هدف از این مطالعه مقایسه زمان عکس العمل و تعادل در کودکان اوتیسم و طبیعی بود. تحقیق حاضر از نوع علّی - مقایسه ای بود. جامعه آماری، کلیه پسران سنین بین 8 تا 10 ساله اوتیسم و عادی شهر قزوین بودند. 15 کودک مبتلا به بیماری اوتیسم به صورت داوطلبانه و هدفمند، و در مقابل، تعداد 15 کودک سالم و همسان با گروه اوتیسم (از لحاظ متغیرهایی همچون سن، شاخص توده بدنی، اختلالات نافذ رشدی، آزمون های ثبت حسی برای سنجش نیمرخ حسی، عدم وجود اختلالات ارتوپدیک و قلبی تنفسی، عدم بروز حمله ی تشنج در دو سال اخیر و عدم مصرف دارو با عوارض حرکتی) به صورت تصادفی انتخاب شدند. از ابزار سنجش زمان واکنش برای ارزیابی زمان عکس العمل و از دستگاه بایودکس برای سنجش تعادل گروه ها استفاده شد. برای تعیین طبیعی بودن توزیع داده ها از آزمون کولموگروف اسمیرنوف استفاده شد. پس از اطمینان از عدم معنی داری در بین گروه ها، از آزمون t مستقل جهت بررسی تفاوت های بین گروهی استفاده شد. نتایج نشان داد در سطح دشواری تکلیف تعادلی، گروه کودکان اوتیسم عملکرد ضعیف تری را در هر سه شاخص تعادلی (تعادل کلی، تعادل طرفی، تعادل قدامی طرفی) از خود نشان دادند (به ترتیب 001/0P=، 03/0P=، 001/0P=) در حالی که مقایسه سه شاخص تعادلی در سطح بی ثباتی کم، بین دو گروه تفاوت آماری معنی داری را نشان نداد. مضافا اینکه، در آزمون زمان واکنش ساده و انتخابی دیداری، گروه اوتیسم عملکرد ضعیف تری داشتند (001/0P=). مشخص شد در تکالیفی که مستلزم عملکرد تعادلی بالاتری هستند افراد مبتلا به اوتیسم دچار اشکال بوده و همین طور زمان عکس العمل آنها در قیاس با همقطارانشان ضعیف تراست که می بایست تمهیداتی در این خصوص برای مبتلایان درنظر گرفته شود.
این نوشتار که ترجمه ای از مدخل«لوهان» در دایرهالمعارف فلسفه و ادیان شرق، ویراسته «شان بالا» است، به سیر بودیسم از هند به چین و معرفی یکی از مکاتب بودیسم در چین همراه با ترجمه انگلیسی یکی از اصطلاحات این مکتب به صورت گذرا می پردازد.
هدف از نگارش این مقاله، تحلیل محتوای چندرسانه ای های آموزشی فیزیک سال دوم متوسطه بر اساس اصول چندرسانه ای ها، ساختار و محتوا می باشد. این اصول، شامل اصل مالتی مدیا، هم جواری، گفتار، کثرت و شخصی سازی می باشد. این پژوهش به روش کیفی انجام شد. نمونه مورد بررسی، گزیده ای از نرم افزارهای آموزشی درس فیزیک سال دوم دوره متوسطه می باشد. به علت اندک بودن جامعه آماری، کل نرم افزارهای چندرسانه ای (11 نرم افزار) انتخاب و به روش تحلیل محتوا بررسی شدند. در مجموع، 15 مقوله و 97 کد از ابعاد و ویژگی های زمینه ای، ساختاری و محتوایی نرم افزارهای آموزشی شناسایی و بررسی شدند. مطابق یافته ها، کلاً در چندرسانه ای های مورد بررسی ویژگی زمینه ای مورد توجه بیشتری واقع شده است. در مقوله ساختاری، توجه بیشتر روی بخش مقدماتی و توجه کمتر به مقوله جنبی شده است. در مقوله محتوای اصلی که اصول چندرسانه ای مورد بررسی قرار گرفت، اصل های کثرت و گفتار دارای اهمیت بیشتر و اصل شخصی سازی دارای اهمیت کمتری می باشد. هرکدام از این مقوله های شناسایی شده که کمتر به آنها اهمیت داده شده است، می توانند به عنوان موضوعاتی مستقل در پژوهش های آینده به پژوهشگران یاری رسانند و زمینه ساز رفع مشکلات چندرسانه ای های آموزشی و هم چنین، شناسایی ابعاد جدید شوند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تحلیلی تولیدات علمی کارکنان نهاد کتابخانه های عمومی کشور و به منظور ارائه تصویری عینی از فعالیت های علمی - پژوهشی آنها انجام شده است.
روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش با رویکردی توصیفی- تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه تولیدات علمی ارائه شده در نخستین جشنواره ملی علمی- پژوهشی نهاد کتابخانه های عمومی کشور است. اطلاعات مورد نیاز برای این پژوهش از بانک اطلاعاتی جشنواره گردآوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از نسخه 18 نرم افزار اس. پی. اس. اس. استفاده گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد کارکنان نهاد کتابخانه های عمومی کشور از ابتدای تأسیس این نهاد تا پایان سال 1389، در مجموع 469 اثر علمی تولید کرده اند. میزان تولیدات علمی در قالب مقاله نسبت به سایر مدارک علمی، بیشتر بود. همچنین بیشترین میزان تولیدات علمی به سال 1389 و کمترین میزان تولیدات علمی به سال 1381 اختصاص داشت. تولیدات علمی کارکنان در تمام سال های مورد بررسی (به جز سال 1383) دارای ضریب رشد مثبت بود. سال 1382 با ضریب رشد 1.88 و سال 1383 با ضریب رشد 39/0- به ترتیب دارای بیشترین و کمترین ضریب رشد بودند. نتایج آزمون کای اسکور نشان داد بین متغیرهای جنسیت و رشته تحصیلی با نوع تولیدات علمی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین، بین متغیر میزان تحصیلات و نوع تولیدات علمی نیز تفاوت معناداری مشاهده نشد.
اصالت/ارزش: تا کنون درباره وضعیت تولیدات علمی کارکنان نهاد کتابخانه های عمومی کشور پژوهشی انجام نشده است. بنابراین، نتایج پژوهش حاضر می تواند ابزاری مفید و کارآمد برای مدیران، سیاستگذاران و برنامه ریزان نهاد کتابخانه های عمومی کشور باشد.
یکی از راه های کشف سیر تحول پدیده های ادبی روش تحلیل بینامتنی است که ارتباط عمودی بین متون را برجسته می سازد و از دیرباز با نام توارد، انتحال ، سلخ و المام مورد توجه محققان ادبی بوده است. براساس منطق مکالمة باختین، هیچ اثری منحصراً از قلم و فکر یک نویسندة خاص تراوش نکرده است و فقط انسان اسطوره ای توانست با اولین سخنش به دنیایی بکر و بیان ناشده نزدیک شود. اگر این دیدگاه را مبنای بحث قرار دهیم، دیگر نمی توا ن گفت تنها پرویز شاپور (78 1302) پدر کاریکلماتور در ایران و دهة چهل بوده است؛ زیرا ردّپای کاریکلماتور در طنزهای عبارتی گذشتگان، مثل برخی ضرب المثل ها، رسالة تعریفات عبید زاکانی، لطیفه ها، جملات قصار و اشعار برخی شاعران نیز دیده می شود و خود شاپور هم به همان میزان برکاریکلماتور نویسان پس از خود از قبیل سهراب گل هاشم، مهدی فرج اللهی، عباس گلکار، حوریه نیکدست و ابوالفضل لعل بهادر اثرگذار بوده است که این اثر پذیری را می توان در سه محورِ بازنویسی، تقلید از تکنیک و اندیشه و جهان بینی در آثار پیروان شاپور بررسی کرد. جستار حاضر می کوشد با رویکرد توصیفی مقایسه ای، ضمن معرّفی پیشینه و پسینة کاریکلماتورنویسی در ایران، با بررسی مجموعة « قلبم را با قلبت میزان می کنم» از پرویز شاپور و پنج تن از کاریکلماتورنویسان مذکور، به آسیب شناسی روش کار شاپور و پیروانش نیز بپردازد.