این مطالعه با هدف ساخت سیاهه کرامت نفس براساس منابع اسلامی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی − تحلیلی و به روش پیمایشی انجام شده است. برای انجام آن، ابتدا بر روی منابع اسلامی برای استخراج صفات مربوط به کرامت نفس، مطالعه و تحقیقات لازم صورت گرفت. سپس یک پرسشنامه 90 سؤالی تهیه شد که از سوی متخصصان اسلامی و روان شناسی مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت 55گویه باقی ماند که در قالب یک مطالعه پیمایشی بر نمونه 216 نفری از دانشجویان دانشگاه های شهرستان خمینی شهر اجرا شد. پایایی سیاهه کرامت نفس به سه روش «همسانی درونی (با آلفای کرونباخ 89/0)» ، «بازآزمایی74/0» و «دونیمه سازی 869/0» محاسبه و تایید شد. روایی سیاهه کرامت نفس نیز با سه روش «بررسی روایی محتوایی (با نظر دوازده نفر از متخصصان دینی و روان شناسی و محاسبه ضریب CVR)» ، «روایی ملاکی (همبستگی مثبت و معنادار 73/0 سیاهه کرامت نفس با پرسشنامه استاندارد هوش اخلاقی بروبا)» و «روایی سازه (اجرای تحلیل عاملی و تحلیل مدل عاملی)» برکل نمونه بررسی شد و نتایج مطلوبی به دست آمد. درنهایت نیز «نمرات استاندارد T» محاسبه و «جدول هنجار» برای سیاهه کرامت نفس تهیه شد. نتایج این ارزیابی نشان می دهد که سیاهه کرامت نفس دارای ویژگی های روان سنجی مطلوبی برای سنجش میزان کرامت نفس در افراد براساس منابع اسلامی است.
بحران حاصل از منطق گرایی و نابسنده بودن پیشنهاده های آن برای پایه تحلیل امور یکی از مهم ترین دغدغه های معرفت شناسی، به خصوص از اوایل قرن بیستم میلادی به این سو است. لوی برول با بررسی کارکردهای ذهنی اقوام ابتدایی از زاویه ای جدید، به ضرورتِ قائل شدن به ذهنیتی دیگر در جوار ذهنیت علمی-منطقی به منظور تحلیل بسنده سازوکار متفاوت آن اذهان تأکید می کند. او این ذهنیت را، که متضمن زیست عرفانی است، پیش منطقی می نامد. ذهنیت پیش منطقی، بر خلاف ذهنیت علمی-منطقی، نسبت به قانون امتناع تناقض بی اعتناست و بر اساس قانون آمیختگی عمل می کند. وی به همزیستی این دو سنخ متمایز و مستقل اشاره می کند. یلمزلف با پذیرش پیشنهاده لوی برول، ایده های او را در ساحتی معرفت شناختی حول مسئله کلی تحلیل ساختارها پی می گیرد. او با گسترش ابژه بررسی به زبان و نشانگان، به نظام زیرمنطقی که ممکن کننده منطق و پیش منطق است نایل می شود. یلمزلف با بهره گیری از قانون آمیختگی تأکید می کند که تقابل پایه ای در تحلیل نظام ها (زبانی و نشانگانی) تقابل میان A (جزء) و A + (non-A) (کل) است، نه چنان که منطق گرایی پیشنهاد می کند، تقابل میان A و non-A (تناقض). بر این اساس، او در نظریه (یا علم) گلوسم شناسی، هنگام تحلیل نظام ها یا همان مفصل بندی مقولات معطوف به پیوندهای تقابلی، دستگاه محاسباتی صوری زیرمنطقی را به عنوان بدیلی برای منطق (که در نظریه بسیاری چون لوی استروس، یاکوبسون و چامسکی پایه تحلیل است) صورت بندی می کند. خود نظام های منطقی به عنوان وضعیت هایی از نظام های زیرمنطقی امکان ثبت شدن می یابند. زیرمنطق (و آمیختگی) یکی از ارکان بدیعی است که یلمزلف از طریق آن در گلوسم شناسی، که هدف اش تأویل و تحلیل انسان-جهان به مثابه متن است، امکانات معرفت شناختی جدیدی را می گشاید. در این جستار، ما این دو نظریه را به عنوان پیشنهادهایی بدیل برای منطق گرایی مورد بررسی قرار می دهیم و خط وربط شان را می سنجیم.
هدف اساسی پژوهش حاضر استخراج ابعاد معلمان اثربخش به منظور ارائه چهارچوب مفهومی آموزش و تربیت معلم اثربخش است. بدین منظور، تلفیقی از روش های تحلیل محتوای اسنادی، تحلیلی-توصیفی و کیفی استفاده شد. در بخش نخست، جامعه آماری شامل کلیه متون نظری و پژوهشی داخلی و خارجی در دسترس، مراجع مرتبط و اسناد بالادستی نظام آموزش وپرورش کشور جمهوری اسلامی ایران است که به صورت هدفمند 40 سند (29 مطالعه خارجی، 4 مطالعه داخلی و 7 سند بالادستی) انتخاب و مطالعه شدند. در این بخش، ابزار گردآوری داده ها چک لیست بوده است که روایی صوری، محتوایی آن مورد تأیید 3 نفر از متخصصان دانشگاهی قرار گرفت و با روش آزمون مجدد، پایایی آن 91/ به دست آمد. در این باره، 138 ویژگی برای معلمان اثربخش استخراج و در 37 مشخصه تلخیص شدند. 37 مشخصه نیز با توجه به قرابت ماهیتی در 5 بعد صلاحیت های حرفه ای (با 3 مشخصه)، ویژگی های شخصیتی (با 9 مشخصه)، مدیریت کلاس درس (با 5 مشخصه)، مهارت های تدریس (با 10 مشخصه) و نظارت و ارزشیابی (با 10 مشخصه) دسته بندی شدند. در بخش دوم، به استناد نتایج به دست آمده و مبانی نظری مرتبط، چهارچوب مفهومی ارائه شد. در بخش سوم نیز جامعه آماری شامل استادان رشته علوم تربیتی با گرایش برنامه ریزی درسی دانشگاه های دولتی شهر تهران بوده است (31=N) که10 نفر به صورت هدفمند انتخاب و با مصاحبه نیمه ساختاریافته چهارچوب مفهومی اعتباربخشی شد. با معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا (اعتمادپذیری، انتقال پذیری، اتکاپذیری و تأییدپذیری) قابلیت اعتماد پژوهش لحاظ شد. بررسی نظرهای متخصصان مبین معتبر بودن چهارچوب مفهومی پیشنهادی بوده است.
درحال حاضر، دنیا با بحرانی بسیاری جدی تر از بحران های گذشته روبه رو شده است. بحران کوید-19 به بسیاری از مشاغل و صنایع آسیب های جدی وارد کرده است. کسب وکارهای ورزشی نیز ازجمله مشاغلی هستند که به شدت تحت تأثیر بحران کنونی قرار گرفته اند؛ ازاین رو، این پژوهش با هدف شناسایی چالش های پیش روی کسب وکارهای ورزشی انجام شده است. از حیث روش شناسی، این پژوهش در زمره مطالعات کیفی است و هدف آن کاربردی است. جامعه این پژوهش صاحبان کسب وکارهای ورزشی بودند. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل مضمون ارزیابی شدند. نتایج مربوط به چالش ها به دو حوزه ساختاری و کسب وکاری طبقه بندی شدند که سطح ساختاری دارای دو شاخه فرعی کلان و خرد بود. بخش چالش های کسب وکار نیز شامل دو شاخه فرعی زیرساختی و منابع انسانی بود. شرکت کنندگان در پژوهش نیز راهکارهایی متناسب با این چالش ها ارائه کردند. همچنین، راهکارهایی به منظور ترمیم اقتصادی در دوران پساکرونا شامل راهکارهای سیاسی، ساختاری و اقتصادی شناسایی شد. در انتها به متولیان ورزش پیشنهاد می شود با مدنظر قراردادن چالش های شناسایی شده هرچه سریع تر به برنامه ریزی برای صاحبان کسب وکارهای ورزشی بپردازند تا از تعطیلی و ورشکستگی بخش عمده ای از فعالان در حوزه ورزش پیشگیری کنند و همچنین با حمایت دولت از کسب وکارهای ورزشی به هدایت سرمایه گذاران جدید، اجازه رشد قیمت خدمات ورزشی و اصلاح قوانین خصوصی سازی در شرایط ویژه کنونی پرداخته شود.
از آنجا که سازمان های رسانه ای در فضایی پیچیده و متغیر فعالیت می کنند نیازمند نقشه راهی هستند تا به کمک آن بتوانند این فضا را مدیریت کرده و در مقابل تغییرات ناگهانی آن از خود واکنش مناسب نشان دهند. سیاست گذاری در سازمان های رسانه ای می تواند نقش مهمی در این خصوص ایفا کند. در این تحقیق فرایند سیاست گذاری در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مطالعه گردیده و آسیب های موجود در نظام فعلی سیاست گذاری به روش تحلیل تم بررسی شده است. تحقیق حاضر با استفاده از روش کیفی با انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته با دوازده نفر از مدیران ارشد سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و همچنین اساتید و نخبگان رسانه که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند انجام گردید. با توجه به تجزیه و تحلیل مضمون (تم) پاسخ های ارائه شده به نظر می رسد که این آسیب ها را بتوان در سه دسته آسیب های ساختاری، زمینه ای و محتوایی دسته بندی کرد. از جمله این آسیب ها در فرایند سیاست گذاری سازمان صدا و سیما می توان به شکل گیری سیاست های کلان در طیف کوچکی از مدیران داخل سازمان، عدم شفافیت قوانین در خصوص شورای سیاست گذاری سازمان و همچنین عدم پای بندی ساختار مدیریتی به تغییر در پیش فرض های کنونی راجع به محیط سازمان اشاره کرد.
هدف این پژوهش تعیین تاثیر آموزه های قصه های قرآنی به روش حلقه کندوکاو بر قضاوت اخلاقی دانش آموزان بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. از بین جامعه آماری دانش آموزان پسر و دختر پایه ششم دوره ابتدایی آموزش و پرورش شهر همدان در سال تحصیلی 97-1396 نمونه ای به حجم 120 نفر تعیین شد که به شیوه نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب گردیدند و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برای گردآوری داده ها از آزمون قضاوت اخلاقی سینها و وارما (1998) در پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. گروه آزمایش طی سه ماه به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای هر هفته یک جلسه آموزش قصه های قرآنی به روش حلقه کندوکاو را بر اساس مجموعه داستان های پیامبران و بزرگان از انتشارات سایه گستر دریافت کرد، اما به گروه کنترل آموزشی ارائه نشد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیری و ساده استفاده شد. داده ها با استفاده نرم افزار آماری SPSS 24 تحلیل شد. نتایج نشان داد میانگین نمرات قضاوت اخلاقی و مولفه های آن در بین دانش آموزان گروه آزمایش از گروه کنترل به طور معنی داری بیش تر است. بنابراین فرضیه پژوهش تایید شد. هم چنین نتایج نشان داد اثر تعاملی آموزش و جنسیت بر نمرات قضاوت اخلاقی دانش آموزان معنی داری نیست. از این رو می توان گفت آموزه های قصه های قرآنی به روش حلقه کندوکاو بر قضاوت اخلاقی دانش آموزان پسر و دختر تاثیر همسانی داشته است. پس می توان نتیجه گیری کرد از آموزش قصه های قرآنی به روش حلقه کندوکاو می توان برای ارتقای قضاوت اخلاقی دانش آموزان پسر و دختر استفاده کرد.
هدف پژوهش حاضر، مقایسه تبحر حرکتی، رفتار درونی (اضطراب) و بیرونی (پرخاشگری) و پیشرفت تحصیلی کودکان هشت تا 10 ساله دارای تولد زودرس با همتایان طبیعی بود.شرکت کنندگان در پژوهش 50دانش آموز دختر از مدارس ابتدایی دولتی استان کرمانشاه با میانگین سنی 9/0±84/8 سال بودند. میانگین وزن تولد کودکان زودرس 15/0±31/2 و میانگین وزن تولد کودکان طبیعی 16/0±44/3 بودکه شرکت کنندگان به صورت دردسترس با توجه به کارت واکسن و فرم اطلاعات فردی از 10 مدرسه انتخاب شدند و براساس شرایط تولد، به دو گروه (کودکان زودرس و کودکان طبیعی) تقسیم شدند. ازآزمون تبحر حرکتی لینکلن- اوزرتسکی برای ارزیابی تبحر حرکتی، از پرسش نامه اضطراب اسپنس برای ارزیابی رفتار درونی، از پرسش نامه خشم نلسون برای ارزیابی رفتار بیرونی و برای سنجش پیشرفت تحصیلی از نمرات دروس ریاضی، علوم، فارسی در کارنامه مدرسه سال تحصیلی 96-1395 استفاده شد.داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک راهه تحلیل شدند.نتایج نشان داد که بین گروه کودکان طبیعی و گروه کودکان زودرس در تبحر حرکتی، رفتار درونی، رفتار بیرونی و پیشرفت تحصیلی تفاوت معنا داری وجود دارد. یافته ها نشان داد که تولد زودرس دارای عواقب بلند مدت منفی در سه حوزه تبحر حرکتی، رفتار کودکان و پیشرفت تحصیلی است. با توجه به نیاز کودکان با تولد زودرس به آموزش در حیطه های رفتاری و تحصیلی، توصیه می شود مدرسه و خانواده از این کودکان حمایت بیشتری ازقبیل نظارت، راهنمایی و مداخلات آموزشی کنند.
اگر بخواهیم عناصر ششگانه شعر (زبان، عاطفه، موسیقی، پیام، ساختمان و تخیل) را برای سروده های مخصوص کودک و نوجوان اولویت بندی کنیم، بی گمان عنصر موسیقی رتبه اول را حائز خواهدشد؛ چرا که عنصر یادشده اثرگذارترین عنصر بر روان کودک و نوجوان است. موسیقی شعر به چهار قسمت بیرونی، کناری، درونی و معنوی تقسیم می شود. موسیقی بیرونی به وزن شعر می پردازد، موسیقی کناری به قافیه و ردیف، موسیقی درونی به بدیع لفظی و موسیقی معنوی به بدیع معنوی. این پژوهش بر آن است که موسیقی چهارگانه را در اشعار مربوط به دفاع مقدس در کتاب های فارسی پایه اول تا ششم دبستان بررسی کند. روش پژوهش حاضر، تحلیلی است و پس از بررسی اشعار دفاع مقدس در کتاب های یادشده، به این نتیجه دست یافته است که پاره ای از سروده ها از حیث موسیقی بیرونی فاقد وزن عروضی هستند و این امر، انتخاب مناسبی برای پایه اول و دومابتدایی نیست. از دید موسیقی کناری، اکثر قافیه ها غنی هستند؛اما قافیه های واجد بداهت و تازگی به ندرت به چشم می آیند. از حیث موسیقی درونی و معنوی، پربسامدترین آرایه در سروده های مورد نظر،به ترتیب تکرار و مراعات النظیر هستند.
Purpose: The main goal of the philosophy education program is to create intellectual challenges for students, which plays an important role in the ability of cognitive skills. Methodology: The present study was conducted to examine the effectiveness of teaching philosophy in the form of a curriculum on the working memory of elementary school students in Mashhad in the academic year 1391-1396. Twenty-eight female and female students were voluntarily selected and randomly divided into two groups: control and Experiments were conducted. Then all the participants responded to the Wechsler memory test. The research method was experimental and pre-test and post-test design with control group. Then, the classroom method was used in a circle method with the help of the stories of Sharp Lepman and Robert Fisher. Seven training sessions were conducted for the experimental group and the control group was performed on the waiting list They were. After completing the training sessions again, "all participants responded to the Wechsler memory test. To test the hypotheses, the covariance analysis method was used. Findings: The results showed a significant difference in the working memory of the experimental group. Therefore, it seems that training with Slow-hole technique can have a positive effect on the blindness of blind children. Conclusion: The workload of the motor-driven motor is in many complex cognitive activities requiring hard-coded controlled processing. Encourages the use of high-level cognitive skills in students, and this can be done Depending on the workload, it is related to work memory.
ازآنجایی که واژگان هر زبان بخش عمده ای از فهم آن زبان را به خود اختصاص می دهند، یادگیری این حجم زیاد از واژگان برای زبان آموزان کار دشواری است که نیاز به استفاده از روش های خاص جهت امکان پذیری و سهولت انجام آن به وضوح احساس می شود. تکرار، به عنوان روشی مؤثر برای یادگیری و یادسپاری واژگان، از دیرباز در امر آموزش زبان مطرح بوده است. بااین وجود، به نظر می رسد که نحوه و تعداد تکرار مؤثر واژگان جهت تدریس در کلاس درس کمتر مورد توجّه پژوهش های زبانی و به تبع آن مدرّسان زبان انگلیسی قرار گرفته است. ازاین رو، با در نظر گرفتن اهمّیّت احساسات زبان آموزان در امر یادگیری که پیوسته در تاریخچه آموزش زبان مورد تأکید قرار گرفته است، این مطالعه با کمک گرفتن از الگوی «هَیَجامَد» (تلفیق دو واژه هیجان و بسامد)، به بررسی شیوه و تعداد اثربخش تکرار واژگان پرداخته و بر اساس مرور پژوهش های انجام شده در حوزه های زبانی و روانشناسی شناختی، روش مؤثر تکرار بافاصله را تبیین می نماید. بدین منظور، تعداد 100 نفر شرکت کننده، با سطح بسندگیِ متوسطِ زبانِ انگلیسی، به طور تصادفی در 5 گروه (گروهِ بدون تکرار، 1، 2، 3، و 4 تکرار) قرار گرفتند. سپس تعداد 15 واژه که شرکت کنندگان هیچ اطّلاعاتی در زبانِ مادری خود نسبت به آنها نداشتند، جهت تدریس انتخاب شدند. آنگاه، برای مقایسه نتایج آزمون یادآوری واژگان، از آزمونِ «تحلیل واریانس یک عاملی» استفاده شد. نتایج تحقیق، تفاوت معناداری را بین گروه های بدون تکرار و 2 تکرار نشان داد. در پایان، پیشنهاد می شود که تعداد 2 تکرار به روش بافاصله و همچنین در نظر گرفتن هَیَجامَد زبان آموزان نسبت به واژگان، می تواند به عنوان تعداد تکرار بهینه و روشی مؤثر برای تکرار واژه، نقش بسزایی در یادگیری واژگان در کلاس درس ایفا نماید.
در این مقاله مساله ی زمانبندی تولید کارگاهی چندهدفه همراه با یک مرحله مونتاژ و جریان محموله مورد بررسی قرار گرفته است. جریان محموله، فرآیندی است که طی آن، یک کار (محموله) به تعدادی کار کوچکتر (زیر محموله) تقسیم شده تا بتوان هم پوشانی در انجام عملیات مختلف را ایجاد نمود. هدف این مساله، زمانبندی و تعیین توالی عملیات به نحوی است که ضمن برقراری محدودیت های مورد نظر، دو تابع هدف حداکثر دوره ساخت و هزینه وزنی زودکردها و دیرکردها کمینه گردد تا با صرفه جویی در زمان و هزینه بتوان به مدیریتی کارآمدتر در واحدهای صنعتی پیشرفته دست یافت. ابتدا به منظور تشریح مساله، مدل برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط ارائه گردید. از آن جایی که مسأله مورد بررسی در گروه مسائل NP-hard می باشد، جهت حل مسأله از الگوریتمی پیشنهادی مبتنی بر جستجوی هارمونی استفاده شد. به منظور بررسی کارایی الگوریتم پیشنهادی، از چندین معیار عملکرد استفاده گردید. نتایج محاسباتی، عملکرد مناسب الگوریتم پیشنهادی را نسبت به الگوریتم ژنتیک مرتب سازی نامغلوب در کسب جواب های با کیفیت نشان داد.
نظرات و پیشنهادهای مجامع حرفه ای و نیز ناظران حرفه حسابداری و حسابرسی در مورد تغییر حسابرس، جایگاه ویژه در مباحث مرتبط باکیفیت حسابرسی و حق الزحمه حسابرس در چند سال اخیر به خود اختصاص داده است. لذا بر پایه این استدلال، پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین سیاست چرخش مؤسسات حسابرسی و حق الزحمه حسابرس و کیفیت حسابرسی با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری می پردازد. بدین منظور، نمونه ای متشکل از 86 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1389 تا 1396 انتخاب گردید. کیفیت حسابرسی توسط متغیرهای مشاهده پذیر اندازه موسسه حسابرسی، تخصص در صنعت حسابرس، دوره تصدی حسابرس، نوع اظهارنظر حسابرس، درصد سهامداران نهادی (متغیر پنهان) اندازه گیری شد. پس از اطمینان یافتن از برازش قابل قبول الگوهای اندازه گیری و ساختاری پژوهش، نتایج حاکی از آن است که کیفیت حسابرسی با سیاست چرخش حسابرس رابطه معناداری دارد. همچنین نتایج بیانگر آن بود که کیفیت حسابرسی منجر به افزایش حق الزحمه حسابرس خواهد شد.
با گذشت زمان تحولات فضایی در شهر نیز غیر قابل اجتناب است ولی در این میان تحولات متعادل شهری کاملاً ضروری است. آنچه در شهر تبریز و بالاخص طی سه دهه اخیر قابل تشخیص است افزایش غیرمنطقی ساخت و سازها، گسترش شتابان شهر و تمرکز اقدامات شهری در حومه ها و غافل شدن از بافت های مرکزی شهر و در یک کلام تحولات فضایی نامتعادل در سطح شهر تبریز است؛ لذا به منظور جلوگیری از افزایش نابسامانی ها و لزوم کنترل تحولات فضایی شهری، ضرورت بررسی و تجزیه و تحلیل این تحولات در سطح شهر تبریز مشخص می گردد. سؤالی که این مقاله در پی یافتن پاسخ آن است، این است که آیا نقدینگی حاصل از درآمدهای نفتی کشور در میزان ساخت و ساز در حومه شهرها و به تبع آن گسترش کلان شهر تبریز و در کل در تحولات فضایی این شهر تأثیرگذار بوده است یا نه؟ از طرف دیگر با توجه به رانت موجود در بازار زمین و مسکن که این بخش را به عنوان بستری مناسب و قابل اطمینان برای جذب نقدینگی موجود در جامعه قرار می دهد، فرض نگارنده اینست که اقتصاد و درآمدهای نفتی ایران یکی از اصلی ترین عوامل تأثیرگذار در ساخت و سازهای حومه ای و به تبع آن در تحولات فضایی شهر تبریز بوده است. بنابراین بررسی تأثیرپذیری تحولات فضایی شهر تبریز از اقتصاد نفتی کشور طی سه دهه اخیر هدف اصلی این مقاله می باشد. در این راستا از روش داده گیری ترکیبی - اسنادی و میدانی- بهره جسته شده است و روش مطالعه و تحلیل های پژوهش مبتنی بر روش تطبیقی-استقرایی و تحلیل روند بوده است. نتایج حاکی از آن است که سرمایه های کلان حاصل از درآمدهای نفتی تزریق شده در بدنه جامعه میل به ورود در بازار املاک و مسکن شهری به ویژه در مناطق حومه ای را داشته است که با توجه به نبود سیستم مالیاتی کارآمد غالبا این فعالیت ها رنگ و بوی سوداگرانه و رانت جویانه دارد که نتیجه آن بروز تحولات فضایی نامتعادل در کلان شهر تبریز بوده است.
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی روان نمایشگری با محتوای معنوی بر شادی، لذت و سلامت روان دانشجویان بود. روش: روش مطالعه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه، و جامعه آماری کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه اصفهان به تعداد 9620 نفر بود. از میان آنها 44 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، انتخاب و در دو گروه 22 نفری آزمایش و گواه گمارش شد. هر دو گروه در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه، به پرسشنامه های شادکامی آکسفورد هیلز و آرگایل ( 2002 )، مقیاس خوشکامی اسنیت- همیلتون ( 1995 ) و پرسشنامه سلامت عمومی 28 سؤالی گلدبرگ ( 1972 ) پاسخ دادند. برای گروه آزمایش، ده جلسه گروهی 5/1 ساعتی روان نمایشگری با محتوای معنوی دوبار در هفته، اجرا شد اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس و مان ویتنی-یو استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تمام متغیرهای وابسته در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه، ارتقاء معناداری داشت. این نتایج پس از پیگیری یک ماهه نیز تأیید شد. نتیجه گیری: از روان نمایشگری با محتوای معنوی می توان به عنوان یک روش مداخلاتی موثر در ارتقاء شادی، لذت و سلامت روان در جمعیت دانشجویان استفاده کرد.
امروزه اعتقاد بر این است که بُعد اجتماعی و مؤلفه های نهادی توسعه پایدار اهمیت خاصی در فرآیند رشد اقتصادی دارند؛ اما باید توجه کرد که تأثیر آن بر رشد اقتصاد غیرمستقیم است. این اثرگذاری از طریق کانال هایی انجام می گیرد که یکی از این کانال ها، تأثیر مستقیم سرمایه اجتماعی بر توسعه مالی است. بر این اساس هدف این تحقیق آن است که یکی از موانع توسعه بازارهای مالی در اقتصاد ایران بیشتر مورد بررسی قرار گیرد. تجزیه و تحلیل داده ها توسط مدل های آماری و اقتصادسنجی و آزمون فرضیه ها توسط روش خودرگرسیون با وقفه های توزیعی (ARDL) انجام گرفت. یافته های تحقیق بیانگر آن است که شاخص اختلاس و ارتشاء و جعل در کوتاه مدت و بلندمدت بر روی نسبت مطالبات سیستم بانکی از بخش خصوصی به کل مطالبات سیستم بانکی اثر منفی دارد. از سوی دیگر، شاخص چک های برگشتی بر شاخص چندبُعدی سرمایه اجتماعی در کوتاه مدت و بلندمدت اثر منفی بر نسبت دارایی های بانک های تجاری به دارایی های سیستم بانکی و بانک می گذارد.
سوگیری های شناختی مدیریتی، به ویژه بیش اطمینانی مدیران، همواره به عنوان عاملی تأثیرگذار بر فرآیندهای تحقیق و توسعه و نوآوری شرکت شناخته شده است. از این رو، پژوهش حاضر به بررسی تاثیر بیش اطمینانی مدیریت بر میزان هزینه های تحقیق و توسعه شرکت ها می پردازد. بدین منظور، برای سنجش بیش اطمینانی مدیر از دو سنجه مبتنی بر تصمیمات سرمایه گذاری استفاده شده است. فرضیه تحقیق نیز با استفاده از نمونه ای متشکل از 51 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1391 تا 1395 و با بهره گیری از مدل رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر تکنیک داده های ترکیبی مورد بررسی قرارگرفت. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بیش اطمینانی مدیریت، میزان هزینه های تحقیق و توسعه شرکت را افزایش می دهد. همچنین، نتایج آزمون تحلیل حساسیت نشان داد که استفاده از معیار جایگزین برای سنجش بیش اطمینانی مدیر نیز تاثیری بر نتایج اصلی پژوهش ندارد و نتایج تحقیق از استحکام برخوردار است.
مفهوم راسخان در علم در آیه 7 آل عمران و نسبت آنان با علم تأویل در میان عالمان اسلامی با دیدگاههای مختلفی همراه بوده و بطور خاص متکلمان مسلمان در تأویل کلامی متشابهات قرآن، رویکردهای متفاوتی داشته اند. در این مقاله به روش تحلیل کیفی گفتمان، پس از طرح مسأله، با تکیه بر دیدگاهی تشکیکی در معناشناسی راسخان به لحاظ سلبی و ایجابی در آیه 7 فوق که در رویکردهای گذشته به ندرت مطرح شده، روش تأویل کلامی متشابهات جستجو شده و فتح بابی در اصول کلی تأویل آنها صورت گرفته است. بر این اساس از بعد سلبی سه اصل: تنزیه الهی از توهّمات انسانی و تنزیه ساحت الهی در ذات و فعل از قبائح عقلی و نفی تشبیه عوالم غیبی و فرامادی به عوالم حسی و مادی مورد اشاره قرار گرفته و از بعد ایجابی نیز پنج اصل: فهم پذیری متشابهات، نقش راه گشای دلالت های قرآنی به مثابه محکمات، نقش روش گذارانه روایات، تأکید بر اصول عقلی برهانی و نهایتاً توجه به نکات اصیل ادبی و لغوی مطرح شده است.
The aim of this paper is to analyze the multiscale pricing model with the wavelet analysis approach, Fama-French three-factor model, and nonliquidity in Tehran Stock Exchange. It was also desirable to figure out how stock returns, Fama-French factors, and nonliquidity were related in different intervals. According to the results, various outcomes were obtained at different intervals. Stock returns had significant relationships with (the ratio of book value to market value) and nonliquidity in the long term. Stock returns had significant relationships with the beta, , and company size in the midterm, too. There was also a significant relationship between stock returns and the company size in the short term. The proposed methodology suggests that investors should employ dynamic portfolio management strategy and multiscale risk-return evaluation to seize investment opportunities.
هدف از مطالعه حاضر تحلیل فضایی پایداری سکونتگاه های مناطق روستایی در استان ایلام با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) می باشد. این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی است و جهت جمع آوری اطلاعات از روش های اسنادی میدانی استفاده شده است. در انجام این مطالعه ابتدا اطلاعات مورد نیاز در زمینه موضوع و منطقه جمع آوری و سپس بر اساس روشی سیستمی و با استفاده از رایانه، تجزیه و تحلیل و جمع بندی داده ها و همچنین تلفیق و ترکیب لایه های اطلاعاتی صورت گرفته و در ادامه نقش عوامل موثر بر الگوهای استقرار فضایی سکونتگاه های روستایی استان ایلام تحلیل شده است. نتایج نشان داد، 42/28 درصد استان ایلام (5583 کیلومتر مربع) در پهنه ی مساعد قرار دارد که در این پهنه، 486 سکونتگاه روستایی استقرار یافته است. پهنه ی نسبتاً مناسب یا متوسط، به لحاظ استقرار پایدار سکونتگاه های روستایی، دارای مساحتی برابر با 8902 کیلومتر مربع بوده که 423 سکونتگاه روستایی برابر با 49/39 درصد از کل سکونتگاه های روستایی استان ایلام است را در بر می گیرد. همچنین، پهنه ی نامناسب به لحاظ استقرار پایدار سکونتگاه های روستایی، 5154 کیلومتر مربع یا 24/26 درصد از مساحت کل استان را در بر می گیرد که شامل 162 سکونتگاه روستایی می شود. بنابراین ملاحظه می شود که ساکنان سکونتگاه های روستایی در گذشته به صورت تجربی و بومی به درصد بالایی از عوامل مؤثر بر پایداری استقرار سکونتگاه ها توجه کافی نموده اند.