هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه میزان همخوانی عبارت های جستجوی موضوعی دانشجویان با سرعنوان های موضوعی فارسی (به لحاظ واژگان و شکل) در دو حوزه موضوعی کشاورزی (علوم کاربردی) و علوم تربیتی، روان شناسی و کتابداری (علوم انسانی) است. داده ها با استفاده از روش ثبت داد و گرفت (فیلمبرداری الکترونیکی فرایند تعامل کاربران هنگام جستجو در فهرست رایانه ای کتابخانه) گردآوری شد و مقوله بندی (دسته بندی) آنها با استفاده از روش تحلیل محتوی انجام گرفت. یافته ها نشان داد که در دانشکده کشاورزی میزان همخوانی کامل 9/30 درصد، میزان همخوانی نسبی 5/19 درصد، و میزان عدم همخوانی 6/49 درصد است؛ در دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی نیز میزان همخوانی کامل 7/37 درصد، میزان همخوانی نسبی 1/21 درصد، و میزان عدم همخوانی 2/41 درصد است. در این دانشکده ها، 4/98 درصد از شکل های عبارت های جستجوی موضوعی با آن دسته از انواع شکل های سرعنوان های موضوعی فارسی همخوانی داشتند که به احتمال، در زبان طبیعی بیشتر مورد استفاده قرار می گرفتند. میان زبان جستجوی دانشجویان دانشکده های مورد نظر در مورد بیشتر انواع همخوانی های عبارت جستجوی موضوعی با سرعنوان های موضوعی فارسی، تفاوت معنی داری وجود نداشت. میان دو دانشکده در مورد هر یک از انواع همخوانی شکلی عبارت های جستجوی موضوعی دانشجویان با سرعنوان های موضوعی فارسی تفاوت معنی داری وجود نداشت.
مسأله ای که دنیای ادبیات معاصر فرانسه در حوزه ی اتوفیکسیون با آن مواجه است، ریشه در دو مورد دارد: از سویی منتقدان در ارائه ی تعریف واحدی از این مفهوم به نقطه ی اشتراک نمی رسند و از دیگر سو در آثار نویسندگان فعال در این زمینه هم مشابهت و یکسانی به چشم نمی خورد. به عنوان مثال، در حالی که سرژ دوبروسکی (Serge Doubrovsky) بر لزوم پرداختن به واقعیت در اثر تأکید می کند، نویسندگان دیگری همچون ونسان کولونا (Vincent Colonna) و ژرار ژنت Gérard Genette))، وجود عنصر تخیل )فیکسیون( را در اتوفیکسیون ضروری می دانند. بنابراین، مشکل به جایگاه تخیل در اتوفیکسیون برمی گردد. در پژوهش حاضر برآنیم تا به بررسی نقش تخیل در آثار دوبروسکی بپردازیم و تلاش خواهیم کرد پاسخی برای این پرسش بیابیم که آیا تخیل، نویسنده را از مفهوم حقیقت دور می سازد یا بر عکس به تحکیم جایگاه این مفهوم در اثر کمک می کند.
اهداف: آموزش بین حرفه ای، رویکردی نوین برای توانمندساختن فراگیران علوم سلامت در جهت ارایه مراقبت تیمی، همکارانه و جامع به منظور ارتقای پیامدهای سلامت مددجویان است. این مطالعه با هدف بررسی آمادگی دانشجویان تحصیلات تکمیلی علوم سلامت برای آموزش و یادگیری بین حرفه ای انجام شد.
روش ها: این مطالعه مقطعی- توصیفی در سال 92-1391 روی 500 نفر از دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی در رشته های مختلف علوم سلامت با نمونه گیری آسان و دردسترس انجام شد. ابزار پژوهش، پرسش نامه سنجش آمادگی برای آموزش بین حرفه ای بود که پایایی آن 83/0 به دست آمد. داده ها با نرم افزار SPSS 18 و آزمون های آماری توصیفی (میانگین و درصد) و آزمون آنالیز واریانس یک طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: میانگین کلی آمادگی دانشجویان تحصیلات تکمیلی علوم سلامت برای آموزش بین حرفه ای بالاتر از حد متوسط بود. بین گروه های حرفه ای از نظر میزان آمادگی برای آموزش بین حرفه ای، تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت (0/05). ولی با این وجود در گروه پرستاری، میانگین نمرات در کل مقیاس و در تمام زیرمقیاس ها از گروه های دیگر بیشتر بود.
نتیجه گیری: آمادگی دانشجویان تحصیلات تکمیلی علوم سلامت برای آموزش بین حرفه ای بالاتر از حد متوسط است.
تهدید منافع انگلستان در هند در آغاز قرن هجدهم میلادی توسط رقیبانی چون ناپلئون و زمان شاه ابدالی، علاقمندی حکام انگلیسی به ایجاد مراوده سیاسی با دربار قاجار را سبب شد. این علاقه منجر به ارسال فرستادگانی از سوی حکام انگلیسی هند به دربار فتحعلی شاه گردید که متعاقب آن، سفیری به نام حاجی خلیل خان قزوینی نیز از سوی شاه قاجار به هند ارسال شد. اما حاجی خلیل خان در همان آغاز ماموریت، در بندر بمبئی، به قتل رسید و این ماجرا دستمایه نگارش سلسله یادداشت های روزانه عبداللطیف شوشتری، دوست صمیمی خلیل خان در بمبئی گردید که در محدوده زمانی 20 جولای 1802 تا 19 جولای 1804 به رشته تحریر در آمد. عبداللطیف ضمن پرداختن به موضوع قتل ایلچی و تبعات آن، اطلاعات وسیعی از وضع فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی بندر بمبئی، مرکز حضور و فعالیت تعداد کثیری از تاجران ایرانی، در آغاز قرن نوزدهم میلادی به خواننده منتقل می کند. این مقاله ضمن ورود به معرفی این نسخه خطی ارزشمند، با شیوه تحلیلی، توصیفی در صدد واکاوی علل حساسیت مقامات انگلیسی هند نسبت به حادثه قتل حاجی خلیل خان و تمایل آنان به مستور ماندن این حادثه است.