در پی مهجور ماندن یک بنای تاریخی صرف نظر از روایات و وقایع سیاسی که پیرامون آن مطرح شده، ضرورت معرفی و شناسایی مقبره پیروزان «ابولؤلؤ» موجب شکل گیری مقاله حاضر شده است. بعضاً بناها و اماکن تاریخی و یا درختان مقدس و کهنسال به بهانه های واهی که گاه از تعصب و ناآگاهی سرچشمه می گیرد و در پاره ای از موارد با هدف سیاسی و اقتصادی مورد بی مهری قرارگرفته است که به مرور زمان فرسوده شده یا به رسم بازسازی و تخریب در شکل جدید فاقد انرژی و اعتبار می شده است. در مواردی نیز با فشارهای داخلی و خارجی ویران و محو می شوند. چنانکه فشارها و تهدیدهای امروز باعث شکل گیری وضعیت وخیم بنای آرامگاه ابولؤلؤ در کاشان شده است. دیواری را مقابل آن کشیده اند و چه بسا در آینده ای نزدیک به آسیب های جدی دچار شود. در این نوشتار صرف نظر از مسئله قاتل، مقتول و شرایط سیاسی و تعصبات مذهبی، می بایست به معرفی این بنا به عنوان یک اثر تاریخی توجه شود. زیرا وجود یا عدم این بنا تأثیری در حل اختلاف بین فرق اسلامی ندارد. ضمن اینکه حکومت فعلی ایران کوشش بسیاری در جهت رفع اختلاف قومی و مذهبی دارد از این رو شایسته است این میراث ارزشمند هنری- فرهنگی را که از نمونه های معماری کهن ایران است حفظ کرده و با تغییر نام و کاربری آن خدشه در تاریخ و فرهنگ وارد نکنیم.
یکی از ضمانت اجراهای غیرقضایی که در برخی سیستم های حقوقی بکارگیری شده نهاد فروش خودیاری است، این نهاد به منظور دفع ضرر از یک طرف قرارداد که از اقدام طرف دیگر متضرر گردیده پیش بینی شده است، به عبارت دیگر وقتی در یک رابطه قراردادی یک طرف نسبت به تعهداتی که در مقابل طرف دیگر قرارداد دارد مرتکب تخلف شود و شخص زیان دیده مال متخلف را در اختیار داشته باشد، این نهاد این اجازه را به متضرر می دهد تا در موارد مشخص به طور قانونی به منظور جبران ضررهای خود اقدام به فروش مال طرف متخلف نماید. این نهاد هم در نظام حقوقی ایران و هم در اصول حقوق قراردادهای اروپا به رسمیت شناخته شده است، اما نه به عنوان اصلی کلی و فقط در مواردی قابلیت بکارگیری دارد که از سوی قانون حاکم بر قرارداد پیش بینی شده باشد، در فقه امامیه نزدیک ترین نهاد به فروش خودیاری قاعده تقاص است، به نظر می رسد این قاعده را بتوان مبنایی برای نهاد فروش خودیاری در فقه امامیه شناخت.
نشاط و شادابی همواره به عنوان یکی از مهم ترین نیازهای دانش آموزان و معلمان در مدارس مطرح بوده است. پژوهش های صورت گرفته، نشان داده اند که عوامل کالبدی، مدیریتی و روابط در مدرسه در ایجاد شادکامی در معلمان و دانش آموزان دخیل هستند. در تحقیق حاضر؛ تمرکز اصلی ما روی بعد کالبدی مدارس می باشد و براساس قوانین نظام آموزشی کشورمان، باید مطابق استانداردهای مصوب آموزش و پرورش باشد. در پژوهش حاضر، قصد داریم دیدگاه معلمان را در مورد اثرگذاری استانداردهای طراحی فضاهای فیزیکی، رنگ، امکانات و بهداشت مدارس در ایجاد محیط شاداب در مدارس بررسی نماییم. برای نیل به این هدف، تحقیق به شکل توصیفی- زمینه یابی بوده و از یک پرسشنامه محقق ساخته برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. روایی این پرسشنامه با توجه به نظر پنج تن از اساتید تعیین شده و پایایی آن نیز با روش آلفای کرونباخ عدد 84/0 محاسبه گردیده است. جامعه ی آماری نیز شامل معلمان ابتدایی ناحیه چهار کرج می باشد که به شکل خوشه ای، نمونه ا ی صد نفری از آن ها انتخاب شده است. برای تحلیل آماری نیز از میانگین و روش t تک نمونه ای استفاده شده است. نتایج بیان گر آن هستند که از نظر معلمان، استانداردهای مربوط به رنگ و امکانات آموزشی مدارس تاثیر مطلوبی در شادابی معلمان و دانش آموزان دارند و برعکس، استانداردهای طراحی فضاهای فیزیکی و بهداشت مدارس باعث کاهش شادابی آن ها در مدرسه می گردند.
ویژگی مهم انسان این است که باورهایی دارد و در شرایطی باورهایش را تغییر میدهد؛ این فعل آدمی که به قوای معرفتی او مربوط میشود را فرآیند «باورسازی وتنظیم باور» مینامند. با کاربرد اخلاق در معرفت شناسی، این فرآیند هویت جدیدی یافته است. «اخلاق باور» اولین بار در قرن نوزدهم توسط کلیفورد مطرح و زمینه ساز پژوهشهای بسیاری شد. با این حال میتوان پیشینه آن را در فلسفه اسلامی نیز، تحت مفاهیم خاصی مانند «اخلاق درتفکر» و «بینش در مرحله کسب اعتقاد قلبى و ایجاد باور» پیدا کرد. هدف این مقاله شناسایی بایستههای معرفت شناختی اخلاق باور، در دیدگاه اندیشمند معاصر، آیت الله جوادی آملی، به روش تحلیل مفهومی و قیاس نظری است. ما با بررسی آثار ایشان به شش بایسته متلازم، دست یافته ایم: تلازم اراده و تکلیف معرفتی، تلازم قرینه و شهود، تلازم شاهدگرایی و اعتمادگرایی در توجیه باور، تلازم توجیه معرفتی با توجیه اخلاقیِ باور، تلازم حسن فاعلی با حسن فعلیِ باور و تلازم شبکه باور با عمل فردی و اجتماعی.