دادخواهی انفرادی شیوه رایج پیگیری تضییع حق در نظام های حقوقی است؛ اما در مواردی که خواسته یا ارزش آن ناچیز باشد، اشخاص عموماً طرح دعوا نمی کنند، زیرا هزینه آن بیش تر از سودش است. در مقابل، خوانده برخلاف قانون، ثروت بادآورده ای به دست می آورد. این وضعیت وقتی تشدید می گردد که تعداد خواهان ها زیاد بوده، اکثر آنان به علت کم بودن ارزش خواسته، طرح دعوا نکنند. در حقوق آمریکا و کانادا دعوای گروهی را برای مواجهه با چنین وضعیت هایی طراحی کرده اند. در آمریکا چندین گروه پیش بینی شده که افراد مشمول هریک از آن ها می توانند با جمع شرایط مقرر اقدام به طرح دعوا کنند. شرط تعدد، اشتراک، شاخصیت و شایستگی نماینده باید در همه گروه ها وجود داشته باشد (شرایط عام) تا دادگاه گروه را تأیید کند؛ اما در دعوای گروهی مطالبه خسارت لازم است این شیوه برای رسیدگی به اختلاف بر دیگر شیوه های تجمیع دعاوی متعدد برتری داشته، مسائل مشترک دادرسی بر مسائل فردی آن غالب باشد (شرایط خاص). در حقوق کانادا چنین تفکیکی وجود ندارد. به علاوه از بعضی جهات، از جمله شمار خواهان ها و عدم لزوم غلبه مسائل مشترک بر مسائل انفرادی دادرسی با حقوق آمریکا متفاوت است. در حقوق ایران چنین سازوکاری وجود ندارد و تنها طریق دادخواهی افراد، اقامه دعوای انفرادی است که گاه به علت موانع مختلف با عدم دادخواهی ملازمه دارد. نوشتار حاضر با هدف فراهم ساختن بستری برای تأمل در مورد این شیوه و احیاناً پذیرشش در حقوق ایران، به بررسی شرایط آن در حقوق آمریکا و کانادا می پردازد.
هدف پژوهش عبارت بود از بررسی نقش عامل های شخصیتی در پیش بینی ابعاد مختلف دینداری. نمونه پژوهش حاضر از 436 نفر از دانشجویان دانشگاه های پیام نور تهران که به پرسشنامه های جمعیت شناختی، پرسشنامه شخصیتی پنج عاملی نئو نسخه کوتاه و پرسشنامه دینداری پاسخ دادند، تشکیل شد. نتایج به دست آمده نشان داد که همبستگی معناداری بین ابعاد مختلف دینداری و عوامل شخصیتی وجود دارد؛ «برون گرایی» تنها عامل شخصیتی است که ارتباط معناداری با ابعاد دینداری در نمونه پژوهشی حاضر ندارد. عامل شخصیتی «گشودگی به تجربه» مهم ترین پیش بینی کنندة ابعاد دینداری است و پس از آن عامل شخصیتی «وجدانی بودن» و «توافق» در پیش بینی ابعاد دینداری سهم دارند. براساس این یافته ها می توان گفت که عوامل شخصیتی می توانند پیش بینی کنندة ابعاد مختلف دینداری باشند و در این میان بیشترین سهم را گشودگی به تجربه دارد و پس از آن دو عامل شخصیتی وجدانی بودن و توافق تببین کنندة اصلی ابعاد مختلف دینداری می باشند
اطلاعات به منزله محصولی نمادین به صورت یک کل شکل می گیرد. اما مراحل ویژه ای که سبب یکپارچگی آن به صورت کل می گردد با یکدیگر پیوندی جدا نشدنی دارند. علم اطلاع رسانی نمی تواند این حقیقت را نادیده بگیرد که مبادله اطلاعات رابطه ای اجتماعی است و شکلی از عملکردهای
مقوله دانش و مدیریت دانش رفته رفته جای خود را در سازمانها باز می کند . امروزه مدیران سازمانها می دانند ماشین آلات ، تجهیزات و ساختمان را نمی توان اصلی ترین دارایی یک سازمان به حساب آورد . آنچه به عنوان دارایی مهم هر سازمان به شمار می رود ، دانش سازمانی است و مدیریت صحیح بر آن باعث کسب مزیت رقابتی برای سازمان و در نهایت پیروز شدن بر رقبا خواهد شد . مطالب بسیاری در این باره در ژورنالها ، کتابها و مجلات مختلف نگاشته شده است ولی آنچه نویسندگان این مقاله را بر آن داشت تا به این موضوع ( ناکامی مدیریت دانش ) بپردازند ، خلاء موجود در باره علل ناکامی بعضی شرکتها در این رابطه بود ...
در میان شاکله های روایی، عامل زمان در رمان سووشون، در اولویت قرار دارد و لایه های زمانی مختلف، در بطن روایت، با یکدیگر در تلاقی هستند. روایت در این رمان، بیشتر به گذشته باز می گردد و گاه نیز به شکل آینده نگر به پیش بینی وقایع می پردازد. این کار با مهارت تمام و به گونه ای انجام می شود که از چارچوب دنیای بازنمایی شده داستان فاصله نگیرد. تداوم داستان در رمان سووشون، هشتاد روز است و شتاب ثابت (معیار) بر اساس 3.17 صفحه در روز ارزیابی می شود. میانگین وزنی شتاب سووشون بر پایه 7.64 صفحه در روز به دست می آید که نشانگر ضرباهنگ شتاب منفی کل متن است و اینکه حداقل سرعت بر فضای داستان حاکم است. کارکرد انواع بسامد در این رمان متداول است. دانشور معمولا وقایع را با ذکر جزییات، به صورت مکث توصیفی می آورد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر مستقیم رهبری خدمتگزار بر رفتار شهروندی سازمانی و همچنین اثر غیر مستقیم این رابطه از طریق توانمندسازی روانشناختی، عدالت سازمانی و خشنودی شغلی می باشد. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون تشکیل می دهند که از این تعداد 250 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های رهبری خدمتگزار، توانمندسازی روانشناختی، عدالت سازمانی ، خشنودی شغلی و رفتار شهروندی سازمانی جمع آوری و با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری و بوت استرپ مورد تحلیل قرار گرفتند. تحلیل های الگویابی معادلات ساختاری برازندگی الگوی پیشنهادی را با داده ها مورد حمایت قرار دادند. نتایج حاکی از اثر مستقیم رهبری خدمتگذار بر رفتار شهروندی سازمانی و اثر غیرمستقیم رهبری خدمتگزار بر رفتار شهروندی سازمانی از طریق توانمندسازی روانشناختی و عدالت سازمانی بود. بنابراین، سازمان ها می توانند با بکارگیری سبک رهبری خدمتگزار باعث توانمندسازی کارکنان، عدالت سازمانی، افزایش خشنودی شغلی و رفتار شهروندی سازمانی در کارکنان شوند.
هدف، اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی به دوگروه کودکان وکودکان و مادرانشان درکاهش احساس تنهایی و افزایش پذیرش همسالان در آن ها است. روش نمونه گیری هدفمند است که از بین 6 مدرسه ناحیه 4 آموزش و پرورش شیراز، 2 مدرسه که از لحاظ آموزشی، فرهنگی و طبقه اجتماعی همتا بودند، انتخاب و دانش آموزان کلاسهای چهارم و پنجم (300نفر) با استفاده از مقیاس احساس تنهایی کودکان آشر و پرسشنامه پذیرش همسالان سنجیده شدند، 65 نفرکه بالاترین نمرات را در مقیاس احساس تنهایی و پایین ترین نمرات را درپذیرش همسالان بدست آوردند انتخاب، و به طورتصادفی در سه گروه (دوگروه آزمایش و یک گروه کنترل) قرار گرفتند؛ در این مطالعه ی شبه آزمایشی، کودکان هر دوگروه به مدت هشت جلسه یک ساعته مورد آموزش قرارگرفتند؛ در گروه کودکان و مادران، مادران نیز در شش جلسه یک ساعته جداگانه مورد آموزش قرار گرفتند و از روند آموزش کودک خود آگاهی یافتند و در نهایت پس از اتمام جلسات، پس آزمون گرفته شد و از تحلیل کوواریانس در جهت آنالیز داده ها استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس حاکی از اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی به دوگروه کودکان و کودکان و مادرانشان در جهت کاهش احساس تنهایی و افزایش پذیرش همسالان در هر دوگروه بود، اما بررسی مقایسه ای اثربخشی دوگروه علی رقم اختلاف بالای میانگین دو گروه، معنادار نبود. عدم معناداری آماری در مقایسه دو گروه، به معنای عدم اهمیت بالینی در این حوزه نیست و نشان می دهد که والدین به خصوص مادران نقش بسیاری در آموزش مهارت های اجتماعی به کودکان و ارتباط آن ها با همسالان داشته که این امر به نوبه خود احساس تنهایی درکودکان را تحت تاثیر قرار می دهد.
آثار ادبی و هنری مشترک که امروزه در جوامع علمی، فرهنگی و هنری به ویژه در مجامع دانشگاهی رشد فزاینده داشته است، اهمیت دارد. مسئلة مفهوم و شرایط تحقق اثر مشترک در نظام های حقوقی مختلف وجوه اشتراک و افتراق دارد. این نوشتار با مطالعة تطبیقی مسئلة مزبور در نظام های حقوقی ایران و ایالات متحدة آمریکا به این نتیجه دست یافته است که اثر مشترک در حقوق ایران صرفاً ناظر به آثاری است که سهم پدیدآورندگان مختلف در اثر تفکیک نشدنی است. حال آنکه در حقوق آمریکا، در موردی که سهم پدیدآورندگان انفکاک شدنی بوده، ولی به یکدیگر وابسته اند، نیز تحقق اثر مشترک ممکن است. همین امر موجب تفاوت بنیادین در مصادیق اثر مشترک در دو نظام حقوقی است. در هر حال، در هر دو نظام حقوقی قصد مشارکت در زمان خلق اثر و تحقق عملی مشارکت از شرایط تحقق اثر مشترک است. البته در حقوق آمریکا قصد «شناخته شدن به عنوان پدیدآورندة مشترک» نیز علاوه بر قصد مشارکت، لازم است.