مروری بر چالش های موجود در توصیف مرزبندی دقیق زیرساخت های طرحواره بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عصب روان شناسی، نقش کلیدی در تنظیم کنش های حرکتی، ادراک فضایی و یکپارچگی بدن-ذهن ایفا می کند. برای فهم جامع و کاربردی از طرحواره بدنی، توسعه چارچوبی تلفیقی و میان رشته ای ضرورت دارد که بتواند ابعاد حسی-حرکتی، شناختی و پدیدارشناختی را در قالب مدلی منسجم ادغام نماید. در این راستا هم پوشانی مفهومی میان طرحواره بدنی، تصویر بدنی و بازنمایی بدنی موجب ابهام نظری و پراکندگی مفهومی در ادبیات علمی شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی نظام مند چالش های مفهومی در مرزبندی میان سازه های مرتبط با شناخت بدنمند و بازشناسی زیرساخت های نظری و تجربی طرحواره بدنی است. این مطالعه با رویکرد مرور نظام مند و بر اساس دستورالعمل PRISMA طراحی شد. جستجوی منابع در پایگاه های اطلاعاتی تخصصی داخلی و بین المللی در بازه زمانی 1971 تا 2025 (معادل 1382 تا 1404 شمسی) با استفاده از کلیدواژه های مرتبط با طرحواره بدنی انجام گرفت. از میان 64 مقاله اولیه، پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، 10 مقاله شامل مطالعات تجربی و مروری برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. در مجموع این مقالات نشان می دهند که طرحواره بدنی مفهومی ایستا یا صرفاً زیستی نیست، بلکه ساختاری پویاست که در تعامل مداوم میان بدن، محیط، تاریخچه فرهنگی-اجتماعی و تجربه زیسته شکل می گیرد و به روز می شود. این روند نظری روشن می سازد که مرزبندی دقیق و تعریف نهایی از طرحواره بدنی نیازمند رویکردی چندسطحی و میان رشته ای است که پدیدارشناسی، نوروساینس، روان شناسی و علوم اجتماعی را هم زمان در بر گیرد.