در مطالعه آثار فلزی تاریخی، لایه های خوردگی چگال به دلیل ارزش های فنی نهفته در آن ها از اهمیت خاص برخوردارند. در مقاله ذیل با هدف تأکید بر امکان دستیابی به شواهد مؤثر در روند تحلیل مطالعات ریزساختار و رفتار خوردگی آثار، با استناد به مطالعات خوردگی پیشین انجام شده با استفاده از میکروسکوپ های نوری (PLM) و الکترون روبشی) SEM) و روش های تجزیه (EDX و XRD)، روی نمونه آثار فلزی مکشوفه از محوطه های صرم، مارلیک، گوهر تپه، بم، زیویه، قلی درویش، لرستان و لفورک، به شواهدی چون ریزساختار فسیلی باقیمانده از دانه بندی در حلقه مکشوفه از صرم، مغزه بندی در پیکرک مارلیک، ساختار فریتی-پرلیتی در دسته خنجر فولادی زیویه، توزیع آخال سرب در قطعه مکشوفه از بم، جهت گیری آخال ها در پیکان برنزی گوهر تپه، شیب کربن در بازوبند فولادی لرستان، ترسیب دوره ای در کلاه خود اورارتو، برگشت لایه قلع در کمربند منسوب به لرستان، تبلور نمک در قطعه مطالعاتی قلی درویش و تصویر الیاف پشم در سگک مکشوفه از لفورک، مستندات مؤثری در تحلیل فرایند ساخت و رفتار خوردگی این آثار هستند. لذا مطالعه لایه های خوردگی در ایجاد رویکرد علمی حفاظت آثار اهمیت داشته و قبل از هرگونه مداخله ای باید چارچوبی صحیح برای بررسی فرآیندهای خوردگی تعریف شود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین حمایت سازمانی با کیفیت زندگی کاری کارکنان انجام شده است. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و مشارکت کنندگان پژوهش شامل 110 نفر از کارکنان اداره برق شهرستان زابل بودند که 86 نفر از آنان براساس جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون (1973) و پرسشنامه حمایت سازمانی اداراک شده آیزنبرگر و همکاران (1986) استفاده شد که در پژوهش حاضر پایایی آنها بترتیب برابر با 97/0 و 98/0 برآورد گردید. اطلاعات بدست آمده با روش آزمون t تک گروهی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان مورد سنجش قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که وضعیت حمایت سازمانی و کیفیت زندگی کاری در بین کارکنان بالاتر از حد متوسط می باشند. همچنین نتایج ضریب همبستگی پیرسون نیز نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین حمایت سازمانی با کیفیت زندگی کاری و ابعاد آن وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نیز بیانگر آن بود که متغیر حمایت سازمانی قادر به پیش بینی کیفیت زندگی کاری کارکنان می باشد.
اهداف: این مقاله، با دو هدف آسیب شناسی الگوی موجود و انتخاب الگوی مطلوب مدیریتی طرح های توسعة منطقه ای تدوین شده است. روش: این پژوهش از نظر روش شناسی توصیفی و تحلیلی است و از روش اسنادی و میدانی برای گردآوری داده ها استفاده می کند. جامعة آماری پژوهش شامل پژوهشگران و متخصصانی است که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای و روش کوکران، ۳۷۰ از آن ها به عنوان نمونه برای پرسشگری انتخاب شده اند. همچنین از ۵۰ خِبرِه برای سنجش روایی محتوایی ابزار اندازه گیری و از ۳۰ خِبرِه برای انتخاب الگوی مطلوب مدیریتی مصاحبه به عمل آمده است. از روش ANP برای وزن دهی به معیارها و از مدل PROMETHEEII برای رتبه بندی گزینه ها و انتخاب الگوی مطلوب استفاده شده است. از نرم افزارهای SPSS، Super Decision و Visual Promethee برای پردازش، وزن دهی، تحلیل و رتبه بندی استفاده شده است. روایی محتوایی ابزار با استفاده از ضریب CVR، ۸۰/۰ و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، ۹۲۶/۰ و روش گاتمن، ۸۲۷/۰ محاسبه شده است. یافته ها/ نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهند که الگوی موجود مدیریت طرح های توسعة ناکارآمد است و به اصلاح نیاز دارد. همچنین اجرای مدل PROMETHEEII نشان داد که، الگوی مبتنی بر حکمروایی خوب، الگوی مدیریت شبکه ای و الگوی مدیریت راهبردی، به ترتیب با نمرة خالص رتبه بندی ۷۱۰۶/۰، ۵۷۶۳/۰، ۰۷۸۳/۰، الگوهای برتر هستند. نتیجه گیری: در این پژوهش، این نتیجه به دست آمد که «حکمروایی شبکه ای»، الگوی مطلوبی برای مدیریت طرح های توسعة منطقه ای است. در پایان پیشنهادهای مانند ایجاد زیرساخت های ارتباطی و اطلاعاتی، زمینه سازی مدیریت مشارکتی مبتنی بر پیاده سازی حکمروایی خوب در مدیریت طرح ها ارائه شده اند.
توسعه مبتنی بر دانایی مستلزم تعیین سیاست ها و راهبردهای ملی علم و فناوری است. هدف مقاله حاضر، ارائه راهکارها و پیشنهادهایی برای ارتقای سیاست های علم و فناوری ایران است. به این منظور، روند تاریخی سیاست های توسعه صنعتی کشور با تأکید بر علم و فناوری و توانمندی های فناورانه کشور در دوره های قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران تحلیل شده است، در ادامه بخش اول مقایسه اجمالی سیاست های توسعه صنعتی ایران و کره جنوبی به عنوان نمونه یک کشور تازه صنعتی شده با هدف فرموله کردن سیاست های علم و فناوری کشور در راستای حرکت و پیشرفت با سرعت بیشتر به سوی روند صنعتی شدن صورت گرفته است. در بخش دوم، نظام ملی توسعه فناوری ایران، نهادهای سیاست گذار و تصمیم گیرنده، با هدف شناسایی نقاط قوت، ضعف ها، تهدیدها و فرصت های موجود برای تدوین سیاست ها در جهت تقویت قوت ها و بهره برداری از فرصت ها و نیز کاهش نقاط ضعف و تهدیدها معرفی شده است. بخش سوم، مشتمل بر بیان چالش های جهانی و چالش های مخصوص به ایران در برابر نظام های علوم و فناوری است. درنهایت در بخش چهارم مقاله، بر اساس بخش های اول، دوم و سوم، راهکارهای پیشنهادی برای سیاست گذاری در حوزه علم و فناوری کشور ارائه شده اند.
عوامل متعددی چون عامل ساختاری، سیاسی، اقتصادی و تاکتیکی در قوّت و ضعفِ قوای نظامیِ صفویان مؤثّر بود که هر یک مجالی جداگانه برای ارزیابی می طلبد. نوشتار حاضر به نقش و تأثیر عامل تاکتیکی در کامیابی ها و ناکامی های نظامیِ صفویان پرداخته است. در این مقاله، با بهره گیری از روش تاریخی (توصیفی تحلیلی) می خواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که ارتش صفوی در جنگ ها از چه تاکتیک های رزمی استفاده می کرد و این شیوه ها در شکست ها و پیروزی های نظامیِ صفویان چه نقشی داشت؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که صفویان عمدتاً با توجه به مقتضیّات زمانی و مکانی، موقعیت آفند یا پدافند، عِدّه و عُدّه و سایر شرایط، تاکتیک های جنگیِ متناسب با آن را برمی گزیدند که مهم ترین آن ها عبارت بود از: جنگ سلطانی، جنگ های نامنظم، جنگ قلعه، نبرد شهری و امحاء منابع. گرچه صفویان با درنظرگرفتن جوانب امر، عموماً در اتّخاذ بهترین شیوه جنگی، کامیاب بوده اند، بعضاً شیوه های نظامیِ برترِ حریف، در کنار بروز برخی اشتباهات محاسباتی و در پی آن، اتّخاذ شیوه جنگیِ نامناسب، هزینه های گزافی برای کشور و حکومت در حوزه های مختلف در پی داشته است.
تبلیغات در خلأ شکل نمیگیرد. نمیتوان از کارگزاران تبلیغات درخواست کرد که برای ""رستوران"" تبلیغی بسازند آن هم با معیارهای هنرمندانه تا مشتریان بیشتری برای رستورانها جذب کنند، بیآنکه به اصلیترین موضوع یعنی روایت ""خوردن"" نپردازند.
اکنون تبلیغات نیز نیازمند آن است تا در پرتو چهارراه علم، جلوهی تازه ای به ابعاد و اضلاعش بدهد. یکی از این ابعاد و اضلاع، درک دقیق از مفهوم خوردن است؛ نخست باید ""خوردن"" را برای انسان این عصر تحلیل کرد. بدون این تحلیل، نگاه تبلیغات بیشتر حالت بزک کرده ای است که عمدتاً در تیزرهای تلویزیونی یا کاتالوگها و بروشورها از رستورانها دیده میشود.
اثر پیش رو در باب ""خوردن"" و مفهوم دقیق آن برای انسان امروزی، کوششی است قابل تأمل. بر این پایه میتوان نمونه های تبلیغاتی را سراغ گرفت. برای ساخت تبلیغات در این باره، ضروری و الزامی است ""روایت خوردن"" گفته شود و سپس معنای تبلیغات در این باره کشف شود.