هدف این مطالعه بررسی نقش هوش هیجانی و سبک های رهبری در پیش بینی
بازدهی های رهبری مدیران گروه های آموزشی دانشگاه بود. نمونه این مطالعه
118 نفر بوده است که به روش کل شماری از بین اعضاء هیأت علمی و مدیران گروههای آموزشی دانشگاه محقق اردبیلی انتخاب شدند. روش تحقیق، توصیفی
از نوع همبستگی و ابزارهای مورد استفاده مقیاس هوش هیجانی شوت و
همکاران (1998) و پرسشنامه چندعاملی رهبری باس و آولیو (2003) بوده
است. نتایج بدست آمده با استفاده از تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که
در پیش بینی رضایتمندی فقط سبک رهبری تحول گرا و سبک رهبری مراوده ای،
می توانند رضایتمندی، کوشش مضاعف و اثربخشی را پیش بینی کنند
و هوش هیجانی و سبک رهبری آزاد گذار قادر به پیش بینی بازدهی های
رهبری نیستند.
ملاصدرا در آثار برجسته خود به طور گسترده و ثابت به مسئله انسان و سیر تعالی او پرداخته است. «انسان سالک»، محور نظریه ی او در این باب را تشکیل می دهد که در ساختمان معنایی حکمت صدرایی از بسامد و اهمیت بالایی برخوردار است. این تحقیق به بررسی رهیافت های گونه گون ملاصدرا در این مسئله می پردازد تا به این مسئله پاسخ گوید که ملاصدرا چه الگویی را در طرح و تحقیق چند بُعدیِ «انسان سالک» ترسیم نموده است. به نظر می رسد که ملاصدرا در تبیین سفرِ «انسان سالک» عمدتاً از روش فلسفی بهره می گیرد، اما در تعریف و تحلیل آن از سه منبع معرفتی فلسفه، عرفان و وحی بهره جسته است. انسان سالک در چارچوب فلسفی، سفر عقلی خود را با تأمل در اصل وجود آغاز می کند و با شناخت وجود حقیقی، سعادت عقلی خویش را نتیجه می گیرد و مقام «خلافت الاهی» را درمی-یابد. از دید ملاصدرا، انسان سالک در رهیافت قرآنی با تأمل در آفاق و انفس و در رهیافت عرفانی با کشف و شهود، مسیر سلوک خود را به سوی مقصد نهایی هموار می سازد.
گرچه در مورد مفهوم توانمندسازی و رابطه آن با سایر متغیرها، پژوهش های متعددی انجام گرفته است لکن هوش معنوی به عنوان عاملی اثرگذار بر رفتار فردی، اجتماعی و به تبع آن رفتار سازمانی، طی سال های اخیر در ادبیات سازمان و مدیریت مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف مطالعه رابطه هوش معنوی و توانمندسازی در اداره کل ورزش و جوانان استان تهران، انجام گرفته است. روش این پژوهش پیمایشی از نوع همبستگی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد توانمندسازی و هوش معنوی است. نتایج تحلیل داده ها که از طریق آزمون همبستگی پیرسون محاسبه شده است، نشان داد که بین هوش معنوی و توانمندسازی رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین بررسی فرضیه اول مربوط به وضعیت هوش معنوی، نشان داد که فرض صفر مربوط به فرضیه اصلی رد و با توجه به مثبت بودن مقادیر حد پایین و بالا می توان گفت هوش معنوی بالاتر از حد متوسط است. همچنین فرض صفر مربوط به فرضیه دوم رد می شود و با توجه به اینکه مقادیر حد پایین و بالا، بالاتر از صفر می باشد توانمندسازی بالاتر از حد متوسط است.