هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر تعاملی تمرین هوازی و مصرف عصاره آبی کلاله زعفران بر میزان مالون دی آلدئید و سیستم آنتی اکسیدانی قلب و ناحیه پیش حرکتی کورتکس مغز موش های صحرایی نر جوان پس از یک جلسه فعالیت حاد وامانده ساز بود. 64 سر موش3 ماهه (وزن26±212) در چهار زیر گروه (هر زیرگروه 16 سر) [ 1-=CW مصرف آب مقطر ؛2- CSW= مصرف عصاره آبی زعفران ؛3-= ETW مصرف آب مقطر +تمرین ؛4-= ETSW مصرف عصاره آبی زعفران +تمرین] دسته بندی شدند. موش های زیرگروه تمرین در 5 روز متوالی هفته، 5 جلسه 60 دقیقه ای با سرعت 25 متر در دقیقه در شیب 10 درصد روی نوارگردان دویدند. در پایان دوره آزمایش، نیمی از هر زیرگروه بدون وامانده شدن و نیمه دیگر بلافاصله پس از وامانده شدن قربانی شدند و مقادیر سوپراکسیداز دیسموتاز، کاتالاز، گلوتاتیون پروکسیداز، غلظت پروتئین و مالون دی آلدئید قلب و ناحیه پیش حرکتی کورتکس مغز به صورت دستی اندازه گیری شد. داده های حاصل از آنالیز واریانس دو راهه و تک راهه با اندازه گیری های مکرر نشان داد که در نتیجه وامانده سازی سطوح مالون دی آلدئید بافت های قلب (زیر گروه 1،3) و ناحیه پیش حرکتی کورتکس مغز (زیر گروه 3،2،1) بطور معناداری افزایش نشان داد. با وجود این، اثر تعاملی تمرین هوازی و عصاره زعفران (زیر گروه 3) از افزایش سطوح پراکسیداسیون لیپیدی جلوگیری کرد. نتایج تحقیق حاضرنشان داد اثر تعاملی تمرین هوازی و عصاره زعفران آسیب های اکسایشی ناشی از فعالیت های وامانده ساز را در قلب و ناحیه پیش حرکتی مغز کاهش می دهد.
یکی از نقشهای دهگانه مدیران را نقش مذاکره کننده (negotiator)می دانند.مذاکره را می توان راهی برای به دست آوردن آنچه فرد می خواهد در قراگرد تصمیم گیری بهدست اورد رانست(fisher&ury).نمونه های متداول آن مذاکره میان مدیریت وکارکنان بر سرحقوق و دستمزد ساعات کار وشرایط کاری و مذکاره میان متخصصان زنجیره تامین و واسطه ها بر سر قیمت زمان بندی تحویل وشرایط اعتبار است. تیمهای خود گردانی که کارکردهای آنها با هم تداخل دارند نیز نیازمند عقد قراردادهای مورد توافق دو طرف از راه مذاکره اند.امروزه که در محیط های کاری به افراد بیشتری فرصت مشارکت در زمان دیگر روشن شده است. هر چه افراد بیشتری در تصمیم گیریها مشارکت داشته باشند احتمال عدم توافقها نیز بیشتر خواهد شد واز آنجا کهاداره مشارکتی سازمانها به گونه روز افزونی افزایش می یاد آشنایی مدیر با مفاهیم و فراگردهای اساسی مذاکره برای برخورد یااین گونه امور روزانه اهمیت زیادی یافته است.
مقدمه: خطاهای انسانی در حوزه پزشکی به نگرانی عمومی در میان سیاسگذاران و متخصصین امر سلامت و درمان تبدیل شده است. از اینرو، این تحقیق با هدف شناسایی عوامل انسانی تاثیرگذار بر مدیریت ریسک در مرحله پیش از عمل جراحی زنان و زایمان انجام و راهکارها و بسترهای موثر بر مدیریت ریسک نیز مورد بررسی و بحث قرار گرفت.
روش بررسی: روش پژوهش پیمایشی و از نوع کاربردی است. جامعه تحقیق آن را پرستاران، سرپرستاران، بهیاران ، پزشکان و کلیه عوامل درمانی مرتبط با بیمار در مرکز آموزشی درمانی الزهرا رشت در سال 1392 تشکیل دادند. از تعداد کل جامعه پژوهش(230 نفر)، 132 نفر به روش تصادفی انتخاب شد و پرسشنامه محقق ساخته که روایی آن به کمک نظرات متخصصین بررسی و تایید شده بود پس از ارزیابی پایایی آن که حدود 6/86 درصد محاسبه گردید با استفاده از نرم افزار spss نسخه 21، آمار استنباطی از جمله آماره تی ( T ) و کای اسکور chi-square مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: بین عوامل انسانی تاثیر گذار بر مدیریت ریسک، و همچنین بین بسترها و راهکارهای موثر بر آن تفاوت آماری معناداری مشاهده شد. «عدم توجه به سابقه پزشکی و تشخیص نامناسب، عدم رعایت مسائل بهداشتی توسط کارکنان و خدمات پیش از انتقال بیمار به جراحی، عدم آمادگی تیم جراحی جهت پذیرش بیمار نیاز به جراحی» بیشترین عامل های انسانی تاثیرگذار بر مدیریت ریسک ارزیابی شدند. همچنین از دیدگاه پاسخگویان، در بین بسترها و راهکار های موثر بر مدیریت ریسک به ترتیب «استفاده از راهنمای بالینی و دستورالعمل ها و توجه به گزارش کامل پرونده بیمار، تخصیص بودجه کافی وآموزشهای کوتاه مدت و آموزشهای بلند مدت بیشترین راهکارهای موثر ارزیابی شدند.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه مرکز آموزشی درمانی الزهرا رشت بزرگترین بیمارستان زنان و زایمان دانشگاه علوم پزشکی گیلان است، ضروری است عامل های موثر بر مدیریت صحیح ریسک آن مورد بررسی قرار می گرفت. به طوریکه بر اساس نتایج بدست آمده، عامل های انسانی می تواند باعث خطرات احتمالی در مرحله پیش از عمل جراحی در این مرکز شود. همچنین نیاز است راهکارهای مطرح شده که میتواند میزان ریسک را در این مرحله کاهش و یا به عبارتی مدیریت بخشد مورد توجه سیاستگذاران و مدیران قرار گیرد.
امروزه فراگیران به عنوان یکی از ارکان نظام آموزش مهم ترین نقش را در فرایند یاددهی یادگیری ایفا می کنند. بدیهی است که عملکرد تحصیلی این فراگیران به میزان توانایی های آموخته شده یا اکتسابی آن ها در موضوعات آموزشگاهی اطلاق می شود که خود این متغیر متأثر از میزان درگیری تحصیلی یادگیرندگان در فرایند یاددهی-یادگیری است. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین درگیری تحصیلی و عملکرد تحصیلی در بین دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران بود. بدین منظور348 دانشجو (175 نفر مرد، 173 نفر زن) با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند که به پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو وتسنگ (2011) پاسخ دادند. همچنین برای عملکرد تحصیلی دانشجویان، معدل کل نمرات سال تحصیلی 94-93 مورداستفاده قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد بین درگیری تحصیلی و ابعاد آن (درگیری عاملیت، درگیری شناختی، درگیری رفتاری، درگیری عاطفی و درگیری فراشناختی) با عملکرد تحصیلی دانشجویان ازلحاظ آماری رابطه مثبت و معنی داری است. همچنین نتایج نشان داد که عملکرد تحصیلی و درگیری تحصیلی در بین زنان و مردان تفاوت معناداری وجود ندارد و درنهایت عملکرد تحصیلی و درگیری تحصیلی بین دوره های لیسانس و ارشد و دکتری تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین تحلیل رگرسیون بر عملکرد تحصیلی معنادار بود ضمناً متغیرهای درگیری تحصیلی قادر به تبیین 32 درصد تغییرات عملکرد تحصیلی است.