با مخفف (CA) نشریه ای است هفتگی بزبان انگلیسی منتشر میشود. این نشریه از بیش از 12000 مجله علمی در زمینه شیمی خالص، مهندسی شیمی و صنایع وابسته به آن، چکیده تهیه میکند، همچنین چکیده مدارک متعددی از قبیل گزارشهای فنی، کنفرانسها، رساله ها، کتابها و سمپوزیم ها در آن درج میگردد CA مهمترین مرجع بازیابی اطلاعات در زمینه شیمی و علوم وابسته است و از نظر شمول بر جنبه های مختلف شیمی و داشتن فهرست های مختلف یک مرجع کامل و جامع است و میتواند بعنوان ماخذی جهت تحقیقات جاری(Current Awarness) و نیز مسائل گذشته (Retrospective) مورد استفاده قرار گیرد. این نشریه از سال 1907 انتشار یافته است و جانشین نشریه ای بنام: (Review of American Research) است. هر شماره از نشریه CA از دو قسمت چکیده و فهرست تشکیل شده است. در زیر هر یک از این دو قسمت تشریح میگردد.
تتناول هذه المقاله «أنواع الغزل عند أبی دهبل الجمحی»، أحد شعراء العصر الأموی، الذی عرف بأخلاقه الحسنه، والتزامه الکامل بمبادئ الإسلام، وقد کان عفیفا جمیلا، عرَّض نفسه للجوع والعطش والموت، فقد أشرف على الموت، - کما ذکر صاحب الأغانی – ولم تحدثه نفسه أن یرتکب ما حرم الله، وجمیع الروایات التی وردت عنه تصفه بأنه من شعراء آل البیت (ع) المتقین الورعین، فقد کان الإسلام متبلورا فی شخصیته وسلوکه وحیاته وعلاقاته مع أبناء مجتمعه. وتغزّل أبی دهبل بعاتکه بنت معاویه، قد احتل الجزء الأکبر من الترجمه التی خصصها له صاحب الأغانی.
ونستخلص مما رواه صاحب الأغانی، أن تغزل أبی دهبل بعاتکه، کان یعکس حقیقهً أساسیه، هی کراهیه أبی دهبل للأمویین وإصراره على مناوئتهم وخصومتهم، فغزله بعاتکه إذن قریب من ذلک النوع من الغزل الذی یطلقون علیه اسم «الغزل الکیدی». وبعد التعرف على النماذج الشعریه عند أبی دهبل، قمنا بعرض نماذج شعریه تعکس اتجاهات شعر أبی دهبل، وقد وجدنا صعوبه فی إدراج هذا الشاعر الکبیر، أحد شعراء قریش الخمسه المشهورین، تحت أی اتجاه منها، وإلا سیکون ذلک ترجیحا فقط ولیس على سبیل القطع.
In this paper attempts have been made to study the discourses dominating political Islam to answer these questions: How can one categorize these diverse political Islam discourses? What are the similarities and differences among these discourses in general, and with the Islamic Revolution discourse in particular? The research methodology employed for this study is historical-comparative and the hypothesis of the paper suggests that various political Islamic discourses can be categorized into two jurisdictional-rational discourse and narrative discourse. Islamic Revolution is included in the first category. The two discourses, however, have major differences in central signifier and in interpretations on the floating signifiers. To make a more accurate clarification of the two discourses, in this paper the two discourses have been compared and contrasted in terms of terminology and ideological commonalities with political consequences. To that end, viewpoints of the advocates of each discourse on such variables as their interpretations of monotheism and Divine Sovereignty, justice, excommunication, Holy War, Islamic unity, attitude toward Sharia law, characteristics of Islamic government and qualities of an Islamic ruler, attitude toward political rights of people, attitude toward the West, modernization and new civilization have been studied. Findings of this paper show that despite verbal and conceptual commonalities, there are major differences between the two discourses in interpretation of these commonalities, each of which is believed to have serious political consequences.
پیش از ورود به ساحت ف لسفه، باید به دو مسئله اساسی پاسخ داد؛ نخست اینکه فلسفه چیست و معرفت فلسفی چگونه معرفتی است؟ دیگر اینکه مراد از «اسلامی بودن» فلسفه چیست و اساساً چرا این فلسفه به «قید اسلامیت» متّصف و مقید می گردد؟
فلاسفه درباره «چیستی فلسفه» تعاریف متعدد و فراوانی ارائه کرده اند؛ در این میان صدرالمتألهین نیز دو تعریف به دست داده است که به نوبه خود اهمیت ویژه ای دارد؛ نخست اینکه فلسفه، دانش پرسش از «وجود»، عوارض، ویژگی ها و احوالات آن است که می کوشد با تلاش ها و مجاهدت های عقلانی و برهانی خود، مسئله ها و پرسش های بنیادین انسان در حوزه هستی شناسی را پاسخ گوید. همچنین فلسفه عبارت است از نظم علمی و عقلی عالَمِ عینی و خارجی، در نفس و فکر انسان.
فلسفه موجود و محقَّق که تعریف آن گذشت به این معنا اسلامی است که در فضا و محیط اسلامی تکوّن و تکامل یابد و از آموزه های قرآنی و روایی در بخش های مختلف و موارد فراوان تأثیر پذیرد؛ البته این تأثّر و الهام پذیری از تعالیم دین اسلام، به اندازه ای بوده است که اگر در محیط و بستر دیگری، غیر از آن رشد می کرد، بدون تردید سیر و مسیری دور از آنچه هم اکنون شاهدیم، می یافت.
هدف مطالعه ی حاضر، بررسی دیدگاه معلمان زبان انگلیسی درخصوص توان بالقوه ی یکی از کتب ملی آموزش زبان انگلیسی به نام پراسپکت یک درپرورش توانش بینافرهنگی دانش آموزان مقطع اول متوسطه است. هفتاد معلم با سابقه ی تدریس کتاب مزبور ازطریق روش نمونه گیری دردسترس برای پاسخ گویی به پرسشنامه ای محقق ساخته انتخاب شدند؛ علاوه براین، 22 نفر ازآنان در مصاحبه ای نیمه ساختار یافته شرکت نمودند. نتایج نشان داد که کتاب موردنظر فاقد توان بالقوه ی لازم برای پرورش «توانش بینافرهنگی» است. همچنین، نتایج مصاحبه حاکی از آن بود که (الف) هم کتاب های پیشین و هم کتاب پیش رو به لحاظ پرورش توانش بینافرهنگی عملکرد ضعیفی دارند، (ب) کتاب موردنظر فاقد اهداف بینافرهنگی است، (ج) عملکرد کتاب به لحاظ ویژگی های فرهنگی و بینافرهنگی، ازدیدگاه دانش آموزان قابل قبول نیست؛ (د) فعالیتهای این کتاب، توانش بینافرهنگی را تقویت نمی کند؛ و (ه) عدم معرفی فرهنگ زبان خارجی و سایرفرهنگ ها، نگرش بسته و متعصبانه به روابط بین انسانی، و بومی سازی افراطی از نقاط ضعف اصلی کتاب می باشد.
هدف از این پژوهش ارزیابی تاخیر نشر در نشریات علمی- پژوهشی گرایش های تربیت بدنی چاپ شده در داخل ایران است. جامعه آماری این تحقیق شامل تمام نشریات تربیت بدنی داخل کشور (31 نشریه علمی- پژوهشی) است که از این تعداد، 16 نشریه تک گرایشی در 5 گرایش تربیت بدنی به عنوان نمونه آماری از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در مجموع 1276 مقاله مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون کلوموگروف اسمیرنوف، کروسکال والیس و ضریب همبستگی اسپیرمن) در نرم افزار SPSS نسخه 19 در سطح معناداری 05/0P≤ استفاده شد. یافته ها نشان داد که نشریات گرایش مدیریت ورزشی دارای بیشترین تاخیر در هر سه مرحله ارسال- پذیرش، پذیرش- چاپ و ارسال- چاپ در بین گرایش های تربیت بدنی هستند. همچنین، در هر سه مرحله ارسال- پذیرش، پذیرش- چاپ و ارسال- چاپ تفاوت معناداری بین نشریات گرایش های تربیت بدنی است. علاوه براین، بین شماره چاپ و هر سه مرحله ارسال- پذیرش، پذیرش- چاپ و ارسال- چاپ رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آشکار سازی هیجانی نوشتاری بر مکانیسم های دفاعی افراد ناگو هیجان بود. در این تحقیق شبه آزمایشی برای تعیین اثر بخشی آشکارسازی هیجانی نوشتاری از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. بدین منظور 130 نفر از دانشجویان دختر و پسر مقطع ارشد و دکتری خوابگاه های دانشگاه تهران به شیوه نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب و در نهایت تعداد 35 نفر که در مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) نمرات بالایی کسب کرده بودند غربال شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. به منظور بررسی مکانیسم های دفاعی از پرسشنامه سبک های دفاعی (DSQ) استفاده شد. سپس با استفاده از برنامه دو هفته ای آشکارسازی هیجانی نوشتاری (6 جلسه 20 دقیقه ای)، تغییرات به وجود آمده در پس آزمون اندازه گیری شد. داده های پژوهش با استفاده از آزمون های نان پارامتریک (ویلکاکسون و یومن- ویتنی) و به وس یله نرم افزار SPSS نس خه 23 تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که آشکارسازی هیجانی نوشتاری استفاده از مکانیسم های دفاعی رشد نیافته را کاهش و استفاده از دفاع های رشد یافته را افزایش می دهد؛ در حالی که تاثیر چندانی بر دفاع های نورتیک ندارد. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که آشکارسازی هیجانی نوشتاری می تواند به عنوان نوعی درمان مکمل و موثر در روان درمانی به کار گرفته شود.
دلبستگی به مکان و احساس تعلق به آن، این انگیزه را در فرد ایجاد می کند که به احیا و نوسازی همه جانبه محیط های خانگی و محلی بپردازد و اجرای برنامه های مختلف اقتصادی و اجتماعی را در اجتماع محلی با توفیق چشمگیر همراه کند و کیفیت زندگی را بهبود بخشد. هدف اصلی این مقاله، سنجش عوامل مؤثر در احساس تعلق خاطر ساکنان بافت قدیم شهر کاشان است. روش پژوهش به کار رفته در این پژوهش، توصیفی– تحلیلی و پیمایشی با ابزار پرسشنامه خودساخته است. جمعیت بافت قدیم شهر کاشان، 44548 نفر بوده است و حجم نمونه بر طبق فرمول نمونه گیری کوکران، 384 نفر محاسبه شد. برای تحلیل پرسشنامه ها از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری تی و پیرسون استفاده شده است. نتایج به دست آمده، بیانگر آن است که بافت قدیم شهر کاشان در حال حاضر بیانگر هویتی نیست که از ابتدا برای آن تعریف شده و تصویر ذهنی و سیمایی که از این بافت در ذهن ساکنان این بافت ها نقش بسته است، به دلیل وضعیت نابسامان و برنامه ریزی نشده، بسیار آشفته است و خوانایی، ابعاد زیباشناختی، بافت، مقیاس، شکل بافت، ردیف پنجره ها، مصالح و غیره که از مشخصه های اصلی سازنده هویت است، در این بافت رعایت نشده است. بافت نه در عمل و نه در ذهن افراد، هویت شایسته ای ندارد و نتوانسته است حس تعلق خاطر و این همانی را با افراد برقرار کند.
تئوری انتخاب به تبیین رفتارهای انسان با تأکید بر مسئولیت پذیری در برآوردن نیازهای اساسی می پردازد. هدف مقاله حاضر، کاربست این رویکرد روانشناسی، در بررسی تطبیقی داستان های رمزی است. جاناتان، مرغ دریایی، نوشته ریچارد باخ (1936) و نیز منطق الطیر عطّار، بازگوکننده یکی از والاترین دغدغه های بشری، یعنی «حقیقت جویی» است. مقاله حاضر، به شیوه توصیفی- تحلیلی نشان می دهد که این آثار از نظر کاربرد مفاهیم نمادین، وجوه اشتراک دارند. درون مایه آن ها به رغم تمایز در ساختار، تعارض میان داشته ها و خواسته های آدمی را بازمی نمایاند. میل به کشف گوهر وجودی در سایه هدایتگری راهنما بیانگر تلاش آدمی برای برآوردن نیاز به آزادی و حقّ ارزشمندی است. عطّار در وادی دوم، به ضرورت عشق در سلوک می پردازد؛ ولی ریچارد باخ، در آخرین آموزه ها اهمیت این نیاز اساسی را بازگو می کند. تفاوت دیگر در میزان بازنمایی انگیزه های درونی شخصیت هاست. داستان ریچارد باخ، به دلیل بهره گیری بیشتر از توصیف و طرح گفت وگوهای درونی قابلیت بیشتری برای خوانش گلسری دارد.
This study is an attempt to extend our current knowledge by exploring the relationship between spiritual intelligence (SI) and multiple intelligences (MI) on one hand and the relationship between spiritual intelligence and language learning strategies (LLS) on the other hand among 30 MA TEFL learners of a state university in Tehran. To this end, King's Spiritual Intelligence Self-Report Inventory, Oxford's Language Learning Strategy Inventory, and Multiple Intelligences Inventory developed by McKenzie were utilized to gather data. The obtained results revealed a moderate positive correlation between some subscales of SI and MI including: personal meaning production and musical intelligence, and also between existential intelligence, intrapersonal intelligence and critical existential thinking. Furthermore, a moderate positive correlation was found between conscious state expansion and metacognitive strategies as two subscales of SI and LLS. Based on the results, implications for further research are discussed.
مقاله ی حاضر با هدف تبیین نگرش به حقوق شهروندی زنان شهر تهران مبتنی بر سرمایه های اجتماعی و فرهنگی شان انجام شد. روش تحقیق پیمایش از نوع تحلیلی است. جامعه ی آماری شامل زنان بالای 18 سال شهر تهران در سال 1395 است که به صورت تصادفی طبقه ای، از بین مناطق 22گانه ی شهر تهران و با استفاده از فرمول کوکران، 384 نفر انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته بوده است. چارچوب نظری برای سرمایه ی اجتماعی؛ نظریه ی بوردیو با دو رویکرد عینیت گرایی(مشارکت- تعهدات و تعامل اجتماعی) و ذهنیت گرایی (آگاهی- اعتماد و- احساس انسجام اجتماعی) که برآیند دیالکتیکی میان ملکه(ذهن) و میدان (عین) است؛ برای سرمایه ی فرهنگی نیز طبق نظریه ی بوردیو شامل سرمایه ی فرهنگی تجسدیافته- عینیت یافته و نهادینه شده است و برای نگرش به حقوق شهروندی نیز از مدل ژانوسکی در ابعاد سیاسی و مشارکتی- مدنی- اجتماعی استفاده شد. وضعیت نگرش به حقوق شهروندی زنان 55% بود. نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر نشان داد که در مجموع شاخصهای ششگانه ی سرمایه ی اجتماعی، 17درصد نگرش به حقوق شهروندی زنان را تبیین می کند که بیشترین سهم و اهمیت را اعتماد اجتماعی و تعاملات اجتماعی دارند. همچنین شاخصهای سه گانه ی سرمایه ی فرهنگی نیز به میزان 27 درصد نگرش به حقوق شهروندی زنان را تبیین می کند که بیشترین سهم مربوط به سرمایه ی تجسدیافته است.
در سالهای اخیر موضوع انتخاب رشته برای دانش آموزان دوره متوسطه دوم به دغدغه اصلی خانواده ها، نظام آموزش وپرورش و دانش آموزان تبدیل شده است. از این رو هدف اصلی این پژوهش، شناسایی دلایل مؤثر بر انتخاب رشته تحصیلی دانش آموزان است. ملاحظات نظری پژوهش بر اساس دیدگاه جامعه شناسان و صاحب نظران تعلیم و تربیت تدوین شده است. این پژوهش به روش کیفی و رویکرد گراندد تئوری بوده است. روش نمونه گیری هدفمند و با راهبرد نمونه گیری نظری انجام شده و روش گرد آوری داده ها نیز مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بوده که با 25 نفر از متخصصان انتخاب رشته و حوزه تعلیم و تربیت استان ایلام صورت گرفته است. یافته ها متشکل از 49 کد مفهومی و ده مقوله اصلی شامل ترجیحات شغلی، علائق آموزشی، الگوپذیری از گروههای مرجع، هدایت تحصیلی، فشار والدین، استطاعت مالی، پنداشت از توانمندی شخصی، آینده نگری آموزشی، ارتقای سرمایه فرهنگی و عقبه فرهنگی است که پدیده اصلی پژوهش با توجه به مقولات شکل گرفته «پنداشت از انتخاب رشته به مثابه آفریننده سرمایه» نام گذاری شده است. افراد از طریق جریان جامعه پذیری؛ باورها، ارزشها، هنجارها و مهارتهای زندگی و شغلی را در وجود خود درونی می سازند و هویتی متمایز در زندگی اجتماعی برای خویش رقم می زنند که نقش آموزش وپرورش در میان عاملان جامعه پذیری برجسته است. چون انتخاب رشته و تحصیل برای فرد نوعی سرمایه تلقی می شود و با زندگی و هستی فرد سروکار دارد، بنابراین انتخاب رشته مناسب و ادامه تحصیل برای دانش آموزان مانند سرمایه ای است که در همه برهه های زندگی سبب تعالی و شکوفایی آنها می شود.