تشکیل دریاچه های سد ی لغزشی از گسترده ترین فرآیندهای ژئومورفیک در مناطق کوهستانی جهان است. ارزیابی کمی ویژگی های ژئومورفومتری این دریاچه ها به منظور مطالعه رفتار و آثار ژئومورفولوژیک آن ها امری ضروری است. دریاچه قدیمی سیمره درنتیجه زمین لغزش بزرگ سیمره در زاگرس چین خورده (کبیر کوه) در هولوسن ایجادشده است. روش مطالعه مبتنی بر تفسیر عکس های هوایی، تصاویر ماهواره ای و مدل های رقومی ارتفاع و بازدید میدانی به منظور اندازه گیری پارامترهای ژئومورمومتری در سه مقطع سد لغزشی، دریاچه سدی و حوضه زهکشی بالادست می باشد. نتایج نشان می دهد که سد لغزشی سیمره با حجم بیش از 40 میلیارد مترمکعب بزرگ ترین سد لغزش جهان بوده است. شاخص انسداد بی بعد با مقدار 33/2 نشان دهنده پایداری این سد لغزشی می باشد. عمق دریاچه قدیمی سیمره بیش از 200 متر و طول آن 40 کیلومتر بوده است. اندازه گیری های حجم آبی (45 میلیارد مترمکعب) و حجم رسوبی ( 23 میلیارد مترمکعب) دوره پایداری دریاچه ای را به ترتیب 8/19 و 5/1913 سال نشان می دهد. تفاوت این دو بیانگر رسوب گذاری این حجم رسوب دریاچه در طی چند مرحله می باشد. سد لغزشی سیمره چند مرحله با انسداد مسیر رود سیمره منجر به تشکیل محیط دریاچه ای شده است. درنتیجه این فرایند توپوگرافی، مورفولوژی و زمین شناسی دره رودخانه ای به طور گسترده ای کرده شده است.
هایکو از جملة قالب های شعری است که در دورة معاصر، به ویژه در حوزه شعرِ ادبیات پایداری مورد توجّه قرار گرفته است. علی رغم این که یکی از اصول سرودن هایکو ساده گویی و اجتناب از کاربرد صور خیال و آرایه های شعری است، اما شاعران دفاع مقدّس در تلاش برای به تصویر کشیدن دلاوری های رزمندگان اسلام در طی هشت سال دفاع مقدّس به کاربرد صورِ خیال و آرایه های شعری در آن مبادرت ورزیده اند. در این پژوهش که با هدف بررسی و شناساندن هر چه بیشتر و بهتر شعر دفاع مقدّس صورت پذیرفته، سعی شده است تا به روش توصیفی تحلیلی و با توجّه به مبانی بلاغت سنتی، کاربرد صور خیال و صنایع شعری در هایکوهای جبهه بیک وردی در مجموعه شعری «ماه بالای سر مجنون»، مورد بررسی قرار گیرد. بررسی کاربرد صور خیال و صنایع بدیعی در هایکوهای جبهه بیک وردی، نشان از کاربرد آگاهانه و به دور از تصنّع صور خیال و آرایه های ادبی در هایکوهای وی دارد. کاربردی که بیشتر بر اساس انواع تداعی ظهور یافته و به خوبی توانسته است که با زبانی ساده، و در عین حال مبتنی بر صور خیال و آرایه های شعری به بیان شاعرانه حماسه های رزمندگان اسلام در طی هشت سال دفاع مقدّس بپردازد.
در بررسی تاریخ سیاسی حکومت بنی اردلان در کردستان، خاندان های متعددی در دستگاه قدرت آنان صاحب نفوذ بودند که طبق گزارش منابع محلی، در برخی برهه ها، دایره نفوذ کسانی از این خاندان ها چنان افزایش می یافت که گاه والی اردلان به آلت فعل آنان و به قدرتی در سایه تبدیل می شد. در محدوده زمانی1193 1217ق. خاندان وکیل یکی از مهم ترین خاندان های مقتدر محلی کرد بود که با گسترش نفوذ خود، افزون بر قدرت سیاسی، نبض حیاتِ اقتصادی و اجتماعی کردستان را گاه از آنِ خود ساخت و در راستای دست یابی به اهداف خویش، قدرت خاندان اردلان را متزلزل نمود. اما این قدرت یابی ها در زمان امان الله خان بزرگ درهم شکست و از خاندان وکیل در این برهه تنها اسمی به جا ماند. در این پژوهش، به روش کتابخانه ای و به شیوه توصیفی- تحلیلی رابطه خاندان وکیل و اردلان در دوره امان الله خان بزرگ و علت تیرگی روابط اعضای این دو خاندان با یکدیگر بررسی شده است. یافته پژوهش نشان داده است که قدرت طلبی خاندان وکیل و تضاد منافع آنان با خاندان اردلان از عوامل مهم اختلاف میان آنان و تضعیف موقعیت خاندان وکیل در دستگاه قدرت امان الله خان اردلان بوده است.
" تصورات قالبى به عنوان یکى از موضوعات اساسى در روان شناسى اجتماعى از طریق مطالعات زمینه یابى به کرات مورد بررسى قرار گرفته اند. به دلیل برخوردارى از وجود ناآشکار، این دسته از رفتارهاى اجتماعى انسان با به کارگیرى شیوه هاى سنتى سنجش نمودنمى یابند. از آن جایى که تصورات قالبى تلویحى به صورت خودکار بر نگرش افراد اثر مى گذارند، فهم پویایى هاى حاکم بر آن ها از اهمیت خاصى برخوردار است. شیوه هاى بررسى فرآیندهاى خودکار در مورد تصورات قالبى نیز به کار گرفته شده است. مطالعاتى از این نوع حاکى از نفوذ عمیق تصورات قالبى بر روابط انسانى است.
این مقاله پس از توصیفى کوتاه در خصوس تصورات قالبى، و ظرح جنبه هاى آشکار و ناآشکار (تلویحى) آن، به شواهدى حاکى از وجود سیستم حافظه اى ناآشکار که تصورات قالبى تلویحى نیز بخشى از اطلاعات موجود در آن را شامل مى شود، اشاره مى کند و در ادامه، روش سرنخ دهى را به مثابه یک شیوه ابتکارى سنجش این دسته از اطلاعات ناآشکار به همراه پژوهش هاى مرتبط در خصوص تصورات قالبى معرفى مى کند.
"
این مقاله در مقام آن است با بررسی محورهایی که در دانش های اسلامی می توان از آن ها جایگاه سنت را در مقام استدلال شناخت، نشان دهد سنت در مقام استدلال در تراز قرآن نیست و پس از آن جای دارد. در این مقاله این محورها بر اساس متون حدیثی، دانش نقد حدیث، علم اصول، علم کلام و علم تفسیر شامل؛ ارزیابی حدیث با قرآن، نسخ قرآن با سنت، تفسیر قرآن با حدیث، دلیل اعتبار سنت و ماهیت سنت مورد بررسی قرار می گیرد. به عبارت دیگر ابتدا ظرفیت این محورها از جهت دلالت بر جایگاه سنت پردازش شده، آنگاه با نگاهی فراگیر نشان داده شده که این محورها در یک سطح از جایگاه قرار ندارند بلکه برخی مقدم بر برخی دیگر است.
ماهیت سنت و دلیل اعتبار آن اهمیت بیشتری دارد چه، نتیجه آن دو هر چه باشد می تواند جهت و دلالت دیگر محورها را تعیین نماید. بر پایه ی این فرایند این قول قوی می نماید که سنت در استدلال در تراز قرآن نیست