تفکر انتقادی و آمادگی برای حضور در دوره های آموزش الکترونیکی 0/24 (با ضریب تعیین 0/70) می باشد و می توان، از طریق راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و گرایش به تفکر انتقادی، آمادگی دانشجویان برای حضور در دوره های الکترونیکی را پیش بینی کرد. نتایج آزمون t مستقل نشان داد بین دانشجویان دختر و پسر و دانشجویان کارشناسی و تحصیلات تکمیلی از لحاظ میزان آمادگی برای ورود به دوره های آموزش الکترونیکی تفاوت معناداری وجود ندارد.
رشد متنوع و پیچیده محیط تجاری موجب افزایش ریسک مالی شده است. زمانی که بنگاه ها با انواع مختلفی از ریسک مواجه هستند برای کنترل این ریسک از ابزارهای پوششی ریسک استفاده می کنند. ابزارهای پوششی ریسک موجب افزایش شفافیت و کنترل نوسانات جریانات نقدی و سود خالص در بنگاه ها می گردد. در این مقاله با انتخاب نمونه ای از 100 شرکت عضو بورس اوراق بهادار تهران برای دوره مالی 1386 تا 1391، اثر مدیریت ریسک بر کنترل نوسان سود خالص و خالص جریانات نقدی بررسی شده است. در بازار سرمایه ایران سرمایه گذاری با شرط مصون سازی و مدیریت ریسک با هدف کنترل نوسان جریان های نقدی و سود خالص اثری ندارد اما در پیش بینی نوسان جریانات نقدی و کنترل آن موثر است. همچنین سه متغیر قیمت سهام، فرصت های رشد سرمایه گذاری و نوسان سود خالص سال گذشته از متغیر های موثر در کنترل و پیش بینی نوسان سود خالص و جریانات نقدی بوده است که به اثر درک سهامداران از کنترل ریسک در بنگاه تاکید دارند.
امروزه نفت و گاز به عنوان دو کالای اساسی و مهم در تجارت بین الملل مطرح می باشند. از آنجا که دو سازمان اصلی در تجارت این دو کالای راهبردی نقش آفرینی می نمایند ، تعامل و یا تقابل این دو سازمان در روند این تجارت تأثیرگزار خواهد بود. سازمان کشورهای صادرکننده نفت و سازمان جهانی تجارت که هرکدام دارای سازوکارهای قانونی و حقوقی مجزی می باشند در این راستا نقش آفرینی می نمایند. اخیرا نیز مجمع کشورهای صادر کننده گاز نیز به جمع این دو سازمان پیوسته است. در مقاله حاضر ضمن بررسی و ضعیت این دو سازمان به نقاط تلاقی و تداخل این دو سازمان با استناد به مقررات سازمان جهانی تجارت اشاره شده است. در این راستا نیز برخی اصول حاکم بر سازمان جهانی تجارت از قبیل محدودیتهای مقداری و حفاظت از محیط زیست و منابع تجدید ناپذیر با ارجاع به برخی از دعاوی مطروحه در نظام حل و فصل اختلاف سازمان مورد بررسی قرار گرفته است. قابل ذکر است پیگیری موضوعات مربوط به این کالاها در محاکم داخلی کشورها یا توسل به محاکم بین المللی تاکنون فاقد اثر بوده است. در این باره، رویه رکن حل اختلاف سازمان جهانی تجارت تا کنون پاسخ صریح یا غیر مستقیمی به ادعاهای وارده علیه اقدامات اوپک ارائه نکرده است. از اینرو احتمال می رود در آینده ای نزدیک این موضوع بطور اساسی و چالشی در سازمان جهانی تجارت مطرح و نهایتا منجر به ایجاد موافقتنامه جدیدی برای پرداختن به آن بشود.