فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۵۸٬۵۸۱ تا ۲۵۸٬۶۰۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
آیا نفاق یکنوع بیماری روحی است؟
رستاخیز به زندگی مفهوم میدهد
بررسی سیستمهای نظارتی و کنترلی سازمانهای مادر و ارائه پیشنهادهایی برای بهبود آنها
منبع:
مدیرساز ۱۳۷۷ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
الف آغاز: باب گشوده بحث درباره سیاست ملی کتاب کودک
حوزههای تخصصی:
معرفی گزیده ای از منابع مرتبط با برنامه ریزی و برنامه ریزی منطقه ای
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۸ شماره ۱۷
تحلیل تأثیر شاخص های اقتصاد دانش محور بر تولید ناخالص داخلی کشورها
حوزههای تخصصی:
اهمیت روز افزون نقش دانش در اقتصاد به تفکر «اقتصاد دانش محور» منجر شده است. اقتصاد دانش محور را می توان نوعی از اقتصاد تصور کرد که در آن تولید و بهره برداری از دانش نقش عمده ای در ایجاد ثروت ایفا می کند. بر همین اساس نیز هدف اصلی این مقاله بررسی تأثیر شاخص های اقتصاد دانش محور بر تولید ناخالص داخلی کشورها می باشد. در راستای هدف اصلی مقاله پنج فرضیه مطرح شده است. این تحقیق بر اساس هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و توسعه ای و بر اساس ماهیّت انجام کار از نوع توصیفی می باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کشورهایی می باشد که داده های مربوط به درجه اقتصاد دانش محور بودن آنها در پایگاه اطلاعاتی بانک جهانی موجود می باشد. تعداد این کشورها بر اساس داده های این پایگاه 148 کشور می باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق از آزمون های آماری کلموگروف- اسمیرنوف و آزمون رگرسیون استفاده شده است. نتایج بررسی ها نشان می دهد که توسعه انسانی، رژیم اقتصادی و مشوق های اقتصادی، سیستم نوآوری و ابداع، آموزش و منابع انسانی و زیر ساخت های اطلاعاتی بر تولید ناخالص داخلی کشورها تأثیر دارند.
نقش کتابخانه های عمومی شهرستان کرمان در توسعه فرهنگ مطالعه کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش کتابخانه های عمومی شهرستان کرمان در توسعه سه لایه فرهنگ مطالعه کاربران انجام شد. روش: روش پژوهش پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود. جامعه آماری شامل کلیه اعضای معتبر دارای سن 15 سال و بالاتر کتابخانه های عمومی درجه 4 و بالاتر شهرستان کرمان تا پایان شهریورماه 1392 بود. حجم نمونه 373 نفر تعیین شد.برای آزمون فرضیه ها از آزمون تی یک نمونه، اندازه های تکراری، تی دو نمونه مستقل و تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد. یافته ها: نقش کتابخانه های عمومی شهرستان کرمان در توسعه لایه باورها و جلوه ها بالاتر از حد متوسط و در توسعه لایه قواعد در حد متوسط بود. به طور کلی، نقش این کتابخانه ها در توسعه فرهنگ مطالعه کاربران خود کم تر از حد مطلوب (80 درصد) بود. بین میانگین نمرات حاصل از نقش کتابخانه های عمومی شهرستان کرمان در توسعه لایه باورها و جلوه ها تفاوت معناداری وجود نداشت. اما بین میانگین نمرات نقش این کتابخانه ها در توسعه لایه قواعد با دو لایه باورها و جلوه ها تفاوت معنادار وجود داشت. هم چنین بین میانگین نمرات حاصل از نقش کتابخانه های عمومی شهرستان کرمان براساس متغیر جنسیت، گروه های سنی و مدارک تحصیلی کاربران تفاوت معناداری وجود نداشت. اصالت و ارزش: تاکنون به ندرت پژوهشی در زمینه نقش کتابخانه های عمومی در توسعه فرهنگ مطالعه انجام شده است. در این پژوهش برای فرهنگ مطالعه سه لایه باورها، قواعد و هنجارها در نظر گرفته شده است و نقش کتابخانه های عمومی در توسعه هر یک از این سه لایه بررسی شده است.
بررسی وجوه مختلف معنای مکان از دید معماران و غیر معماران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بحث پیرامون مفاهیم مختلف مرتبط با مکان و چگونگی تجربه آن توسط استفاده کنندگان، از مباحث مهم مطرح در معماری و شهرسازی به ویژه در حوزه علوم رفتاری است. در این راستا یکی از مهم ترین مفاهیم مرتبط با حوزه مذکور به ویژه در مباحث روان شناسی محیط، مفهوم معنای مکان است. با شناخت معانی مختلف مکان و روند شکل گیری آن و نیز پارامترهای تأثیرگذار بر ادراک آن توسط افراد، می توان به خلق محیطی مطلوب دست یافت که هدف اصلی معماری و شهرسازی است. هدف کلی پژوهش حاضر، استخراج و سنجش عناصر مؤثر بر ادراک معانی مکان از منظر معماران و غیر معماران و بررسی تفاوت آن از طریق تجزیه و تحلیل روایت مکان است که با مطالعه موردی بر روی دو ترمینال اصلی شهر اصفهان انجام گرفته است. برای نیل به این هدف، با استفاده از شیوه پرسشنامه باز و بسته و نیز مصاحبه های عمیق از افراد در محیط ترمینال ها، دو مفهوم ""محتوای تفکر"" و ""شیوه تفکر"" به تفکیک برای افراد معمار و غیر معمار شرکت کننده در پژوهش استخراج و مورد مقایسه قرار گرفت. تعداد جامعه آماری شامل 174 نفر بود که از این تعداد 100 نفر غیر معمار و 74 نفر معمار بودند. نتایج حاکی از آن است که هم معماران و هم غیر معماران، عوامل فردی را در شکل گیری معنا بسیار مؤثر می دانند با این حال، غیرمعماران، عوامل فردی را بیشتر در حوزه نیازهای فردی خود و میزان رضایت از تأمین این نیازها با توجه به امکانات موجود در محیط می دانند، این در حالی است که معماران، عوامل فردی را در قالب شناخت الگوهای رفتاری و نیز موقعیت و کیفیت عملکردهای موجود در محیط بیان می کنند. در ارتباط با شیوه تفکر، این پژوهش نشان می دهد که غیر معماران تفکری احساسی، تجربی یا نسبی گرا نسبت به مکان ها و معانی موجود در آنها دارند، در حالی که معماران بیشتر تفکری انتزاعی- مفهومی در ادراک معانی مکان دارند.
واکاوی مفهوم خاطره انگیزی در تداوم دلبستگی مکانی در بازار تاریخی تبریز
حوزههای تخصصی:
مفهوم دلبستگی به مکان به همراه ویژگیهای طراحانه محیط به عنوان یک اصل اساسی در رضایتمندی مکانی، حفاظت خودانگیخته و علاقه به بازدید مجدد محیط، از مفاهیم کلیدی خاطرهساز میان انسان و مکان، در ارزشآفرینی و تقویت ادراک بصری بافتهای تاریخی شهری است. لیکن امروزه، جایگاه ویژه این موضوع و ابعاد ماهوی آن با در نظر گرفتن تمایلات توسعه شهرها به سوی کالبدی شدن؛ به خوبی مورد کاوش قرار نگرفته و سبب گشته آنچه فضای شهری عرضه میدارد؛ با آنچه شهروند در رشتههای خاطرهای و هویتی خویش، طلب می کند در تعارض قرار گیرد. در نوشتار حاضر که برآمده از پژوهشی است مستقل، به منظور تبیین تأثیر هویت مکانی خاطرات جمعی در ارتقای حس دلبستگی و تداوم رشتههای خاطرهای یکی از ساختارهای هویتبخش شهری تبریز یعنی بازار تاریخی آن، به برخی از خلأهای علمی و معرفتی موجود در این زمینه با طرح دو پرسش پاسخ داده شده است: 1 مؤلفه های چیستی و چگونگی فرآیند شکلگیری دلبستگی مکانی در ادراک بصری محیط کدام میباشند؟ 2 خاطرهانگیزی و انباشت رشتههای خاطرهای مکان چگونه بر ارتباط شهر و شهروندان و تبلور افراشتهای معنایی مکان اثر می گذارد؟ برای نیل به پاسخ پرسشها، این مقاله با رویکرد پدیدارشناختی و با کاربست روش مورد پژوهی، به ارائه مفاهیمی چون حس تعلق، هویت، مکان و خاطره پرداخته و نقش آنها را بر کیفیت ادراک شهروندان از فضای شهری، در چهارچوب نظام معماری ایرانی تبیین نموده است. نتایج پژوهش نش ان میدهد؛ ویژگی ناملموس و هویت نهفته میراث معماری بازار تاریخی تبریز در ارتباط با بستر فرهنگی شهر، با ایجاد تعلق خاطر و تجسد آن در یک رشته خاطرهای، مبدل به الگوی ذهنی در بازشناخت مکان و خوانایی محیط شده و موجد حس دلبستگی مخاطب با محیط آن، گشته است.
بررسی خلق و تدبیر عالم هستی در پرتو نظریه حدوث اسمی از منظر امام خمینی(ره)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۷
31 - 60
حوزههای تخصصی:
از منظر عرفای مسلمان، از جمله امام خمینی(ره)، خلق و تدبیر عالم هستی، ناشی از تجلیات و جلوه های خاص اسماء و صفات گوناگون خداوند است. مقاله حاضر با هدف تبیین خلق و تدبیر عالم هستی از دیدگاه امام خمینی(ره)، با استناد به آثار مکتوب ایشان و با روش توصیفی - تحلیلی با محوریت نظریه حدوث اسمی، طبق مبانی عرفانی امام خمینی(ره) بحث کرده است. دیدگاه حدوث اسمی، از جمله نظریات مطرح در بحث حدوث و قدم عالم از سوی حکیم ملاهادی سبزواری است و بر اساس آن، در تعین احدیت که نخستین تعین ذات و مرتبه پیش از واحدیت است، اشیاء سابقه عدم و نیستی دارند. ماهیات و اعیان موجودات در مرحله اسماء و صفات و پس از تعین ثانی در مقام واحدیت ایجاد می شود. در این مقاله، خلق و تدبیر عالم هستی در پرتو نظریه حدوث اسمی، ثابت کرده که خداوند با تجلی در اسم «مبدع»، عالم هستی را ایجاد کرده است؛ یعنی عالم هستی با اسم آفریده شده است. ازاین رو، هر چیزى که در عالم طبیعت پدید می آید، حتماً اسماء الهی در آن نقش دارند. عالم با اسم «رب» آغاز شده است و بنا و تأسیس عالم هستی با اسم خداوند است. به همین دلیل، هر موجودی غیر از انسان کامل، در قلمروی تدبیر اسم خاص خداوند قرار دارد که از آن اسم، تعبیر به «رب» شده است و حق تعالی به لحاظ آن اسم در او نقش آفرینی و تصرف می کند
نظریه های بزرگ: دروغهایی مصلحت آمیز
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۳ شماره ۸۷
به بهانه برگزاری کنگره نکوداشت حجت الاسلام والمسلمین جمی
منبع:
شاهد یاران ۱۳۸۶ شماره ۲۳
حوزههای تخصصی:
تأثیر عوامل متغیر در ناهمانندی کارکردهای سیاست خارجی ایران (1357-1384)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سیاست بین الملل، جهت گیریِ سیاست خارجی دولت ها به میزان قابل توجهی تحت تأثیر عوامل ثابت و متغیرِ موجود در خمیرمایه ژئوپلیتیک کشورها است. نگارندگان با الهام گیری از مقوله های سه گانه سیاست خارجی (جهت گیری، نقشِ ملّی و هدف ها)، کوشش می کنند تا تأثیر عوامل متغیر در تعیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در دوره زمانی 1357تا1384 بیان کنند. همچنین، با استفاده از مقوله قدرت ملّی در ژئوپلیتیک، کوشش می کنند نشان دهند چرا دوره های زمانی گوناگون به همراه گفتمان های متمایز، بر سیاست خارجی ایران در سال های 1357تا1384، حاکم بوده است. درواقع، به نظرمی رسد، عوامل متغیرِ تعیین کننده سیاست خارجی، تغییرات کیفی موجود در سیاست خارجی ایرانِ پساانقلاب را توجیه می کنند.