مطالعه حاضر به منظور بررسی اثر تعامل مکالمه ای بر عملکرد نگارش زبان آموزان ایرانی زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی انجام شده است. به منظور رسیدن به این هدف، از طرح پیش آزمون و پس آزمون نیمه تجربی استفاده شد. علاوه بر این طرح نیمه تجربی که برای پاسخگویی به سوال اول این تحقیق استفاده شده بود، پژوهشگران از مصاحبه نیز برای جمع آوری داده ها جهت پاسخگویی به سوال دوم تحقیق حاضر بهره گرفتند. تعداد 32 نفر انتخاب شده و به دو گروه تجربی (17 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) تقسیم شدند و با استفاده از آزمون تعیین سطح آکسفورد همگن سازی شدند. آنها پیش آزمون و پس آزمون را به همراه نه جلسه آموزش پشت سر گذاشتند. از آزمون t مستقل برای مقایسه میانگین نمرات گروه ها استفاده شد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که گروه مکالمه ای یعنی گروه تجربی، بهتر ازگروه کنترل عمل کرد و موفقیت بیشتری در نگارش به دست آورد. علاوه بر این، نتایج حاصل از مصاحبه نشان داد که نگرش زبان آموزان گروه مکالمه ای نسبت به استفاده از این روش در کلاس نگارش مثبت است.
یکی از چالش های سازمانی و نیازهای اصلی شرکت ملی نفت ایران دست یافتن به استراتژی هایی است که بتوان از آن در بهبود عملکرد کارکنان استفاده نمود. مربیگری عملکرد یکی از استراتژی هاست و نبود مدل متناسب با صنعت نفت از موانع موجود در این شرکت است. تحقیق حاضر با استفاده از روش کیفی درصدد شناسایی مدل شایستگی های مربیگری عملکرد متناسب با شرکت ملی نفت ایران بود . روش جمع آوری داده ها بررسی متون و مصاحبه نیمه ساخت یافته بود. شاخص های مطرح شده از انجمن ها و مدل های مربیگری و ادبیات تحقیق برگرفته شد. روش نمونه گیری هدفمند و شامل مصاحبه با 12 نفر از مسئولان و مدیران آگاه به مربیگری در شرکت ملی نفت بود . متون و مصاحبه ها توسط نرم افزار MAXQDA با روش استقرائی کدگذاری شد. تحلیل یافته ها مشتمل بر 16 دسته شایستگی های مربیگری عملکرد براساس کدهای مشترک بین ادبیات تحقیق و نظر متخصصان دسته بندی و ارائه شد.
این پژوهش به شیوه ی توصیفی- تحلیلی، بر آن است تا اثبات کند بلوغ، در احکام وضعی شرط نیست که مفاد قاعده است. در این زمینه، به ادله ی اثبات آن، اعم از عمومات و اطلاقات، اجماع و سیره ی متشرعه و عقلا با رویکردی بر نظر امام خمینی (ره) پرداخته و این آرا را بررسی کرده است. حکم وضعی، حکمی است که مستقیماً به فعل و رفتار مکلف ارتباط ندارد، بلکه وضعیت خاصی را مقرر می کند که در رفتار انسان، به نحو غیرمستقیم، تأثیر می گذارد. عمومات و اطلاقات احکام، شامل صبی و نابالغ می شوند و این موارد تخصیص نخورده اند و مقید به بالغین نیستند و به بالغین انصراف ندارند. احکام تکلیفی الزامی به بلوغ تخصیص خورده اند؛ اما احکام مستحب و احکام وضعی، تخصیصی ندارند و از دیدگاه عقلی و شرعی، مانعی برای شمول آنها درباره ی کودکان وجود ندارد. نظریه ی مختار نویسندگان این است که در احکام وضعی، بلوغ شرط نیست و قاعده، مبتنی بر دلایل استواری است.
به کارگیری مداخلات فراخور برای کاهش اثرات منفی خیانت زناشویی ارج فراوانی دارد. بر این اساس هدف از پژوهش حاضر هم سنجی کارایی زوج درمانی شناختی رفتاری و زوج درمانی پذیرش و تعهد بر بی رمقی زناشویی و تنیدگی پس ضربه ای زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. جامعه آماری این پژوهش دربرگیرنده همه زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی منطقه غرب تهران در سال 1398 بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه زوج درمانی شناختی رفتاری، زوج درمانی پذیرش و تعهد و گروه گواه گمارش شدند. آزمودنی های گروه شناختی رفتاری و گروه پذیرش و تعهد هرکدام به صورت جداگانه طی دوازده جلسه و یک بار در هفته به مدت 90 دقیقه تحت آموزش قرار گرفتند. طی این مدت گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. همه آزمودنی ها قبل و بعد از پژوهش به پرسشنامه بی رمقی زناشویی ((Pines, 1996 و تنیدگی پس ضربه ای (Foa, Riggs, Dancu, & Rothbaum, 1993) پاسخ دادند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که هر دو درمان تأثیر معناداری بر بی رمقی بدنی (64/ 7 ;F=002/ 0P=)، بی رمقی هیجانی (07/ 19 ;F=001/ 0P=)، بی رمقی روانی (42/ 16 ;F=001/ 0P=) و تنیدگی پس ضربه ای (72/ 65 ;F =001/ 0P=) داشتند. همچنین نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که تفاوت معنی داری بین دو گروه در بی رمقی زناشویی وجود نداشت (05/0<p) ولی در تنیدگی پس ضربه ای تفاوت دو گروه معنادار بود و نتایج به نفع گروه زوج درمانی پذیرش و تعهد بود (05/0p <). بر اساس نتایج حاضر، می توان دریافت که زوج درمانی شناختی رفتاری و زوج درمانی پذیرش و تعهد بر بی رمقی و تنیدگی پس ضربه ای زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی مؤثر است؛ بر این اساس پیشنهاد می شود متخصصین مشاوره روان شناختی خانواده از این روش های زوج درمانی برای کاهش اثرات خیانت زناشویی بهره بگیرند.
Redevelopment of distressed and blighted areas are targeted by most of development policies. However, a number of policies have been changed as the result of the ineffectiveness of the previous experiences, the incompatibility of the development tools and plans, the lack of financial resources or social movements. Large-scale redevelopment projects have usually been considered as the powerful tools for urban revitalization, modernization and implementation of radical plans while many of those were criticized due to their various consequences including social exclusion, inequality, social conflicts, environmental damages, inconsistent scale, etc. Downtown of the City of Mashhad; Samen District, has experienced various physical interventions in the form of large-scale projects during the last century. Although the projects and intervention policies have been transformed during the past decades, previous faults were ignored and sometimes were iterated in these experiences. In fact, it seems that urban development solutions in the district have not been sustainable solutions and couldn’t maintain or shape a sustainable community in the historical and formerly economic urban core of Mashhad. This paper, focusing on mega redevelopment projects experienced in Samen Districst after 1920s, aims to highlight the critical aspects neglected or bent in Samen redevelopment program. Based on the nature of large-scale redevelopment projects and the current sustainability criteria, it qualitatively assesses the sustainability of the redevelopment projects through content-analysis method. According to the results, despite the competitiveness and place promotion goals of the Samen redevelopment project, the adopted approaches and policies could not lead to a state of sustainable development.
پژوهش حاضر به این مسأله می پردازد که آیا تعریف تارسکی از مفهوم نتیجه ی منطقی در مقاله ی دوران سازش «درباره ی مفهوم نتیجه ی منطقی» (1936) چنان که مدعای این مقاله است مفهوم عام نتیجه ی منطقی را فراچنگ میآورد یا نه. برای آن-که دریافته شود رویکرد غالب به نتیجه ی منطقی در زمان تارسکی (مفهوم نظریه برهانی نتیجه) چه خللی داشت که او را به کوشش برای ارائه ی تعریف جدیدی از نتیجه منطقی سوق داد، نخست رویکرد نظریه برهانی به مفهوم نتیجه ی منطقی را معرفی و ناکارآمدی آن را از نظر تارسکی بررسی خواهیم کرد، سپس دو تفسیر از مفهوم نتیجه ی عامِ مد نظر او را بیان خواهیم نمود. تفسیر نخست از مفهوم عامِ نتیجه نزد تارسکی آن مفهومی است که همه ی انسان های معمولی و غیرمتخصص در فلسفه، منطق و ریاضیات در زبان روزمره بکار می برند؛ تفسیر دوم آن است که مراد تارسکی از مفهوم عام نتیجه آن مفهومی است که برای اهل فن یعنی منطق دان و ریاضی دانان «عمومیت» دارد و در روش اصل موضوعی بکار رفته است. ما از تفسیر دوم دفاع می کنیم و ضمن بررسی توصیفی- تحلیلیِ تعریف پیشنهادی او از این مفهوم و ارائه ی مثالی از آن در نهایت نتیجه می گیریم که کوشش تارسکی برای فراچنگ آوردن مفهوم عام نتیجه قرین موفقیت بوده است.
در چند سال اخیر واژه مدیریت ارتباط با مشتری توجه فراوانی را در حوزه بازاریابی و تجارت به خود جلب کرده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل اثر ابعاد مدیریت ارتباط با مشتری بر موفقیت آن در سازمان های خدماتی با رویکرد فراتحلیل انجام شد. به ا ین منظور از بین 62 پژوهش انجام شده (از سال 1393 تا 1398)، 18 پژوهش که از لحاظ روش شناختی و هدف پژوهش مورد قبول بود، انتخاب و تحلیل متاآنالیز روی آنها انجام شد. ابزار پژوهش عبارت از فهرست بازرسی متاآنالیز بود. یافته ها نشان داد که سوگیری انتشار در پژوهش های تحلیل شده نامشهود است. همچنین اندازه تأثیر ابعاد مدیریت ارتباط با مشتری بر موفقیت مدیریت ارتباط با مشتری در سازمان های خدماتی 59/0 یافت شد (0.001 Sig : ). بر این اساس، مشتری مداری (با اندازه اثرگذاری 601/0) و رضایت مندی مشتریان (بااندازه اثرپذیری 65/0) بیشترین تأثیر را در مدیریت ارتباط با مشتری داشتند. این اندازه اثر براساس جدول کوهن در حد زیاد قرار دارد. نتیجه می گیریم کسب و کار ها بر پایه مشتری مداری و رضایتمندی مشتریان استوار است به گونه ای که گسترش و ارایه خدمات، بدون در نظر گرفتن این اصل نه تنها مشکل ، بلکه غیر ممکن است. بنابراین سازمان های خدماتی باید همه فعالیت ها و توانمندی های خود را متوجه رضایت مشتری کنند، چراکه مشتریان تنها منبع برگشت سرمایه محسوب می شوند.
این مقاله در پی آن است که با استفاده از آموزه های اقتصاد خرد، تأثیر میزان مهریه بر رفتار ازدواجی افراد و نیز برخی از مهم ترین تصمیمات درون خانواده ای را به صورت نظری بررسی و تحلیل کند. نتایج حاصل از تحلیل های نظری حاکی از آن است که افزایش مهریه، با افزایش قیمت ضمنی ازدواج برای مردان منجر به کاهش میزان تقاضای آنها برای ازدواج و سرریزشدن این تقاضا به بازارهایی می شود که جایگزینی برای ازدواج در آنها عرضه می شود. افزایش مهریه خالص منفعت انتظاری فرزندآوری را برای مردان افزایش و برای زنان کاهش خواهد داد که منجر به ایجاد انگیزه های واگر برای فرزندآوری در خانواده می شود. با توجه به آنکه با افزایش مهریه ، خالص منفعت انتظاری طلاق برای مرد کمتر و برای زن بیشتر می شود، این نکته می تواند رفتار پس اندازی خانواده را مختل نماید. تأثیر میزان مهریه بر احتمال وقوع طلاق با توجه به وجود انگیزه های متضاد در مرد و زن قابل پیش بینی نیست اما به نظر می رسد با افزایش مهریه اگر زن تمایلی به مبادله تمام یا بخشی از مهریه با حق طلاق و حضانت فرزندان، که طبق قانون به صورت پیش فرض به مرد داده شده است، نداشته باشد احتمال آنکه فرآیند طلاق به خشونت کشیده شود افزایش خواهد یافت.
ابتلای یکی از اعضای خانواده به بیماری مزمن، بر روابط، نقش ها، سلسله مراتب و به طور کلی سیستم خانواده تأثیر می گذارد و خانواده را برای مدیریت و سازگاری با شرایط جدید، با چالش هایی مواجه می کند. هدف از این مرور ادبیات پژوهشی، شناسایی مسائلی است که خانواده در مدیریت بیماری مزمن یکی از اعضا، با آن رو به روست. بدین منظور، به بررسی نظام مند مقالات چاپ شده به زبان فارسی یا انگلیسی در مجلات داخلی و خارجی از سال 201۴ (دی ۱۳۹۲) تاکنون، در پایگاه های SID، Magiran، Google Scholar، APA Psycnet، Cochrane Library، Science Direct و PubMed پرداخته شده و ۱۵ مطالعه انتخاب و مرور شد. نتایج نشان داد مطالعات انجام شده، مسائل ویژه مدیریت بیماری مزمن در خانواده را در قالب چند عنوان بیان کرده اند که عبارت اند از: انگیزه اعضای خانواده در مراقبت از بیمار، تأثیرات بیماری بر خانواده، نیازهای خانواده در شرایط مواجهه با بیماری مزمن و چگونگی مقابله با بیماری مزمن. آگاهی از این مسائل به متخصصان در ارائه حمایت و طراحی مداخلات مناسب برای این خانواده ها کمک می کند و به پژوهش های آینده جهت می دهد.
چوب در فرهنگ معماری ایران از گذشته های دور یکی از عناصر کاربردی بوده است. در برخی از مناطق کاربرد آن افزایش چشمگیری داشته است. چوب به عنوان یکی از پرکاربردترین مصالح تزئیناتی در بوشهر به کار گرفته شده است؛ به گونه ای که بسیاری از عناصر الحاقی بناهای تاریخی این شهر، ازجمله در، پنجره، تابش گیر، کرکره، شناشیر و... از چوب ساخته شده اند. در شهر بوشهر، به دلیل لزوم ایجاد تهویه و کوران هوا، میزان بازشوهای بنا، بسیار افزایش یافته است. این بازشوها که با استفاده از چوب ساخته و تزئین شده اند، در ایجاد زیبایی و تنوع بصری شهر، نقش بسیار مهمی ایفا می کردند. متأسفانه به دلیل مقاومت کمِ چوب نسبت به سایر مصالح ساختمانی، بخش بسیارزیادی از این ساختارهای تزئیناتی در بناها، ازبین رفته و یا آسیب های زیادی در اثر شرایط محیطی و جوی به آن ها وارد شده است. بنابراین، بازشناسی و گردآوری گونه های متفاوت این تزئینات در شهر بوشهر که از معماری منحصربه فرد و کم نظیری برخوردار است؛ از ملزومات پژوهشگران در این زمینه ها است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و به کارگیری منابع کتابخانه ای معتبر و مطالعات میدانی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد که در تزئین درب و پنجره ها از هنر قواره بری و هم چنین از نقوشی که محتوای گیاهی و هندسی دارند، بیش از سایر هنرها استفاده گردیده است؛ کاربرد نقوش اسلیمی در تزئین این عناصر، بسیار کمتر است و نقوش انسانی و حیوانی در این نمونه ها یافت نمی شود. اهداف پژوهش: 1.بازشناسی و واکاوی گونه های متفاوتِ درب، پنجره و ارسی ها در بناهای تاریخی بوشهر. 2.شناخت تزیینات و طرح های درب های چوبی ، پنجره و ارسی ها در بناهای تاریخی بوشهر. سؤالات پژوهش: 1.چه انواعی از درب و پنجره ها در بافت تاریخی بندر بوشهر وجود داشته است؟ 2تزئینات به کار گرفته شده اجزای چوبی بناهای تاریخی بوشهر از چه انواعی هستند؟
پژوهش حاضر درصدد بازنمایی مفاهیم قدرت، مشروعیت و نابرابری های اجتماعی مطرح شده از سوی ماکس وبر (۱۹۶۸) در گفتمان پهلوی اول در چارچوب دستور نقش-گرای نظام مند هلیدی و متیسن (۲۰۱۴) است. پیکره پژوهش را کلیه نطق های رضاشاه در خطاب به مردم که شامل ۷ متن (۱۵۴بند) است تشکیل می دهد. یافته ها حاکی از این است که سه فرایند اصلی مادی، ذهنی و رابطه ای نقش بسزایی در بازنمایی مفاهیم قدرت، مشروعیت و نابرابری های اجتماعی داشته اند. توزیع پر بسامد ضمیر «من» در مقابل «شما»، گفتمان را عرصه قدرت نمایی رضاشاه نموده است. آغازگر مبتدایی بی نشان نیز مسئولیت اصلی پیام مطرح در گفتمان را برعهده دارد. در تحلیل انسجام متن نیز، عناصر انسجام دستوری و واژگانی، توزیع تقریبا برابر و به عبارتی، سهم یکسان در سلاست و روانی کلام رضاشاه داشته اند. در این میان عامل پیوندی، عنصر حذف و ارجاع در کنار دیگر عناصر انسجام، مانع از انقطاع کلام رضاشاه در ذهن مخاطب و باعث کوتاه شدن فواصل بین پیام ها گشته اند. در پایان مشخص شد که گفتمان رضاشاه از موضع قدرت در برابر مخاطب تولید گشته، مشروعیت نما بوده و مولفه های نابرابری اجتماعی وبر در جای جای آن مشاهده می گردد.
Development of science and academic knowledge has led to changes in academic language and transfer of information and knowledge. In this regard, the present study is an attempt to investigate lexico-grammaticality in academic abstracts and their full research papers in Linguistics, Chemistry and Electrical engineering papers published during 1991-2015 in academic journals from a diachronic perspective through quantitative research design. The focus of this paper is on transitivity, mood and theme analysis in the corpus according to Halliday's (1994) systemic functional linguistics model. So, all the attempts are to find the changes in abstracts and research papers of these disciplines and how they are to be positioned in different linguistic contexts over time. The results revealed that research papers employ the spectrum of possible lexical realization quite differently as compared to general English, especially concerning the use of specific lexical items. Also, the results of chi-squares of each discipline showed that there are significant differences between papers over time at .05 level of significance (.000< .05) with regard to the transitivity, mood, and theme.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مسائل پرتعارض در روابط والد-نوجوان در پاندمی کووید ۱۹ انجام شد. نمونه پژوهش1590 نوجوان ساکن شهر تهران بودند که به صورت مجازی به چک لیست بازسازی شده مسائل تعارض آمیز والد-نوجوان (PACIC-R) پاسخ دادند. نتایج پژوهش نشان داد که ۹۳/۹۷ درصد از نوجوانان حداقل در یکی از ۴۷ مسئله مطرح شده در PACIC-R با والدین خود اختلاف داشتند و ۳۰/۷۷ درصد از نوجوانان حداقل در یکی از این مسائل تعارض پر تکرار (یک یا چند بار در روز) با والدین خود داشتند. استفاده از رسانه (گوشی، اینترنت و بازهای اینترنتی و رایانه) تعارض عمده نوجوانان با والدین در بین ۱۳ حوزه تعارض آمیز بود و ۵۰ درصد از نوجوانان حداقل در طول یک ماه، یک یا چندبار در روز درباره این مسائل با والدینشان بحث می کردند. همچنین اختلاف در حوزه های «رفتار والدین»، «مسائل انضباطی» و «مسائل تحصیلی» به ترتیب از بیشترین مسائل تعارض آمیز عمده نوجوانان با والدین بود. به طور کل در پژوهش حاضر به بررسی ۱۳ حوزه تعارض آمیز والد-نوجوان و نقش تفاوت های سنی و جنسیتی در این حوزه ها پرداخته شد. با توجه به فراوانی بالای تعارضات روزانه در روابط والد-نوجوان در پاندمی کووید ۱۹ و به دلیل عامل خطر تعارضات والد-نوجوان در حوزه استفاده از رسانه، در بروز آسیب های روان شناختی مانند وابستگی به اینترنت در نوجوانان باید مورد توجه قرار گیرد.
امروزه نوآوری و حرکت به سوی نوآور شدن و تغییر در ساختارها به منظور نوآور کردن سازمان ها یکی از اهداف مهم سازمانی از جمله مدارس است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی است. حجم کل جامعه آماری معلمان در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ برابر با ۱۹۶ نفر بوده که به شیوه تمام شماری بررسی شد و در نهایت داده های مربوط به ۱۸۵ نفر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش از پرسش نامه های استاندارد ساختار سازمانی مدرسه با آلفای کل 92/. و پرسش نامه فعالیت های نوآورانه معلم با آلفای کرونباخ 899/.، همچنین پرسش نامه کیفیت زندگی کاری با آلفای کرونباخ 968/. استفاده شده است. روایی صوری و محتوایی پرسش نامه ها با نظر استادان راهنما و مشاور و نظر خواهی از صاحب نظران این حوزه و تنی چند از معلمان و مدیران مدارس بررسی و تأیید شد. ورود داده ها، تحلیل توصیفی متغیرهای جمعیت شناختی با استفاده از نرم افزارهای SPSS <sub>20</sub> و آزمون فرضیه ها با استفاده از نرم افزار AMOS20 و به شیوه معادلات ساختاری به انجام رسید. نتایج نشان داد که ساختار سازمانی مدرسه با فعالیت های نوآورانه معلمان و با کیفیت زندگی کاری آنان رابطه معناداری دارد. همچنین کیفیت زندگی کاری معلمان با فعالیت های نوآورانه آنان مرتبط است. بین معلمان زن و مرد از نظر میزان بروز فعالیت های نوآورانه معلمان تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین کیفیت زندگی کاری در رابطه بین ساختار سازمانی و فعالیت های نوآورانه معلمان در شهرستان ملکشاهی نقش میانجی دارد.
محمد ارکون (۱۹۲۸-۲۰۱۰م) روشنفکر مسلمان، با هدف بازنگری و دگردیسی در فهم متن دینی و ارائه ی راهکارهایی برای برون رفت از انحطاط تمدن اسلامی، پروژه های «نقد عقل اسلامی»، «اسلام شناسی کاربردی» و سرانجام، طرح «عقل سنجش گرای آینده نگر» را مطرح کرد. طرح واره ی اصلی وی، همان نقد عقل اسلامی است؛ اما روش شناسی رسیدن بدان، اسلام شناسی کاربردی است. پروژه های ارکون یکی از نخستین پروژه های جهان اسلام-عرب است که براساس رویکردهای جدید غربی، به خوانش متن دینی پرداخته اند.روش تحقیق و پرسش ها: این مقاله با رویکردی توصیفی-تحلیلی به بررسی تأثیر و کاربست رویکردهای غربی در خوانش متن دینی در اندیشه ی محمد ارکون می پردازد. پرسش های مدنظر این پژوهش عبارت اند از: مهم ترین رویکردهای کاربردی ارکون برای خوانش متن دینی چیست؟ هدف ارکون از کاربست رویکردهای مختلف غربی برای خوانش متن دینی چیست؟ رویکردهای موردتوجه ارکون در پروژه اسلام شناسی کاربردی چیست؟از اهداف این پژوهش، بررسی رویکردهای غربی موردتوجه ارکون در زمینه ی خوانش متن دینی و بررسی تأثیر و کاربست مصداقی رویکردهای غربی در پروژه ی اسلام شناسی کاربردی ارکون است.یافته ها: پروژه های ارکون، به ویژه اسلام شناسی کاربردی، دربرگیرنده ی مجموعه ای از رویکردهایی همچون ساختارگرایی، تبارشناسی، پساساختارگرایی، هرمنوتیک و... است. اهداف وی از کاربست رویکردهای مختلف غربی عبارت اند از: ارائه ی یک روش شناسی فعال و توانا در زمینه ی خوانش انتقادی متن دینی، گسست قطعی از نگاه جزم گرایانه و شرق شناسانه و جایگزین سازی این مطالعات با مطالعات مبتنی بر روش های پوزیتیویستی و فیلولوژی سنتی.ازمیان همه ی رویکردهای کاربردی ارکون در زمینه ی خوانش متن دینی، سه رویکرد نمود بسیاری در اندیشه ها و پروژه های وی دارند: نخست، رویکرد زبانی-نشانه شناسی برای بررسی عصرتأسیسی؛ دوم، رویکرد دیرینه شناسی فوکویی برای خوانش اندیشه ی مدرن معاصر اسلام-عرب؛ سوم، تحلیل تاریخی-جامعه شناسی برای مطالعه ی اسلام (به مثابه ی یک پدیده ی اجتماعی) و رویدادهای تاریخ اسلام پس از پیامبر(ص).
مقنن برای توقیف و تملک دولتی مال به عنوان وسیله جرم، اصل شفافیت قانون و تضمین های ماهوی و شکلی حداقلی را رعایت نکرده است. این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی به بررسی وضع موجود در قوانین داخلی و مقایسه آن با قوانین سایر نظام ها پرداخته و راهکارهای اصلاحی را تبیین می نماید. در قوانین جاری نه تنها مصادیق و معیارهای روشنی برای توقیف و تملک مال به عنوان وسیله جرم بیان نشده است، بلکه در این قوانین، «گفتمان ضبط وسیله جرم» بر پایه فرض خیالی مجرمیت مال و با توجیه پیشگیری از تکرار جرم، اصل های ضرورت، تناسب، جبران خسارت، استقلال و بی طرفی مقامات رسمی، به رسمیت شناختن سمت مالک و لزوم تسریع در فرایند رسیدگی را نادیده گرفته و حق بر مالکیت را در معرض خطر جدی قرار داده است. به عنوان نتیجه تحقیق می توان گفت که دلایلی همچون اهداف کیفری تملک مال، ویژگی های بنیادین کیفر در این ضمانت اجرا و مالکیت مشروع مالک تا زمان ارتکاب جرم، نشان می دهد که تملک دولتی مال به عنوان وسیله جرم، یک کیفر مالی است. پیشنهادات اصلاحی عبارت اند از اینکه نظام حقوق داخلی جهت اعمال کیفر مصادره، علاوه بر لزوم رعایت تضمین های ماهوی اعم از اصل حداقل بودن، اصل قانونی بودن، لزوم عنصر روانی معاونت در جرم، فردی بودن مسئولیت کیفری و منع مجازات غیر انسانی، باید تضمین های شکلی کیفری اعم از فرض بی گناهی و سایر حقوق دفاعی متهم را پاس بدارد.