در نوشته های افلاطون، از مجموعه ی دریافت های غیبی یا الهام های گوناگونی یاد می شود که سروش ایزدیِ سقراط (یا دایمونیون)، ندای رؤیاهای سقراط، و غیب گوییِ کاهنان و شاعران را در بر می گیرد. روایت افلاطون از برخورد سقراط با نداهای غیبی اش حاکی از آن است که این نداها هشدارهایی ست که سقراط را بر اساس حکمت الهی هدایت می کند؛ ولی هیچ گاه او را از سرچشمه ی معرفتی خود آگاه، و از جست وجوی معرفت به روش فلسفی بی نیاز نمی سازد. غیب گویی های شاعران و پیشگویان نیز از جانب ایزدان به آنان الهام می شود؛ ولی آنان در حال دریافت الهام بی خویشتن و شیدایند و از آنچه می گویند آگاه نیستند. این غیب گویی ها هشدارها و راهنمایی هایی بسیار حیاتی در موقعیت های خاص برای مردمان به ارمغان می آورد؛ ولی آنان را در معرفت ایزدان سهیم نمی سازد. بنابراین، از دیدگاه سقراط و افلاطون الهام، منشأ ایزدی دارد و پیام ها و رهنمودهای ارزشمندی برای آدمیان به همراه می آورد و آنان را در رویارویی با مسائل و مشکلات یاری می رساند؛ ولی هیچ گونه الهامی، معرفت والا و راستینی را که فیلسوف می جوید، برای او حاصل نمی آورد.
یکی از موضوعات مهم در تبارشناسی ایلات، بررسی جایگاه و سیر تطور تاریخی این ایلات تأثیرگذار در تحولات غرب ایران و در منطقه ایلام است. هدف از این پژوهش که با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی تدوین شده است، پاسخ به این پرسش هاست که بیات ها چگونه در ایلام ساکن شدند؟ و در مناسبات منطقه ای، چه نقش سیاسی و اجتماعی ای ایفا کردند؟ با نگاهی جزئی نگر و با رویکردی تحلیلی - تطبیقی، یافته ها حاکی از آن است که در قرن پنجم هجری که ایران توسط سلجوقیان فتح شد، شاخه ای از ترکمانان اوغوز با نام بیات، در قسمت های غرب استان ایلام امروزی سکونت اختیار کردند. بیات ها بعد از سقوط اتابکان خوزستان، در تقابل با اتابکان لرستان موفق به تشکیل بیگ نشینی کوچک در محدوده سکونتگاهی خود گردیدند؛ اما بعد از چندی توسط اتابکان لرستان ساقط شدند و بعد از سقوط، قلمرو سکونتگاهی آنها به ولایت بیات معروف شد. در دوره صفویه، ایل بیات در تقابل و کشاکش های مرزی و نظامی ایران و عثمانی نقش عمده ای ایفا کردند اما به مرور به علت آسیب های جدی بر ساختار ایلی این طایفه، به حاشیه رانده شدند.
امروزه شناخت قرآن در قالبی روشمند توجه بسیاری از مفسران و قرآن پژوهان را به خود جلب کرده است. ازجمله علومی که در راستای دستیابی به این هدف مقدس به کار گرفته شده اند، واژه شناسی، کاربردشناسی و معنا شناسی و.... هستند که در دریافت معانی قرآن و غرض خداوند متعال نقش بسزائی داشته و دارند. علمی که در حال حاضر پا را فراتر از معناشناسی نهاده، علم تحلیل گفتمان است که به نوعی تلفیقی از همه علوم بیان شده است. در این رویکرد پس از آنکه معنای واژگان و ارتباط نحوی آنها آشکار شد، به ویژگی های متکلم و مخاطب و شرایط گفتگوی موجود میان این دو عنصر می پردازد و در پایان واکنش مخاطب بعد از دریافت پیام را بررسی می کند. تحلیل گفتمان که شامل شش مرحله است، درواقع تعاملات زبان با ساختارهای فکری اجتماعی در متون گفتاری یا نوشتاری را کشف می کند و چگونگی شکل گیری معنا در ارتباط با عوامل درون زبانی و برون زبانی را مطالعه می کند. در این پژوهش با به کار گیری روش توصیفی تحلیلی کوشش شده است تا پس از بیان تعریفی از «کارگفت» و تاریخچه آن، «کاربردشناسی» و «بافت»، بافت پیرامونی کارگفت بشارت و تحلیل گفتمان و کارگفت آن در قرآن و شرایط حاکم میان دوسویِ این تعامل گفتاری _خداوند و بنده_ و دستاویزهای عنصر مُبَشِّر برای اقناع مُبَشَّر ترسیم شود و در پایان، شرایط تحقق کارگفت بشارت و میزان تأثیرگذاری این شیوه با به کارگیری وعده های دنیوی و اخروی برای ترغیب و تشویق مخاطب به سبب قبول ایمان و انجام تکالیف بررسی شود. شایان ذکر است در تحقق یک کارگفت، وجود همه مؤلّفه ها و شاخص ها الزامی است و اتحاد این مؤلّفه ها سبب تفاوت کارگفت ها خواهد بود.
گنجینه فرهنگی ـ تمدنی هر ملتی در عصر حاضر علاوه بر نمایش شیوه زندگی و سطح رفاه آن جامعه در داخل، بیانگر میزان مشارکت و تأثیرگزاری تولیدات ذهنی و عینی فرزندان آن ملت در گنجینه جهانی است. اما حال چه می شود که در کشورهایی که تحت تسلط رژیم های توتالیتر و اقتدارطلب قرار می گیرند، همان نخبگان و زبدگان رشته های گوناگون، که الزامأ افکاری صد در صد سازگار با منویات گروه حکمران ندارند، در حالی که با بهره گیری از امکانات ملت و استعداد ملی مردم خود رشد و ترقی کرده اند، بدلایل گوناگون یا از بین رفته و یا در بهترین حالت تبعید می شوند و فرآورده های فکری یا تکنولوژیک خود را برای کشوری دیگر به ارمغان می برند؟ نیکلای بردیایف، مشهورترین فیلسوف روس در مغرب زمین که از سطح تفکری ـ تحلیلی بسیار والایی در زمینه های فلسفی و اجتماعی برخوردار بود، یکی از قربانیان رژیم اقتدارگرای لنینیستی است. رژیمی که تحمل افکار متآلهانه او را در دوران حکومت اندیشه های ضد دینی نداشت و با تبعید او و بسیاری دیگر از متفکران روس به اروپای غربی از غنای گنجینه فرهنگی ملت خود کاسته و فقط به یُمن امکان تفکر آزادتر در کشوری چون فرانسه، طرز تفکری نوین و مکتبی بدیع را به این کشور عرضه داشت. یادمان باشد که همیشه بهانه هایی برای انگ خیانت زدن به دگراندیشان وجود دارد.
خلاصه به فارسی:
فقر یک ویژگی مهم اقتصادی- اجتماعی اثرگذار بر فعالیت های اقتصادی کشاورزان روستایی است و از آنجایی که ویژگی های اقتصادی- اجتماعی بر رفتار ریسک گریزی کشاورزان مؤثر است؛ بررسی ریسک با رویکرد فقر اهمیت به سزایی دارد. در مطالعه ی حاضر میزان ریسک نهاده های تولیدی محصول انار، با استفاده از روش تخمین حداکثر راستنمایی(MLE) و برآورد تابع تولید تصادفی تعمیم یافته ی محصول در روستاهای بخش مرکزی شهرستان شهرضا تحلیل گردید. وضعیت فقر کشاورزان مورد مطالعه، توسط شاخص فقر در سه گروه ریسک گریزی کم، متوسط و زیاد بررسی گردید. سپس براساس کشش نهاده ای تابع تولید، پارامتر ریسک گریزی محاسبه و تأثیر ویژگی های اقتصادی- اجتماعی انارکاران بر آن مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین، فاصله ی درآمدی کشاورزان از خط فقر مطلق به عنوان طبقه ی فقری آنها در نظر گرفته شد و به عنوان متغیر کیفی مؤثر بر پارامتر ریسک گریزی منظور گردید. کشاورزان مورد مطالعه از طریق نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای از انار کاران روستاهای بخش مرکزی شهرستان شهرضا انتخاب گردیدند. نتایج حاصل از تخمین نشان داد که نهاده های سطح زیرکشت و کودهای شیمیایی دارای تأثیر مثبت بر ریسک تولید انار هستند و میزان آب مصرفی، کود دامی و نیروی کار نیز دارای اثرگذاری منفی بر ریسک تولید آن می باشند. علاوه بر این فقر، عامل فزاینده و تعداد افراد خانواده و سطح زیرکشت عامل کاهنده ی پارامتر ریسک گریزی کشاورزان شناخته شدند. در نهایت پیشنهاد گردید که با هدف مدیریت ریسک بهره برداران، سیاست های تأمین نهاده های کود فسفات و نیترات در زمان مناسب، گسترش بیمه ی محصول و کاهش فقر اعمال شود.
سادات علوی، در سده های نخستین اسلامی، با مهاجرت و استقرار در ثغور اسلامی، توانستند حکومت هایی تشکیل دهند. ماوراء النّهر نیز، به عنوان یکی از این ثغور و مرکز تجمّع سادات در سده ی پنجم هجری قمری، عرصه ی حضور فعّال آنان در تحوّلات سیاسی و اجتماعی بود. به رغم قلّت داده های تاریخی، نشانه هایی از تکاپوهای شدید سادات برای تشکیل حکومتی علوی در آن منطقه دیده می شود.
این مقاله در صدد است با روش توصیفی- تحلیلی و از طریق به پرسش کشیدن داده های موجود، تا حدّ امکان به این تکاپوهای سادات برای تشکیل حکومت در ماوراء النّهر وضوح بیش تری بخشد.
پژوهش حاضر نشان می دهد که تحوّل در اوضاع اجتماعی منطقه در سده ی پنجم هجری قمری، فرصتی برای سادات علوی پیش آورد تا ضمن ستیزه با قدرت حاکم، برای تشکیل حکومت مستقل علوی دست به کار شوند و نخستین حکومت علوی را- هر چند به صورت موقّتی- در آن ناحیه پی ریزی کنند.