کواین حوزه پیش بینى و آزمون را براى تحقیق برمىگزیند. در بحث شواهد (Evidence) مىگوید: که تشکیل نظامهاى نظرى از تحریک حواس شروع مىشود که آن، جملات مشاهدهاى (observation sentences) را به ما القا مىکند. از آنها گزارهاى مطلقه مشاهدهاى (observation categoricals) استنتاج مىشود. آزمون بر اساس این گزارههاست.
او مىگوید که معتقد به یقین علمى دکارتى (Cartesian sceintific certainty) نیست، و بعد به نظریه معرفتشناسى با قرائت طبیعى (naturalized epistemology) خودش به عنوان راه جایگزین اشارهاى مىکند.
مطالعه حاضر با پرداختن به مسئله تقاضای بالا برای بنزین و تبعات نامطلوب ناشی از آن به بررسی راهکارهای مختلف کاهش تقاضا برای این فرآورده می پردازد. راهکارهای آن با توجه به این واقعیت که تقاضا برای بنزین مشتق از تقاضای افراد برای سفر است در دو گروه سیاستگذاری کلی ارزیابی می شوند. راهکارهای گروه اول اشاره به سیاست های تحدیدی دارد که در آن تقاضا برای سفر افراد را محدود می کندو به طور عمده از سیاست های قیمتی و اعمال برخی مقررات خاص استفاده می شود. راهکارهای گروه دوم برکاهش نیاز به سفر متمرکز است و در آن به کاربردهای فناوری ....
در اوایل قرن بیستم، با انتشار دیدگاه های"فردینان دوسوسور"و"چارلز سندرس پیرس"، پدیده نشانه شناسی به مثابه یک علم جدید، در مباحث زبان، ادبیات و نقد ادبی و فرهنگی مطرح شد. نشانه شناسی همواره، در همجواری مکتب ساختگرایی قرار داشته و به عنوان شعبه و شاخه ای از آن بررسی شده است. پرسش اساسی این است که آیا نشانه شناسی خود یک رشته علمی است و در قلمرو دانش(Science) جای می گیرد و یا یک روش(Method) علمی است؟ این مقاله می کوشد ضمن بررسی ریشه های نشانه شناسی و تحولات آن، موقعیت کنونی این پدیده را در علوم انسانی و هنر و ادبیات مورد ارزیابی مجدد قرار دهد.
زمانی آزادسازی سرمایه به عنوان یک اقدام اجتناب ناپذیر در مسیر توسعه کشورهای فقیر تلقی می گردید. در این باره گفته می شد آزادسازی حساب سرمایه سبب می شود که منابع مالی از کشورهایی که دارای سرمایه فراوان هستند و نرخ مورد انتظار بازدهی سرمایه در آنها پایین است، به کشورهایی که با کمبود سرمایه مواجه هستند و بنابراین نرخ مورد انتظار بازدهی سرمایه در آنها بالاست، جریان پیدا کند و اضافه می نمودند که جریان منابع به کشورهایی که در حال اجرای فرآیند آزادسازی هستند هزینه سرمایه را کاهش داده و در نتیجه سرمایه گذاری و تولید را افزایش می دهد (استنلی فیشر، 1998؛ لاورانس اچ. سامرز 2000)، آن زمان مساله اصلی این نبود که آیا باید حساب سرمایه را آزاد کرد یا خیر، بلکه مساله این بود که چه زمانی باید به انجام این کار اقدام نمود - سوال این بود که آیا باید قبل از انجام اصلاحات اقتصادی نظیر آزادسازی تجاری و تثبیت تورم به امر آزادسازی مبادرت نمود یا پس از آن؟ (رونالد آی. مک کینون، 1991.( این بحث به همین شکل تا این اواخر ادامه داشت.
امروزه در محیط کسب وکار بازار جهانی، «هوش فرهنگی» اهرم مورد نیاز رهبران و مدیران تلقّی می شود. سازمان ها و مدیرانی که ارزش راهبردی هوش فرهنگی را درک کنند، می توانند از تفاوت ها و تنوّع فرهنگی در جهت ایجاد مزیّت رقابتی و برتری در بازار جهانی استفاده کنند. هوش فرهنگی شیوه ای از اندیشیدن و عمل را به مدیران و کارکنان آموزش می دهد که آنان بتوانند در هر بستر فرهنگی، به گونه ای اثربخش تر عمل کنند.
در این پژوهش، پس از تبیین مفاهیم کلیدی و تشریح ابعاد و جایگاه هوش فرهنگی در ادبیات رایج، اصول و ویژگی های این هوش از نظر اسلام تحلیل و بررسی می گردد، سپس به برخی از راهبردهای اسلام در بهره برداری مؤثر از هوش فرهنگی اشاره می شود و رویکرد اسلام به فرهنگ ملّی و فراملّی مشخص می گردد و در نهایت، برخی از مؤلّفه های هوش فرهنگی با رویکرد اسلامی شناسایی می شود.
هدف این تحقیق بررسی هوش فرهنگی و مؤلّفه های آن ـ در روابط سازمانی ـ با رویکرد اسلامی است. روش انجام این تحقیق توصیفی ـ تحلیلی به همراه تدبّر در قرآن، حدیث و سیرة معصومان(ع) است.