معلم اساسی ترین عنصر در نظام آموزش و پرورش محسوب می شود و میزان صلاحیت حرفه ای، کارآمدی، علاقه مندی و تسلط حرفه ایِ او در کیفیت فرایند یاددهی یادگیری اثری تعیین کننده دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی صلاحیت های معلمان ابتدایی و متوسطه با استفاده از مرور تلفیقی پژوهش های معتبر در حوزه سنجش این سازه بود. به این منظور، جست وجوی پایگاه های الکترونیکی با استفاده از کلمات فارسی با هدف استخراج پژوهش های مربوط به سنجش صلاحیت های حرفه ای معلمان انجام شد. جست وجوی این پایگاه ها در فاصله دی و بهمن 1399 انجام شد. از مجموع 100 رساله دکتری، طرح پژوهشی و مقاله فارسی چاپ شده از سال های 1385 تا 1399 تعداد 22 پژوهش (15 مقاله، 4 طرح پژوهشی و 3 رساله دکتری) حائز شرایط لازم شناخته شدند. تحلیل این متون با روش مرور تلفیقی انجام شد و رویه پیشنهادی ویتمور و نالف، پس از کدگذاری، در چهار بُعدِ صلاحیت های دانشی، مهارتی، نگرشی/ ارزشی و شخصیتی/ اخلاقی در سه سطح (بالاتر، در حد و پایین تر از متوسط) دسته بندی شد. بر اساس یافته ها، درمجموع معلمان در بُعد دانشی در سطح متوسطی قرار داشتند. همچنین در بُعد مهارتی ازجمله مدیریت کلاس، برنامه ریزی و سازماندهی فرصت های یادگیری، روش های تدریس فعال و اجزای تدریس ازجمله ارزشیابی و نیز کاربرد فناوری در فرایند یاددهی یادگیری پایین تر از متوسط قرار داشتند. اما در بُعد نگرشی/ ارزشی و همچنین در بُعد شخصیتی/ اخلاقی در سطح بالاتر از متوسط بودند. با توجه به نتایج مطالعه حاضر، به توسعه و ارتقای صلاحیت های حرفه ای معلمان با برنامه ریزی نظام مند و مبتنی بر اسناد تحولی و پژوهش های علمی احساس نیاز می شود.
اصل این است که هر متعهدی در قبال تعهد خود مسئول باشد، ولی گاهی طرفین قرارداد، در ضمن عقد قرارداد، یا خارج از آن با هم توافق می کنند که در صورت ورود زیان به یکی از طرفین بر اثر انجام نیافتن تعهد، یا اجرای ناقص و یا تأخیر در انجام آن، متعهد از مسئولیت معاف شود. طرف قرارداد می تواند مسئول نبودن خود را تحت شرایط خاص(همچون عدم عمد و خطای بزرگ) نسبت به خسارت های احتمالی آینده ضمن عقد قرارداد، یا در یک عقد دیگر قید کند. مبنای اعتبار شرط عدم مسئولیت عبارت است از: اوفوا بالعقود، قاعده شروط، قاعده تسلیط، اصل آزادی اراده و مبنای عدم اعتبار، مخالفت شرط با نظم عمومی و اخلاق حسنه و لزوم اسقاط ما لم یجب می باشد. شرط عدم مسئولیت در محدوده ی مسئولیت های مدنی قراردادی که ناشی از اشتباه و خطا باشد، تقصیر، تقلب و خطای بزرگ، در بین نباشد، نافذ می باشد. شرط همانگونه که نسبت به طرفین و قائم مقام آنان اثر دارد، نسبت به شخص ثالث هم اثر دارد، در صورت بطلان شرط، اثر آن نسبت به عقد، تابع وضعیت شرط است. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با روش فیش برداری و مطالعات کتابخانه ای در صدد آنیم تا قلمرو و آثار شرط عدم مسئولیت را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.
گسترش چشمگیر شهرنشینی در سالهای اخیر مسائل خاصی را به وجود آورده است و مدیریت های شهری
امروزی قادر نخواهند بود با روشهای سنتی رایج در گذشته، برای ارائه ی خدمات یک سویه موفقیتی به دست
آورند؛ آنچه امروزه توسعه ی شهری را تضمین می کند، مشارکت تمامی شهروندان است. بنای مشارکت در
روند مدنیت جامعه مبتنی بر موضوعیت حق و مسئوولیت است که در این میان به نظر می رسد موثرترین راه
حل، ارتقای سطح دانش شهروندان است؛ بدین منظور، تحقیق حاضر در صدد بررسی میزان آگاهی شهروندی
شهروندان نسبت به امور شهری و عوامل اجتماعی موثر بر آن با تکیه بر نظریه های شهروندی )مارکس، ترنر،
هابرماس( است. این تحقیق به روش پیمایشی انجام گرفته است، به این ترتیب که پس از تقسیم شهر ساری
به مناطق سه گانه، با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای و تصادفی تعداد 437 نفر به عنوان جمعیت نمونه
انتخاب شدند. جمعیت تحقیق کلیه ی شهروندان شهر ساری با ضابطه ی سنی 18 سال و باالتر هستند. نتایج
داده ها از توصیف متغیرهای وابسته ی تحقیق حاکی از آن بوده که آگاهی از حقوق بیشتر از مسئوولیت هاست.
نتایج تبیینی نشان می دهد که از میان سه متغیر مستقل)رسانه های جمعی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی، مشارکت
مدنی(رسانه های جمعی و مشارکت مدنی با آگاهی از مسئوولیتها و پایگاه اقتصادی- اجتماعی و رسانه های
جمعی با آگاهی از حقوق معنادار بوده اند و رسانه های جمعی مهم ترین متغیر تبیین کننده ی آگاهی از حقوق
و مسئوولیت ها هستند.
داستان رمزی حی بن یقظان («حی»، رمزی از عقل و «یقظان»، رمزی از خداوند) به گونه ای روایت شده است که می توان آن را به وجوه مختلف و حتی متفاوت تفسیر نمود. می توان برخی از این تفاسیر را چنین خلاصه کرد: الف) اثبات جاودانگی نفس ناطقه انسان؛ ب) نظریه پردازی دوگانه در باب ابتدای خلقت انسان؛ ج) بررسی رابطه میان فرد و اجتماع و ارائه این نظریه که منشأ جامعه فرد است؛ د) شرح غربت و تنهایی انسان. این دو تفسیر اخیر، بر اساس مقایسه رساله حیّ بن یقظان ابن طفیل با کتاب تدبیرالمتوحّد ابن باجّه صورت گرفته است. طی تفسیر اخیر، انسان موجودی گمشده در این جهان است که به دنبال پیدا کردن خویش است. اگر انسان بتواند خودش را پیدا کند می تواند به مراحل کامل انسانیت برسد. نکته مهم روایت حی ابن یقظان این است که انسان در جستجوی خویش، به اموری دست پیدا می کند که همگی وجوه اجتماعی دارند: تقلید اصوات و وضع لغت، اختراع لباس، تهیه مسکن، آماده ساختن وسایل و ابزار دفاعی مانند چوب دستی و نیزه، بهره گیری از حیوانات اهلی؛ کشف آتش و به کار بردن آن در پختن غذا و رفع نیازمندیهای دیگر، آگاهی انسان به اهمیت اعضا و جوارح خود و همچنین تشریح آنها و سرانجام کشف نقش اساسی قلب در ساختمان بدن که می تواند استعاره ای از وجود رهبر و ضرورت یا حاکم در جامعه باشد. در این مقاله، تلاش می شود تا به روش تحلیل فلسفی، و با تمرکز بر تفسیر داستان حی بن یقظان و مقایسه آن با سلامان و ابسال، به شرح غربت انسان پرداخته شود و وجوه اجتماعی آن نیز به بحث گذاشته شود.
اگر در صدق اعتقادات دینی دچار شکّ شویم، در عمل بین دینداری و بیدینی، باید کدام یک را انتخاب کنیم؟ پاسکال، با توجّه به منافع احتمالی بیشماری که در دینداری وجود دارد، به لزوم دینداری رأی میدهد. در نقطة مقابل، طبق مبنای قائلان به اصل برائت و تعمیم متعلّق شکّ آن که شامل شکّ در اعتقادات هم بشود، دینداری الزامی نیست. به نظر میرسد با توجّه به تنوع ادیان و تعارض احکام و عقاید آنان که هر یک دیگری را بر باطل میداند، به هنگام شکّ در حقانیّت یک دین از بین ادیان، نه تنها عقل به برائت حکم میکند بلکه احتیاط در بیطرف ایستادن است. تنها راه درست، تأکید بر عقل نظری و اثبات عقلی متعلّقات ایمان است.
هدف از نگارش این مقاله، بررسی و توصیف دستگاه فعل در گویش گله داری اس ت. گله دار ش هری در ج نوب استان فارس و هم مرز با استان بوشهر است. گویش گله داری جزء شاخه جنوب غربی زبان های ایرانی نو است و از گویش های لری محسوب می شود که طی چندین سده همسایگی با گویش های منطقه، اثرپذیر و اثرگذار بوده است. در این بررسی، نخست شیوه ساختاری مصدر، ستاک حال و گذشته، صفت مفعولی، شناسه های فعلی در زمان های حال و گذشته، نمود، وجه و زمان، وند سببی، وند نفی و جهت بررسی می شوند، سپس فعل از نظر ساخت اشتقاقی و نحو مورد مطالعه قرار می گیرد.
عقل از جمله مدارک تفسیر قران است و کاربرد آن در تفسیر به طور مطلق مورد انکار مفسران فریقین نمی باشد عقل در سه معنای ادارک بدیهیات بعنوان قرینه برون نصی قوی تشکیل دهند ه قیاس های منطقی برای تحصیل نتایج و تبیین ملازمه ها و قوه استنباط از آیات با استفاده از داده های درون نصی و برون نصی مورد قبول همه مفسران است عقل به معنای قوه ی مستقل در ادارک حسن و قبح افعال و تشریح حکم و نیز قوی تاویل بخشی به ظواره آیات اختصاص به تفسیر شعیه و متعزله دارد هر چند منشا احکام عقلی و نتایج آن در ین آنان متفاوت می باشد بر خلاف پندار برخی شعیه در این کاربرد عقل در تفسیر از معتزله متاثر نیست بلکه بر کلام و تفسیر معتزله تاثیر گذاشته است عقل به معنای ادارک حد وقفو ها به حوزه تفسیر روایی شیعه اختصاص دارد