هدف : هدف این پژوهش بررسی پیامدهای روان شناختی ناباروری بر زنان نابارور بود. روش : پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای انجام شد. نمونه در این مطالعه 21 نفر از زنان نابارور بودند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب و مطالعه شدند. فرایند نمونه گیری نظری تا اشباع داده ها ادامه یافت. ابزار اصلی این مطالعه مصاحبه بود و اطلاعات جمع آوری و تحلیل داده ها به شیو ه کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. یافته ها : یافته های پژوهش حاضر نشان داد پیامدهای روان شناختی ناباروری به ترتیب عبارتند از: 1.درماندگی درمانی 2.احساس پوچی 3.خودسرزنشگری 4.برون ریزی هیجانات شدید منفی 5.اختلالات روان شناختی 6.مصرف داروی اعصاب 7.افکار خودکشی 8. انزواطلبی 9.مشاجره با همسر به خاطر احساس تنهایی 10.خانه های سوت و کور. به نظر می رسد زنان نابارور وضعیت روان شناختی نامساعدی را تجربه می کنند. نتیجه گیری : یافته ها شامل 6 مقوله اصلی و یک مقوله هسته تحت عنوان زایش ناتوانی شد. زایش ناتوانی اشاره به این مفهوم دارد که زنانی که تجربه ناباروری دارند به مرور زمان و به دلیل مواجهه با پیامدهای ناباروری ممکن است در بقیه جنبه های زندگی خود نیز احساس ناتوانی داشته باشند. تبیین نتایج به طورکلی نشان دهنده وجود «زایش ناتوانی» و احساس پوچی در جامعه هدف بوده است که نهایتاً منجر به اختلالات روان شناختی، مصرف داروهای روانپزشکی و خانه های سوت و کور می شود.
"رسانههای قرن 18 و 19 (که تنها به صورت مکتوب وجود داشتند) نقش آگاهیبخشی در جهت کسب آزادیهای اجتماعی و سیاسی را برای مردم ایفا میکردند، اما به نظر میرسد رسانههای عصر حاضر، اعم از الکترونی و نوشتاری در جهت مهار دموکراسی به نفع صاحبان قدرت عمل میکنند.
یافتن پاسخ پرسشهای زیر دغدغة امروز صاحبنظران وسایل ارتباط جمعی است:
ـ معنای واقعی دموکراسی چیست؟
ـ کارکرد اساسی تلویزیون از بدو پیدایش چه بوده است؟
ـ آیا کارکردهای تلویزیون با پیشرفت دموکراسی هم سو بوده است یا هر یک از این دو در خلاف جهت یکدیگر در حرکت بودهاند؟
ـ آیا تلویزیون همان پیامبری است که مکلوهان وعده داد؟
تمام این پرسشها را میتوان در بررسی نقش و جایگاه تلویزیون در پیشبرد یا توقف دموکراسی پاسخ داد. مقاله حاضر کوششی در این زمینه است.
"