این مقاله در پی بازنمایی شاخص زبانی جنسیت در بلندترین رمان فارسی، یعنی کلیدر، است. عنصر جنسیت در این رمان که زندگی عشایر شمال شرق کشور را به تصویر کشیده است به وضوح دیده می شود. نویسنده برای زن کوچ نشین، جایگاهی استثنائی قائل شده است؛ زنی که در زندگی عشایری، نقش اساسی ای بازی می کند، اما تحت تأثیر کلیشه های جنسیتی، فرودست به شمار می آید. در این مقاله که برگرفته از یک کار پژوهشی است، شاخص زبانی جنسیت به روش نقد ادبی زنانه نگر بازنمایی شده است. پرسش اصلی مقاله این است که برخورد رمان کلیدر با موضوع زن چگونه است؟ یافته اصلی مقاله حاضر این است که رمان کلیدر در رویارویی با زنان، رفتار دوگانه ای دارد؛ ازیک سو سرشار است از الفاظ، ضرب المثل ها، و موضع گیری های شخصیت های داستان در ضمن گفت و گوها که زنان و جنس زن را گاه به کنایه و گاهی به صریح ترین وجه تحقیر می کند، و از سوی دیگر، از بسیاری از قهرمانانِ زن خود شخصیت های نیرومند و مؤثری می پردازد؛ به گونه ای که خواننده تحت تأثیر نقش فعال و شخصیت های کارآمد آن ها قرار می گیرد. این امر تاحدودی ناشی از فضای عشایری داستان است که در آن زنان به ناگزیر در زندگی، به ویژه در اقتصاد خانوار، نقش مهمی دارند. روش انجام پژوهش، تحلیل متن به روش نقد ادبی است که از دغدغه های زنانه نگری الهام گرفته است.
امروزه، اینترفرومتری تفاضلی راداری(DInSAR) به عنوان یکی از روش های کارآمد در اندازه گیری جابجایی سطح زمین محسوب میشود. به طوری که با استفاده از این فناوری، امکان پایش حرکات کوچک سطح زمین به صورت پیوسته، با دقت بالا و در گستره وسیعی امکان پذیراست. در این پژوهش، از تکنیک اینترفرومتری تفاضلی بر اساس سری زمانی 29 تصویر راداری سنجنده ASAR ماهواره Envisat در بازه زمانی سال 2003 الی 2009 جهت شناسایی و پایش مناطق ناپایدار حوضه آبریز طالقان استفاده گردید. نتایج حاصله از این تحقیق بر اساس مشاهدات میدانی مورد ارزیابی قرار گرفت. براساس نتایج این تحقیق 17 پهنه ناپایدار در بازه زمانی فوق شناسایی شد که بزرگترین آن ها از نوع لغزش مرکب میناوند با میزان جابجایی 5/2 سانتی متر در این مدت جابجایی داشته است و همچنین کوچکترین پهنه لغزشی به نام لغزش زیدشت از نوع چرخشی با 5/1 سانتی متر در بازه زمانی فوق جابجایی داشته است . انطباق موقعیت مکانی زمین لغزش های شناسایی با برخی مناطق لغزشی قدیمی بیانگر فعالی بودن پهنه های لغزشی پیشین منطقه است. از نظر توزیع مکانی، مناطق لغزشی شناسایی شده عمدتاً در مجاورت شبکه زهکشی و مناطق مسکونی حوضه قرار داشته و این امر ضمن اشاره به تأثیر شبکه زهکشی در وقوع ناپایداری دامنه ای، در ارتباط با جابجایی و انتقال مواد گسیخته شده به داخل شبکه هیدروگرافی و افزایش بار رسوبی رودخانه و دریاچه سد طالقان نیز حائز اهمیت است.نتایج به دست آمده در این بازه زمانی حاکی از آن است مناطق ناپایدار در دامنه های غربی با دقت بالائی نسبت به شیب های شرقی آشکارسازی شده اند.میانگین میزان جابجایی محاسبه شده این پهنه های لغزشی در این دوره 6- تا 13 میلی متر می باشد. مهم ترین نقطه لغزشی شناسایی شده در دوره اخیر، توده لغزشی میناوند و زیدشت می باشند که در مجاورت سد طالقان و مناطق مسکونی قرار دارند.
بیان مسئله: طول سفر، به منزله یکی از متغیرهای کلیدی رفتار سفر، به نوعی بازتاب دهنده میزان پایداری در حمل و نقل، کیفیت زندگی، قابلیت دسترسی افراد به مقاصد و تعادل فضایی در شهر است. هدف: باوجود مطالعات فراوان درزمینه رفتار سفر، تا کنون مطالعات کمتری به بررسی و تحلیل نقش عوامل مختلف در مسافت سفرهای غیرکاری درون شهری اختصاص یافته اند. از این رو، هدف اصلی مقاله پیش روی بررسی تأثیر عوامل فردی و ویژگی های کالبدی-فضایی مبدأ و مقصد سفر در مسافت سفرهای شهری با استفاده از چارچوب نظری جغرافی زمان است. روش تحقیق: روش پژوهش مقاله حاضر توصیفی-تحلیلی مبتنی بر استدلال های منطقی و مشاهدات تجربی است. در این پژوهش براساس دیدگاه جغرافی زمان 9 عامل در سطح فردی و 9 عامل در مقیاس محله ای در سه دسته محدویت، شامل محدویت های ظرفیتی، محدودیت های وابستگی و محدودیت های مقرراتی، تعریف شده است. به منظور آزمون تجربی چارچوب نظری نیز 30 ناحیه مطالعاتی در کلان شهر اصفهان انتخاب و داده های مورد نیاز جمع آوری شده است. در تحلیل عوامل مذکور، ابتدا به صورت نظری تأثیر بالقوه عامل های مربوط به محدودیت های سه گانه بر طول سفر تبیین شده و سپس، با استفاده از روش رگرسیون خطی، روابط مورد انتظار به صورت تجربی آزمون شده است. نتیجه گیری: نتایج تحلیل ها و یافته های پژوهش نشان می دهد که طول سفر تابعی از متغیرهای هر سه نوع محدودیت است، اما نقش ویژگی های کالبدی- فضایی در مسافت سفر شهروندان پررنگ تر از عوامل فردی است، به طوری که فاصله از مرکز شهر مهم ترین عامل اثرگذار در طول سفر شهروندان است. علاوه بر این، اگرچه به صورت نظری انتظار می رفت برخی عوامل مانند جنسیت، اندازه خانوار، تراکم کاربری های تجاری و تنوع کاربری ها در طول سفر تأثیر داشته باشند، در واقعیت در مدل تحلیل تجربی معنی دار نبودند.
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر مصرف مکمل امگا-3 بر پروتئین فاز حاد (CRP) و فیبرینوژن زنان ورزشکار پس از انجام یک وهله فعالیت ورزشی درمانده ساز، بود. 14دانشجوی دختر ورزشکار با میانگین و انحراف استاندارد سنی، تود ه بدن و حداکثر اکسیژن مصرفی به ترتیب 78/0±17/21 سال، 32/2±24/21 کیلوگرم بر متر مربع و 97/4±74/45 میلی لیتر کیلوگرم بر دقیقه به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند و به طور تصادفی به دو گروه دارونما و مکمل تقسیم شدند. گروه مکمل روزانه یک عدد کپسول امگا-3 حاوی 2/3 گرم ایکوساپنتانوییک اسید (EPA) و 2/2 گرم دوکوساهگزانوییک اسید (DHA) و گروه دارونما کپسول دارونما را در طول 3 هفته مصرف کردند. نمونه های خونی به منظور سنجش CRP و فیبرینوژن در ابتدا و پایان دوره مکمل سازی پیش و پس از فعالیت ورزشی درمانده ساز و به صورت ناشتا جمع آوری شدند. فعالیت ورزشی درمانده ساز شامل دویدن بر روی نوارگردان تا حد واماندگی بود. داده ها به وسیله آنالیز واریانس دوراهه در سطح معناداری 05/0P< تجزیه و شد. یافته ها نشان داد، فاکتور های التهابی CRP و فیبرینوژن پس از فعالیت بدنی افزایش معناداری داشتهاند (001/0P=). مکمل دهی امگا-3 باعث کاهش غیر معنی دار میزان CRP سرم پس از فعالیت ورزشی شد(54/0P=)، در گروه مکمل، مصرف امگا-3 باعث کاهش معنادار میزان فیبریتوژن سرم پس از فعالیت شد (005/0P=). در نتیجه، به نظر می رسد استفاده از این مکمل یا منابع غذایی سرشار از اسیدهای چرب امگا-3 از قبیل انواع ماهی ها به منظور کاهش التهاب ناشی از فعالیت های ورزشی مفید باشد.
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بی انصافی قیمتی ادراک شده بر تنفر از برند مصرف کننده در نظام قیمت گذاری پویا و همچنین بررسی میانجی گری خیانت ادراک شده و فریب ادراک شده در این میان است. روش: در این پژوهش پیمایشی، جامعه هدف را تمامی شهروندان شهر تهران تشکیل داده اند که دست کم یک بار از تاکسی آنلاینِ «اسنپ» خدمت دریافت کرده باشند و بنابر پیش آزمون، قیمت اسنپ را غیرمنصفانه دانسته باشند. روش نمونه گیری، دردسترس و گلوله برفی آنلاین و تعداد حجم نمونه 172 نفر بود. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه آنلاین، و روش تحلیل داده ها مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی با استفاده از نرم افزار SmartPLS.3 بود. یافته ها: مطابق نتایج پژوهش، بی انصافی قیمتی ادراک شده تأثیر مستقیم معناداری بر تنفر از برند مصرف کننده نداشته است؛ اما این تأثیرگذاری ازطریق میانجی گری خیانت ادراک شده برقرار بوده است. ازطرفی، میانجی گری فریب ادرک شده تأیید نشد؛ زیرا برخلاف تأیید تأثیرگذاری بی انصافی قیمتی ادراک شده بر فریب ادرک شده، تأثیرگذاری فریب ادرک شده بر تنفر از برند تأیید نشد.
در این پژوهش به تحلیل تطبیقی عوامل فرهنگی اقوام کرمانج و ترکمن در شکل گیری معماری سکونت گاه های شهرستان بجنورد از استان خراسان شمالی پرداخته شده است. سوال اصلی پژوهش این است که کدام عوامل فرهنگی در اقوام کرمانج و ترکمن در شکل گیری معماری سکونت گاه های شهرستان بجنورد از استان خراسان شمالی تاثیرگذار می باشند؟ کدام عوامل فرهنگی در این اقوام بیشترین تاثیر را به ترتیب اولویت در عناصر کالبدی و فضایی منازل در این دو قوم و در این خطه دارد؟ این تحقیق از نظر نوع هدف کاربردی نظری و از جهت روش ﺗﺤﻘﯿﻖ، ترکیبی(ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ، ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ) می باشد. نمونه موردی عناصر کالبدی و فضایی خانه ها شامل ورودی، مهمان خانه، اتاق نشیمن ، مطبخ و ایوان با یکدیگر مقایسه شده و یافته ها نشان می دهد که در خانه های قدیمی اقوام کرمانج نقش محرمیت و ویژگی های جنسیتی در تفکیک پذیری فضاها و مرز بندی ها نمود بیشتری نسبت به خانه های اقوام ترکمن دارد. ویژگی هایی همچون محرمیت ، نقش های جنسیتی، ساختار روابط در خانواده و روابط اجتماعی و شیوه معیشت از جمله ویژگی های فرهنگی هستند که در شکل گیری کالبد سکونت گاه ها در اقوام کرمانج و ترکمن نقش بسزایی داشته اند.
فعالیت های انجمن علمی در فضای دانشگاهی به عنوان پدیده ای چندسطحی در قالب کنش های فردی تا تعاملات در ساختارهای سازمانی و نیز ساختار سازمانی مستقل از افراد، از ادبیات نظری گسترده ای برخوردار است. آنچه حائز اهمیت است، بحث از عملکرد و نتایج آن است؛ عملکردهایی و خود ناشی از کنش ها و پیوندهای جمعی مشارکت محور افراد است که به کارکردهای مثبت و منفی متعددی منجر می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی کارکردها و کژکارکردهای انجمن های علمی-دانشجویی، درصدد احصای مزایا و آسیب های حضور دانشجویان در انجمن های علمی دانشگاه فردوسی مشهد است. این پژوهش از جهت هدف، کاربردی و به لحاظ رویکرد، کیفی است. روش تحلیل و تفسیر یافته ها تحلیل مضمون و شیوه تحلیل، توصیفی-تبیینی است. به منظور واکاوی دقیق عملکرد و شرایط انجمن های علمی دانشگاه و استخراج قوت ها و ضعف های آن ها، مصاحبه هایی عمیق با مدیر فرهنگی، دانشجویان انجمن های علمی و کارشناس اداری انجمن علمی دانشگاه فردوسی مشهد (24 مصاحبه) صورت گرفت. در تفسیر مصاحبه با متخصصان، هدف عمدتاً تحلیل و مقایسه محتویات دانش متخصصان است. کدگذاری به روش دستی و با جدول سازی انجام شد. به طورکلی 290 کد از متون مصاحبه استخراج شدند که 129 کد مربوط به کارکردهای مثبت (مزایا و نقاط قوت) انجمن علمی و 161 کد به کژکارکردهای (مسائل و مشکلات) انجمن علمی اختصاص دارد. یافته های این تحقیق در سه بخش مزایا، مسائل و راهکارهای حل مسائل انجمن علمی، به تفکیک مورد بحث و بررسی واقع شده اند. این یافته ها نشان داد همواره کسب منزلت و شأن از جمله مهم ترین امتیازهای اجتماعی است که برانگیزاننده کنش فردی و جمعی است؛ به گونه ای که زمینه مشارکت و فعالیت داوطلبانه دانشجو را فراهم می کند. وجود مسائل زیاد انجمن علمی، نشئت گرفته از ارتباطات ضعیف، نظارت ساختاری پایین، مدیریت ضعیف مسئولان، ابهامات قانونی و منفعت طلبی شخصی اعضا است که به علت بی توجهی به پیدایش آسیب های جدی منجر شده اند. با بررسی تاریخچه فعالیت در انجمن ها، نوع فعالیت دانشجویان از دغدغه های اجتماعی فرهنگی به دغدغه های فردی تغییر ماهیت داده است؛ به گونه ای که اولویت های اساسی دانشجویان بیشتر ارزیابی فایده کار در یک تشکل دانشجویی، فارغ از اهداف و برنامه های کلی و ساختاری آن است. راه حل های ارائه شده، عموماً در جهت حل مسائل سازمان و آیین نامه بیان شده اند. با توجه به نوع و سطح تعامل و روابط درون و برون سازمانی، در پژوهش حاضر به مواردی از قبیل ایجاد تعامل بین مدیر فرهنگی، معاون آموزش دانشکده و دانشجویان، استفاده از فضای مجازی در تبلیغات و اطلاع رسانی ها، ایجاد کانال ارتباطی برای انتقال تجارب گروه های قبلی و... اشاره شده است. دغدغه اساسی بسیاری از مصاحبه شوندگان مسائل مالی است. راهکار حل این مسئله، گرایش به خودکفایی مالی از طریق تهیه اسپانسر مالی، برگزاری برنامه های درون و برون دانشگاهی، تهیه قرارداد مالی با دانشگاه و فروش دستاوردهای علمی پژوهشی است.
فلسفه رشر دفاع از عقلانیت اهداف در برابر عقلانیت ابزاری است. رشر عدم توجه به جامعیت مفهوم عقلانیت را موجب درک ناقصی از عقلانیت می داند. عقلانیت عملی علاوه بر جنبه ابزاری، جنبه ارزش شناختی دارد که مناسب بودن اهداف را تعیین می کند و این دو مولفه به صورتی منسجم و هماهنگ درهم آمیخته اند. رشر شکاف بین واقعیت و ارزش را مهم می داند و برآن است که با گام کوتاه بدیهیات می توان از آن گذر کرد. با غیر منطقی دانستن نسبی گرایی و اثبات عقلانیت اهداف و اصول بنیادی عقلانیت به جهانی بودن عقلانیت اصرار می ورزد. وی با معرفی سلسله مراتب هنجاری برای انتخاب یک راه حل عقلانی در یک موقعیت معین، وابسته بودن تصمیم های عقلانی به محیط پیرامونی، نیز نسبیت عقلانیت در لایه های پایینی را می پذیرید. در پژوهش حاضر بعضی از ارکان نظریه رشر: بهینه سازی، مفهوم آدمیت، تعهد وجودی به درک نفس و رابطه واقعیت و ارزش مورد نقد قرار گرفته است.
اهداف: شیوع بیماری ویروسی جدید در ووهان چین در دسامبر سال 2019، در مدت زمان خیلی کوتاهی، به دلیل سرعت انتشار ویروس منجر به یک پاندمی جهانی شد. این مقاله قصد دارد با استفاده از اصول و روش های مرور نظام مند منابع موجود به بررسی الزامات ارائه خدمات بهداشت روان هنگام شیوع بیماری کووید 19 بپردازد. مواد و روش ها: یک جست وجوی جامع در پایگاه های اطلاعاتی بین المللی پابمد، NLM Gateway ،ISI و اسکوپوس انجام شد. همچنین پایگاه های سایک اینفو و بانک اطلاعاتی CINAHL نیز جست وجو شدند. ریشه های واژگانی اصلی برای شکل گیری استراتژی جست وجوی کلمات «Covid» ،«mental health» ،«care» ،«services» بودند. تمام مقالات مربوط بدون در نظر گرفتن زمان انتشار و زبان مقاله جمع آوری شدند. از آنجا که با توجه به ماهیت انتشارات، انجام یک بررسی رسمی سیستماتیک امکان پذیر نبود، تصمیم گرفته شد از ترکیب مرور سیستماتیک و یک مرور روایتی به عنوان مکمل برای پوشش تمام حوزه ها استفاده شود. یافته ها: از هشتاد مقاله به دست آمده بعد از حذف موارد تکراری، 58 مقاله وارد مراحل سه گانه پالایش شد. این مراحل مبتنی بر جست وجو در عنوان، خلاصه و متن کامل مقاله بود و درنهایت، چهار مطالعه گزارش شده، مورد استخراج اطلاعات قرار گرفت. یافته های مربوطه، نکات کلیدی و نتایج تحقیق خلاصه شده در مؤلفه های اصلی زیرساخت ها و منابع شامل: سیاست گذاری برای گروه های در معرض خطر، رویکردهای مختلف در ارائه خدمات بهداشت روان، بسترهای غیرمستقیم برای ارائه خدمات بهداشت روان، نگرش های پیگیری و تحقیقات تکمیلی بود. نتایج: اصلی مطالعه نشان داد که بسیاری از مطالعات به بررسی پیامدهای جنبه های جسمی و علائم تشخیصی بیماری پرداخته اند. در چنین مواردی، جنبه های سلامت روان یا کمتر دیده شده و یا مورد غفلت قرار گرفته است. در زمینه پیامدهای سلامت روان، توجه فوری و اولویت دادن به برنامه های فشرده برای ارزیابی سلامت روان، آمادگی برای خدمات حمایتی، درمان و پیشگیری مورد تأکید قرار گرفته است. نتیجه گیری: هنگام به کارگیری مداخلات بهداشت روان، به منظور بهبود خدمات، علاوه بر توجه به محدودیت ها و چالش های اجرایی باید به نگرش گروه های هدف و ترجیحات آن ها نیز توجه شود.
اعتیاد به مواد مخدر یک پدیدۀ اجتماعی بوده که وابسته به عوامل مختلف ناشی از زندگی جمعی، محیط و محدودیت های ساختار اجتماعی است. تحقیق حاضر، به دنبال بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر اعتیاد به مواد مخدر صنعتی در شهر زنجان می باشد. روش تحقیق علی مقایسه ای بوده و جامعۀ آماری آن را معتادان حاضر در کمپ های نوای آرامش، بهاران، طلوع رهایی و مرکز مشاورۀ اعتیاد مهر تشکیل می دهند. نمونۀ مورد مطالعه 100 نفر از افراد موجود در این کمپ ها بوده که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری پیرسون، اسپیرمن و رگرسیون چندگانه ی گام به گام با نرم افزار SPSS استفاده شد. بر اساس یافته های این پژوهش، سن بیشتر پاسخگویان بین 30- 20 سال، از نظر وضعیت تأهل بیشتر آنها مجرد، از نظر میزان تحصیلات بیشتر آنها دارای سیکل و دیپلم، از نظر میزان تحصیلات پدر پاسخگویان بیشتر در حد ابتدایی و بی سواد، بیشترین مواد مصرفی مصرف کنندگان شیشه، سن پاسخگویان در اولین مصرف بین 18- 13 سال بوده و دوستان هم تأثیر بسیار زیادی در اعتیاد آنها داشته است. این یافته ها حاکی از آن است که بین یادگیری اجتماعی، کنترل اجتماعی، ناکامی و اعتیاد به مواد مخدر صنعتی رابطۀ معنی داری وجود دارد. طبق تحلیل رگرسیونی بیشترین عامل مؤثر بر این مسأله، یادگیری اجتماعی بود. نتایج این پژوهش، حاکی از آن است که عوامل اجتماعی و محیطی بر اعتیاد به مواد مخدر صنعتی مؤثر می باشد و حاصل این پژوهش، با نظریه های کوهن، ساترلند و هیرشی هماهنگ می باشد.
یکی از راه های شناخت اجتماعیات، زبان ساده افسانه هاست که با تحلیل محتوایی آنها می توان به مسائل اجتماعی، جهان بینی مردم در جوامع گذشته، دیدگاه و نگرش عنصر مرد به زن و جایگاه آنها، نقش زنان در جوامع گذشته و فعالیت ها و ویژگی های آنها و جز اینها دست یافت. افسانه ها یکی از منابع مهم ادبیات شفاهی هستند که بررسی قهرمانان آنها تا حدودی محققان را در شناسایی جامعهه سنتی کمک می کند. جامع الحکایات مجموعه ای از افسانه ها و حکایت هاست که نقش زنان به عنوان یکی از بازیگران اصلی، در آن قابل بررسی است. در این پژوهش تلاش شده است تا با نگاهی تحلیلی افسانه های کتاب جامع الحکایات با توجه به نقش ها، فعالیت ها و ویژگی های زنان بررسی شود. با مطالعه این افسانه ها، مشخص شد که زنان در نقش های مادری، همسری، دایگی، عیاری، دلالگان محبت و جز اینها در این داستان ها حضور دارند. در مواردی زنان پرهیزگار در داستان ها دیده می شوند که با ویژگی پاکدامنی توصیف شده اند. همچنین زنان اندیشمند با اراده به ویژه در موارد عشقی پیشگام بوده و شجاعانه در مقابل ازدواج اجباری مقاومت می کردند. در مقابل زنان با صفت های دلالگی، حیله گری، بدکارگی و ناقص العقل بودن نیز توصیف شده اند.
دموکراسی، بی تردید، عرصه عمومی فعالیت های انسانی است؛ چراکه انسان ها در این حوزه به تعامل با یکدیگر می پردازند و درخواست ها و علاقه مندی های خود را بیان می کنند. جنبش های اجتماعی که بیان کننده تقاضاهای مردمی هستند، در همین عرصه عمومی شکل می گیرند و به فعالیت می پردازند. این پژوهش به دنبال بررسی و ارزیابی میزان تأثیراتی است که عقلانیت ارتباطی نظریه هابرماس، بر شیوه فعالیت و سازماندهی جنبش های اجتماعی نوین و نیز نوع روش ها، راهبردها و استراتژی های اتخاذشده آن ها برای دستیابی به اهدافشان دارد. با توجه به جهان گستر بودن اهداف، هم از منظر دموکراسی رایزنانه هابرماس، و هم از نگاه جنبش های اجتماعی جدید، و نیز با توجه به شیوه مفاهمه ای و گفتگوییِ هردو طرف، می توان هماهنگی ها و سنخیت های قابل ملاحظه ای را میان این دو مشاهده کرد. استدلال نوشتار حاضر این است که جنبش های اجتماعی جدید مانند جنبش سبز (محیط زیست گرایی)، خلع سلاح و...، با اقتباس از شیوه دموکراسی رایزنانه هابرماس، چه در سطح عمل و چه در سطح نظر، از این نظریه متأثر شده اند. در ادامه تلاش می گردد جنبه های متفاوت این رابطه، با تأکید بر دو جنبش سبز و وال استریت به تصویر کشیده شود. روش پژوهش، کیفی از نوع تبیین علّی و روش تحلیل، توصیفی_ تبیینی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسنادی است.
زنان به واسطه ارتقای توان عاملیتی و کاسته شدن از عوامل محدودیت زا نقش آفرینی روزافزون در جامعه مدرن دارند. اما در مسیر رشد و شکوفایی ظرفیت های شان، همچنان با چالش های جدی در زمینه نوع نگاه جامعه بازارمحور به بدن مواجه اند. در این جامعه بدن عرصه ای پررونق برای تعریف و پیشبرد جریان های جدید مصرف است. این پژوهش بر آن است تا از طریق واکاوی نظام مند تجارب زنان از زیست روزمره در باشگاه های ورزشی، به دریافتی روشن از نحوه مواجهه آنها با سه دغدغه فراگیر در دنیای مدرن شامل زیبایی، سلامتی و ورزش دست یابد. بدین منظور مبتنی بر رویکردی کیفی، مصاحبه هایی نیمه ساختاریافته با چهارده تن از بانوان مراجعه کننده و فعال در باشگاه های بدن سازی و ورزشی، صورت گرفت. تجزیه و تحلیل متن مصاحبه ها به کمک تکنیک تحلیل مضمون، منتج به صورت بندی مجموعه ای از مقوله های اصلی شامل"اهمیت یافتن پذیرش اجتماعی بدن"، "عملکرد چندگانه باشگاه ورزشی"، "تنوع در منابع و عوامل انگیزاننده"، "درک آمیخته از ورزش و سلامتی"، "درک آمیخته از ورزش و زیبایی" و "مرکزیت ایده بهبود در پیامدهای ورزش" شد. هر یک از این مضامین نیز خود دربرگیرنده مفاهیم معینی بوده اند. در بالاترین سطح انتزاعِ مفهومی نیز، کلان مقوله ای تحت عنوان "باشگاه بدن سازی به عنوان عرصه تحقق زیبایی سلامت محور" تعریف و صورت بندی شد.