تحقیقات اصیل و بنیادی درباره موضوع شعر دوره بازگشت و عصر پس از صفویه، نسبت به دوره های دیگر شعر فارسی بسیار اندک است. این مقطع تاریخی شاید به دلیل تقلید و تکرار از دیگر دوره های ادبی کم اهمیت تر باشد؛ ولی ترک و طرد بخش عظیمی از تاریخ و فرهنگ این سرزمین و فراموشی و گمنامی آثار عمده و شاعران بزرگ این دوره نیز خسرانی بزرگ در پی خواهد داشت. همین کم مهری و ناچیزانگاری درباره شعر دوره بازگشت سبب ناشناخته ماندن ویژگی های فضای ادبی آن دوره و قوانین حاکم بر آن شده است. با تأمل دقیق در جامعه ادبی، تعاملات میان شاعران و همچنین محصولات شعری این دوره به مؤلفه ها و مشخصاتی برمی خوریم که یا محصول این عصر است یا نسبت به دیگر ادوار شعر و ادب فارسی به صورت ممتازتری نمودار شده است. در این مقاله در دو بخش باعنوانِ 1. ویژگی های فضای ادبی دوره بازگشت و 2. ویژگی های شعر و ادب دوره بازگشت، به موضوعاتی همچون انجمن های ادبی و روابط حاکم بر آن، گسترش خوش نویسی و هنرورزی در میان شاعران، اعتبار بسیار شعر و ادب در میان درباریان، فراوانی خاندان های اهل فضل و هنر و تغییر تخلص خواهیم پرداخت. این ویژگی ها نمونه هایی شاخص و گاه منحصربه فردی است که در فضای ادبی عصر قاجار دیده می شود و پیشتر از دیدگان پژوهندگان پنهان بوده است. در این مقاله به تفصیل و با ذکر نمونه های متعدد این ویژگی ها بررسی و تحلیل می شود.
معنای اصطلاحی قانون مداری احترام گذاشتن به قانون ورعایت کردن آن است.قانون مداری به معنای اطاعت و تبعیت از قانون میباشد.رعایت قانون در تمامی حوزه ها باید اعمال گردد و از جمله ی این حوزه هایی که رعایت قانون در آن الزامی میباشد حوزه ی حقوق اداری است.در حوزه ی حقوق اداری و درادارات و ارگان های دولتی اعمال اداری وجود دارد و اعمال اداری در دسته بندی کلی آن به دو دسته ی اعمال اداری یک جانبه و اعمال اداری دوجانبه تقسیم میگردد.اصل و قاعده بر این میباشد که هردو اعمال اداری یک جانبه و دوجانبه باید از موازین قانونی تبعیت کند و مرجع رسیدگی به نقض اصل قانونمداری در اعمال اداری ادارات در ایران برعهده ی دیوان عدالت اداری میباشد.منظور از قانون اعم است و شامل مصوبات مجلس شورای اسلامی و مقررات اجرایی و معاهدات بین المللی میباشد.مرجع ناظر بر رعایت موازین قانونی در ادارات ایران برعهده ی دیوان عدالت اداری می باشد.
نظام ارزشیابی توصیفی در دوره ابتدایی در ایران در سال تحصیلی 83-82 باهدف ایجاد تغییرات بنیادی در نظام موجود ارزشیابی و با عنایت به رویکردهای نوین درفرایندیاددهی-یادگیری و شیوه های اثربخش ارزشیابی دانش آموزان، در تعدادی از مدارس دوره ابتدایی اجرا شد. اجرای این طرح در حال حاضر تا پایه پنجم ابتدایی گسترش یافته است. این نوآوری علیرغم استقبال خوب مانند هر نوآوری دیگر با چالش هایی در حوزه آموزش و اجرا مواجه بوده است. این تحقیق باهدف بررسی چالش های فراروی ارزشیابی کیفی انجام شده است. پس از مطالعه منابع موجود به ویژه تحقیقات صورت گرفته در سازمان های آموزش وپرورش استان ها ، به منظور بررسی این چالش ها پرسشنامه ای محقق ساخته تهیه شدوپس از تعیین اعتبار و روایی، بر روی 83 نفر از دانشجو معلمان آموزش ابتدایی مراکز تربیت معلم شهید هاشمی نژاد و شهید بهشتی مشهد اجرا گردید. علاوه بر آن مصاحبه ای نیمه ساختاریافته از برخی اساتید مرکز تربیت معلم که سابقه تدریس در ارزشیابی کیفی داشتند به عمل آمد. اطلاعات پرسشنامه با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی، درصد فراوانی، رسم نمودار) استخراج شد. نهایتاً چالش ها در 5 گروه اصلی دسته بندی شد که نامناسب بودن شرایط فیزیکی بالاترین و ضعف انگیزه در اجرا کمترین فراوانی را ازنظر دانشجو معلمان شرکت کننده در پژوهش داشت. این نتایج با نتایج سایر تحقیقات نیز هم خوانی داشت.
تحولات اقتصاد ایران در نیمه ی دومِ حکومت قاجاریه، حوزه های مختلف کشور را دستخوش تغییر کرد. کشاورزی نیز مانند دیگر عرصه های اقتصادی و اجتماعی، از این تغییرات متأثر شد. بررسی تأثیر تحولات اقتصادیِ قاینات در نیمه ی دوم حکومت قاجاریه بر کشاورزیِ این ولایت و پیامد های آن، مسئله پژوهش حاضر است. بنا بر یافته های این پژوهش، به دنبالِ توسعه ی دادوستد های خارجی و داخلی که ولایت دورافتاده و مرزیِ قاینات را به حلقه ای مهم در تجارت روسیه، هند بریتانیا و ایران در شرق کشور در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم تبدیل کرد، کشاورزیِ این ولایت نیز به سوی تجاری شدن سوق یافت. افزایش تولید محصولات صادراتی مانند تریاک، زعفران و ابریشم و کاهش تولید اقلام ضروری مانند گندم و جو از مشخصه های این روند جدید بود.
در این مقاله با استفاده از شاخص Z نرمال، دادههای بارش سالیانه و فصلی ایستگاههای سطح استان ایلام طی دوره آماری 1350-1379 تجزیه و تحلیل و ویژگی عمومی رخداد خشکسالیها، از قبیل فراوانی، شدت و دوره تداوم مشخص شده است. نتایج این بررسی نشان میدهد که در طول دوره آماری مورد مطالعه، در مناطق مختلف استان امکان وقوع خشکسالیهای سالیانه و فصلی بسیار زیاد بوده است. از نظرشدت خشکسالی سالیانه، خشکسالیهای متوسط و از لحاظ دورههای تداوم، دورههای یک ساله بیشترین فراوانی را داشتهاند. به نظر میرسد که از میان فصول، شدت خشکسالیهای فصل بهار در اکثر ایستگاهها بیشتر از فصول دیگر سال بوده است. مقایسه توزیع بارشهای فصلی و میزان عملکرد گندم دیم در خشکسالیهای متوالی سالهای زراعی 77-78 و 78-79 حاکی از آن است که توزیع نامناسب بارش در طول فصول سال و همچنین کاهش بارش سالیانه، موجب کاهش شدید عملکرد گندم دیم شده است، به طوری که کاهش عملکرد گندم در سالهای مذکور نسبت به ترسالی 76-77 به ترتیب 9/68 و 4/69 درصد و همچنین نسبت به میانگین دوره به ترتیب 2/49 و 2/50 درصد بوده است. مقدار همبستگی بین توزیع بارشهای فصلی (متغیر مستقل) و میزان عملکرد (متغیر وابسته) در طول دوره مورد مطالعه نشان میدهد که در ایستگاههای نواحی گرمسیری استان، بیشترین همبستگی به ترتیب به فصول پاییز و زمستان و در مناطق سردسیر به فصول بهار و پاییز مربوط بوده است.
هدف جداسازی عناصر ژنتیکی، بهینه سازی تصمیم گیری آگاهانه فرد در مورد وضعیت ژنتیکی خویش است. بنابراین قبل از موافقت فرد به انجام جداسازی ژنتیکی اخذ رضایت نامه آگاهانه ضروری است. یکی از موضوعات اخلاقی مهم در متن رضایت نامه، تاکید بر رازداری اطلاعات ژنتیکی و دیگری حفظ حریم خصوصی بیمار است. دو هدف اساسی برای رضایت نامه عبارت اند از: اطمینان از درک کامل موضوع؛ اطمینان از این که تصمیم گیری بیمار درباره پذیرش یا رد مداخله، داوطلبانه است.از آنجا که در صورت مثبت بودن نتایج آزمونها، فرد با انتخاب سختی در زمینه های مختلف از جمله ازدواج، فرزنددار شدن و سقط جنین روبه روست، غربالگری ژنتیکی به عنوان یک موضوع بهداشت عمومی و اخلاق پزشکی هنوز هم مورد بحث است.
عرفا و فلاسفه اسلامی در بیان افکار و اندیشه های خود همواره از رمز و نماد بهره می گرفتند؛ به گونه ای که در آثار شیخ اشراق سهرودی عارف و فیلسوف ایرانی رمز و نمادگرایی عرصه گسترده ای را اشغال کرده است. در این که رمز خاص زبان عرفا است شکی نیست. این امر در برگزیدن سبک تمثیلی مثنوی معنوی مشهود است و در آثار عرفایی چون سنایی و عطار نیشابوری دیده می شود؛ اما رمزگرایی در میان فلاسفه کم تر استفاده شده است. در این میان داستان «حی بن یقظان» به عنوان یکی از معدود داستان-های رمزی- فلسفی، مورد توجه فلاسفه ای چون ابن طفیل، شیخ اشراق و ابن سینا و پیش از این ها افلاطون قرار گرفته است. ابن طفیل و مولانا با به نمایش گذاشتن شخصیت های «نی» و «حی» ذات جستجوگر انسانِ در پی حقیقت گمشده را به تصویر کشیده اند. بدین سان مولانا و در مقابل، ابن طفیل دو شخصیت جداگانه یکی در حوزه عرفان و دیگری در حوزه فلسفه و اندیشه پدید آورده اند. نوشتار حاضر می کوشد تا در چشم اندازی تطبیقی و با روش توصیفی- تحلیلی، همگونی ها و ناهمگونی ها و ابعاد و وجوه این دو شخصیت را بر پایه مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی بررسی کند تا هم اندیشی های فلاسفه و عرفا و میزان قرابت و نزدیکی آن دو را نشان دهد.