پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و شکل گیری هویت مدرن در دانشجویان دختر انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه آماری را 326 دانشجوی دختر مقطع کارشناسی در دانشگاه علامه طباطبایی در سال تحصیلی 95-1394 تشکیل می دهند که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. ابزار پژوهش نیز پرسشنامه هویت مدرن کیانپور و همکاران، (1393) بوده است. نتایج نشان می دهد که میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی، رابطه مثبت و معناداری با هویت مدرن و هر چهار مؤلفه آن دارد. تحلیل رگرسیون دو متغیره نیز حاکی از آن است که متغیر میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی توانسته است واریانس شکل گیری هویت مدرن را به طور معناداری پیش بینی کند (8/50 R 2 = ). با توجه به نتایج حاضر و به منظور کاهش تضعیف هویت ملی از طریق شبکه های اجتماعی مجازی بیگانه، راه اندازی یک شبکه ملی مجازی و توجه به برنامه ریزی برای خلق منابع هویت ساز مجازی جدید مبتنی بر الگوی بومی در خط مشی گذاری های اجتماعی و فرهنگی توصیه می شود.
انسان ها به طور طبیعی با محیط اطراف خود در تعامل هستند. زمانی که افراد در منطقه به خصوصی تصمیم به راه اندازی بنگاه خود می گیرند، ناگزیرند اثر برخی از عوامل انسانی را در این اقدام خود در نظر بگیرند. اهمیت درک این موضوع، در ادامه فعالیت بنگاه ها و موفقیت یا عدم موفقیت آنان و نیز فراهم آوردن موجبات توسعه اجتماعی و اقتصادی در آن منطقه، نمایان می گردد. چرا که کارآفرینان و سیاستگذاران با آگاهی از این عوامل خواهند توانست برای پیشرفت خود و مناطق مختلف کشور، به طور دقیق و صحیح هدف گذاری نمایند. هدف از این پژوهش، شناسایی تأثیر عوامل انسانی بر شکل گیری بنگاه های صنعتی در کلیه استان های ایران است. مطالعه حاضر از نوع توصیفی علّی معلولی بوده که در آن عوامل انسانی در سه شاخص جمعیت، درآمد خانوارها و نرخ بیکاری تشریح شده و مدل اقتصاد سنجی با استفاده از روش داده های تابلویی برآورد گردیده است. داده های مورد نیاز پژوهش از مرکز آمار ایران برای دوره زمانی 1390- 1386 به تفکیک 30 استان کشور گردآوری شده و با استفاده از دو نرم افزارEviews.6 و Stata.12 از طریق مدل اثرات ثابت مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از این مطالعه معنی دار بودن معادله رگرسیون را تأیید کرد. همچنین مشخص گردید سه عامل انسانی جمعیت، درآمد خانوار ها و نرخ بیکاری اثر منفی و معنی داری بر شکل گیری بنگاه های ی صنعتی در کلیه استان های ایران دارند
تفکیک فزاینده میان ساعات کاری و غیرکاری در زندگی مدرن، امکان فراغت بیشتری برای شهروندان فراهم کرده است؛ بنابراین، شیوة گذران آن به یک بحث تأمل برانگیز تبدیل شده است. مطالعه حاضر تلاش دارد با اتخاذ رویکرد تفسیری و با به کارگیری روش شناسی نظریه زمینه ای، این دلالت ها و معانی را در بین شهروندان شهر اصفهان شناسایی کند. بدین منظور 33 نفر از شهروندان ساکن شهر اصفهان به روش نمونه گیری هدفمند و برحسب مسیر گام به گام، جمع آوری و تحلیل داده ها، شناسایی و با آنها مصاحبه عمیق انجام شده است. تحلیل داده ها نشان می دهد مهم ترین دلالت های معنایی فراغت در بین مشارکت کنندگان میدان مطالعه شده عبارتند از: فراغت ارتباطی / تکنولوژیک، فراغت خانوادگی، فراغت خانگی، فراغت فردگرایانه، فراغت بی برنامه. هریک از این دلالت ها گویای معنای خاصی از فراغت است که الگوهای فراغت افراد را مبتنی بر این شیوة معنادهی شکل دهد. انتزاع این کدها در سطح بالاتر یک مقوله هسته را ساخت و آن فراغت تقلیل گرایانه / بی هنجار است. این مقوله اشاره می کند مشارکت کنندگان مطالعه شده، معنایی تقلیل گرایانه در ذهن خود، ساخته و فراغت را از معنایی منسجم، برنامه ریزی شده، منظم و مستمر در جهت شکوفایی استعدادها به معنایی بی شکل، بدون جهت خاص و دم دستی از فراغت تقلیل داده اند. همچنین، بی هنجاربودن فراغت به معنای نوعی سردرگمی و بی معنایی نسبت به الگوهای فراغت است.
جهانیشدن به مثابه به یک فرایند وپروسه مفهومی متفاوت از جهانیسازی است که در قالب یک پروژه دنبال میشود. فرایند جهانیشدن که منجر به خلق ارزشهای مشترک بشری خواهد شد، هیچ تعارضی با منطقهگرایی و محلی شدن ندارد. این فرایند از طریق انقلاب ارتباطات و فناوری رسانهای در حوزههای اقتصاد، فرهنگ و سیاست جهانی تغییرات شگرفی را ایجاد و گفتمان جدیدی را دراین بخشها نموده است. طبیعتا جهانیشدن توانسته با استفاده از فناوری رسانهای در منطقه خاورمیانه - که ویژگیهای خاصی از لحاظ تاریخ و فرهنگ و تعاملات سیاسی و اقتصادی و دولتهای حاکم دارد- موج اصلاحات و تغییراتی را ایجاد نماید؛ به نحوی که امروزه همگان به ضرورت بازنگری در سیاستهای حوزههای مختلف اذعان دارند.
این مقاله ضمن بررسی تفاوتهای جهانی شدن و جهانیسازی و بحث در خصوص پارادایمهای جایگزین یعنی بینالمللی شدن و منطقهگرایی، به تجزیه و تحلیل تاثیرات جهانی شدن بر منطقه خاورمیانه پرداخته است.