تلقی فردوسی از شخصیت زنان تابعی است از داستانهای شاهنامه ‘ زنان اکثرأ در جایگاهی رفیع و بهره مند از کمالات اخلاقی اند و جزمواردی اندک ‘ از فتنه انگیزی به دورند. عشق ها از نوع زمینی است . در مجموع ‘ زنان از نوعی طهارت روح ‘ جایگاه معنوی و حرمت برخوردارند. به لحاظ مسئولیت پذیری و حضور در اجتماع تا قبول پادشاهی و اداره حکومت و کشور پیش رفته اند. خردمندی ‘پارسایی‘پوشیدگی و پرده پوشی وفا به همسر از خصایص دختران جوان بوده است . درشهر هروم تمام مسئولیت ها و مشاغل اجرایی ‘ حکومتی ‘ اداری ‘ لشکری و کشوری در اختیار زنان است. مشابهتهایی بین فرهنگ ایران باستان و ایران اسلامی دیده میشود از جمله اصل شرعی نگهداری ((عده)) برای زنی که شوی از دست داده باشد . اظهار علاقه برای همسرگزینی از طرف دختران نسبت به مرد دلخواه یا انتخاب همسر نه تنها با ممانعت و ملامت همراه نبوده که در مواردی جزء محاسن و حقوق مسلم آنان بوده است .
در قرآن واژگانی وجود دارند که از اصالت عربی برخوردار نیستند؛ این واژه ها، معرّب یا دخیل نامیده می شوند. درباره تعداد معرّبات فارسی در قرآن، اختلاف نظر وجود دارد، اما اصل وجود آنها مورد اتفاق است. درباره ترجمه معربات فارسی، زبان اصلی این کلمات و زبان مقصد در ترجمه، یکسان است. در نتیجه، این سؤال مطرح می شود که آیا می توان این واژگان را بی نیاز از ترجمه شمرد؟ و یا می توان شکل پیش از تعریب کلمه را بدون در نظر گرفتن دگرگونی های معنایی لغت، به کار گرفت؟ این نوشتار با محور قرار دادن دو واژه معرّب از فارسی «ابریق» و «استبرق»، پاسخ این سؤالات را جست وجو می نماید.
روش پژوهش، کتابخانه ای و مبتنی بر توصیف و تحلیل بوده و بعد از معناشناسی و نقد ترجمه های ارائه شده از این دو واژه، به این نتیجه رسیده است که نمی توان شکل معرّب کلمه و نیز شکل پیش از تعریب آن را بدون در نظر گرفتن معانی جدیدی که نزد مخاطب امروزین یافته است در ترجمه به کار گرفت. در نتیجه، معادل «آبریز» برای لفظ «ابریق»، و «دیبای ضخیم» یا «دیبای درشت بافت» برای «استبرق» برگزیده می شوند.
هدف این پژوهش رابطه بین راهبردهای مدیریت منابع یادگیری و راهبردهای یادگیری با خودکارآمدی دانش آموزان متوسطه آمل بود. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل 2950 نفر از دانش آموزان متوسطه ی دوم و سوم ریاضی فیزیک شهرستان آمل بود. از بین جامعه آماری بر اساس فرمول کوکران تعداد 339 نفر دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید. ابزار پژوهش، بخشی از پرسشنامه ی راهبردهای انگیزش برای یادگیری پینتریچ و همکاران شامل راهبردهای مدیریت منابع یادگیری، راهبردهای یادگیری و خودکارامدی بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها نشان داد، بین راهبردهای مدیریت منابع یادگیری و راهبردهای یادگیری با خودکارآمدی دانش آموزان در سطح اطمینان 99 درصد رابطه معنی داری وجود دارد. راهبردهای مدیریت منابع یادگیری (مدیریت زمان و مکان مطالعه و کمک طلبی) خودکارآمدی دانش آموزان را پیش بینی می کند، همچنین راهبردهای یادگیری (تکرار و مرور، بسط معنایی، سازماندهی) خودکارآمدی دانش آموزان را پیش بینی می کند، ولی سایر راهبردهای مدیریت منابع یادگیری و راهبردهای یادگیری پیش بینی نشد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین ماهیت و ویژگیهای پژوهش تطبیقی در فلسفه تعلیم و تربیت، با تاکید بر روش شناسی فارابی انجام گرفته است. با توجه به این هدف، دو پرسش زیر برای پژوهش حاضر، صورت بندی شده اند : الف) ماهیت و ویژگیهای پژوهش تطبیقی در فلسفه تعلیم و تربیت چگونه است؟ ب) ماهیت و ویژگیهای پژوهش تطبیقی در فلسفه تعلیم و تربیت از دیدگاه فارابی چگونه است؟ برای پاسخ به پرسشهای فوق، از روش پژوهش ""توصیفی – تحلیلی"" استفاده شده است. بر اساس یافته های پژوهش،تطبیق از منظر فلسفه تعلیم و تربیت، فراتر از مقایسه صرف دو اندیشه یا موضوع بوده و مستلزم رسیدن به مرحله قضاوت و نقد است. به همین سبب، پژوهش تطبیقی در این حوزه نیز، فراتر از روشهای کمی، از شیوه های کیفی پژوهش بهره گرفته و موضوع تربیتی را امری پیچیده دانسته است. انجام این نوع پژوهش در فلسفه تعلیم و تربیت مستلزم رعایت شرایطی است. فارابی به عنوان پیشرو فلسفه تطبیقی در تعلیم و تربیت اسلامی، تمام اصول و شرایط پژوهشی را به نحوی ماهرانه و ظریف به انجام رسانده است. پایبندی ایشان به معیارهای تطبیق، چه در مقایسه اندیشه ای دو فیلسوف تربیتی (مثلاً افلاطون و ارسطو) و چه مقایسه دو موضوع مستقل (مثلاً فلسفه و دین) به طور کامل دیده می شود. در پایان پیشنهاداتی برای بهبود مطالعات تطبیقی در حوزه فلسفه تعلیم و تربیت، با تاکید بر روش شناسی فارابی، ارائه شده است.
در این مقاله جایگاه 4 شهر جدید اصفهان شامل شاهین شهر‘ پولادشهر‘ بهارستان و مجلسی در نظام رون شهرنشینی اصفهان مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. در ابتدا با ترسیم وضعیت 4 شهر کشور‘ جایگاه شهر اصفهان در نظام سلسله مراتبی کشور تعیین و سپس با ارائه مدل ‘ چگونگی نظام سلسله مراتبی 40 شهر استان اصفهان ترسیم و در آن جایگاه شهرهای جدید اصفهان مشخص می شود. در بخش دیگری از مقاله با استفاده از مدل مرتبه – اندازه‘ نظام سلسله مراتبی شهرهای اصفهان با در نظر گرفتن شهرهای جدید تعیین می گردد. سرانجام با ترسیم هرم شهری و هرم جمعیتی شهری استان به چگونگی جایگاه شهرهای جدید در نظام و روند شهرنشینی استان پرداخته می شود. در مجموع جایگاه شهرهای جدید اصفهان در تمام دوره های آماری مرتباً تغییر نموده و شکاف در سلسله مراتب شهری اصفهان وجود دارد. به نحوی که شهرهای جدید نتوانسته اند جایگاه واقعی و مورد انتظار را کسب نمایند.
"مقدمه:
این پژوهش به بررسی کاربرد اصول مؤثر بر اجرای مدیریت کیفیت فراگیر TQM در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از دیدگاه کارکنان و مدیران در سال 82-1381 پرداخته است.
در این پژوهش شش سؤال پژوهشی با توجه به دیدگاه دینگ در زمینه مدیریت کیفیت فراگیر طراحی شد که در ان سؤالات مشخص گردید اصل تعهد گرایی، اصل کسب رضایت مشتری و مشتر مداری، اصل مشارکت کارکنان، مدیران و تامن کنندگان، اصل استفاده مناسب و به جا از آمار واطلاعات، اصل بهبود همیشگی و مستمر در کار و اصل توانمند سازی تا چه میزان در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از دیدگاه کارکنان و مدیران به کار میروند.
روش بررسی:
روش پژوهش توصیفی – پیمایشی بوده، نمونه آماری شامل 35 نفر مدیران و معاونین دانشکده ها می باشد و حجم نمونه 172 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مشخص گردید. ابزار اندازه گیری پرسشنامه 34 سؤالی محقق ساخته است که شش اصل مدیریت کیفیت فراگیر (تعهد گرایی، رضات مشتری، مشارکت کارکنان، استفاده مناسب و بجا از آمار و اطلاعات، بهبود کیفیت مستمر و توانمند سازی) را مورد اندازه گیری قرار می دهد. سپس داده ها با استفاده از روش های آماری t تک متغیری، t مقایسه دو میانگین مستقل و تحلیل واریانس تک متغیری مورد تجززیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها:
از دیدگاه کارکنان و مدیران اصل تعهد گرایی، اصل مشتری مداری، اصل مشارکت کارکنان، اصل استفاده مناسب و بجا از آمار و اطلاعات و اصل توانمند سازی و نهادینه کردن آموزش کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در حد ضعیفی استفاده شده است و اصل بهبود مستمر در کار در دانشگاه علوم پزشکی در حد مطلوب به کار رفته است.
نتیجه گیری:
بنابر نتایج بدست آمده از شش اصل مدیریت کیفیت فراگیر، تنها یک اصل (بهبود مستمر در کار) در دانشگاه علوم پزشکی به کار رفته است و این نتایج طبق نظر کارکنان و مدیران، رؤسا و معاونین دانشکده ها به دست آمده است بر همین اساس علیرغم نظر مدیران دانشگاه هنوز اصول مدیریت کیفیت فراگیر در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مورد استفاده قرار نگرفته است.
"
هدف این پژوهش دست یابی به تجربه افراد تحت عمل جراحی بینی به قصد شناخت عمیق این پدیده بود. این مطالعه به شیوه کیفی، به روش پدیدارشناسی با نمونه گیری هدف مند و به وسیله مصاحبه گر با 10 نفر از زنان تحت جراحی انجام شد. مصاحبه ها ثبت و سپس یاداشت و به روش هفت مرحله ای کلایزی تجزیه و تحیل شد. یافته های حاصل از تجربه های افرادی که عمل جراحی را انجام داده بودند در 6 مضمون اصلی «عوامل انگیزه بخش»، «فعالیت های قبل از عمل»، «نگرانی های قبل از عمل»، «خلق منفی بلافصل بعد از عمل»، «افزایش کیفیّت زندگی» و «دلواپسی های پس از جراحی» و چندین مضمون فرعی خلاصه شد. یافته های مطالعه می تواند تصویری روشن از تجربه افراد تحت عمل جراحی بینی ارائه دهد و در این زمینه مفاهیمی را برای کسانی که قصد جراحی زیبایی بینی دارند و همچنین کادر درمانی این افراد برای استفاده و ارائه خدمات مناسب آشکار کند.
«ضمایر شخصی» یکی از مباحث مهم دستوری زبان فارسی است که بیشتر دستورنویسان و زبان شناسان در آثار خود به آن پرداخته اند و تعاریفی کمابیش مشابه از آن ارائه کرده اند. ضمیرهای شخصی در زبان فارسی دری و بیشتر متون به جا مانده از آن، یکسان به کار رفته اند؛ اما با توجه به وجود برخی اختصاصات زبانی در برخی متون کهن که حاصل تعلق آن ها به دوره ها و حوزه های جغرافیایی و گونه های متفاوت زبانی است، ممکن است ضمایر شخصی نیز تا حدودی در آن ها به شکلی متمایز به کار رفته باشد. هدف از این نوشتار، نشان دادن چگونگی صورت ها و کاربردهای مختلف ضمایر شخصی در طبقات الصوفیه، منشأ هر یک از آن ها و میزان همگونی و ناهمگونی طبقات با دیگر متون کهن است. ضمیرهای شخصی در این متن بیشتر به صورت مشترک با دیگر متون و در برخی موارد به صورتی متفاوت با آن ها به کار رفته اند. در این مقاله کاربرد خاصی از ضمایر شخصی در طبقات و گویش کهن هرات را مورد توجه قرار دادیم و از آن به عنوان «شبه شناسه» یاد کردیم. بیشتر کاربردهای خاص ضمیرهای شخصی، به ویژه ضمایر شبه شناسه در گونة زبانی هرات و متن طبقات، متأثر از فارسی میانه است. این نوشتار از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ شیوة جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای است که پس از خوانش دقیق متن طبقات الصوفیه، به روش توصیفی- تحلیلی انجام پذیرفته است.