MMetadiscourse as a self-reflective linguistic device plays an important role in both making a coherent academic text and interacting with readers. Using a sequential mixed method design, the present study investigated the use of metadiscourse markers in the abstract section of 70 master thesis abstracts written by Iranian TEFL students at the University of Mazandaran. The study further examined TEFL graduated students’ (n=7) perspectives on the employment of these markers in their thesis abstracts. Based on Hyland’s (2005) model, the interactive and interactional metadiscourse markers were identified in the data. Next, the whole corpus was carefully examined word by word to report on the frequency of metadiscourse marker use. The findings revealed that interactive metadiscourse markers were used three times more than interactional metadiscourse markers. Moreover, transitions and hedges were more frequently employed while evidentials, boosters and self-mentions were less frequently used. Findings from the qualitative data collected through conducting email interviews with graduated TEFL students suggested that they had positive perspectives towards the use of interactive metadiscourse markers in contrast with the use of interactional metadiscourse markers in their thesis abstracts. The results of this study can offer a number of pedagogical implications for explicit instruction of metadiscourse markers in thesis abstracts.
کاوش در باب ملی گرایی در ادبیات نمایشی ایران، ما را با دو برهه ی مشخص در تاریخ یکصدوپنجاه ساله ی خود مواجه می کند، یکی روزگار پهلوی اول و دیگری دوران جنگ ایران و عراق که در ادبیات نمایشی آن دوران- و حتی تاکنون- با عنوان تئاتر دفاع مقدس آثار زیادی را به خود اختصاص داده است. اما رویکرد کلی این تحقیق، بررسی و شناخت نهضت شعوبیه - نخستین جنبش ناسیونالیسم ایرانی- به عنوان مقدمه و آبشخوری تاریخی برای جریان ناسیونالیسم روزگار پهلوی اول است که در ادبیات نمایشی این دوران هم انعکاسی تام و تمام یافته است. نهضت شعوبیه از آن جهت برای این نوشته حایز اهمیت است که نه تنها به نوعی نقطه ی آغاز ملی گرایی به شکل یک نهضت سازمان یافته در این سرزمین است، بلکه آتش زیر خاکستر آن در دوره ی پهلوی اول هم، دیگر بار زبانه می کشد و در ادبیات نمایشی آن دوران هم جلوه گری می کند. از طرفی، اشتراکاتی میان نهضت شعوبیه با ناسیونالیسم ظهوریافته در ادبیات نمایشی روزگار رضاشاه نیز وجود دارد. ملی گرایی در ادبیات نمایشی این دوره، تا حد زیادی از الگوهای جبهه های ادبی و علمی- فرهنگی نهضت شعوبیه الگوبرداری و پیروی کرده است. این پژوهش نشان می دهد که الگوهای تفکر و مبارزه نهضت شعوبیه- جز در مواردی اندک- شباهت های کلانی با الگوهای تفکر و مبارزه ی ناسیونالیسم عصر پهلوی اول دارد.
یکی از تقسیماتی که در منابع و آثار فلسفی درباره حقیقت جسم بیان شده، تقسیم آن به جسم مثالی و جسم عنصری است. در اصلِ وجود این تقسیم میان حکمای متأخر اختلاف نظری نیست اما تفاوتهایی برای جسم عنصری و مثالی ذکر کرده اند که برخی از این تفاوتها، مبتنی بر همان مبانی اخذشده در بحث مجرد و مادی است. حکما در تبیین مجرد و مادی، همه به یک شکل عمل نکرده و هر یک تعریفی متفاوت ارائه داده اند. یکی از مسائلی که در بحث تفاوتهای جسم عنصری و مثالی حائز اهمیت است، مسئله وجود قوه است. علاوه بر این، تفاوتهای دیگری نیز میان جسم مثالی و جسم عنصری بیان شده که نمیتوان آنها را تماماً مبتنی بر بحث مجرد و مادی دانست. صدرالمتألهین در آثار خود مفصلاً به بررسی این مسئله فلسفی پرداخته و پانزده تفاوت را برای این دو حقیقت بیان کرده است. بررسی این تفاوتها، فهم بهتری از حقیقت جسم عنصری و جسم مثالی را برای ما در پی خواهد داشت. پژوهش حاضر نشان میدهد که برخی از این تفاوتها صحیح، برخی نادرست و برخی دیگر نیز دارای تفصیل هستند.
The Messenger of Allah, prepared the Muslims for battle of Tabuk. Ali ben Abitalib was ready for going, but Prophet told him to stay in Medina. The Hypocrites teased Ali and said that Prophet does not like to keep Ali with Himself. Some said He left Ali same as women and children. The teasing forced Ali to follow prophet and says that he does not like to stay. Ali(as) said Oye! Prophet do you leave me between women and boys? He said: Don't you like to be same as Haron to Moses for me, except that there will be no prophet after me? Shia and Sonnie have transmitted this Hadith more than 100 times. But some like Ibn Taimiiah has weekend it. This Paper with the help of Qur'an's Ayat about Haron(as) has determined the status of Amiral Momenin related to prophet are: believing in same Lord, Brotherhood, Cooperation in propagation, receiving Allah's guardianship, to appoint a successor of The Messenger– of Allah, Obeying and following.
منازعات قومی یکی از مخاطرات جدی کنونی برای ثبات و امنیت داخلی و صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی به شمار می روند. اقلیت، سازه ای جمعی است و گروه، نقشی محوری در شکل گیری هویت جمعی گروه های اقلیت و امکان درگرفتن منازعات قومی دارد. به نظر می رسد که حقوق بین الملل لیبرال، به واسطه پیش گرفتن سیاست بی طرفی و در نتیجه، گشودن راه برای تبعیض غیرمستقیم علیه اقلیت ها از یک سو و پا فشاری افراطی بر فردگرایی و حقوق و خواسته های فردی و نپرداختن به هویت و حقوق جمعی از سوی دیگر، از گروه که نقشی اساسی در بروز و تشدید منازعات قومی دارد غفلت ورزیده و در پیشگیری از تنش ها میان اکثریت و اقلیت یا بین گروه های مختلف اقلیت ناکام مانده است.
یکی از خلأهای موجود در مسیر تولید علوم انسانی اسلامی را می توان فقدان روش های تحقیق کاربردی دانست که از مبانی صحیحی برخوردار باشند. با توجه به این که یکی از منابع مهم نقل پژوهی در حوزه مطالعات میان رشته ای، قرآن کریم می باشد لذا لازم است، روش پژوهش برای تحقیقات موضوعی در قرآن تبیین شود. بر این اساس در نوشتار حاضر تلاش شد تا روش تحقیق موضوعی در قرآن کریم بر مبنای تفسیر قرآن به قرآن که به عنوان بهترین شیوه تفسیر قرآن کریم شناخته می شود برای این نیاز ارائه شود. در ابتدا به تبیین مبانی روش تحقیق پرداخته شد و بحث های مبنایی در خصوص تعریف دین، نسبت میان عقل و نقل به عنوان اجزای دین، نسبت میان کتاب و سنت به عنوان اجزای نقل، دامنه نقل، رابطه میان مسایل علوم انسانی اسلامی و علوم انسانی متعارف و... ارائه شد. یکی از غفلت-هایی که در حوزه نقل پژوهی وجود دارد عدم برقراری تناسب میان دامنه معارف نقلی و مسایل مورد پژوهش است. این امر باعث می شود تا موضوعی که خارج از دامنه نقل قرار دارد بی جهت بر آن عرضه شود. در نهایت با بیان برخی از این نکات مهم در مواجهه با نقل، الگویی کاربردی که از هشت گام تشکیل می شود برای پژوهش موضوعی در قرآن کریم ارائه گردید.
اعتماد، بارها به عنوان مؤلفه کلیدی که حکمرانی سازگار و نظام های تصمیم گیری مشارکتی را حمایت می کند، شناخته شده است. در این تحقیق ارزیابی اعتماد مبتنی بر نظام مدیریت مشارکتی با بررسی ساختار روابط اجتماعی بهره برداران محلی مرتع در قالب شبکه اجتماعی موجود انجام گرفته است. راهبرد مورد استفاده برای جمع آوری سنجه های رابطه، روش شبکه کامل و اطلاعات تحقیق از طریق مصاحبه و پرسشنامه تحلیل شبکه ای جمع آوری گردید. شاخص های تراکم، اندازه، دوسویگی پیوند، تمرکز و مفاهیم نقاط برشی و حفره های ساختاری در این تحقیق مورد تحلیل قرارگرفت. نتایج نشان می دهد در شبکه اعتماد (با تراکم پایین و انسجام ضعیف)، دسترسی به اطلاعات در داخل گروه های محلی نسبت به روابط بین گروهی از همگنی بیشتری برخوردار است و در سطح کلان پایداری شبکه ضعیف به دست آمد. وجود حفره های ساختاری و حضور کم تعداد رابطان مهم در شبکه نیز باعث شده تا حفظ، توسعه ارتباطات و انتقال اطلاعات بین گروه های مختلف با مشکل روبه رو شود (کاهش پویایی شبکه). در بین گروه های محلی، پخش اعتماد وضعیت ضعیف تری نسبت به دریافت اعتماد دارد و این نتیجه تمرکز بالا در پیوندهای بیرونی نسبت به پیوندهای درونی است. سیستم مدیریت مشارکتی محلی مرتع در استان یزد به منظور دستیابی به پویایی و پایداری لازم است تا به سمت اتخاذ راهکارهایی جهت تقویت اعتماد اجتماعی به عنوان کلید حل ضعف پیش آمده برآید.
هدف: پژوهش حاضر قصد دارد با بررسی مدل های موجود ضمن ارزیابی مؤلفه های دخیل در جریان دانش مدلی برای جریان دانش در صنعت بانکداری ارائه دهد. روش: این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی- همبستگی محسوب می گردد و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان ادارات مرکزی بانک ملی ایران بود که تعداد آن ها 2211 نفر می باشند. با استفاده از جدول مورگان نمونه 330 نفری تعیین شد و افراد نمونه به صورت تصادفی ساده از جامعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته 45 گویه ای در 8 بعد می باشد که بر اساس طیف لیکرت تنظیم گردید. روایی این پرسشنامه به دو روش صوری و روش تحلیل عاملی و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت که نتایج حاکی از پایایی و روایی مناسب پرسشنامه می باشد. برای تحلیل فرضیات تحقیق از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart PLS بهره برده شده است. یافته ها: مؤلفه های کسب دانش، خلق دانش، ذخیره دانش، تسهیم دانش، کاربرد دانش، زیرساخت فناوری اطلاعات و ساختار سازمانی منعطف بر جریان دانش در صنعت بانکداری تأثیرگذارند و مدل مفهومی پژوهش مدل مناسبی برای جریان دانش در صنعت بانکداری می باشد. تسهیم دانش با ضریب تأثیر 379/0 بیشترین تأثیر را بر وضعیت جریان دانش دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که جریان دانش در صنعت بانکداری بشدت لازم و ضروری است و این صنعت نیاز مبرم دارد که به این حوزه مطالعاتی و عملیاتی وارد شود. همچنین مدیریت دانش به منظور برقراری جریان مؤثر دانش در صنعت بانکداری اهمیت و جایگاه ویژه ای دارد. بنابراین، لازم است بانک ها ابتدا با مدیریت مناسب دانش در سازمان شرایط لازم برای جریان مؤثر دانش در بانک را فراهم آورند و از این طریق به بهبود عملکرد و سودآوری بیشتر در این صنعت نائل آیند.
جامعه ایران، در نیمه دوم قرن نهم هجری، دوره بی ثباتی را در حوزه سیاست پشت سر گذاشت. ذهنیت ایلی و بدوی، در این زمان بر بدنه ساختار سیاسی سیطره داشت و آن را به شرایط پیوسته در حال تغییری دچار کرده بود. حکومت ها و حاکمان این زمان، تحت تأثیر بحران گسترده جانشینی و حضور رقبای متعدد، به نزاع بی وقفه ای بر سر قدرت پرداختند. این مقاله با تکیه بر روش کیلومتریک در نظر دارد به بررسی آماری بی ثباتی حکومت های ایران، در نیمه دوم قرن نهم بپردازد. تحلیل های آماری نشان می دهد که حکومت های این زمان، در شاخصه هایی چون: میزان عمر، میانگین سلطنت حاکمان، شیوه مرگ و میانگین سنّ عمر آنها، وضعیت بی ثباتی دارند. در ارتباط با میزان عمر حکومت، دو دودمان ترکمان قراقویونلو و آق قویونلو، به ترتیب 63 و 36 سال فرمانروایی داشته اند که برای یک حکومت، اعداد پایینی هستند. در زمینه میانگین سلطنت نیز میانگین 8 حاکم تیموری در نیمه دوم قرن نهم، 7 سال ونیم، و میانگین سلطنت فرمانروایان آق قویونلو، 4 سال ونیم بوده است. از لحاظ شیوه مرگ نیز باید گفت بیش از نیمی از حاکمان این حکومت ها، سر سالم به گور نبرده اند. از 8 حاکم تیموری در نیمه دوم قرن نهم، 4 تن، از 4 حاکم قراقویونلو، 3 تن و از 8 حاکم آق قویونلو، 6 تن، در منازعات داخلی به قتل رسیده اند. در یک رابطه همبسته با این شاخصه ها، میانگین سنّ عمر حاکمان این حکومت ها نیز پایین بوده است.
امروزه موضوع مشارکت و کاربرد آن در شهرسازی، مورد توجه طراحان و برنامه ریزان شهری قرار گرفته و از ویژگی های توسعه یافتگی یک کشور محسوب می شود؛ همچنین نقش بسزایی در موفقیت طرح های توسعه محله ای دارد. در بسیاری از موارد نقش کودکان به عنوان یک سوم جمعیت شهروندی جهان مورد توجه قرار نمی گیرد. بنابراین، لزوم توجه به مشارکت کودکان در طرح های توسعه محله ای ضروری است. بی شک مشارکت کودکان ابتدا نیازمند درک کاملی از مفاهیم مربوط به کودک، مزایا و چالش های مشارکت با کودکان و در نهایت پاسخ به این سئوال است که«مؤلفه های مؤثر بر مشارکت کودکان در فرایند تهیه و اجرای طرح های توسعه محله ای چه چیز است؟». به منظور پاسخ به این سئوال به عنوان نمونه مطالعه، در محله سرشور مشهد که به دلیل قرارگیری در بافت مرکزی و قدیمی مشهد و روند رو به افزایش ترک ساکنان محله، مشارکت در آن از اهمیت بالایی برخوردار است، سعی شده با استفاده از روش های مشارکتی برای کودکان7-14سال(مقطع ابتدایی) مانند نقاشی، پرسشنامه، انشا و کارگاه های آموزشی، به شناختی از وضع موجود محله با تأکید بر کودکان دست یافت. در نهایت، بعد از بررسی مبانی نظری، با استفاده از روش دلفی و با تکیه بر نظر کارشناسی، پیش نیازهای مشارکت کودکان به تفکیک مرحله تهیه و اجرای طرح توسعه محله تعیین شد. براساس نتایج حاصل از این ارزیابی مشخص شد که چهار مؤلفه بسترسازی، فرهنگ سازی، نهادسازی و دوام مشارکت در ارتقای مشارکت کودکان مؤثر هستند؛ که در محله سرشور، شاخص آگاه سازی در رابطه با مؤلفه بسترسازی، بیشترین تأثیر را بر فرایند تهیه طرح و دو شاخص حمایت نهادها( مؤلفه نهادسازی) و کنترل و دوام مشارکت بیشترین تأثیر را بر فرایند اجرای طرح دارند. یافته های حاصل از این تحقیق نه تنها به برنامه ریزان و طراحان برای درک بهتر چگونگی مشارکت کودکان در برنامه ریزی و طراحی محیط و توسعه بهتر جوامع دموکراتیک و دوستدار کودک کمک خواهد کرد بلکه بستری مناسب برای استفاده از مؤلفه های مؤثر بر مشارکت کودکان در فرایند طرح های توسعه محله ای را فراهم می سازد.
هدف پژهش حاضر، فهم پدیدارشناسانه تجربه زیسته مادران دانش آموزان دوره ابتدایی شهرتهران از پیک نوروزی بود. پژوهش از نوع کیفی و به روش پدیدارشناسانه انجام شد. شرکت کنندگان تعدادی از مادرانِ دانش آموزان دوره اول ودوم ابتدایی شهرتهران بودند که مصاحبه ای نیمه ساختارمند با آنان انجام شد. تحلیل مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون و تحلیل مقایسه ای صورت پذیرفت. اطلاعات پس از انجام گفت وگو با 8 نفر از مادران دانش آموزان به اشباع رسید. پس ازکدگذاری باز و تقلیل و ادغام کدهای مشابه، سه مقولهء اصلی و هفت مقولهء فرعی استخراج گردید. مقوله اول عدم تاثیرگذاری مطلوب تکالیف نوروزی بر یادگیری، مقوله ء دوم، نکات مثبت و منفی حذف پیک نوروزی برای دانش آموز و والدین و مقوله سوم، نیاز به بازبینی تکلیف جایگزین بود. مادران دانش آموزان بر این باورند که تکالیف نوروزی کارایی و تاثیرگذاری کافی در یادگیری ندارند. نتایج نشان داد که والدین به تاثیر نامطلوب تکالیف نوروزی بر یادگیری معتقد بوده و به پدیده حذف پیک نوروزی از دو جنبه مثبت و منفی (دوربودن ازمطالب درسی درایام عید/ آسودگی والدین ودانش آموزان) نگاه می کنند.
یادگرفته های هر شخص، خواه ناخواه در کلام و گفتارش انعکاس می یابد و گفتار هر شخصی به تناسب بهره گیری از منابع مختلف دستخوش تغییرات و تأثراتی است که متون و آموزه های پیشین بر او دیکته می کنند. شاعران نیز که همواره یک قدم از افراد دیگر در کشف نهان اشیا جلوترند، از این پدیده مستثنا نیستند؛ بلکه قصاید و اشعار شاعران به شکل بارزی، انعکاسی است از آموزه های مختلفی که فراگرفته اند. آموزه های قرآنی دراین میان بخش وسیعی از پیش فرض های ذهنی شاعران را شکل می دهد. در آثار مولانا نیز می توان نمود عینی این آموزه های اخلاقی قرآن را مشاهده کرد؛ از جمله در دیوان شمس که بخش وسیعی از آن را ابیات عربی تشکیل داده است. پژوهش حاضر بر آن است که نشان دهد چگونه مولانا معنایی عارفانه را با آیات بیان کرده است و برای تبیین این مسئله از روش تحلیلی و توصیفی بهره برده و با استناد به بینامتنی مضمون و لفظ این هم تنیدگی مضامین آیات قرآنی را با کلام مولانا در غزلیات عربی اش به تصویر کشده است. نتیجه این پژوهش در دو محور زیر خلاصه می شود: نخست اینکه مولانا به دفعات زیاد، لفظ و مضامین آیات قرآنی را در غزلیات عربی به کار برده است؛ دوم آنکه تغییراتی ظریف در لفظ، معنا و موسیقی واژه ها ایجاد کرده تا بهتر بتواند پیام مورد نظر خود را به مخاطبش منتقل کند.
هدف: پیش بینی دقیق بازار سهام برای معامله گران این بازار ارزشمند است. پیش بینی سری های زمانی مالی از دسته مسائل چالشی و مهم در پیش بینی است و پژوهشگران تلاش می کنند که الگوهای پنهان را برای پیش بینی آینده بازار سهام استخراج کنند. هدف این مقاله ارائه یک مدل هوشمند برای پیش بینی رفتار بازار سهام است.
روش: این مقاله، برای افزایش دقت از مدلی بر مبنای الگوریتم های یادگیری جمعی با مدل های پایه شبکه های عصبی استفاده می کند. برای در نظر گرفتن جهت تغییر قیمت در پیش بینی، ساختار دومرحله ای به کار رفته است. در مرحله نخست، جهت بعدی حرکت قیمت سهام (افزایش یا کاهش) پیش بینی شده و از آن برای پیش بینی قیمت در مرحله دوم استفاده شده است.
یافته ها: دقت نتایج و افزایش بازده پیش بینی، مهم ترین چالش مدل های پیشنهادشده در بازار سهام به شمار می رود. نکته مهم برای سودآوری معاملات، توجه به جهت تغییر قیمت سهام در پیش بینی قیمت آن است که در مدل های پیش بینی به این موضوع توجه کمتری شده است. مدل پیشنهادی با استفاده از روش های مبتنی بر هوش مصنوعی نشان می دهد که پیش بینی رفتار بازار سهام با وجود ماهیت نوسانی و ناپایدار آن، امکان پذیر است.
نتیجه گیری: نتایج معیارهای ارزیابی روی داده های واقعی قیمت سهام نشان می دهد مدل پیشنهاد شده در مقایسه با سایر روش ها، با دقت بیشتری می تواند بر نوسان های بازار غلبه کرده و به عنوان روش قابل اطمینان و عملی در بازارهای سهام به کار گرفته شود.
هنرسنتی سوزنکاری بر روی پوشش اهل تصوف با وصله و بخیه همراه بوده است و با تغییر تکنیک و نقش، معانی متفاوتی در نوع پوشش ایجاد کرده است. در هنر سنتی هیچ چیزی از معنا تهی نیست. در این میان، بهترین بستر برای تعامل معانی هنر و عرفان، فتوت نامه ها بودند و ارتباط نزدیکی بین اهل فتوت و تصوف، برقرار بوده است. هدف پژوهش، ارتباط معنایی هنر سوزنکاری با مسائل فکری و اعتقادی هنرمند در فتوت-نامه ها و شناخت نوع سوزنکاری بر جامه های اهل تصوف است. سوالات عبارتند از: 1- ارتباط معنایی مابین سوزنکاریها و اسماء الهی و اعداد مقدس بر جامه اهل تصوف در آیین فتوت چیست؟2- طریقه سوزنکاریها، در نوع پوشش های اهل تصوف چیست؟ نتایج نشانگر4 نوع از سوزنکاری بر پوشش اهل تصوف می باشد. جامه هزارمیخی، تاج غرجق و هزار میخی دارای بخیه هایی به شکل هندسی و به نام درویش دوزی بوده است، بخیه های هزارتو در جامه ی قریشی، اتصال وصله و پاره در خرقه مرقعه و نعلین و بخیه های ضخیم و کشش نخ در خرقه ی مفتولی کاربرد داشته است. در رساله خاکساریه و فقریه، که میراث دار اهل فتوت اند، حرفه سوزنکاری با وصله و بخیه در هر پوشش، همراه با آداب مذهبی به شیوه پرسش و پاسخ، با مفاهیم اخلاقی و عرفانی آمیخته است و بر پایه اسلام و قرآن می-باشد. سوزندوزان، عارفانی هستند که با شهود به رموز و اسماء الهی، از طریق علم حروفیه و شمارش اعداد مقدس، با تکرار در بخیه زدن به صورت اشکال هندسی و وصله های چهار گوش، به بیان ذکر پرداخته اند و نه تنها اعتقادات خود را در کارشان نشان می دهند بلکه آن را نوعی سلوک و طریقتی جهت نزدیک شدن به کمال می دانند. در این پژوهش موضوع به روش کیفی، با توصیف داده ها و شیوه مشاهده و مطالعه منابع کتابخانه ای انجام شده است.
The present study tries to investigate the existing risks in the new product development process in the core banking field. Due to its use after production, new product development with the fewest errors and risks is always the subject of discussion and investigation among the researchers of this field. This study aims to investigate the most important risks existing in the new product development. The most important issue in this regard is that the market of manufactured products is increasingly competitive and the life-cycle of products is in decline due to environmental impacts. These factors force companies to follow such a process (new product development). Many techniques have been invented and applied in order to assess and manage the existing risks in different processes. Failure modes analysis technique and its resulted effects (FMEA) are considered as one of the most effective techniques that have been used for risk assessment of new product development in this study. Also, CORPAS-G method is used for prioritizing the detected risks. The purpose of this study is to identify the risks of new product and their priority for corrective measures to reduce the probable risks. Keywords: Risk assessment, Risk management, New product development, Core banking, FMEA, COPRAS-G GEL Classification: D24, D40, D61, D81, D92
The emergence of Non Government Organizations (NGOs) in various fields of life is proof that civil society is essential in building a democratic society. NGOs can educate citizens and communities on their fundamental rights to create a democratic state and world order life. NGOs in Indonesia and Egypt have played a significant role in strengthening democratic movements by empowering civil society. This study examines NGOs’ role in democratization in Indonesia during the reign of President Suharto and Egypt under the leadership of President Hosni Mubarak. In carrying out their functions, NGOs take a stand as a balancing force for the state and agents of community empowerment. The NGOs’ elements struggle in producing an ideal democratic society order in these two countries facing their respective challenges. Some NGOs challenge building democratic society such as military domination, party hegemony systems, and robust state control over society. To encourage democratization in Indonesia and Egypt, NGOs have contributed to building democratic practices, improving democratic performance, strengthening civil rights, monitoring elections, and promoting corruption eradication. The strengthening of democracy by NGOs in Indonesia and Egypt has impacted building political openness, awareness of citizens' political rights, and pro-society public policies.
با توجه به اینکه آب ها جزیی از مباحات هستند و مباحات از طریق حیازت قابلیت تملک پیدا می کنند، این سوال به وجود می آید که آیا آب های عمومی توسط اشخاص تملک شدنی است یا خیر؟ بر اساس قانون آب و نحوه ملی شدن آن در سال 1347 آب های مباح به صورت یکی از اموال عمومی درآمد که از طرف دولت اداره می شود. به عقیده برخی از حقوقدانان با تصویب قانون ملی شدن آب در 27/4/1347 مواد 149 به بعد قانون مدنی منسوخ و مسئله تملک آب منتفی شده است. اموال عمومی ثروت ملی یک کشور محسوب میشود و به تمامی نسلها تعلق دارد. ارزش اقتصادی این اموال در درجه ی نخست سبب ساز حمایت و نگهداری ویژه از این اموال است. برای جلوگیری از دست اندازی های اشخاص خصوصی به اموال عمومی و جلوگیری از تعدیات دولت و اشخاص عمومی نسبت به این اموال، راهکارهای متعددی مانند استفاده از فناوریهای نوین، تقویت نهادهای نظارتی و... مطرح است. اما از مهمترین شیوهها در این زمینه، ارائه ی راهکارهای حقوقی به عنوان روشی برای حل ریشه ای معضلات است. در این پژوهش دیدگاه های فقهی و حقوقی در این زمینه بررسی می شود و راهکارهایی نیز در راستای حل مشکلات قانونی آب های عمومی ارائه خواهد شد.
هدف: براساس نظریه سلسله مراتبی [1] ، در شرایط عدم تقارن اطلاعاتی [2] ، تأمین مالی ازطریق بدهی ها ممکن است هزینه های گزینش نامناسب را کاهش و ارزش شرکت را افزایش دهد و مانند ابزار انضباط مالی عمل کند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر نقش انضباطی نسبت اهرمی بر رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و ارزش شرکت است. روش: برای آزمون فرضیه های پژوهش، از داده های 148 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که با رویکرد حذف سیستماتیک گزینش شده اند، در بازه زمانی 1396-1386 استفاده شده است. برای کنترل اثر درون زایی احتمالی نسبت اهرمی که ممکن است ناشی از وجود رابطه علی معکوس از ارزش شرکت به نسبت اهرمی باشد، الگو ها با رویکرد گشتاورهای تعمیم یافته دومرحله ای برآورد شده اند. نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد عدم تقارن اطلاعاتی و نسبت اهرمی، تأثیر منفی و معناداری بر ارزش شرکت دارند و نسبت اهرمی، رابطه منفی بین عدم تقارن اطلاعاتی و ارزش شرکت را تضعیف می کند. افزون بر آن، در شرکت هایِ دارای فرصت های رشد بالاتر (پایین تر)، تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی بر ارزش شرکت، قوی تر (ضعیف تر) است. یافته های پژوهش با پیش بینی های مطرح در نظریه سلسله مراتبی سازگاری دارد. نوآوری: در پژوهش های داخلی به تعامل بین عدم تقارن اطلاعاتی و نسبت اهرمی در اثرگذاری بر ارزش شرکت و مسئله مهم تورش درون زایی حاصل از علیت معکوس از ارزش شرکت به نسبت اهرمی، توجه نشده است. در این پژوهش، علاوه بر لحاظ کردن دو مسئله ذکرشده، شدت رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و ارزش شرکت در شرکت های دارای فرصت های رشد بالا و پایین با هم مقایسه شده است.