فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۷٬۸۶۱ تا ۱۰۷٬۸۸۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
ضحّاک در کوره سراسکند نگاهی به روایت داستان ضحّاک ماردوش در منطقة هشت رود و تأثیر آن در نام گذاری مناطق جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامهفردوسی از همان سال هایی که این اثر آفریده شد، معتبرترین سند هویّت و خصلت های قومی و عامل تقویّت روحی مردم ایران شناخته شده است. این منظومه از آغاز سرایش، در گروه ها و طبقات مختلف مردم ما اثر عمیق و جاویدان نهاده و بسی داستان ها و باورها را پدید آورده است. اغلب داستان های آن، روایت های شفاهی گوناگون در میان عامّة مردم این سرزمین داشته است و آنان با قومیّت ها و گویش های مختلف و با روایت های متعدّد و گوناگون، دل بستگی ویژه خود را به این اثر ارزش مند نشان داده اند. داستان ضحّاکِ ماردوش یکی از این داستان هاییست که روایت هایی متعدّد و متفاوت در میان عامّة مردم دارد. نگارندگان مقاله حاضر برآنند در این جستار، روایتی از داستان ضحّاک را در شهرستان هشت رود، تحلیل و بررسی کنند [1].
امتناع تعریف حقیقی براساس مبانی وجودشناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعریف حقیقی از منظر جمهور فلاسفه، ارائة ذاتیات ماهوی شیء است. ارائة ذاتیات، متوقف بر شناخت فاعل شناسا نسبت به آن شیء است. لذا در هر شناختی لازم است که متعلَق شناخت و فاعل شناسا تبیین شوند. براساس مبانی نهایی ملاصدرا، متعلَق شناخت، یک وجود ظلی منبسط است که واجد سه مرتبة مادی، مثالی و عقلی می باشد به گونه ای که مرتبة مادی و مثالی از اعراض و شئون مرتبة عقلی هستند. فاعل شناسا نیز به تناظر با عالم عینی، یک وجود بسیط و مجرد است که در عین بساطت، می تواند با حرکت اشتدادی دارای سه مرتبة حس، خیال و عقل گردد. فاعل شناسا در هر مرتبه از ظهور که قرار دارد، متعلَق همان مرتبه از ظهور را درک می کند. از سوی دیگر، ارائة تعریف حقیقی، متوقف بر شناخت ذاتیات شیء است و ذاتیات شیء همان مرتبة عقلی شیء است. لذا محال است که فاعل شناسا در مرتبة حس یا خیال باشد و بتواند ذاتیات شیء را ادراک کند. همچنین، تعریف حقیقی در علم حصولی و ماهیات مطرح است، در حالی که علم حصولی در مرتبه عقل ممتنع است. بنابراین، بر اساس مبانی نهایی ملاصدرا، فاعل شناسا چه در مرتبه حس، خیال یا عقل باشد نمی تواند تعریف حقیقی یک شیء را که همان مقومات ماهوی آن است، درک نماید. ادراک حقیقت شیء صرفاً براساس علم حضوری و به میزان مرتبة ادراکی فاعل شناسا که در تناظر با مرتبة وجودی اوست میسر است.
رویکردهای منظرین در احیای باغ تاریخی بابر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جایگاه باغ های تاریخی و ارزش آنها از لحاظ منظر فرهنگی و نقشی که در بازگویی فرهنگ و تمدن یک جامعه دارند، موجب شده تا حفظ و احیای این مکان ها اهمیتی دوچندان پیدا کند. بدین ترتیب در کشورهایی با تمدن منظرین و پیشینه باغسازی طولانی، بخش مهمی از فعالیت های حفاظتی و مرمتی به حفظ و باززنده سازی محوطه ها و باغ های تاریخی مربوط می شود. از سوی دیگر اهمیت این موضوع موجب شده تا رویکردهای متفاوت و گاه متضاد در مرمت و بازآفرینی این میراث فرهنگی شکل گیرد و منشورها و بیانیه های مختلفی در خصوص احیای این محوطه ها در کنار سایت های تاریخی دیگر بیان شود.
در بسیاری از رویکردهای احیای باغ های تاریخی توجه به انسان به عنوان عنصری زنده در بازسازی و احیای آنها مطرح شده است. از آنجا که باغ های تاریخی بخشی از منظر فرهنگی و در واقع دست آورد فرهنگی هر جامعه محسوب می شوند و با توجه به لایه های تاریخی و فرهنگی نهفته در این باغ ها، تنها حفظ و مرمت کالبد و عناصر فیزیکی کافی نیست، بلکه انتقال این ارزش های فرهنگی مستلزم حضور انسان در فضا و درک آن است. از این رو تلاش می شود تا با تکیه بر ابعاد مختلف تاریخ، فرهنگ، محیط و شهر با ایجاد عملکردها و فعالیت های مختلف، مخاطب و زندگی امروزی شهری به این مکان های تاریخی افزوده شود. به این ترتیب با این رویکرد نو، نگاهی جدید به بازآفرینی باغ ها رخ داده و آن تبدیل باغ های تاریخی به فضاهای جمعی است. بنابراین با ایجاد فعالیت های انسانی و فرهنگی علاوه بر حفظ و انتقال ارزش های فرهنگی این باغ ها می توان آنها را به فضاهای جمعی زنده و پویای شهری تبدیل کرد. در این نوشتار تلاش می شود با بررسی مرمت و احیای باغ بابر در شهر کابل، رویکرد و نحوه برخورد «محمد شهیر» را به عنوان یک معمار منظر در بازآفرینی این باغ تاریخی به چالش کشید.
خون، قدرت و عوام فریبی: قتل رابرت ایمبری و تاثیر آن بر روابط آمریکا با ایران عصر پهلوی 1924
منبع:
گفتگو بهار ۱۳۷۹ شماره ۲۷
حوزههای تخصصی:
جنگ چریکی نشانه شناختی
نقش چاههای فاضلاب در آلوده کردن آبهای زیرزمینی در شرایط مشهد و تعیین حریم چاههای آب شرب
حوزههای تخصصی:
واکاوی مفهوم نسخ در قرآن از نگاه متقدّمان و متاخّران
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهمّی که از همان آغاز در میان دانشمندان علوم قرآن مطرح بوده، نسخ در قرآن است. مفهوم نسخ در نگاه متقدّمان، مفهومی گسترده داشته به طوری که استثناء و تخصیص و تقیید را نیز در حیطه نسخ به شمار می آوردند. این در حالی است که متاخّران، مفهوم نسخ را محدودتر دانسته و موارد فوق را از دایره نسخ بیرون می دانند. تفاوت این دو دیدگاه را زمانی متوجه می شویم که تعداد آیات منسوخ را در نگاه این دو گروه بررسی کنیم. تعداد آیات منسوخ در نگاه متقدّمان تا بیش از دویست آیه نیز می رسیده در صورتی که این تعداد در نگاه متاخران بسیار کم حتی یک آیه نیز بوده است.
در این جستار به واکاوی مفهوم نسخ در نگاه این دوگروه از دانشمندان علوم قرآن پرداخته شده و از این رهگذر به طور اجمال به معنا و مفهوم نسخ در قرآن اشاره شده است.
بررسی سامانه های همرفتی میان مقیاس(MCSs) با استفاده از تصاویر دمای درخشندگی در جنوب غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سامانه های همرفتی همه ساله در مناطق مختلف ایران خسارت های زیاد و در مواردی غیر قابل جبران به وجود می آورند. با توجه به این که بارش حاصل از این سامانه ها در جنوب غرب ایران بخش عمده ای از بارش کل را تشکیل می دهند و نقش مهمی در تامین منابع آب دارند، ضرورت بررسی ویژگی های اقلیم شناسی آن ها اجتناب ناپذیر است. در این مطالعه به منظور شناسایی الگو های مکانی و زمانی رخداد سامانه های همرفتی میان مقیاس (MCSs) در جنوب غرب ایران از محصول موزاییک شده دمای درخشندگی مرکز پیش بینی اقلیمی NCEP/NWS و داده های ایستگاه های همدید استفاده شد. سامانه های همرفتی میان مقیاس طی ساعات بارشی و رخداد پدیده های مرتبط با همرفت، بر اساس آستانه ی دمایی 228 درجه کلوین، آستانه ی بیشینه مساحت ده هزار کیلومترمربع و آستانه ی طول عمر 3 ساعت، شناسایی شدند. در مجموع 189سامانه همرفتی میان مقیاس طی سال های 2001 تا 2005 شناسایی شد. یافته های این تحقیق نشان داد، بیشترین تعداد MCSs در ماه دسامبر (54 مورد) رخ داده است، شکل گیری MCSs از شرایط توپوگرافی تاثیر پذیرفته ، ولی دامنه ی رو به باد نقش خیلی مهمی در شکل گیری آن ها نداشته است. فراوانی رخداد این سامانه ها در ماه آوریل و می کاملا از توپوگرافی منطقه تبعیت کرده، اما با افزایش سرما میزان تبعیت از توپوگرافی کم تر شده تا آن جا که در ماه ژانویه هماهنگی بین فراوانی رخداد MCSs با توپوگرافی منطقه مشاهده نشده است.
وجوه تشابه حکیم ترمذی و ابن عربی در بحث ولایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مباحث عرفان نظری،بحث ولایت است.شاید عامل اصلی پرداختن به این بحث معرفتی در عرفان اسلامی، ریشه در متون اسلامی به ویژه قرآن کریم دارد و همین امر موجبات تفاسیر متعددی را در دیدگاه مفسران فراهم آورده است.در این میان تفاسیر عرفانی نقش چشمگیری در تحول معنا و مفهوم و طرح بحث های متنوع در این زمینه داشته است. از جمله این دیدگاهها می توان به نظر حکیم ترمذی ،صوفی ایرانی قرن پنجم و دیدگاه ابن عربی ، پایه گذار مکتب عرفان نظری در قرن هفتم اشاره کرد.
اهمیت این بحث در آن است که مشابهات اعتقادی و گفتاری قابل توجهی میان این دو صوفی به نام وجود دارد، به گونه ای که نمی توان تاثیرابن عربی را از دیدگاههای حکیم ترمذی نادیده گرفت یا انکار کرد.
طرح نظریه ی ضرورت نیاز به ولی و ولایت ،مفهوم تفاضل ولایت بر نبوت،ویژگیهای ولی حق الله و بالاخره مفهوم و مصداق ختم نبوت و ختم ولایت از مباحث کلیدی بحث ولایت است که به دلیل اهمیت خاص آنها ،سعی در بررسی این مباحث از نظر حکیم ترمذی و ابن عربی شده است تا هم نظر این دو را جویا شده هم به میزان مشابهات اعتقادی ایشان اشاره گردد.
همبستگی دینی، مشارکت اجتماعی (1) و (2)
حوزههای تخصصی:
پارکهای علمی؛ راهکاری برای توسعه (1)
منبع:
تدبیر ۱۳۸۲ شماره ۱۳۷
حوزههای تخصصی:
تأملی در تعبیر سهروردی از سرانجام نبرد اسفندیار با رستم در شاهنامه و آثار و نتایج آن در تاریخ اندیشه و سیاست در ایران
حوزههای تخصصی:
بنیاد نظری فروپاشی اجماع در گفتمان اصلاح طلبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان اصلاح طلبی بر پایه مجموعه ناسازههای نظری پیکربندی شد و فاقد انسجام نظری بود. زیرا به طور توأمان، در آن هم از آموزههای سنتی اسلام و هم از آموزه های مدرن لیبرال استفاده شده بود. اجماع فوری اصلاح طلبان، ناشی از ضرورت تاریخی مخالفت با نامزد محافظه کاران بود که پیروزی خود را قطعی می پنداشت. آنان بر آن بودند که با تجمیع آرای پراکنده و ایجاد یک جبهه گسترده، صدای نوگرایان دینی و اصلاح طلبان را به جامعه برسانند و در عرصه سیاست حضور داشته باشند. اما راهبرد مشخصی برای این همگرایی یا ائتلاف سیاسی طراحی نکرده بود. اجماع نانوشته در پیرامون حمایت از خاتمی حاصل شد. هنگامی که پیروزی ناباورانه به دست آمد، اختلاف نظرها شروع شد. این اختلافات که از ناسازه های نظری گفتمان ناشی می شد، اختلاف نظر در پیرامون مبانی فکری و عقیدتی گسترده، روش های سیاسی گوناگون و رویه های اجرایی متفاوت اصلاح طلبان دور می زد. تفسیرهای موسع یا مضیق و مردم سالارانه یا سنتی از اصول قانون اساسی، شیوه تقسیم قدرت و بهره گیری از منافع قدرت سیاسی ریاست جمهوری، مجلس و شورای شهر شکل گرفت. بنابراین، هر فرد و گروهی جنبش اصلاح طلبی را به سویی کشاند و اجماع اصلاح طلبان فروپاشید و بستر لازم برای تحول نظری و تغییر شیوه های مبارزه سیاسی آنان فراهم گشت. در این مقاله، فرایند فروپاشی اجماع اصلاح طلبان در چهارچوب یک رهیافت نظری بررسی می شود.