مقاله حاضر در پی مقایسه تلقی کلی و تعریف عرفان و جایگاه آن در اندیشه امام خمینی و برخی عارفان مسیحی است و به وجوه عام عرفان مسیحی نظر دارد و می کوشد تا با نگاهی پدیدارشناسانه ضمن ارزیابی اجمالی به وجوه تشابه و تفاوتهای این دو نوع نگاه و نگرش به عرفان، تجربه عرفانی و زندگی معنوی بپردازد.
با توجه به روند افزایش سریع جمعیت در دهه های اخیر و درنتیجه تمایل بیشتر به بهره برداری از منابع و نیز مصرف بیشتر، تدوین الگوی مصرف متناسب با وضع جامعه و افراد آن، امری ضروری به نظر می رسد. در دین اسلام برخلاف برخی نظریات غربی، مصرف به خودی خود اصالت نداشته و بلکه در جهتی قرار گیرد که انسان را به سوی اهداف غائی خلقتش سوق دهد. با توجه به نگاه همه جانبه ای که اسلام به مسئله مصرف دارد، می توان براساس متون اسلامی، دستورالعمل جامعی برای اصلاح الگوی مصرف تدوین نمود. در این مقاله تلاش شده است تا با در نظر گرفتن جامعه دینی، به عنوان جامعه هدف، و با تحلیل اسنادی قرآن کریم و روایات معصومان(ع)، مجموعه ای از مبانی، اصول و روش های اصلاح الگوی مصرف استخراج شود. که درنهایت پنج مبنا، یازده اصل و بیست روش در رابطه با اصلاح الگوی مصرف به دست آمده بدین شرح:
مبانی: نیازمندی، عزت و استقلال، ایمان، اندیشه ورزی، تفاوت افراد و جوامع مختلف؛
اصول: نیازسنجی، آینده نگری، اعتدال، زهدورزی، جهان را عرصه نعمت های خدا دیدن، مسئولیت، آخرت گرایی، دیگرگرایی، توجه به تعقل و تفکر، فرهنگ سازی، تذکر، توجه به اقتضائات فردی و اجتماعی؛
روش ها: اولویت بندی، مدیریت منابع، رعایت میانه روی در مصرف، قناعت، شناخت سنت های الهی، ادای حقوق شرعی، امر به معروف و نهی از منکر، اصلاح انگیزه ها، محدود و مشروط نمودن مصرف، انفاق و ایثار، آگاه سازی، استفاده از تجربیات دیگران، الگوسازی، یادآوری محرومیت ها، توجه به کفو و شأن هر فرد و جامعه.
سیاست های حمایتی در بخش کشاورزی ضرورتی اجتناب ناپذیر بوده که تحقق آن منافع تمامی قشرها و بخش های اقتصادی جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد. این سیاست ها، از جمله مهم ترین راهبردهای اقتصادی در بخش کشاورزی کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به شمار می-آیند. در مطالعه ی حاضر، آثار سیاست های حمایتی از بخش کشاورزی بر بهره وری کل عوامل تولید بخش در سال های 87-1367 در چارچوب مدل خود توضیح با وقفه های گسترده (ARDL) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که شاخص حمایت از تولیدکننده ی بخش کشاورزی در کوتاه مدت اثر منفی و در بلند مدت، اثر مثبت و معنی داری بر بهره وری کل عوامل تولید دارد. لذا با توجه به اثرات مثبت این سیاست در بلندمدت، لازم است تا برنامه ریزی های سیاستی در زمینه انتخاب نوع حمایت های اتخاذ شده برای افق بلندمدت صورت گیرد. همچنین مدیریت درست در اعمال انواع حمایت ها در کوتاه مدت نیز از ضروریات به شمار می رود. از جمله این برنامه ها می توان به برنامه های حمایت از بیمه های کشاورزی به منظور افزایش ریسک پذیری کشاورزان، تعیین قیمت تضمینی مناسب برای برخی از محصولات، ایجاد بورس کالایی و همچنین جلوگیری از واردات بیرویه محصولات کشاورزی با استفاده تعیین تعرفه مناسب، اشاره کرد.
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر یک و دو جلسه تمرین منتخب شامل تمرین های ترکیبی استقامتی و مقاومتی در روز بر توزیع مجدد زیرگروه های لکوسیتی بود. بدین منظور 8 نفر از دانشجویان پسر رشته تـربیت بـدنی دانشگاه گیلان به صورت داوطلب در پژوهش حاضر شرکت کردند. در مدت 8 روز، آزمودنی ها 3 مرحله آزمون را انجام دادند؛ مرحله اول، استراحت در حالت پایه، مرحله دوم انجام تمرین های ترکیبی استقامتی (45 دقیقه فعالیت هوازی با شدت 75-70 درصد ضربان قلب بیشینه (معادل 60 درصد VO2max) با استفاده از چرخ کارسنج) و مقاومتی (45 دقیقه تمرین با 6 حرکت وزنه تمرینی در 3 دوره 8 تکراری با شدت 80 درصد 1RM) به مدت 90 دقیقه در بعدازظهر و مرحله سوم، انجام تمرین های ذکر شده در 2 نوبت صبح و بعدازظهر. برای اندازه گیری تعداد گلبـول های سفید و زیر گـروه های آن در فواصل زمانی گوناگون، در هر وهله cc 5 خون از ورید بازویی آزمو دنی ها گرفته شد و افراد پیش از اولین خونگیری، حداقل 12 ساعت ناشتا بودند. برای آزمون فرضیه های پژوهش، از آزمون T همبسته، تحلیل واریانس با انـدازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. اختلاف میانگین ها در سطح 05/0 P? . قابل قبول بود. نتایج نشان داد در تعداد گلبول های سفید بلافاصله و 3 ساعت پس از یک جلسه تمرین تغییر معنی داری به وجود نمی آید ، اما در فواصل زمانی مذکور پس از دو جلسه تمرین افزایش معنی داری مشاهده می شود (05/0 P?). همچنین بین حالت پایه و 3 ساعت پس از هر دو برنامه (یک جلسه و دو جلسه تمرین در روز) افزایش معنی داری مشاهده شد (05/0 P?). به نظر می رسد این تغییرات بیشتر ناشی از افزایش معنی دار نوتـرو فیل ها و لنفـوسیت ها در فواصل زمانی پس از یک و دو جلسه تمرین بوده، اما تعداد مونـوسیت ها و ائوزنیوفیل ها در غالب فاصلـه هـای زمانی پس از تمرین ها تغییر معنی دارینداشته است. در نتیجه برای جلوگیری از اختلال در عملکرد سیستم ایمنی دقت نظر بیشتر در تجویز جلسات تمرینی بیش از یک نوبت در روز توصیه می شود.
پس از انقلاب علمی قرن هفدهم و قدرت گرفتن علوم تجربی، رقیبی قدرت مند برای ادیان در حل مشکلات بشر، و ارائة تبیینی روشن تر از جهان پا به عرصة وجود نهاد. رابطة علم و دین در کانون مباحث فلسفی قرار گرفت و آرای گوناگونی در این خصوص ارائه شد. نوشتار حاضر به نقد و بررسی دیدگاه فرانسیسکو آیالا[i]کشیش و ژنتیک دان برجستة معاصر می پردازد. وی بر این باور است که کتاب مقدس فقط در خصوص نجات و سعادت آدمی مصون از خطاست و اساساً هدف آن تبیین پدیده های طبیعی نیست. آیالا با پذیرش موضع طبیعت گرایی روش شناختی، و رد طبیعت گرایی متافیزیکی، برای تبیین وقایع طبیعی صرفاً پدیده های طبیعی را به میدان می آورد و دخالت هرگونه موجود ماوراء طبیعی از جمله خداوند را در امور جهان نفی می کند. او معتقد است برای تبیین پیدایش گونه های زیستی بر روی زمین فقط باید به نظریة تکامل و انتخاب طبیعی اکتفا کرد و آن ها را به خداوند منتسب نکرد، این نوع نگرش می تواند مشکل شر را به خوبی حل کند؛ زیرا شرور به تکامل و انتخاب طبیعی منتسب می شود و خداوند از ارتکاب شرور مبرا می شود. به نظر می آید راه حل آیالا برای حل مشکل شر از توانایی کافی برخوردار نیست؛ آیالا علم و دین را مربوط به دو حوزة متمایز می داند که هریک بر قلمرویی مجزا پرتو می افکند، از همین روی این دو در ارائة تصویری درست از عالم مکمل یک دیگرند
هدف اصلی این پژوهش، تبیین چیستی زیبایی و متناظر با آن استنتاج دلالت هایی در باب تربیت زیبایی شناختی از منظر کانت و علامه جعفری (ره) هست. برای دستیابی به این هدف از روش تحلیل محتوا و روش تحلیل و استنتاج منطقی بهره گرفته شد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که کانت با تعریف زیبایی به عنوان «رضایت همگانی، ضروری و فارغ از مفهوم، علاقه و غایت» از طرفداران نظریه ذهنیت گرایی، و علامه جعفری (ره) با تعریف زیبایی به منزله «نمود نگارین و شفاف کشیده شده بر روی کمال که وابسته به دو قطب درون ذات (ذهن) و برون ذات (عین) است.» در شمار طرفداران نظریه رابطه ای محسوب می شوند. بر اساس تلقی کانت از امر زیبا، تربیت زیبایی شناختی از نوع سکولار مترصد پرورش نگرش زیبایی شناختی، فاقد کارکرد شناختی و معطوف به فرم هست. این در حالی است که طبق برداشت علامه جعفری (ره) از زیبایی، تربیت زیبایی شناختی از نوع دینی، مترصد کمال، واجد کارکرد شناختی و معطوف به حیات معقول است. هر یک از رویکردهای تربیت زیبایی شناختی مذکور در معرض نقدهایی واقع شده اند که از آن جمله می توان به مخاطب محوری و اصالت بخشی به ویژگی های فرمی دیدگاه کانت و ماهیت هنجاری، فردی، غیرقابل آموزش و دشواری تحقق دیدگاه جعفری اشاره کرد.
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سازگاری زناشویی، رضایت جنسی و رضایت زندگی زنان بود. روش کار: جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره سطح شهرستان قوچان در آبان ماه سال 1394 می باشد. تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس از 3 کلینیک انتخاب شدند و پرسشنامه های سازگاری زناشویی اسپانیر، رضایت از زندگی دینر و رضایت جنسی لارسونبر روی آنان انجام شد. این افراد به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمون و شاهد قرار گرفتند. گروه آزمون درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کرد و گروه شاهد در لیست انتظار قرار داشت. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد رضایت از زندگی زنانی که درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش دریافت کردند، نسبت به زنانی که این درمان را دریافت نکرده اند، به طور معنی داری افزایش یافت . نتیجه گیری: به نظر می رسد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به شیوه گروهی می تواند رضایت از زندگی را در زنان افزایش دهد.
دین اسلام برای رساندن انسان به درجات بالای اخلاقی و توسعه ی ارزش های والای آن در جامعه، از مبلّغین دینی و در قالب آموزش و یاددهی غیر رسمی بهره ی فراوانی می برد. اسلام در این روش راهبردهایی دارد که در صورت عمل به آنها از ناحیه ی مبلّغین، می توان انتظار داشت ارزش های اخلاقی به درستی در جامعه توسعه یابد و انسان، راه سعادت و تعالی را در پیش گیرد.
بر این اساس، در این مقاله سعی داریم پس از بررسی آموزش غیر رسمی و مقایسهی کوتاه بین آن و آموزش رسمی، به بررسی راهبردهای اساسی قرآن کریم در تربیت اخلاقی انسان ها که می بایست توسط مبلّغین دینی دنبال گردد بپردازیم. این راهبردها عبارتند از:
1. راهبرد تعظیم؛
2. راهبردتکریم؛
3. راهبردتبیین؛
4. راهبرد تبشیر و تحذیر، که در این جا با عناوین 1. اختبار[1] 2. اعتبار 3. التزام و 4. اعتدال نام برده شده است.
منابع انسانی امروزه مهمترین عامل موفقیت سازمان ها می باشند، در این زمینه یکی از عواملی که منابع انسانی سازمان را نسبت به رقبا برتری می بخشد عامل استعداد و توانایی های کارکنان می باشد، مدیریت استعداد در سازمان برای استفاده بهینه از منابع انسانی ضروری می باشد. هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر رهبری مشارکتی بر مدیریت استعداد می باشد. جامعه آماری پژوهش کارکنان شرکت مخابرات اصفهان به تعداد 280 نفر می باشند. حجم نمونه بر اساس جدول گرجسی و مورگان 162 نفر تعیین شد. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه استاندارد رهبری مشارکتی کاتورن(2010) و مدیریت استعداد مددی (1393) استفاده شد. روایی پرسشنامه از طریق روایی محتوایی و روایی تشخیصی (AVE) تایید گردید. برای سنجش پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ و پایایی مرکب(CR) استفاده شد. آزمون فرضیات از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS مورد بررسی قرار گرفت. نتایج فرضیه اصلی پژوهش نشان داد که رهبری مشارکتی با ضریب مسیر 57/0 بر مدیریت استعداد تاثیر دارد. همچنین نتایج نشان داد که ابعاد رهبری مشارکتی شامل مشارکت، عدالت، پاسخگویی و احساس مالکیت به ترتیب با مقدار ضریب مسیر 45/0، 39/0، 55/0 و 48/0 بر مدیریت استعداد تاثیر دارند.