برق به عنوان یکی از فراگیر ترین خدمات دولتی شناخته شده است ، لذا اعمال هرگونه سیاست از جمله هدفمند کردن یارانه ها علاوه بر پیامدهای اقتصادی واجتماعی در کل کشور بر بخش های مختلف از جمله صنعت برق نیز تاثیر می گذارد، لذا دست اندرکاران صنعت برق علاقمند هستند تا پیامدهای این سیاست کلان را از دیدگاه مردم مورد بررسی قرار دهند. یکی از شیوه های کسب نظرات در حیطه مسائل اجتماعی و اقتصادی نظرسنجی است . مقاله حاضر با هدف بررسی نگرش مشترکین نسبت به پیامدهای اقتصادی و اجتماعی هدفمند کردن یارانه های برق در سطح استان تهران برروی گروه نمونه ای با حجم 1000 نفر از مشترکین خانگی سرپرست خانوار که به شیوه نمونه برداری تصادفی انتخاب شده بودند، در سال 1389 اجرا گردید. ابزار پژوهش را یک پرسشنامه نگرش سنج با 90 ماده و شش مقوله بر پایه مقیاس لیکرت با درجات 0 تا 3 تشکیل داده و برای تحلیل داده ها از روش های متداول آماری استفاده شد .
در این نوشتار با استناد به پژوهش های تجربی و برخی از اسناد مکتوب، روش بحث های گروهی متمرکز را به دلیل کاربرد آن در پژوهش نواحی نابسامان و غیررسمی شهری، معرفی و بحث شده است. در ادامه، محتوا و اجزای کلیدی روش بحث گروهی بیان شده است. همچنین اهداف، گام ها و روش برگزاری یک جلسه بحث گروهی، مزیت ها و کاستی ها، بایدها و نباید ها و چالش های این روش منعکس شده اند. سرانجام با توجه به اهمیت ساماندهی کالبدی و غیر کالبدی این سکونتگاه ها، پیشنهادهایی برای تأثیرگذاری کاربرد این روش، در سیاست ها، برنامه ها و پروژه های ساماندهی نواحی نابسامان و غیررسمی شهری ارائه شده اند
پژوهش حاضر با هدف مقایسه هدف های برنامه درسی جهت یابی و حرکت در آمریکا و ایران و با استفاده از روش بِرِدی در مطالعات تطبیقی انجام شده است. این مقایسه نشان داد که این برنامه درسی در آمریکا با داشتن 41 هدف عملکردی حرکتی، 38 هدف کلی و 263 هدف جزئی، که 48 هدف آن به کم بینایان اختصاص دارد، برای پوشش دادن به نیازهای حرکتی دانش آموزان دارای آسیب بینایی در محیط های پنجگانه خانه/زندگی، مدرسه، مسکونی، تجاری و حمل و نقل عمومی توسعه یافته است. برنامه درسی این مهارت ها در ایران با رویکرد بزرگسال محور دارای 10 هدف کلی و 75 هدف جزئی است که اساساً بر مهارت های کلاسیک جهت یابی و حرکت تمرکز دارد. در نتیجه برنامه درسی جهت یابی و حرکت در آمریکا فرصت های متعدد یادگیری معنادار را برای دانش آموزان نابینا و کم بینا فراهم می کند اما برنامه درسی جهت یابی و حرکت در ایران فرصت های محدودتری را صرفاً برای یادگیری نابینایان ایجاد می کند.
امروزه در عصر گذار به دولت پسامدرن شاهد شیوه های نوینی از حکمرانی در جوامع توسعه یافته هستیم که رابطه توده ها با دولت در بستر جامعه مدنی و نیز کارویژه های دولت را بسیار دگرگون ساخته است. این شیوه های نوین در قالب مفهوم کلیدیِ «حُسن حکومت داری» متجلی می شود که یکی از معیارهای اساسیِ تمییز جوامع سیاسیِ پسامدرن از معادل های مدرن و پیشامدرن آن ها به حساب می آید. بدون تردید رسانه به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای فعال در جامعه مدنی که رابطه تنگاتنگی با شهروندان و رهبران سیاسی دارد، از جایگاه رفیعی در فرایند حکمرانی نوین برخوردار است زیرا می تواند مجرایی برای انتقال گفتمان مسلط و پیام های رهبران به مردم و متقابلاً انعکاس مطالبات عمومی به سطوح فوقانی حاکمیت سیاسی باشد. نقش آفرینی درست و مثبت رسانه ها در سطح جامعه را باید عنصر مهمی در راستای تحقق حسن حکومت داری دانست زیرا دولت های مدرن به ویژه از نوع تمامیت خواه قادرند با تسلط بر رسانه ها آن ها را به ابزاری برای کنترل هدفمند توده ها و ایجاد وضعیت هژمونی برای سلطه آسان تر خود مبدل سازند. مقاله حاضر در پاسخ به این پرسش اصلی که سواد رسانه ای چه تأثیری بر حکمرانی نوین دارد، با استفاده از روش تحلیل دومتغیره ضمن برقراری رابطه علّی میان سواد رسانه ای مردم (متغیر مستقل) و عملکرد رسانه ها (متغیر وابسته) این فرضیه را مطرح می سازد که با ارتقاء سواد رسانه ایِ آحاد مردم در جوامع پسامدرن، امکان استفاده ابزاری دولت ها از رسانه ها کاهش می یابد و رسانه می تواند با کارکرد صحیح خود نقش بسزایی در تحقق حسن حکومت داری و ایجاد دولت های متعهد و پاسخگو در برابر حقوق مدنی شهروندان برعهده بگیرد.
شهروندی فضایی، رویکردی برای آموزش شهروندان به منظور بهره گیری از فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی مدرن است. بر این اساس یک شهروند فضایی باید قادر به تفسیر «اطلاعات فضایی» و واکنش منتقدانه به آن ها باشد، به کمک نقشه ها و سایر «نمایه های فضایی» ارتباط برقرار کند و نظرات مشخص مکانی را با استفاده از «جغرافیای رسانه ای» بیان نماید. با توجه به گستردگی فضای ارتباطات و اطلاعات، نیاز مبرمی به درک ویژگی های این مفهوم نوظهور و راهکارهای خاص فرآیند برنامه ریزی شهری مشارکتی، مبتنی بر رویکرد شهروندی فضایی وجود دارد. روش تحقیق در این مطالعه توصیفی بوده و از شیوه های اسنادی و مرور متن در بستر مطالعات کتابخانه ای استفاده شده است، به این صورت که با مراجعه به منابع معتبر، اطلاعات موردنظر گردآوری گردید. شهروندی فضایی از لحاظ مفهومی از تصاحب فردی و جمعی فضای اجتماعی، سرچشمه می گیرد و از افراد برای دستیابی به صلاحیت های لازم حمایت می کند تا از این طریق، مشارکت فعال تری در جامعه داشته باشند. شهروندی فضایی با ترکیب مفاهیم مطلق، ادراکی و مفاهیم وابسته به فضا، یک دامنه فضایی را به آموزش شهروندی می افزاید. در این رویکرد، دارا بودن مهارت و توانایی ضرورت دارد. صلاحیت های لازم برای شهروندی فضایی، عبارت اند از: ساختارشکنی اطلاعات فضایی قابل دسترس از منابع مختلف؛ ارتقاء بینش شخصی افراد، نسبت به فضای اجتماعی در کنار توانمندسازی آن ها جهت تفسیر و برقراری ارتباط با کمک اطلاعات جغرافیایی. با توجه به مورد پژوهشی، رویکرد پیشنهادی می تواند با آموزش شهروندان، نقش مؤثری را در تحقق اهداف برنامه ریزی راهبردی ایفا کند به گونه ای که ماهیت برنامه ریزی شهری مشارکتی را دگرگون سازد. شهروندی فضایی، چهارچوبی نوین را برای مشارکت عموم مردم در فرایندهای برنامه ریزی شهری ترویج می کند که بر تعامل بی واسطه و دائم بین برنامه ریزان و شهروندان استوار است.
پژوهش پیش رو برای آشکار سازی اثرهای گرمایش جهانی بر آبدهی حوضه ارس انجام گرفته است. داده های استفاده شده برای انجام این پژوهش، شامل داده های سالانه و فصلی گرمایش جهانی و داده های دِبی حوضه ارس در بازه زمانی چهل ساله (2008-1968) بوده و براساس روش های همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی و غیرخطی برای مطالعات فصلی و سالانه به انجام رسیده است. مطالعات نشان از ارتباط معکوس و قوی گرمایش جهانی با آبدهی حوضه ارس دارد. این فرآیند، به خصوص از سال 1994 به بعد آشکار است و با افزایش گرمایش جهانی آبدهی حوضه ارس، کاهش چشمگیری از خود نشان می دهد. تغییرات آبدهی حوضه ارس نشان از روند کاهنده آن طی بازه زمانی بلندمدت خود دارد که ارتباط آن با گرمایش جهانی دارای همبستگی معکوس برابر با 68/0- درصد با ضریب تعیین 46/0 است. در بین فصول سال بیشترین تأثیرپذیری از گرمایش جهانی متعلق به فصل زمستان با همبستگی معکوس 70/0- و ضریب تعیین 49/0 است. فصل بهار با همبستگی معکوس 57/0- و ضریب تعیین 32/0، پاییز با همبستگی معکوس 54/0- درصد و ضریب تعیین 29/0 و درنهایت تابستان با همبستگی معکوس 17/0- و ضریب تعیین 03/0 درصد، در رتبه های بعدی قرار می گیرند. در تمامی مطالعات انجام گرفته، روند دِبی حوضه ارس همواره کاهنده بوده و از سال 1994 به بعد زیر میانگین بلند مدت خود است که وقوع خشکسالی و کاهش آبدهی شدید حوضه، درنتیجه تأثیر گرمایش جهانی را نشان می دهد. مقایسه مدل های رگرسیون خطی و غیر خطی در شبیه سازی تغییر پذیری آبدهی حوضه ارس از گرمایش جهانی نشان از دقت بالای مدل غیر خطی نسبت به نوع خطی خود دارد.
موسسات حسابرسی تابع قوانین بازار هستند و بنابراین سودآوری آن ها به رابطه بین حق الزحمه حسابرسی و بهای تمام شده انجام کار بستگی دارد. بازار حسابرسی در دهه های گذشته به شدت رقابتی شده است و درپی بحران های اقتصادی اخیر بیشتر هم شده است. این محیط منجربه فشار زیاد بر صاحبکاران حسابرسی شده است و بنابراین فشارهایی که صاحبکاران بر حسابرسان وارد می کنند نیز افزایش یافته است. این فشارها بصورت توافق برسر حق الزحمه حسابرسی و همچنین به قدرت صاحبکار در تحت الشعاع قرار دادن قضاوت حسابرس نمایان می شوند. هدف تحقیق حاضر بررسی عوامل موثر بر فشارهای وارده بر حسابرسان و قضاوت های حرفه ای(اخلاقی) آنان می باشد. از روش های آماری همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی، تی استیودنت و تحلیل واریانس برای آزمون فرضیات پژوهش استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه افراد شاغل در موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی با رتبه حسابرس ارشد به بالا بودندکه تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران معادل 192 نفر برآورد گردید. نتایج یافته ها نشان داد که اندازه موسسه و تجربه حسابرس با فشارهای وارده بر حسابرسان رابطه معکوس و با قضاوت حرفه ای آن ها، رابطه مستقیم و معنا داری دارند.
یکی از عوامل اصلی و اثرگذار بر رفتار مصرف کننده شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه است. در این پژوهش تاثیر کاهش قدرت خرید بر نحوه خرید و استفاده مواد شوینده و پاک کننده در میان مصرف کنندگان شهر تهران مورد بررسی قرار گرفته است. در پژوهش حاضر عوامل تاثیرگذار بر رفتار مصرف کننده از منابع مختلف کتابخانه ای گردآورده شده است و به نحوه تاثیرگذاری این عوامل پس از پردازش در جعبه سیاه مصرف کننده تحت تاثیر انگیزش، نگرش، ادراک و یادگیری پرداخته شده است. همچنین تاثیر عامل اقتصادی کاهش قدرت خرید خانوار بر ذهنیت و عمل مصرف کنندگان از طریق پژوهش میدانی مورد مطالعه قرار گرفته است. داده های مورد نیاز جهت آزمون مدل مفهومی ارائه شده، از توزیع و جمع آوری 440 پرسش نامه در میان مصرف کنندگان تهرانی با سطوح درآمدی مختلف که به صورت تصادفی انتخاب شدند، به دست آمد و داده های 384 پرسش نامه مورد تحلیل قرار گرفت. برای آزمون پیوندهای علّی بین متغیرها در مدل مفهومی از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که کاهش قدرت خرید خانوار بر قسمت های مختلف فرآیند رفتاری مصرف کنندگان مواد شوینده و پاک کننده در شهر تهران تاثیر دارد.