در این پژوهش عوامل مؤثر در عدم ترویج آبگرمکن های خورشیدی خانگی در ایران ارزیابی شده است. ممیزی انرژی می رساند که در دوره سرما این مبدل ها نیازمند سیستم پشتیبان هستند. با نظر سنجی از کاربران، متخصصان و عرضه کنندگان آبگرمکن های خورشیدی مشخص شد که قیمت نازل حامل های انرژی، کارایی پایین در دوره سرما، بی اعتباری و نیاز به سیستم پشتیبان ، مسئله یخزدگی لوله های آب، عدم صرفه اقتصادی، مشکلات تعمیر و نگهداری و مصرف برق بالا، بترتیب مهمترین عوامل عدم ترویج این آبگرمکن ها بوده است. ارزیابی اقتصادی مؤید اینست که این آبگرمکن ها مقرون به صرفه نیستند و لزوم افزایش قیمت حامل های انرژی به مقادیر جهانی، مقدم بر سایر راهکارهای مکمل می باشد.
سبک زندگی، از جمله مهم ترین مسائل در علوم انسانی است. این موضوع چارچوب کلی زندگی را مشخص می سازد و به لحاظ مفهوم و کاربرد، شامل شئون گوناگون زندگی انسان می شود. سبک زندگی، با سه رویکرد اصلی جامعه شناسی، روان شناسی و دین شناسی مورد بررسی قرار گرفته است. نقدهای وارد بر هر یک از رویکردهای رایج، نشان می دهد که هر یک، از زاویه محدودی به این موضوع پرداخته اند. آیا می توان به روشی برخوردار از انسجام درونی، منطقی و روشمند برای تبیین عوامل سازنده سبک زندگی دست یافت که قابلیت طرح در علوم گوناگون و ساحت های گوناگون زندگی بشر را دارا باشد؟ با فرض اینکه، یکی از مناسب ترین راه های شناخت و تعریف مفهوم سبک زندگی، تبیین عوامل سازنده آن است، این نوشتار به بررسی این عوامل، با رویکرد سیستمی به سبک زندگی می پردازد. در این روش، عناصر سازنده سبک زندگی، تعامل و ارتباط شبکه ای چندجانبه با یکدیگر دارند که می تواند شیوه بررسی این مفهوم را از حیطه هر یک از رویکردهای یادشده خارج نماید. این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی، بر اساس منابع کتابخانه ای انجام شده است.
مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری مخرب میلین در قسمت های مختلف سیستم عصبی مرکزی از جمله سیستم حسی حرکتی است که باعث اختلال تعادل در بیماران می شود. دراین راستا، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر بار شناختی تکلیف بر نوسانات قامتی بیماران مولتیپل اسکلروزیس نسبت به افراد سالم بود. بدین منظور، ۲۰ بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس از انجمن ام .اس ایران (با دامنه سنی ۵۹/۱۲ ± ۸۵/۴۱ سال و نمره مقیاس پیشرفت ناتوانی ۵ ۰) و ۲۰ فرد سالم (با دامنه سنی ۶/۸ ± ۵۲/۴۶ سال) به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت نمودند. آزمودنی ها سه تکلیف شناختی مختلف را بر روی دستگاه تعادل سنج ایستا اجرا کردند و مساحت نوسانات قامتی آزمودنی ها با دستگاه تعادل سنج ایستا اندازه گیری شد. برای تحلیل نتایج نیز از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر ( (P≤0.05 استفاده گردید. یافته ها نشان می دهد که تکلیف شناختی اثر معناداری بر افزایش مساحت نوسانات ( P=0.001 ) در هر دو گروه داشته است و بین میانگین نوسانات قامتی در تمامی سطوح در دو گروه بیمارانمبتلا به ام .اس و سالم تفاوت معناداری وجود دارد ( ( P≤0.05 . نتایج بیانگر آن است که نوسانات قامتی در بیماران مولتیپل اسکلروزیس هنگام اجرای تکلیف شناختی نسبت به افراد سالم افزایش بیشتری داشته است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه تعاملی استعاره و مجاز تصویری در تبلیغات چاپی است. نوع شناسی این پژوهش به دلیل تمرکز بر دو آرایه تصویری پرکاربرد در آگهی های تبلیغاتی، امکان تحلیل تبلیغات بلاغی را فراهم می کند که در مدل های موجود قرار نمی گیرند. همچنین این مدلِ مفهومی درک معنا در تبلیغات پیچیده آرایه ای را تسهیل می بخشد و مفهوم بلاغت در تصاویر تبلیغاتی را براساس تعاریف زبان شناختی ایران و غرب توسعه می بخشد. برای تحقق هدف این پژوهش، از روش تحقیق مطالعه چندموردی استفاده شده است. موارد مطالعه عمیق در این پژوهش عبارت اند از پانصد تبلیغ چاپی داخلی و خارجی بلاغتی که براساس روش تحلیل نشانه شناسی تفسیر شده اند؛ بنابراین با تحلیل دالّ و مدلول نشانه ها در نمونه های تبلیغاتی، روابط تعاملی استعاره و مجاز برای نخسین بار در نوع شناسی این پژوهش شناسایی و تعریف شده اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد استعاره و مجاز مفهومی می توانند علاوه بر زبان ، در رسانه های دیگری مانند تصویر نیز به کار گرفته شوند. همچنین استعاره و مجاز دو آرایه بلاغی با اهمیت و دو روش انتقال معنا هستند که می توانند رابطه تعاملی در تصاویر تبلیغاتی داشته باشند؛ بنابراین این امکان وجود دارد که در مبدأ یا مقصد استعاره در تبلیغات چاپی، نوعی رابطه تعاملی با مجاز تصویری ایجاد شود. تمامی تبلیغات چاپی بلاغتیِ دارای دو شئ مرتبط در تصویر، در این نوع شناسی تحلیل می شوند.