رشته های آموزشی در جوامع پیشرفته، حاصل تعامل عرصه های تجربی و محیط های آموزشی بوده و این امر، موجب موفقیت فعالان تجربی گردیده است. این موضوع در کشورهای در حال توسعه، همچون ایران، وضعیت متفاوتی دارد؛ زیرا احساس می شود بین محیط های آموزشی و عرصه های تجربی، شکاف وجود دارد. هدف این پژوهش، تعیین و اولویت بندی مهارت های مورد نیاز در برنامه آموزش حسابداری و تعیین تفاوت بین اولویت بندی مهارت های مورد نیاز فارغ التحصیل رشته حسابداری از دیدگاه شرکا و کارکنان مؤسسات حسابرسی می باشد. بدین منظور، پرسشنامه ای بر اساس روش تحلیل سلسله مراتبی طراحی و بین شرکا و کارمندان مؤسسات مذکور توزیع گردید. پاسخ پرسشنامه ها پس از جمع آوری تحلیل گردید. نتایج پژوهش، نشان می دهد که مهارت های ارتباطات و تسلط بر فناوری اطلاعات، به ترتیب، بالاترین اولویت را برای شرکا و کارمندان مؤسسات حسابرسی دارا است. همچنین، با استفاده از تحلیل واریانس به مقایسه نظرات دو گروه پرداخته شد که نتیجه حاصل از آزمون نشان داد اختلاف معناداری بین نظرات دو گروه وجود ندارد.
یکی از راهبردهای دستیابی به اقتصاد دانش بنیان و خلق ثروت، انتقال فناوری های پیشرفته است. اکنون دولت ها و شرکت های دانش بنیان، بسته به قابلیت و نیاز خود، فناوری های پیشرفته را در سطوح گوناگون آمادگی فناوری انتقال می دهند. در این پژوهش، پژوهشگر در جست وجوی شناسایی و رتبه بندی عوامل فردی و سازمانی تأثیرگذار بر انتقال فناوری های پیشرفته در سطوح گوناگون آمادگی فناوری است. بدین منظور روش پژوهش کیفی- کمی به کار گرفته شده است. در بخش کیفی، با 10 نفر از خبرگان نظری مصاحبه شد و در بخش کمی، نظرهای 100 نفر از خبرگان عملی از طریق پرسشنامه گردآوری و تحلیل شده است. روش تحلیل در بخش کیفی، کدگذاری، و در بخش کمی تحلیل عاملی، تحلیل واریانس یک راهه و آزمون فریدمن است. یافته های پژوهش نشان می دهد تأثیر عوامل فردی بر انتقال فناوری بیشتر از عوامل سازمانی است و نیز با افزایش سطوح آمادگی فناوری (از نظر اولیه تا تجاری سازی) تأثیر عوامل فردی و سازمانی بر موفقیت انتقال فناوری افزایش می یابد. درنظرگرفتن عوامل فردی و سازمانی تأثیرگذار بر انتقال فناوری های پیشرفته در سطوح گوناگون آمادگی فناوری توسط دولت ها و شرکت های دانش بنیان، احتمال موفقیت ایشان را در انتقال فناوری های پیشرفته افزایش و مخاطرات آن را کاهش می دهد.
فضاهای شهری مکان هایی برای برقراری ارتباطات و تعامل جوامع انسانی هستند که افراد با علایق و خواست های متفاوت گرد هم می آیند. بازارها و مراکز تجاری به عنوان یکی از مهم ترین فضاهای شهری که به اشکال مختلف در کالبد شهرها تبلور یافته اند، جز مهمی از سیستم فضای شهری محسوب می شوند. بازارها اعم از سنتی و مدرن در حکم اسناد هویت بخش به یک جامعه شهری محسوب می شوند، به طوری که حیات شهر و بازار به هم پیوند خورده اند. ویژگی کالبدی و معماری این مراکز به گونه ای بوده که آن ها را به دنیایی از فعالیت ها و تعاملات اجتماعی و فرهنگی و اتفاقات شهری تبدیل نموده است. هدف این پژوهش ارزیابی بازار سرپوشیده اردبیل از لحاظ برخورداری از مؤلفه های پویایی فضای شهری و روش این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و برای جمع آوری داده ها از منابع کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق را متخصصان، کارشناسان و بازدیدکنندگان بازار سرپوشیده تشکیل می دهد. با توجه به جمعیت شهر اردبیل، 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده و برای تجزیه تحلیل دادها از روش های آزمون t تک نمونه ای و رگرسیون گام به گام استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون T تک نمونه ای نشان می دهد که وضعیت بازار سرپوشیده اردبیل از لحاظ برخورداری از مؤلفه های پویای فضای شهری به طور کلی با مقدار محاسبه 44/3 که بالاتر از حد مبنا (3) است، در وضعیت مطلوبی قرار دارد. نتایج حاصل از رگرسیون گام به گام نیز نشان می دهد از میان مؤلفه های پویایی فضای شهری, مؤلفه کاربری های مختلط و گوناگون با ضریب بتا 397/0 بیشترین تأثیر را داشته است و بعد از آن به ترتیب مؤلفه های ساختار، فرم و انعطاف پذیری، تأمین ایمنی و امنیت، زمان مندی و نفوذ پذیری و دسترسی مناسب در رتبه های بعدی قرار داشته اند.