آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۰۵

چکیده

متن

«حرم» در لغت به معنى «سرزمین مقدس و مورد احترام» است و در فرهنگ فقه اسلام به منطقه خاصى که شامل شهر مکه و بخشى از اطراف آن است، اطلاق مى‏شود. میزان قداست و احترام این سرزمین را در اسلام، از احکام ویژه‏اى که بر آن مقرر شده و نیز از خصایصى که دارا مى‏باشد مى‏توان به دست آورد. خصایص حرم‏ این سرزمین از ابتدا با یک سلسله خصایص و ممیزّاتى معرفى شده که قداست و احترام خاصى را باعث شده است. بسیارى از این خصایص قبل از اسلام - در ادیان گذشته - نیز مورد اهتمام قرار گرفته است. در این مقال کوتاه مى‏توان به چند مورد از این خصایص اشاره نمود: 1 - حرم نخستین مرکز توحید و اوّلین سرزمینى است که منادیان الهى توحید، تفکّر توحیدى ناب را در آن سرزمین بنیاد نهاده و نداى آن را براى انسانها سرداده‏اند.1 به این لحاظ، جهان اسلام باید حرم را پایگاه اصلى تفکر توحیدى خالص بدانند و در همه ادوار تاریخ بویژه در تحوّلاتى که در جهت استقرار حاکمیت توحید انجام مى‏پذیرد، این جایگاه رفیع و مقدس را براى حرم از یاد نبرند و بدان به عنوان قلب الهام‏بخش توحید ناب جهان اسلام بنگرند و چنین نقش سازنده‏اى را به آن بازگردانند. 2 - این سرزمین، حرم ابراهیم بنیانگذار مکتب رهائى بخش توحید است و اختصاص این سرزمین به ابراهیم آنطور که از برخى از روایات‏2 به دست مى‏آید، قداست و احترام خاصى را در مورد آن برمى‏انگیزد که در حقیقت هر نوع تقدیس و احترام این حرم، خود نوعى تعظیم شخصیت این پیامبر بزرگ الهى توحید و احترام از مکتب رهائى بخش او محسوب مى‏گردد. 3 - حرم به لحاظ شهر مکه نیز که از قداست خاصى برخوردار است و در نصوص اسلامى اعم از قرآن و سنت بر بزرگداشت این شهر تأکید شده است‏3 داراى عظمت و قداست ویژه‏اى است که شهر مکه را در خود جاى داده است. 4 - مسجدالحرام با تمامى عظمت و احترامى که در اسلام دارد، در این سرزمین (حرم) قرار گرفته است در این مورد کافى است به اهمیت و نقشى که مسجدالحرام در قرآن و شریعت اسلام دارد4 توجه کافى مبذول گردد و از این نقطه نظر نیز موقعیت حرم بررسى و مورد مطالعه قرار گیرد. تمامى دلها رو به سمت مسجدالحرام است: «فَوَلِّ وَجْهکَ شَطْر المَسجدالحرام»5 و مسجدالحرام مبدأ معراج پیامبر است.6 مسجدالحرامى که: «جعلناه للناس سواء العاکف فیه و الباد»7 است و پاکسازى و سالم‏سازى محیط آن براى عبادت مورد تأکید قرار گرفته و در میان مساجد از ویژگى و امتیاز خاصى برخوردار گردیده است. 5 - حرم شامل کعبه و بیت‏اللَّه الحرام است و از این نقطه نظر نیز امتیاز و اهمیت و احترام فوق‏العاده‏اى را کسب نموده است؛ کعبه‏اى که: «جعل‏اللَّه البیت الحرام قیاماً للناس»8 است و در حدیث آمده است: «ما خلق اللَّه بقعة اَحَبّ الیه من الکعبه». 6 - فلسفه احرام در حج و عمره، مراعات احترام خاص حرم است.9 7 - کسى که در حرم دفن شود در حریم رحمت الهى قرار خواهد گرفت (من دفن فى الحرم امن من الفزع الاکبر من بر الناس و فاجرهم).10 احکام ویژه حرم‏ با توجه به اهمیت و احترام خاصى که حرم از نقطه نظرهاى مختلف حائز آن است؛ در فقه اسلامى داراى احکام ویژه‏اى است که برخى از آنها را به اشاره در اینجا مى‏آوریم: 1 - این منطقه به عنوان سرزمین امنیت معرفى شده: «اولم نمکن لهم حرماً امناً»11 و کشتن حیوانات (غیراهلى) در این منطقه ممنوع است و در فقه براى مرتکبین آن مجازاتهاى خاصى مقرر شده است. (من دخله من الوحش والطیر کان امناً من ان یهاج او یوذى حتى یخرج). 2 - به دلیل منطقه امن بودن حرم (اولم یرونا جعلناه حرماً امناً)12 هر فرد مسلمان تا هنگامى که در این منطقه زندگى مى‏کند از مصونیت جانى برخوردار است، (من دخل الحرم من الناس مستجیراً به فهو آن من سخط اللَّه عزّوجلّ). 3 - در این منطقه جنگ و خونریزى ممنوع است. 4 - ورود به حرم باید با تشریفات خاصّى انجام گیرد که از آن به احرام تعبیر مى‏شود و داراى احکام خاصى مى‏باشد. 5 - افراد غیر مسلمان حق سکونت در منطقه حرم را ندارند و بسیارى از فقها ورود غیرمسلمانان را به این منطقه چه به عنوان اقامت و چه براى عبور ممنوع دانسته‏اند.13 این حکم شامل سفرا و نمایندگیهاى خارجى و افراد غیرمسلمانى که حامل پیام مى‏باشند و نیز هیأت‏هایى که براى عقد قرارداد قصد ورود به منطقه حرم را دارند نیز مى‏گردد و از اینرو در چنین مواردى مى‏توانند براى انجام مقاصد خود از افراد مسلمان استفاده نمایند و یا در خارج حرم با پیشواى مسلمین و نمایندگان رسمى وى ملاقات کنند.14 براساس این قانون اقلیتهاى مذهبى متعهد (اهل ذمه) نیز از اقامت در این منطقه محروم مى‏باشند و براى عبور نیز باید اجازه رسمى کسب نمایند و دولت اسلامى مى‏تواند طى قراردادى در ازاى این اجازه، مقررات مالى وضع نماید.15 6 - کندن درختان و ریشه گیاهان حرم ممنوع است و همچنین بریدن شاخه‏ها. در این مورد فقها مجازاتهاى مالى خاصى را مقرر نموده‏اند16 و حکم مصونیت درختان و گیاهان حرم را در باره محرم و افراد عادى نیز نافذ شمرده‏اند.17 7 - تردد مسلحانه در منطقه حرم ممنوع مى‏باشد، (لاتخرجوا بالسیوف الى الحرم).18 8 - از سکونت کسانى که عامل فساد و الحاد هستند در منطقه حرم جلوگیرى مى‏شود و با آنها به خشونت رفتار مى‏شود، (من یرد فیه بالحاد بظلم نذقه من عذاب الیم). منظور از کسانى که در حرم قصد الحاد به ظلم دارند آنهائى هستند که قصد ارتکاب اعمالى چون سرقت، ستمگرى، تجاوز به حقوق مردم و هر نوع ظلم داشته باشند که از اقامت آنها در حرم جلوگیرى مى‏شود، (یتقى ان یسکن الحرم).19 9 - اشیائى که در حرم پیدا مى‏شود حکم خاصى دارد20 و اصولاً از دست زدن به اشیاء گمشده حرم، منع شده است، (لا تمسّ ابداً حتى یجى‏ء صاحبها).21 10 - کسى که در خارج حرم مرتکب جنایتى شود و سپس به حرم پناهنده گردد تا در حرم است از اجراى حد، معاف مى‏باشد، لیکن براى چنین کسى محدودیتهائى ایجاد مى‏گردد تا ناگزیر از حرم خارج گردد و حد بر وى جارى شود. امّا کسانى که در حرم مرتکب جنایتى شوند، به دلیل اینکه خود احترام حرم را نادیده گرفته‏اند از مصونیت حرم محروم مى‏شوند و بر آنها حد جارى مى‏گردد.22 11 - نماز در حرمین براى مسافر اختیارى است که تمام بخواند یا قصر و این حکم گرچه اختصاص به مسجدالحرام دارد ولى جمعى از فقها این حکم را در مورد شهر مکه نیز قائل شده‏اند که حتى اگر مسافر در حال عبور از شهر مکه باشد مى‏توانند نماز خود را تمام بخواند. 12 - به استناد آیه 25 سوره حج: «جعله‏اللَّه للناس سواء العاکف فیه والباد» بسیارى از فقهاى اهل تسنن از آن جمله عبداللَّه بن عمر خرید و فروش خانه‏هاى مکه را حرام شمرده و اجاره دادن و مال‏الاجاره آن را نامشروع دانسته‏اند. دارقطنى در این زمینه حدیثى از عبداللَّه بن عمر نقل کرده است که: «من اکل کراء بیوت مکه اکل ناراً» «کسى که مال الإجاره خانه‏هاى مکه را بخورد چنان است که آتشى خورده است». احمد بن حنبل گفته است خانه‏هاى مکه را مى‏توان تملّک کرد و به ارث برد ولى نمى‏توان آنها را اجاره داد. در این زمینه حدیثى از پیامبر - ص - نقل شده که فرمود: «من احتاج سکن و من استغنى اسکن»، «کسى که به خانه مکه احتیاج دارد در آن سکونت مى‏گزیند و کسى که نسبت به آن بى‏نیاز است دیگرى در آن خانه اسکان داده مى‏شود».23 در احادیث شیعه نیز آمده است که: «انه (على - علیه‏السلام -) کره اجارة بیوت مکه و قرء سواء العاکف فیه و الباد».24 «على - علیه‏السلام - اجاره دادن خانه‏هاى مکه را بد مى‏شمرد و به این آیه استناد مى‏نمود». و در حدیث دیگر از امیرالمؤمنین على - علیه‏السلام - فرمود: «ان رسول‏اللَّه - ص - نهى اهل مکه عن اجارة بیوتهم و ان تعلقوا علیها ابوابا»25. «رسول خدا - ص - مردم مکه را از اجاره دادن خانه‏هایشان به کسانى که براى زیارت بیت‏اللَّه الحرام مى‏آمدند نهى نمود و آنها را از گذاردن در، بر خانه‏هاى خود منع فرمود». در رساله على بن جعفر به نقل از برادر بزرگوارش امام موسى بن جعفر آمده است: «لیس ینبغى لأحد من اهل مکه ان یمنع الحاج شیئاً من الدورینز لونها»26 «شایسته نیست کسى از اهل مکه، حجاج را از سکونت گزیدن در خانه‏هاى مکه مانع شود». حرم از آن همه مسلمین است‏ بسیارى از مفسرین در تفسیر آیه: «ان الذین کفروا و یصدون عن سبیل‏اللَّه والمسجدالحرام الذى جعلناه للناس سواء العاکف فیه و الباد و من یرد فیه بالحاد بظلم نذقه من عذاب الیم»27 حکم همگانى بودن را که در آیه، به مسجدالحرام نسبت داده شده بر همه منطقه حرم شامل دانسته‏اند؛28 زیرا مشرکین نه تنها از مسجدالحرام بلکه پیامبر - ص - و مسلمین را از ورود به حرم منع مى‏نمودند و نیز با وجود اینکه پیامبر - ص - از مکه و از خانه خود به معراج رفت. در سوره اسراء آمده است: «سبحان الذى اسرى بعبده لیلاً من المسجدالحرام» و اطلاق مسجدالحرام به همه منطقه حرم به لحاظ جزء اشراف آن مى‏باشد. مفهوم همگانى بودن مسجدالحرام یا منطقه حرم، این است که در نگهداشتن حرمت و قداست این سرزمین و انجام مناسک حج و عمره فرقى بین ساکنان آن و کسانى که از خارج به این سرزمین وارد مى‏شوند وجود ندارد و اهل این منطقه هیچگونه خصوصیتى را دارا نیستند. احترام حرم و عبادت و مناسک آن حق عمومى مسلمین است و هر نوع ایجاد مزاحمت و ممانعت در این راه تجاوز به حقوق همگانى مسلمین جهان محسوب مى‏گردد و نوعى الحاد و ظلم است که مرتکبین آن باید با شدیدترین مجازات تنبیه شوند (نذقه من عذاب الیم). دنباله آیه: «و من یرد فیه بالحاد بظلم» در حقیقت بیان جزاى صدر آیه است؛ به این معنا که اگر کسى این حق همگانى مردم را مورد تجاوز قرار دهد، نوعى الحاد و از روى ستمگرى است و عذاب الیم جزاى او است.29 مفهوم این سخن آن است که قدسیّت و تعظیم و معنویت حرم چیزى نیست که در انحصار فرد یا گروه خاصى قرار گیرد؛ بلکه این سخن که حقیقت عبادت حج و عمره است متعلق به جهان اسلام بوده و همه مسلمین بطور یکسان از این حق برخوردار مى‏باشند. و بالاخره مفاد آیه چنین است که: پاسدار حرم و حامى قدسیت آن و خادم این معبد و بپا دارنده احترام این سرزمین، همه کسانى هستند که حق عبادت در آن را دارند؛ بنابراین اصل قرآنى حرم باید تحت نظارت و مراقبت معنوى نمایندگان واقعى ملل مسلمان جهان اداره شود و شؤون روحانى و عبادى حرم برعهده هیئت نمایندگى جهان اسلام باشد. منطقه بین‏الملل اسلامى‏ تردیدى نیست که مفهوم: «الذى جعله للناس» بیرون آوردن حرم از انحصار یک گروه یا یک مذهب خاص است، همانطورى که مفهوم: «سواء العاکف فیه و الباد» برابرى انسانهاى موحد و عبادتگذار خدا در این سرزمین، به لحاظ انجام مناسک عبادى است و این نوع آزادى، خواه ناخواه شامل کلیّه اعتقادها و دیدگاههایى مى‏شود که در چهارچوب اصول اسلامى و قرآنى در میان مسلمانان وجود دارد. بنابراین اصل، هرگاه عبادت مسلمین در حرم و مسجدالحرام در چهارچوب اصول یک مذهب و یک دیدگاه منحصر گردد و دیدگاهها و عقاید دیگر مسلمین، کنترل و محدود شود، و آزادى عمل در عبادت، از غیر پیروان مذهب انحصارى گروه حاکم، سلب گردد، در حقیقت مصداق دیگرى از آیه: «و من یرد بالحاد بظلم نذقه من عذاب الیم» خواهد بود. امروز عاکفین در این سرزمین عبادت و توحید اعتقاد و دیدگاه خاصى دارند و اصول و فروع اسلام را در چهارچوب معینى تفسیر مى‏کنند ولى آنها که از خارج این سرزمین براى عبادت مى‏آیند (الباد) برداشتى دیگر از اسلام دارند. در چنین شرایطى حکم صریح قرآن چیست. قرآن بر خلاف مذهب وهابیت - که واردین را مجبور به رعایت مذهب عاکفین مى‏کند و آزادى عبادت را از آنان در زمینه اعتقادات خود سلب مى‏نماید - بطور صریح مى‏گوید: «سواء العاکف فیه و الباد». حرم سرزمین آزاد اسلامى‏ به اعتقاد بسیارى از علماى اسلام «منطقه حرم»، سرزمین آزاد است و براى هر واردى جایز است هر کجاى حرم که خواست منزل گزیند و صاحب خانه موظف است او را جاى دهد چه بخواهد و چه نخواهد.30 در صدر اسلام خانه‏هاى شهر مکه همواره به روى زائران باز بود و خانه‏ها بدون در بود و صحابه از اینکه عده‏اى از مردم مکه به خاطر سرقت‏ها مجبور شدند براى خانه‏هاى خود درب بگذارند، ابراز ناخشنودى مى‏نمودند و مى‏گفتند: «آیا خانه‏هاى خود را به روى حجاج مى‏بندید؟»31 خلفا در زمان حج دستور مى‏دادند درهاى خانه‏هاى شهر مکه را از جاى برکنند تا خانه‏ها به روى حجاج باز باشد به همین دلیل فقهاى اسلامى در مورد سرزمین حرم به لحاظ قابل تملک بودن آن سه نظریّه ابراز نموه‏اند: 1 - سرزمین حرم و مکه قابل تملّک نیست و حرم منطقه آزاد اسلامى است و سکونت در آن براى عموم مسلمین آزاد مى‏باشد و در نتیجه نه ارث برده مى‏شود و نه اجاره داده مى‏شود نه قابل فروش است. 2 - قابل تملک است، به ارث تملک مى‏شود و قابل بیع نیز مى‏باشد ولى در ازاى اسکان زوار بیت‏اللَّه الحرام کسى نمى‏تواند مال الإجاره‏اى دریافت نماید. 3 - از اموال عمومى است و در اختیار دولت اسلامى (امام) قرار دارد و هر نوع تصرّف در این سرزمین باید براساس مصالح جهان اسلام به صلاحدید امام مسلمین انجام گیرد. منشأ این اختلاف فقهى آن است که شهر مکه مفتوح العنوه است یا سرزمین صلح محسوب مى‏گردد، جمعى از فقها مانند مالک و ابوحنفیه و اوزاعى سرزمین مکه را مفتوح العنوه مى‏دانند که پیامبر - ص - پس از فتح مکه این سرزمین را تقسیم ننمود و آن را به حال خود گذاشت تا اهل مکه و کسانى که بعداً در آن سرزمین سکونت مى‏کنند استفاده نمایند. بنابراین رأى، سرزمین مکه قابل فروش و اجاره نیست، هرکس به آن وارد شود مى‏تواند از آن براى سکونت خویش استفاده کند و هرکس سبقت بجوید از اولویت برخوردار خواهد بود. به اعتقاد شافعى: مکه از اراضى صلح است و پیامبر - ص - با تهدید و اعلان جنگ، وارد حرم شد و گفتار تاریخى آن حضرت که فرمود: «من اغلق بابه فهو امن و من دخل دار ابى‏سفیان فهو امن» نشانگر آن بود که مردم مکه نه از روى صلح بلکه از روى قهر تسلیم شدند ولى برخى به استناد تسلیم مردم مکه، آن را ارض صلح نامیده‏اند. در حدیث علقمة بن نضله آمده است که: «کانت تدعى بیوت مکه على عهد رسول اللَّه - ص - السوائب لاتباع من احتاج سکن و من استغنى اسکن».32 و در حدیث عبداللَّه بن عمر نیز آمده است: «قال رسول‏اللَّه - ص - ان اللَّه حرم مکة فحرام بیع رباعها و اکل ثمنها - و من اکل من اجر بیوت مکه شیئاً فانما یاکل ناراً».33 در حدیث دارقطنى از عبداللَّه بن عمر آمده است: «قال رسول‏اللَّه - ص - مکه مناخ الاتباع رباعها و لا تواجر بتوتها».34 مبتنى کردن مسأله آزاد بودن سرزمین حرم به تشخیص مفتوح‏العنوه بودن و یا ارض صلح بودن آن از دو نظر قابل مناقشه است. 1 - عناوینى چون مفتوح‏العنوه که داراى احکام خاص فقهى است با نقل تاریخى ثابت نمى‏شود؛ زیرا از یکسو اینگونه مسائل معمولاً مورد اختلاف مورخین است و از سوى دیگر در نقلهاى تاریخى اتقان و اعتبار شرعى لازم وجود ندارد.35 2 - روایات و متونى که در باره رباع مکه و بیوت حرم نقل شده هیچ‏گونه دلیل و قرینه‏اى در آنها دیده نمى‏شود که ممنوعیت بیع و اجاره آنها به دلیل مفتوح‏العنوه بودن باشد، شاید - به احتمال قوى - نظر به مفاد آیه «سواء العاکف فیه والباد» چنین سیره‏اى در زمان پیامبر - ص - و خلفا در مورد حرم معمول بوده است. لیکن برخى از فقها حکم آیه را مبنى بر مساوى بودن اهل مکه و زائرین براساس مفتوح‏العنوه بودن آن در زمان رسول خدا دانسته‏اند36 و بنابراین نظریه، حکم آیه قانون على‏حده و جدا از حکم مفتوح العنوه نیست. به اعتقاد فقهاى شیعه، در صورت مفتوح‏العنوه بودن مکه، تملک و خرید و فروش آن ممنوع مى‏شود و هر متصرفى مى‏تواند مادام که در آن زندگى مى‏کند به تعمیر و تجدید بناى آن اقدام نماید.37 شیخ طوسى در کتاب شریف الخلاف، دلالت آیه را بر عدم جواز بیع و اجاره خانه‏هاى مکه، مورد تأیید قرار مى‏دهد و مى‏گوید مراد از «مسجدالحرام» در آیه، همه منطقه حرم است و در این مورد به آیه اوّل سوره اسراء (سبحان‏الذین اسرى بعبده لیلاً من المسجدالحرام) استدلال مى‏کند که با وجود آغاز معراج پیامبر - ص - از خانه خدیجه و یا شعب ابى‏طالب، در این آیه به آن مکان، «مسجدالحرام» اطلاق شده است.38 در صحیحه حسین بن ابى العلاء نیز از امام صادق - علیه‏السلام - آمده است: معاویه اولین کسى است که برخانه‏اش در مکه درب نصب نمود و حجاج را از ورود به خانه‏اش منع کرد، تا آنکه این آیه نازل شد: «سواء العاکف فیه و الباد» و رسم در بین مردم چنان بود که وقتى به مکه مى‏آمدند بر حاضرین وارد مى‏شدند و تا پایان حج از امکانات سکناى آنها بهره مى‏بردند.39 فرمان على - علیه‏السلام - در عصر خلافت امام، کارگزار آن حضرت در مکه قثم بن عباس بود که مسؤولیت اداره این مرکز را از جانب امام برعهده داشت در یکى از دستورالعملهاى حکومتى که از طرف امام به نام حاکم مکه صادر شد، از قثم بن عباس خواسته شده بود که مردم مکه را وادار کند که از کسانى که در مکه سکونت مى‏کنند اجاره بهایى دریافت ننمایند. امام در این فرمان به آیه: «سواء العاکف فیه و الباد» استناد کرده بود و براى رفع هرگونه بهانه و شبهه‏اى دو واژه «عاکف» و «باد» را نیز تفسیر نموده بود: عاکف کسى است که در مکه اقامت گزیده است و بادى کسى است که براى به جا آوردن حج به مکه آمده و از اهالى مکه محسوب نمى‏شود.40 این فرمان که در رابطه با مسأله حج و اقامه این فریضه بزرگ سیاسى - عبادى صادر شده و با جمله: «اما بعد فاقم للناس الحج و ذکرهم بایام‏اللَّه» آغاز گردید، نشانگر اهمیت مسأله حرم و شهر مکه و رابطه آن با اقامه صحیح حج مى‏باشد. آزادسازى و بین‏الملل اسلامى کردن حرم و شهر مکه تنها از بعد مالکیت‏پذیرى این سرزمین و یا از دید اقتصادى حائز اهمیت نیست و بى‏شک این فرمان که از متن قرآن برخاسته است به این منظور نبوده است که حجاج و زائران بیت‏اللَّه‏الحرام با پرداخت اجاره‏بها در تنگناى اقتصادى قرار نگیرند؛ بلکه روح این فرمان آن است که این منطقه به دلیل محض بودن براى عبادت و قدسیت حج و از هر نوع اعمال فشارها و تحمیلها و ایجاد تنگناها بدور ماندن به عنوان «للناس» و همگانى اعلام گردیده و اختصاصات دیگر که نوعى سلب آزادى در عمل و اقامه حج است الغا شده است. پاورقى‏ها: - 1 - وسائل الشیعه، ج 9 ، ص 334 . 2 - حدیث عبداللَّه بن زید: ان ابراهیم حرم مکه و دعى لها و انى حرمت المدینة و روایة ابن زبالة: حرم ابراهیم مکة و حرمى المدینة. 3 - بحارالانوار، ج 99 ، ص 75 . 4 - به روایات مربوط به اهمیت و نقش مسجدالحرام در وسائل‏الشیعه، ج 3 و ج 5 مراجعه شود و نیز ج 9 صفحه 3 (حرم‏المسجد لعلة الکعبه و حرم الحرام لعلة المسجد). 5 - بقره: 146 . 6 - اسراء: 1 . 7 - حج: 25 . 8 - مائده: 97 . 9 - وسائل‏الشیعه ج 9 ، ص 3 . 10 - همان مأخذ ص 381 . 11 - قصص آیه 57 ، وسائل الشیعه، ج 9 ، ص 176 و 202 . 12 - عنکبوت آیه 67 ، وسائل الشیعه ج 9 ، ص 176 و 202 . 13 - مسالک مرحوم شهید ثانى: و اما الحرم فلا یجوز لهم دخوله مطلقاً. 14 - المبسوط، ج 2 ، ص 48 . 15 - حقوق اقلیتها صفحه 175 . 16 و 17 - تحریرالوسیله ج 1 ، صفحه 411 ، وسائل‏الشیعه، ج 9 ، ص 172 . 18 - وسائل الشیعه، ج 9 ، ص 359 ، حدیث 3 . 19 - وسائل‏الشیعه، ج 9 ، ص 341 . 20 - تحریرالوسیله ج 2، ص 225 . 21 - وسائل‏الشیعه، ج 9 ، ص 361 . 22 - همان مأخذ، ج 18 ، ص 346 . 23 - الجامع لاحکام القرآن، ج 11 ، ص 32 . 24 - تفسیر البرهان، ج 3 ، ص 84 ، حدیث 7 . 25 - همان مأخذ، حدیث 8 . 26 - همان مأخذ، حدیث 9 . 27 - حج: 25 . 28 - تفسیر الجامع لاحکام القرآن ، ج 12 ، ص 32 ، تفسیر تبیان، ج 7 ، ص 305 ، زبدة البیان، ص 221، فقه‏القرآن، ج 1 ، ص 318 . 29 - تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 402 . 30 - تفسیر الجامع لاحکام القرآن ، ج 11 ، ص 32 . 31 - همان مأخذ. 32 - الجامع لاحکام القرآن ، ج 11 ، ص 33 . 33 و 34 - همان مأخذ ، جامع الصغیر سیوطى ، ج 6 ، ص 3 و بیهقى ، ج 6 ، ص 35 . 35 - کتاب البیع ، حضرت امام - رضوان اللَّه تعالى علیه - ج 3، ص 72 . 36 - زبدةالبیان لاحکام القرآن صفحه 221 . 37 - همان مأخذ. 38 - به نقل از مسالک الافهام الى آیات الاحکام، ج 2 ، ص 287 . 39 - اصول کافى، ج 1، ص 232 . مرآت العقول، ج 3 ، ص 266 . تهذیب، ج 5 ، ص 463. 40 - نهج‏البلاغه، نامه 67 . (مر اهل مکه الّا یاخذوا من ساکن اجراً فان‏اللَّه سبحانه یقول: «سواء العاکف فیه و الباد»، فالعاکف: المقیم به والبادى: الذى یحجّ الیه من غیر اهله وفّقنا اللَّه و ایّاکم لمحابه والسلام).
     
 

تبلیغات