این مقاله به مقایسه ساختار مدخل های فرهنگ ها و ساختار معنایی کلمات در مجموعه واژگانی ذهنی انسان می پردازد. ساختار مدخل را می توان به عنوان یک ساختار سلسله مراتبی کلمات چندمعنایی که بر اساس تجزیه و تحلیل متون تهیه شده است، بررسی کرد. این ساختار سلسله مراتبی در فرهنگ های گوناگون به اشکال مختلفی تجلی یافته است؛ ولی معانی گوناگون مربوط به یک کلمه چندمعنایی دارای سلسله مراتب قرارگیری ویژه خود هستند. تعیین این معانی به میزان کاربرد گویشوران بستگی دارد و معمولاً با سلسله مراتب موجود در فرهنگ های لغت مطابقت ندارد. بر پایه معانی و تصورات همگانی از کلمه форма برای پنج گروه اجتماعی نشان داده شده است که تعداد معانی پرکاربرد و سلسله مراتب آنها در مجموعه واژگان ذهنی برای گروه های اجتماعی گوناگون متفاوت است.
سبک زندگی، از جمله مهم ترین مسائل در علوم انسانی است. این موضوع چارچوب کلی زندگی را مشخص می سازد و به لحاظ مفهوم و کاربرد، شامل شئون گوناگون زندگی انسان می شود. سبک زندگی، با سه رویکرد اصلی جامعه شناسی، روان شناسی و دین شناسی مورد بررسی قرار گرفته است. نقدهای وارد بر هر یک از رویکردهای رایج، نشان می دهد که هر یک، از زاویه محدودی به این موضوع پرداخته اند. آیا می توان به روشی برخوردار از انسجام درونی، منطقی و روشمند برای تبیین عوامل سازنده سبک زندگی دست یافت که قابلیت طرح در علوم گوناگون و ساحت های گوناگون زندگی بشر را دارا باشد؟ با فرض اینکه، یکی از مناسب ترین راه های شناخت و تعریف مفهوم سبک زندگی، تبیین عوامل سازنده آن است، این نوشتار به بررسی این عوامل، با رویکرد سیستمی به سبک زندگی می پردازد. در این روش، عناصر سازنده سبک زندگی، تعامل و ارتباط شبکه ای چندجانبه با یکدیگر دارند که می تواند شیوه بررسی این مفهوم را از حیطه هر یک از رویکردهای یادشده خارج نماید. این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی، بر اساس منابع کتابخانه ای انجام شده است.
فشار روانی شغلی در محیط کار آثار زیانباری بر سلامت جسمی و روانی کارکنان دارد. هدف پژوهش حاضر ارائه مدل علّیِ فشار روانی- شغلی در ارتباط با مؤلفه های شناختی، معنوی، خانوادگی و انگیزشی در کارکنان بخش بهداشت و درمان شهر بیرجند است. نمونه پژوهش 453 نفر است که به روش تصادفی طبقه ای از میان کارکنان بهداشت و درمان شهر بیرجند انتخاب شد. از مقیاس های نظم جویی شناختی هیجان، اخلاق کار اسلامی، خشنودی از درآمد، نیازهای خانوادگی، انگیزش شغلی و فشار روانی شغلی جهت سنجش متغیرهای پژوهش استفاده شد. ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگویابی معادلات ساختاری و آزمون سوبل با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام شده است. یافته ها نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازش نسبتاَ خوبی برخوردار است. برازش بهتر از طریق حذف مسیرهای غیرمعنی دار و همبسته کردن مدیریت نظم جویی شناختی با اخلاق کار اسلامی و خطاهای دو مسیر حاصل شد. نتایج نشان داد مدیریت نظم جویی شناختی هیجان، اخلاق کار اسلامی، خشنودی از درآمد و انگیزش شغلی نقش مهمی در پیش بینی فشار روانی شغلی دارند.
یکی از اهداف اساسی دولت نهم از اجرای قانون هدفمندسازی یارانه-ها ایجاد زیرساخت های لازم برای توزیع عادلانه تر مصرف انرژی در بخش خانگی بوده است. پژوهش حاضر با تأکید بر جدایی گزینی جغرافیایی طبقات اجتماعی در جوامع شهری، به تحلیل فضایی تأثیر قانون هدفمندسازی یارانه ها بر مصرف برق خانوار در مناطق شهر اصفهان پس از گذشت حدود سه سال از اجرای آن (پایان فاز اول) می پردازد. در این رابطه ابتدا با به کارگیری روش تاپسیس به رتبه بندی مناطق شهری اصفهان از منظر پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانوار پرداخته شده و سپس با روش خوشه بندی سلسله مراتبی، مناطق کلان شهر اصفهان در 5 سطح خوشه بندی شده اند. پس از آن، جهت تبیین تفاوت های میان خوشه-ها از نظر میزان کاهش مصرف برق خانوار پس از اجرای قانون ازآزمون های آماری استنباطی استفاده شد. داده های موردنیاز علاوه بر استفاده از روش میدانی، از طریق مدارک و اسناد سازمانی با مراجعه به شرکت توزیع برق شهرستان اصفهان گردآوری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد اگرچه در قبل و پس از اجرای هدفمندسازی، میان خوشه های پنج گانه شهر اصفهان از نظر میزان مصرف برق خانوار تفاوت معناداری وجود داشته است، اما اجرای قانون بر این خوشه ها تاثیر یکسانی داشته و از منظر میزان کاهش مصرف برق خانوار تفاوت معناداری نداشته اند. این نتیجه مؤید آن است که قانون هدفمندسازی یارانه ها در فاز اول اجرایی خود در دستیابی به یکی از مهم ترین اهداف خود چندان موفق عمل نکرده است.