شوری آب، یکی از عوامل مهم محیطی دریا محسوب می شود و نقش بسزایی در بررسی و پیش بینی جریان های سطحی اقیانوسی، تحلیل مکانیابی تجمیع ماهی ها، تعیین چگالی و بررسی تغییرات آن دارد. این پارامتر به شدت با تغییرزمان و مکان، در تغییر بوده و شناخت مناسب از آن مستلزم اندازه گیری هایی به فواصل زمانی کوتاه (ماهانه) در تعداد نقاط متعدد از منطقه ی مورد مطالعه است. در روش های سنتی، بررسی و ارزیابی یک یاچندفاکتور خاص موردنظر از کیفیت آب اغلب پرهزینه و زمانبراست و همچنین نمی تواند معرف خوبی برای تمام مساحت یک منطقه وسیع باشد. اما در سال های اخیر فناوری ماهواره ای و علم سنجش از دور به عنوان یک ابزار مناسب برای ارزیابی برخی پارامترهای کیفیت آب مطرح شده است زیرا با توجه به رقومی بودن این داده ها، در دسترس بودن وسیع آنها،اندازه گیری منظم، تکراری بودن آنها در پریودهای زمانی کوتاه، هزینه و زمان کمتر می توان طیف وسیعی از پروژه ها را به نتیجه رساند. هدف از انجام این مطالعه، تهیه نقشه شوری سطحی آب منطقه خلیج فارس در ایران و خلیج سنت لورنس در کانادا با استفاده از تصاویر ماهواره ایMODIS می باشد، که در این راستا نرم افزاری برای نخستین بار در ایران تولید شده است که می توان با پردازش های لازم بر روی تصاویر ماهواره ایMODIS وداده های میدانیCTD، نقشه دما، شوری و چگالی سطحی آب را با سه مدل متفاوت با دقت مناسب تهیه نمود.قابلیت و انعطاف بالای شبکه عصبی مصنوعی در تقریب توابع غیرخطی و خطی پیوسته در فضای ترکیبی باعث شد که در این مطالعه، یک روش جدید بر مبنای استفاده از این شبکه ارائه شود که در آن نقشه شوری توسط یک شبکه پرسپترون چندلایه تعیین می شود.
این پژوهش با هدف بررسی اثر بخشی تکنیک های خلاقیت بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر سال اول متوسطه در درس مطالعات اجتماعی اجرا شد. 86 آزمودنی در این پژوهش شرکت داشتند که دریک گروه گواه، و دو گروه آزمایشی قرار گرفتند. یکی از گروه های آزمایش از تکنیک بارش مغزی و گروه دیگر از تکنیک مطالعه آفریننده برای یادگیری درس مطالعات اجتماعی استفاده می کردند. از هر سه گروه پیش آزمون و پس آزمون به عمل آمد و نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که استفاده از تکنیک های خلاقیت در پیشرفت تحصیلی درس مطالعات اجتماعی مؤثر است. بین دو تکنیک بارش مغزی و مطالعه آفریننده از لحاظ اثر بخشی بر پیشرفت تحصیلی تفاوت معنی دار دیده نشد.
تحقق رضایتمندی در محیط های سکونتی، از عوامل متعددی شکل می گیرد که یکی از این عوامل، مؤلفه های اقتصادی شهر می باشد. شاخص های اقتصادی در کنار سایر مؤلفه های کالبدی، فرهنگی، اجتماعی و غیره، در ارزیابی ساکنان از محیط های سکونتی شان، بر میزان جذب و نگهداشت جمعیت در بافت های شهری، مؤثر هستند و به عنوان یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر انگیزه خانوار به منظور جابه جایی سکونتی مطرح می شوند. هدف این مقاله، ارزیابی مؤلفه های اقتصادی بر روی رضایتمندی سکونتی و تأثیر آن بر جابه جایی خانوار در محله نارمک با توجه به سابقه آن در شهر تهران می باشد. همچنین این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، به جمع آوری اطلاعات پرداخته و با توجه به حجم نمونه، 375 پرسشنامه تهیه شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از نرم افزار SPSS و شاخص CSM انجام شدند. نتایج تحقیق بیانگر رضایت افراد از مؤلفه های دسترسی، حمل ونقل و امنیت در محدوده و نارضایتی پایین ساکنین از واحدهای مسکونی، خدمات و تسهیلات در محله می باشد که این مسائل سبب شده 59/2 درصد تمایل به جابه جایی و 40/8 درصد عدم تمایل به جابه جایی مسکونی با وجود مشکلات حاضر باشند.
جذابیت و درک یک نقاشی هنگامی بیشتر خواهد شد که حس عمیق نقاش و اسلوب های مختلف نقاشی را در یک دوره خاص کاملا بشناسیم و درباره تاریخچه و زمان پیدایش و همچنین چگونگی شکل گیری مکتب و سبک های یک اثر هنری شناخت کلی داشته باشیم . طبیعت از موضوعاتی است که بسیاری از نقاشان چینی را تحت تاثیر خود قرار داده . نقاش اصیل چینی هیچگاه به تقلید از طبیعت نمی پردازد ، چرا که مقصود او چیزی ورای ظاهر طبیعت است . در نقاشی چین بیشتر سعی می شود به کمک سمبل ها و اشارات ، احساسی که یک دور نمای طبیعی در نقاشی بر می انگیخت را مجسم نماید . بطور کلی هدف این تحقیق بررسی تاثیر اندیشه و شرایط اجتماعی در منظره سازی نقاشان دوره سونگ است . این تحقیق به روش توصیفی و به روش کتابخانه ای مورد بررسی قرار گرفته است و در نتیجه می توان گفت در مکتب سونگ هنرمند به یگانگی با روح و جوهر طبیعت می اندیشد ، آنچه او طبیعت می نامد نتیجه تغییراتی است که جامعه پیش تر بر جهان او اعمال کرده است و هنرمند می کوشد با حداقل پرداختن به جزئیات تخیل خود را از طبیعت تصویر نماید .
بیشتر پژوهش های مرتبط با حوزه راهبرد صنعت به دو سطح کلان (ملی یا بخش صنعت) و یا بنگاه پرداخته اند. در این میان مطالعه سطح هر صنعت و بررسی ارتباط آنها با سطوح بالایی و پایینی به خوبی مورد توجه قرار نگرفته است. به دنبال این، پرسش اصلی پژوهش عبارت است از اینکه مولفه های تشکیل دهنده راهبرد صنعت پتروشیمی و ارتباط میان این مولفه ها چیست؟ در پاسخ به این پرسش الگو های مرتبط با سطوح سه گانه تحلیل صنعت (فراصنعت، سطح صنعت و درون صنعت) بررسی شده اند که در نهایت به ترتیب سه مدل STEEPELD، نیروهای رقابتی پورتر و الماس پورتر جهت بررسی ارتباط مولفه های هر سطح و الگو سازی آن به کار گرفته شده اند. این الگو سازی با استفاده از الگو سازی ساختاری تفسیری (ISM) و با نظرهای خبرگان شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران صورت گرفته است. حاصل به کارگیری روش پژوهش، سه الگوی خرد و یک الگوی جامع تحت عنوان الگوی نهایی تدوین راهبرد صنعت پتروشیمی به همراه ضرایب نفوذ مولفه ها بر یکدیگر است.