ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۴۸۱ تا ۱۱٬۵۰۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۱۱۴۸۱.

ارائه مدل مفهومی همگرایی فناوری های نوظهور در زیست بوم رایانش شناختی به منظور ارتقای امنیت سایبری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۳۹
امروزه افزایش پیچیدگی و فراوانی تهدیدات نوین سایبری، حفاظت از زیرساخت های حیاتی و داده های حساس را به چالشی حیاتی در عصر دیجیتال تبدیل کرده است. در این میان، همگرایی فناوری های نوظهور به عنوان راهکاری نوین برای بازتعریف پارادایم های امنیت سایبری مطرح می شود. این پژوهش با تمرکز بر پتانسیل های ترکیبی این فناوری ها، به بررسی امکان تبدیل رایانش شناختی از یک مفهوم نظری به ابزاری عملیاتی در مقابله با تهدیدات پیشرفته می پردازد. این مطالعه با بهره گیری از روش فراترکیب و پیروی از چارچوب هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو، به تحلیل نظام مند در حوزه های رایانش ابری، رایانش کوانتومی و رایانش شناختی پرداخته است. بر این اساس، یک مدل مفهومی سه لایه توسعه یافته که لایه زیرساخت شامل تلفیق منابع ابری و رایانش کوانتومی، لایه شناختی شامل الگوریتم های خودآموز و تحلیل شناختی و لایه کاربرد شامل بهینه سازی تصمیم سازی امنیتی است. همگرایی این فناوری ها موجب کاهش زمان تشخیص ناهنجاری ها، افزایش دقت پیش بینی حملات و بهینه سازی مصرف منابع رایانشی می شود. همچنین، ادغام پردازش کوانتومی در لایه زیرساخت، امکان حل مسائل غیرخطی امنیتی را در مقیاس در پی دارد. یافته ها مؤید آن است که زیست بوم پیشنهادی نه تنها آگاهی وضعیتی امنیت سایبری را ارتقا می دهد، بلکه از طریق یادگیری تقویتی و توزیع هوشمند منابع، قابلیت پاسخگویی به تهدیدات ناشناخته را نیز فراهم می کند. این پژوهش گامی اساسی در جهت تبدیل رایانش شناختی به یک سامانه خودگردانِ مقیاس پذیر است که می تواند به عنوان راهکاری پیشگیرانه در معماری امنیت سایبری ملی به کار گرفته شود.
۱۱۴۸۲.

مقایسه تأثیر آموزش تنظیم هیجان و مداخله مبتنی بر شفقت بر نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی در دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پر خطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۵۹
زمینه: رفتارهای پرخطر در نوجوانان می تواند آسیب های جدی و گاه غیرقابل جبرانی به همراه داشته باشد. بنابراین به کارگیری مداخلات روانشناختی مبتنی بر شواهد برای این نوجوانان یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه تأثیر آموزش تنظیم هیجان و مداخله مبتنی بر شفقت بر نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی در دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پرخطر بود. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم دارای رفتارهای پرخطر شهر بهبهان در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه پژوهش 45 نفر از دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر بهببهان بود که با توجه به ملاک های ورود به پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایشی و گواه گمارده شدند. هر سه گروه در مرحله پیش آزمون به پرسشنامه های پژوهش مقیاس سنجش رفتارهای پرخطر (مرکز پیشگیری و کنترل بیماری های آمریکا، 1995)، مقیاس مشکلات در نظم جویی هیجانی (گراتز و روئمر، 2004) و پرسشنامه خودتوانمندسازی اجتماعی (فلنر و همکاران، 1990) پاسخ دادند. سپس آزمودنی های هر کدام از گروه های آزمایش، آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر شفقت را در 8 جلسه 90 دقیقه ای (هر هفته یک جلسه) به صورت گروهی دریافت کردند، درحالی آزمودنی های گروه گواه در لیست انتظار بودند و هیچ گونه مداخله ای در طول اجرای پژوهش دریافت نکردند. پس از اتمام مداخله ها مجدداً همه آزمودنی ها پرسشنامه های پژوهش را به عنوان پس آزمون تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS.24 و با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر شفقت به طور معنادار بر نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی دانش آموزان تأثیرمعناداری دارند (05/0 >P). نتایج آزمون های تعقیبی بنفرونی نشان داد که آموزش تنظیم هیجان در مقایسه با درمان مبتنی بر شفقت بر بهبود نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی دانش آموزان دارای رفتارهای پرخطر تأثیر بیشتر داشته است (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت آموزش مهارت های تنظیم هیجانی و شفقت به خود می توان نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی دانش آموزان را بهبود بخشد. بنابراین به متولیان آموزشی پیشنهاد می شود با اجرای آزمون های غربالگری برای رفتارهای پرخطر و متناسب سازی مداخلات از آموزش تنظیم هیجانی و شفقت به خود به عنوان مداخلات مبتنی بر شواهد در جهت بهبود مهارت های رفتاری، شناختی و هیجانی این افراد استفاده کنند.
۱۱۴۸۳.

نقش میانجی باورهای مذهبی و معنا در زندگی در رابطه شدت حوادث استرس زا با سلامت روان در زنان خیانت دیده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۵۸
زمینه: خیانت زناشویی به عنوان یکی از عوامل استرس زای شدید، می تواند تأثیرات عمیقی بر سلامت روان افراد داشته باشد. باورهای مذهبی و معنا در زندگی به عنوان منابع روانشناختی، نقش مهمی در کاهش اثرات منفی حوادث استرس زا ایفا می کنند. با این حال، پژوهش های محدودی به بررسی نقش میانجی این متغیرها در ارتباط میان شدت حوادث استرس زا و سلامت روان، به ویژه در زنان خیانت دیده، پرداخته اند. این شکاف پژوهشی ضرورت بررسی دقیق تر این روابط را برجسته می کند. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی باورهای مذهبی و معنا در زندگی در رابطه شدت حوادث استرس زا با سلامت روان در زنان خیانت دیده بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان خیانت دیده مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی، بهزیستی و اورژانس اجتماعی شهرستان جهرم طی 3 ماهه دوم سال 1402 بودند که از این میان تعداد 360 با روش نمونه گیری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های سلامت روانی (ویتوویر، 1983)، ارزیابی میزان فشار روانی استرس (هولمز و راهه، 1967)، باورهای مذهبی (جورج، 1998)، معنا در زندگی (استگر و اویشی، 2004) بودند. داده ها با نرم افزارهای Spss نسخه 26 و Smart PLS نسخه 3 با سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد شدت حوادث استرس زا و سلامت روانی (05/0 <P)، رابطه مستقیم شدت حوادث استرس زا و معنا و هدف زندگی (05/0 <P) و رابطه مستقیم شدت حوادث استرس زا و باورهای مذهبی (05/0 <P) رابطه مستقیم نداشتند، رابطه مستقیم معنا و هدف زندگی و سلامت روانی (05/0 >P)، رابطه مستقیم باورهای مذهبی و سلامت روانی (05/0 >P) و رابطه مستقیم باورهای مذهبی و معنا و هدف زندگی (05/0 >P) از نظر آماری معنی دار بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، باورهای مذهبی و معنای زندگی در زنان قربانی خیانت نقش واسطه ای در کاهش شدت حوادث استرس زا بر سلامت روان داشتند، از این رو، آگاهی متخصصان حوزه های روانشناسی، مشاوره و سلامت از این مدل می تواند در جهت ارتقای سلامت روان این دسته زنان بسیار مؤثر و کمک کننده باشد.
۱۱۴۸۴.

تحلیل زیست پذیری شهر چابهار با تأکید بر رویکرد توسعه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۱۳
رشد شهرنشینی با تأکید بر رویکرد توسعه شهری نابسامانی های متعددی را به همراه آورده که موجب کاهش وضعیت زیست پذیری شهروندان در ابعاد محیطی، کالبدی، اقتصادی و اجتماعی شده است. زیست پذیری شهری از مفاهیم و رویکردهای اخیر جهان در چارچوب گفتمان پایداری است که در دهه ی اخیر در قلمروی شهری و در مقیاس های مختلف ، به عنوان صفت و وضعیت مطلوب و یا رویکرد و راهکار بهبود شرایط زیست در آن ها مورد توجه قرارگرفته است. به گونه ای که هم اکنون در مطالعات شهری ایران نیز، توجه به مفهوم زیست پذیری، اصول، ابعاد و شاخص های آن، هرچند به صورت محدود، مورد توجه قرارگرفته است. سه محور مورد توجه این پژوهش شناخت وضعیت موجود زیست پذیری، ابعاد و معیارهای اثرگذار و به وجود آورنده آن و بررسی پیامدها و نتایج وضعیت کنونی زیست پذیری در شهر چابهار است. هدف پژوهش تحلیل زیست پذیری شهر چابهار با رویکرد توسعه شهری است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تحلیلی و از نظر روش کیفی- کمی است.روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای است.جامعه ی آماری تحقیق را 80 نفر از کارشناسان ذی ربط شهر چابهار و اساتید جغرافیا و برنامه ریزی شهری تشکیل می دهند و تکنیکی که در این راستا استفاده شده تکنیک دلفی است. روش نمونه گیری مورد استفاده در پژوهش حاضر احتمالی و از نوع طبقه ای بوده است. ا بزار گردآوری داده ها پرسشنامه از نوع بسته است. برای تحلیل داده ها از مدل تاپسیس استفاده شده است. نتایج یافته ها نشان می دهد که متغیر اقتصادی با 967/0 امتیاز رتبه یک و متغیر کالبدی با امتیاز 914/0 رتبه دوم را به خود اختصاص دادند و متغیرهایی هستند که بیشترین تأثیر را بر سطح زیست پذیری شهر چابهار با تأکید بر توسعه شهری گذاشتند.
۱۱۴۸۵.

Anthropology and the Formation of Humanities and Social Sciences; A Study from Philosophical Anthropology to Social Theories

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۵۸
This article investigates the foundational role of philosophical anthropology in shaping social, legal, and political theories across both Islamic and Western intellectual traditions. It argues that any theory in human sciences is necessarily rooted in an underlying conception of the human being. Drawing upon Aristotle’s fourfold causality-efficient, final, material, and formal causes-the article demonstrates that philosophical anthropology is not merely a background assumption but the structural core of theory formation. The study has hired an analytical and intellectual method, systematically examining the internal logic of philosophical texts and ideas to identify how anthropological premises inform broader theoretical architectures.Through a comparative case study of Abu Nasr al-Farabi and Karl Marx, the article illustrates how divergent anthropologies—metaphysical and teleological in the former, materialist and historical in the latter—give rise to distinct visions of society and governance. Al-Farabi’s conception of the rational soul and hierarchical faculties grounds his model of the virtuous city (Utopia) , while Marx’s notion of the human as a laboring, self-transforming species-being underlies his critique of capitalism and vision of emancipation. Despite methodological and cultural differences, both thinkers reveal that social and political systems are ultimately constructed upon philosophical understandings of human nature. By centering  philosophical anthropology at the middle of interdisciplinary inquiry, the article calls for a renewed focus on the human essence as the necessary starting point for reforming or generating coherent knowledge systems in the humanities and social sciences.
۱۱۴۸۶.

طراحی مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس عملکرد عصب شناختی با میانجی گری سرمایه روان شناختی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۲۹
زمینه: خشونت خانگی و خیانت زناشویی از جمله رویدادهایی است که ضمن متأثر کردن روابط زوجین به صورت منفی، می توانند موجب از هم گسیختگی خانواده و جدایی زوجین از یکدیگر شوند. مطالعات پیشین به بررسی روبط بین عملکرد عصب شناختی و سرمایه روانشناختی با خشونت خانگی و خیانت زناشویی پرداخته اند، اما تا کنون پژوهشی که گرایش به خشونت خانگی را بر اساس عملکرد عصب شناختی با میانجی گری سرمایه روانشناختی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بررسی کند، انجام نشده است. هدف: هدف از انجام این پژوهش، طراحی مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس عملکرد عصب شناختی با میانجی گری سرمایه روانشناختی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش: روش مطالعه حاضر توصیفی-همبستگی بود که با روش تحلیل مسیر انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی زنان درگیر با مسئله خیانت زناشویی همسر بود که در سال 1401 به مراکز مشاوره منطقه 5 شهر تهران مراجعه کرده بودند. 323 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد و با روش در دسترس از بین زنان درگیر در خیانت زناشویی مراکز مذکور انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در پژوهش شامل چهار پرسشنامه خیانت زناشویی (ینیسری و کوکدمیر، 2006)، سرمایه روانشناختی (لوتانز و همکاران، 2007) خشونت خانگی (محسنی تبریزی و همکاران، 1391) و توانایی شناختی (نجاتی، 1392) بود. هم چنین برای تحلیل داده های پژوهش از نسخه 26 نرم افزار SPSS و نسخه 3 نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که بین عملکرد عصب شناختی با گرایش به خشونت خانگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی رابطه مستقیم وجود دارد (05/0 P<). بین عملکرد عصب شناختی با گرایش به خشونت خانگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی با میانجی گری سرمایه روانشناختی رابطه غیرمستقیم وجود دارد (05/0 P<). هم چنین مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس عملکرد عصب شناختی با میانجی گری عامل سرمایه روانشناختی دارای برازش مطلوب است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده پیشنهاد می شود زوج درمانگران در جهت پیشگیری از خشونت خانگی و متعاقب آن خیانت زناشویی، از راهکارهای لازم جهت کاهش اثرات عملکرد عصب شناختی و تقویت سرمایه روانشناختی استفاده کنند.
۱۱۴۸۷.

تحلیل و نقد ابعاد حقوقی دستورالعمل و شیوه نامه پذیرش مطالبات قراردادی (فاکتورینگ) بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۴۸
فاکتورینگ از مهم ترین روش های تأمین مالی به ویژه تأمین مالی زنجیره تأمین در سطح جهانی است که با هدف بهبود فضای کسب وکار، بهینه سازی مدیریت سرمایه در گردش و تسهیل فرآیندهای تأمین مالی، وارد نظام بانکی ایران شده است و با ابلاغ دستورالعمل و ضوابط مربوطه از جانب بانک مرکزی به تازگی اجرایی نیز گردیده است. از آنجا که ابهامات و نقایص موجود در این مقررات علی الخصوص تناسب نداشتن قالب انتخابی بانک مرکزی (ماده10 قانون مدنی) به عنوان ماهیت فاکتورینگ موجب بروز چالش هایی در زمینه نظری شده که بی تردید در مرحله اجرایی و رسیدگی قضایی نیز نمودار می شود؛ لذا چیستی و تعیین ماهیت حقوقی فاکتورینگ سوال اصلی نوشتار حاضر است که نگارنده با تحلیل ماهیت و منشأ قرارداد بر این باور است که آنچه با این روش بیشترین سازگاری را دارد «بیع طلب» (بیع دین) است که اتفاقاً احکام آن نیز از مقررات مختلف بانک مرکزی درباره فاکتورینگ قابل استخراج است. در پژوهش حاضر، پس از آشنایی با مفاهیم بنیادین فاکتورینگ، در پرتو مبانی حقوق ایران، ماهیت حقوقی آن تحلیل شده، شروط انعقاد و تعهدات اطراف آن با توجه به ماهیت انتخابی تبیین گردیده، وجوه تمایز آن با سایر ابزارها و روش های مشابه تبیین شده و نقایص مقررات مزبور تشریح گردیده و پیشنهادهایی برای اصلاح آنها ارائه شده است. کاربست نتایج این نوشتار سبب بهبود چهارچوب های قانونی و نظارتی مرتبط با فاکتورینگ و افزایش شفافیت در اجرا شده و می تواند به قانون گذاران، فعالان اقتصادی و موسسات اعتباری در بهره برداری بهتر از فاکتورینگ کمک کند و زمینه توسعه بیشتر این روش را در ایران فراهم آورد.
۱۱۴۸۸.

Animal Rights in Wartime: A Comparative Study of Islamic and Christian Teachings(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۲۹
The present study aims to examine the ethical and jurisprudential aspects of animal rights in the context of war according to Islamic and Christian doctrines. This topic holds a significant ethical and legal position within traditions, reflecting different historical and cultural backgrounds as well as varied approaches to the issue. The primary research question is to analyze and critically compare Islamic and Christian perspectives on respecting animal rights during armed conflict, while also examining the related intellectual developments. The study aims to delineate the theoretical and practical frameworks of both religions in this field and to extract their points of convergence and divergence. The research methodology is based on a content analysis of sacred texts, jurisprudential and theological literature, and a descriptive-analytical review of the viewpoints of prominent thinkers from both religious schools. The findings indicate that within Islam, the killing and abuse of animals during war are strictly limited and only permitted in cases of necessity, with adherence to ethical principles. These teachings have demonstrated remarkable stability and continuity from the inception of Islam to the present. In contrast, Christian teachings have historically legitimized and, at times, mandated the killing of animals during wartime. Until the late twentieth century, the dominant Christian stance was not strongly protective of animal rights. However, contemporary philosophical and cultural transformations within Christianity have led to a fundamental reassessment and orientation towards the preservation and protection of animal rights in armed conflict. This study demonstrates that while Islam maintains a consistent theoretical and practical position, Christianity has undergone a significant historical evolution in its attitude towards animal rights during wartime.
۱۱۴۸۹.

Contentment and Submission in the Theology of the Abrahamic Religions: An Aesthetic Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۹۰
Thie present study aims to examine the concepts of contentment ( Riḍā ) and submission ( Taslīm ) within the religious traditions of Judaism, Christianity, and Islam. Employing an aesthetic-theological approach, it seeks to elucidate the role of these concepts in human spiritual experience. The research focuses on the analysis of sacred texts, commentaries, and relevant intellectual sources from these three religions, demonstrating that contentment and submission possess not only ethical and devotional dimensions but also shape an aesthetic and theological experience within human relationships with God and the world. The article explicates the commonalities and differences in the perspectives of these three religious traditions regarding contentment and submission, showing that an aesthetic understanding of these concepts can provide a deeper and more comprehensive comprehension of spiritual experience. The study's findings can provide a theoretical foundation for future interdisciplinary research in the field of aesthetic theology and demonstrate the intimate and reciprocal relationship between beauty and spiritual experience in the Abrahamic religions.
۱۱۴۹۰.

واکاوی وضعیت مدیریت دانش در بدنه پژوهش های علم اطلاعات و دانش شناسی: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: در این پژوهش به تحلیل پژوهش های مدیریت دانش در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی اعم از مقاله های علمی- پژوهشی و پایان نامه ها با روش مرور نظام مند پرداخته شده است. هدف این پژوهش، شناسایی هدف و نوع پژوهش، جامعه و ابزار، الگوها و مدل های پر استفاده و موضوع هایی بود که در پژوهش های مدیریت دانش در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی طی بیست سال اخیر در ایران استفاده شده اند. این کار با هدف شناسایی قوت ها و کاستی های احتمالی این مطالعه ها انجام شد. روش : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نوع کمّی بوده است که با شیوه مرور نظام مند انجام شد. جامعه آماری شامل 130 مقاله پژوهشی حاصل از مطالعات کمّی و کیفی انجام شده در ایران است که در فاصله 1383-1402 در حوزه مدیریت دانش در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی به زبان فارسی منتشر شده اند (تعداد مدارک نهایی 130 مورد بود). این پژوهش با استفاده از روش مرور نظام مند پتیکرو و رابرت در 12 گام انجام شده است. یافته ها: مطابق یافته های این مطالعه، تنوع بستر در پژوهش های بررسی شده، زیاد است. البته این تنوع به گوناگونی کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی برمی گردد. نتایج این پژوهش نشان داد 9 بستر متفاوت در این مطالعه ها برای پژوهش انتخاب شده اند. حدود نیمی از پژوهش های این حوزه در بستر کتابخانه های دانشگاهی انجام شده اند. پس از این مراکز، کتابخانه های عمومی بستر 20 درصد این مطالعه ها بوده اند و سهم سایر کتابخانه ها و مراکز ناچیز است. جامعه اغلب این پژوهش ها، کتابداران، مدیران، کارکنان کتابخانه ها و اعضای هیأت علمی و ابزار رایج پژوهش ها، پرسشنامه بوده است و این ابزار تقریباً در 90 درصد مطالعه ها به کار گرفته شده است. افزون بر این نکته، مشخص است که تعداد قابل توجهی از این پرسشنامه ها توسط متخصصان و پژوهشگران طراحی و ساخته شده اند. 11 مدل، در حدود 22 درصد از مطالعه های این حوزه مورد استفاده قرار گرفته اند. پرتکرارترین آنها مدل هیسیگ و مدل بکوویتر و ویلیامز است. اصلی ترین موضوع پژوهش های این حوزه، کاربست، پیاده سازی و اجرای مدیریت دانش (38/25 درصد) است. همچنین بررسی ارتباط مدیریت دانش با سایر متغیرها و موضوع ها (1/23 درصد) است. پس از این دو موضوع اصلی، فرهنگ سازمانی و بررسی زیرساخت (به ترتیب با 22/12 درصد و 33/9 درصد) به عنوان موضوع پرتکرار در این پژوهش ها شناسایی شدند. افزون بر متغیرهایی مانند نوآوری و سرمایه اجتماعی که ارتباط آنها با مدیریت دانش با تکرار بالا بررسی شده است (به ترتیب 6 و 3 درصد)، حداقل 13 متغیر یا حوزه موضوعی دیگر نیز (مانند خلاقیت، کارآفرینی، سبک های مدیریتی، یادگیری سازمانی، بهره وری و غیره) در این رابطه مورد بررسی قرار گرفته که بیانگر تنوع موضوعی بالا در این موضوع است. نتیجه گیری: کتابخانه های ایران مانند سایر سازمان ها از اهمیت و تأثیر استفاده و سودمندی کاربست مدیریت دانش غافل نیستند. تأکید وسیع پژوهشگران -که از اختصاص تعداد قابل توجه پژوهش ها مشخص است-، نشان می دهد ارزیابی میزان آمادگی این مراکز اصلی ترین دغدغه است. به رغم گذشت بیش از سه دهه پژوهش، همچنان کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی در ایران تجربه اندکی در اجرا و پیاده سازی مدیریت دانش دارند و این موضوع همچنان به مرحله بلوغ در اجرا نرسیده است. پژوهش های بررسی شده نشان از تمرکز بر آماده سازی مقدمه مدیریت دانش دارند؛ اما بخش اصلی یعنی اجرا هنوز به واقعیت نپیوسته است. تعداد پژوهش هایی که با بررسی میزان آمادگی، شناسایی عوامل مؤثر بر مدیریت دانش و موانع آن انجام شده، به اندازه ای است که بتوان گفت، زمان لازم برای اجرایی سازی مدیریت دانش در این مراکز فرا رسیده است. در ایران پژوهش های مدیریت دانش در بستر کتابخانه ها رو به افزایش است. این پژوهش ها زمینه لازم را برای اجرای مدیریت دانش تا اندازه زیادی فراهم کرده اند و اکنون زمان اجرای آن و بهره مندی از سودمندی های مدیریت دانش در عمل در این سازمان ها است.
۱۱۴۹۱.

بررسی نقش پایبندی دینی بر مؤلفه های سلامت عمومی در بین زنان جوان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۱
زمینه: سلامت عمومی، که ابعادی چون سلامت جسمی، روانی و اجتماعی را در بر می گیرد، برای رفاه فردی و اجتماعی حیاتی است و بهبود آن در زنان جوان، با توجه به نقش کلیدی شان در جامعه، اهمیت مضاعفی دارد. در این راستا، پایبندی دینی به عنوان یک متغیر پیش بین، می تواند بر مؤلفه های سلامت عمومی تأثیرگذار باشد، اما مطالعات جامعی که به بررسی دقیق این رابطه و سازوکارهای آن در میان زنان جوان شهر تهران بپردازند، محدود است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پایبندی دینی بر مؤلفه های سلامت عمومی در بین زنان جوان شهر تهران انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با ماهیت توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان جوان (18-35 سال) مناطق 2 و 16 تهران در سال 1403 بودند که از میان آن ها نمونه ای 384 نفری با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و سپس تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ابعاد پنجگانه دینداری (گلاک و استارک، 1974) و پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ، 1972) گردآوری و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) در SPSS نسخه 26 و در سطح معناداری 05/0 تحلیل انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که دینداری همبستگی منفی با مؤلفه های سلامت عمومی شامل شکایت های جسمانی، اضطراب، افسردگی و ناسازگاری اجتماعی دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره حاکی از آن بود که ابعاد چهارگانه دینداری (اعتقادی، عاطفی، پیامدی و مناسکی) در مجموع تأثیر معنی داری بر سلامت عمومی زنان جوان داشته اند (002/0 >p). این ابعاد قادر به تبیین 7/11 درصد از واریانس سلامت عمومی زنان جوان تهرانی بودند. نتیجه گیری: دینداری ارتباط مثبتی با ارتقای سلامت عمومی زنان دارد. بر این اساس، با تقویت دینداری می توان از آن به عنوان عاملی آرامش زا و کاهش دهنده اضطراب و افسردگی بهره گرفت. لذا، پیشنهاد می شود سیاست گذاران و متخصصان سلامت روان، برنامه های مداخله ای و دوره های آموزشی مبتنی بر ارزش های دینی را برای ارتقای جامع سلامت روان زنان جوان طراحی و اجرا نمایند.
۱۱۴۹۲.

مقایسه اثربخشی آموزش خودتنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی بر تعامل والد- فرزند و انعطاف پذیری شناختی مادران دارای کودکان مبتلا به کم توانی ذهنی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۴
زمینه: داشتن فرزند با نیازهای خاص بر عقاید، باورها، افکار و احساسات آن ها تأثیر قابل ملاحظه ای دارد، تا جایی که مادران چنین کودکانی احساسات مختلفی از جمله سردرگمی، تلخ کامی، تکذیب و انکار، افسردگی، ناامیدی و بسیاری از احساسات منفی متفاوت را تجربه می کنند که این خود بر میزان تاب آوری و رفتار سرسختانه آن ها تأثیر منفی می گذارد، بررسی راهبردهای مؤثر برای تقویت سازگاری شناختی و روابط عاطفی، به منظور ارتقای کیفیت زندگی و کاهش تنش های مادران ضروری است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش خودتنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی بر تعامل والد- فرزند و انعطاف پذیری شناختی و مادران دارای کودکان مبتلابه کم توانی ذهنی خفیف انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری پنج ماهه سه گروهی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودکان مبتلا به کم توانی ذهنی خفیف مراجعه کننده به مدارس استثنایی شهر سمنان در سال تحصیلی 1403 بودند. از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. شرکت کنندگان 30 نفر بودند که به صورت تصادفی در سه گروه 10 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) قرار گرفتند. همه آن ها پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال، ۲۰۱۰) و مقیاس رابطه والد-فرزند (پیانتا، 1994) را تکمیل کردند. از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر به کمک نرم افزار آماری SPSS22 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تأثیر آموزش تنظیم هیجان و ذهن آگاهی بر بهبود انعطاف پذیری شناختی و تعامل والد-فرزند و مؤلفه های آن ها در پس آزمون و پیگیری معنادار بود. اثر تعامل زمان و گروه برای انعطاف پذیری شناختی (001/0 =p، 635/66 =F)، نزدیکی (001/0 =p، 883/59 =F)، وابستگی (001/0 =p، 756/36 =F)، تعارض (001/0 =p، 428/25 =F)، رابطه مثبت کلی والد فرزند (001/0 =p، 973/39 =F) معنی دار بود. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد هر دو مداخله تنظیم هیجان و ذهن آگاهی در بهبود کلی انعطاف پذیری شناختی و تعامل والد-فرزندمؤثرند، اما این اثربخشی در سطح مؤلفه های خاص محدود است. این یافته ها لزوم ترکیب روش های آموزشی و هدف گذاری مؤلفه های خاص در مطالعات آتی را پررنگ می کند.
۱۱۴۹۳.

نقش قضا و قدر و اختیار انسان در بروز مشکلات روان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۰
مقدمه: مسئله قضا و قدر همواره از مهم ترین مباحث در حوزه فلسفه، عرفان و کلام اسلامی و از بنیادی ترین مفاهیم مؤلفه های شناختی-فرهنگی بوده است . این موضوع نه تنها در فضای نظری و انتزاعی جایگاه ویژه ای دارد، بلکه تأثیر عمیقی بر درک انسان از هستی، سرنوشت و رابطه او با خداوند دارد . هدف: بررسی تأثیر باور به قضا و قدر به عنوان جلوه ای از علم الهی و میزان اختیار ادراک شده بر سلامت روان افراد است. روش: این مطالعه مرور سیستماتیک بر مبنای روش های استاندارد مرور مقالات علمی انجام شد. برای گردآوری داده ها از پایگاه های علمی معتبر مانند Scopus ,PubMed ,Web of Science وPsycINFO استفاده شد. فرآیند انتخاب مطالعات، براساس دستورالعمل های PRISMA انجام شد که نسخه به روز شده آن در سال ۲۰۲۰ منتشر شده است. یافته ها: یافته های حاصل از ادبیات نظری و تجربی نشان می دهد که تفسیرهای جبری گرایانه از قضا و قدر، اغلب با افزایش درماندگی آموخته شده، اضطراب، و افسردگی همراه است. در مقابل، باور به اختیار و مسئولیت فردی موجب افزایش تاب آوری روان شناختی، خودکارآمدی، و کاهش آسیب پذیری روانی می شود. همچنین بررسی آموزه های دینی، به ویژه در سنت اسلامی، نشان می دهد جهان هستی نظامی پویا و سیال دارد و هر موجودی در مسیر تحول و تکامل خویش، با اختیار خود در تعیین سرنوشتش نقش دارد، در حالی که این اختیار نیز در چهارچوب نظام کلی قضا و قدر الهی قرار می گیرد. که قضا و قدر لزوماً نفی کننده اختیار نیست، بلکه می تواند با مسئولیت پذیری تلفیق شود و چارچوبی معناگرا برای مواجهه با رنج فراهم آورد. نتیجه گیری: بر این اساس، نگرش تعادلی میان قضا و قدر و اختیار، رویکردی سازنده در تبیین، پیشگیری و مداخله در حوزه اختلالات روان شناختی به شمار می آید
۱۱۴۹۴.

بازیابی ساختار فضایی شهر غزنۀ افغانستان بر پایۀ مطالعات باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۶۵
شهر باستانی «غزنه» از شهرهای مهم دوران اسلامی و پایتخت دودمان غزنویان بوده است که در 6کیلومتری شمال شهر امروزی غزنی واقع شده است. اهمیت راهبردی این شهر در تحولات تاریخی و تمدنی دوران اسلامی سبب آن گشت تا پس از جنگ جهانی دوم موردتوجه باستان شناسان قرار گیرد و به تناوب کاوش هایی در محوطه های باستانی آن انجام شود. از آنجایی که اغلب پژوهش هایی که تاکنون درخصوص شهر غزنین در دوره غزنوی انجام شده است، برپایه منابع تاریخی بوده و پژوهش هایی که از منظر باستان شناسانه نیز به مطالعه این شهر پرداخته اند، عمدتاً برپایه کاوش های هیئت ایتالیایی در بخش اشرافی شهر و آثار یافت شده از کاخ های دودمان غزنویان می پردازند؛ از این رو، کاوش های اخیر هیئت افغانستانی در ناحیه میانِ دو مناره که پژوهش پیشِ رو براساس نتایج آن نوشته شده است، از این حیث می تواند اهمیت یابد که به مطالعه بخش عوام نشین شهر پرداخته و هدف اصلی نگارش این جستار نیز روشن ساختن ابعاد زندگی روزمره شهری در این دوره در این بخش از شهر بوده است؛ چراکه به باور نگارندگان در شناخت کامل این شهر در این عصر پژوهش پیرامون این بخش اهمیت فراوانی دارد. باوجود سلامت نسبی بافت تاریخی و آثار معماری شهر غزنه، تاکنون مطالعه جامعی که بتواند ساختار فضایی آن را مشخص سازد به انجام نرسیده است؛ از این روی، پژوهشی جامع در دستور کار قرار گرفت تا به این پرسش که تحولات فضایی شهر غزنه چگونه بود؟ پاسخ گوید و فرم فضاهای شهر را در دوران رونق آن بازیابی نماید. در نیل به این هدف، بررسی هایی در بافت تاریخی شهر انجام یافت و نتایج مطالعات میدانی در انطباق با مندرجات منابع مکتوب قرار گرفتند. درنتیجه، مشخص گردید که استقرارهای زیرین محله، پیرامون مناره های «مسعود سوم» در ادوار پیش از اسلام شکل یافته اند.
۱۱۴۹۵.

پیش بینی رفتار خوردن بر اساس توانمندی ایگو و بی اعتبارسازی هیجانی در زنان چاق مبتلا به دیابت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۳
هدف پژوهش حاضر پیش بینی رفتار خوردن بر اساس توانمندی ایگو و بی اعتبارسازی هیجانی در زنان چاق مبتلا به دیابت بود. طرح پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان چاق مبتلا به دیابت مراجعه کننده به مراکز درمانی دیابت وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1403 بود که تعداد آن ها بر اساس آمار مراکز درمانی، 200 هزار نفر گزارش شد که از بین آنها به صورت دردسترس 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس رفتار خوردن داچ ون اشتراین (DEBQ، 1986)، مقیاس توانمندی ایگو مارکستروم و همکاران (SES، 1997)، و مقیاس بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده زلینسکی (PIES، 2016) بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل رگرسیون از نوع همزمان بود. نتایج نشان داد که توانمندی ایگو و بی اعتبار سازی هیجانی در مجموع 9/17 درصد رفتار خوردن را تبیین می کنند (05/0>P). نتیجه گیری می شود توانمندی ایگو رفتارهای خوردن سالم تر را تسهیل می کرد، در حالی که بی اعتبارسازی هیجانی با افزایش رفتارهای خوردن هیجانی و ناسالم مرتبط بود.
۱۱۴۹۶.

ذات گرایی جدید مسیر بازسازی فلسفه و فلسفۀ علم اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۰
علم فیزیک سه مقطع پیشانیوتنی، نیوتنی، و کوانتومی را پشت سر گذاشته است. هر مقطع دارای لوازم فکری فلسفی خاص به خود بوده است. فیزیک پیشانیوتنی به ذات گرایی و واقع گرایی قدیم (و به تعبیری، خام) و به فلسفه متقدمین و فلسفه اسلامی، فیزیک نیوتنی به ضدّذات گرایی و ضدّواقع گرایی و به غالب فلسفه های معاصری که در ایران رواج دارند، و فیزیک کوانتومی به ذات گرایی و واقع گرایی جدیدی، که عمدتاً در ایران ناشناخته است رهنمون شده اند. فلسفه اسلامی که در بستر فیزیک پیشانیوتنی به بار نشسته و به ذات گرایی و واقع گرایی قدیم رهنمون شده است، با ظهور فیزیک نیوتنی و لوازم ضدّذات گرایانه و ضدّواقع گرایانه آن، توان پیشروی خود را از دست داد و ناچارا دست بسته در کناری نظاره گر مانده است. فلسفه اسلامی برای اینکه بازسازی شده و امروزین گردد به یاری جریان ذات گرایی و واقع گرایی جدید نیازمند است. فلسفه اسلامی با تحلیل، نقد و بازسازی ذات گرایی جدید و به تبع آن، بازسازی خود، می تواند از منظری ذات گرایانه و واقع گرایانه، به بازسازی فلسفه عمومی، معرفت شناسی و فلسفه علم مبادرت ورزیده و به تبع آن ها در پیشبرد واقع بینانه سایر علوم و امور، و به تبع آن ها در حلّ و فصل واقع بینانه مسائل و مشکلات، سهم به سزائی داشته باشد.
۱۱۴۹۷.

تحلیل عوامل مؤثر بر مهاجرت به شهر ابهر با تأکید بر مؤلفه اقتصادی و مبادی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۵
هدف: توسعه قطبی در ایران در شش دهه اخیر، به توزیع ناعادلانه فرصت ها، منابع و سرمایه گذاری ها و ناترازی مناطق منجر شده است. در این فرایند، شهرها به عنوان قطب ها، مراکز و نقاط رشد، نقش محوری را در شکل دهی مهاجرت و جذب مهاجران در کشور ایفاء کرده اند. شهر ابهر نیز به عنوان یکی از این نقاط رشد، با امواج گوناگون مهاجرت ها در چند دهه اخیر مواجه بوده است. روش پژوهش: در مقاله حاضر که ماهیت توصیفی و تحلیلی و هدف کاربردی دارد، مبادی، عوامل و حجم مهاجرت به شهر ابهر بررسی و تحلیل شده است. جامعه آماری این پژوهش، 34887 خانوار (سرپرستان خانوار) ساکن شهر ابهر بوده است. حجم جامعه نمونه، تعداد 380 خانوار بوده که با استفاده از فرمول کوکران محاسبه گردید. داده ها و اطلاعات از نوع کمی و کیفی بود و به دو روش کتابخانه ای-اسنادی و میدانی (مصاحبه و پرسشنامه) به دست آمده است. برای نمونه گیری، از روش تصادفی نظام مند استفاده شد. بازه زمانی این پژوهش، سال 1335 تا 1400 ه.ش است. برای پردازش و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و تکنیک آماری رگرسیون چندگانه و برای تحلیل داده های مکانی و تهیه نقشه ها از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده شده است. یافته ها: نتایج این پژوهش حاکی است که 57/63 درصد مهاجران به شهر ابهر از مبادی روستایی و 42/37 درصد از مبادی شهری مهاجرت کرده اند. بیشترین و کمترین نسبت مهاجران به این شهر، به ترتیب از مبادی شهرستان های ابهر (47/63 درصد) و سلطانیه (1/58 درصد) بوده است. براساس نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه، عوامل اقتصادی (0/49) بیشترین و عوامل تفریحی-توریستی (0/23) کمترین نقش را در مهاجرت به شهر ابهر ایفاء کرده اند. نتیجه گیری: بدین سبب، مهم ترین راهکار پیشنهادی پژوهش، کاهش نابرابری های منطقه ای از طریق توزیع متعادل فرصت های شغلی، امکانات و خدمات میان شهر ابهر و مناطق روستایی پیرامون است.
۱۱۴۹۸.

Cross-Cultural Perspectives on ChatGPT Acceptance: A Mixed-Methods Study Comparing Iranian EFL Learners and International Students in the UK

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۳
This study investigated the acceptance of ChatGPT as a language learning tool among 536 learners, including international English language learners in the UK (N = 414) and Iranian EFL learners (N = 122), highlighting cross-cultural differences in technology adoption. Using a mixed-methods approach guided by the Technology Acceptance Model (TAM), which also incorporated a deeper exploration of cultural and contextual factors, this study examined perceived ease of use, perceived usefulness, attitudes, behavioral intention, actual usage, perceived enjoyment, facilitating conditions, and technological complexity. Quantitative surveys revealed that Iranian EFL learners exhibit higher engagement and acceptance of ChatGPT, potentially driven by more favorable facilitating conditions and intrinsic motivation observed in that group. Qualitative interviews further emphasized cultural and educational influences, with Iranian EFL learners valuing accessibility and consistent feedback, while UK international learners stressed creative applications and contextual accuracy. The findings underscore the importance of considering the context-dependent nature of technology acceptance and adapting AI-powered tools to diverse learner needs and specific educational environments, rather than assuming universal benefits. These results offer practical implications for educators and developers aiming to integrate such technologies into language education.
۱۱۴۹۹.

تاثیر ارتفاع در تغییرات مکانی و زمانی شاخص TCI و اقلیم گردشگری استان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۵
گردشگری متکی به فعالیت هایی است که با اقلیم رابطه تنگاتنگ دارد و اقلیم بطور مستقیم بر فعالیت های انسانی تاثیر داشته و گردشگری بعنوان بخش اصلی اقتصاد جهانی از هوا و اقلیم تاثیر می گیرد . هدف این پژوهش، بررسی میزان تاثیر ارتفاع، طول و عرض جغرافیایی بر اقلیم و گردشگری استان اردبیل در ماه های مختلف سال است. داده های مورد نیاز تحقیق از سازمان هواشناسی برای 8 ایستگاه همدید به مدت 30 سال (1991 تا 2020) دریافت گردید. سپس با استفاده از شاخص اقلیم و گردشگری (TCI) شرایط آسایش اقلیمی در طی ماه های مختلف محاسبه و معنی داری معادله رگرسیونی بین شاخص مورد نظر با ارتفاع، طول و عرض جغرافیایی تعیین گردید. محدوده مورد مطالعه در این تحقیق استان اردبیل در شمال غرب ایران است. تحلیل داده های ایستگاه های محدوده تحقیق نشان داد از 10 طبقه شاخص اقلیم و گردشگری (TCI) سه طبقه "بسیار نامناسب"، "بسیار ناخوشایند" و "غیر قابل تحمل" در سطح استان وجود ندارد. علاوه بر این، شرایط "عالی" و "ایده آل" در دوره گرم سال و شرایط "نامناسب" و "بسیار نامناسب" در دوره سرد سال بر این ناحیه تسلط دارد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که، معادله رگرسیونی چندجانبه برای تخمین مقدار شاخص TCI در ماه های آوریل(فروردین) تا اوت (مرداد) بسیار مناسب و بقیه ماه ها نامناسب است. بعبارت دیگر نتایج آزمون t بیانگر آن است که تاثیر سه متغیر مستقل بر پیش بینی مقدار TCI در تمامی ماه ها یکسان نیست، بلکه در برخی از ماه ها هر سه متغیر موثر بودند و در برخی دیگر یک یا دو متغیر بر پیش بینی مقدار TCI بیشترین تاثیر را داشتند. در این راستا، ارتفاع در 8 ماه از سال نقش موثری در پیش بینی مقدار TCI داشته و علاوه بر ارتفاع، تاثیر عرض جغرافیایی در 6 ماه سال کاملا واضح است.
۱۱۵۰۰.

آینده پژوهی ظرفیت پیوندهای روستایی - شهری برای بازساخت اقتصادی فضای روستایی (مطالعه موردی: سکونتگاههای روستایی استان قم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۶
امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، از جمله ایران، به دلیل وجود ظرفیت های فراوان آشکار و پنهان در تعامل دو سویه مراکز روستایی و شهری در پهنه منطقه ای، دولت ها همواره ایجاد پیوندهای روستایی-شهری را مد نظر داشته اند؛ اما با وجود این، در کشور ما آنطور که باید از ظرفیت این پیوندها استفاده نشده است. پژوهش حاضر با رویکرد آینده پژوهی و با استفاده از روش سناریونویسی، به تحلیل وضعیت آینده ظرفیت پیوندهای روستایی-شهری و بازسازی اقتصادی فضای روستایی استان قم پرداخته است. این پژوهش که از نظر هدف کاربردی است، با توصیف و تحلیل اطلاعات به دو روش پرسشنامه ای و اسنادی تدوین شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای میک مک و سناریو ویزارد استفاده شد و غربالگری و اعتبارسنجی شاخص ها و پیش بینی آینده در چارچوب تصمیم گیری در مورد ظرفیت پیوندهای روستایی-شهری برای بازسازی فضای اقتصادی روستای استان قم انجام شد. محدوده جغرافیایی این پژوهش استان قم است. یافته های این تحقیق نشان داد که 20 پیشران به عنوان ظرفیت های اصلی پیوندهای روستایی-شهری و بازسازی اقتصادی منطقه روستایی در محدوده مورد مطالعه مؤثر بوده اند و بر اساس این پیشران ها، سناریونویسی ارائه شد. از جمله مهم ترین عوامل کلیدی در رتبه بندی نهایی این تحقیق، می توان به اهمیت افزایش کیفیت و دسترسی جاده های بین شهر و روستا، مشارکت و سرمایه گذاری مناطق شهری در فعالیت های روستایی، گسترش خدمات حمل و نقل عمومی روستایی-شهری و احداث واحدهای صنعتی و کارگاهی شهری در روستاها اشاره کرد. در این تحقیق با شناسایی مهم ترین نیروهای پیشران، از رویکرد برنامه ریزی با روش سناریونویسی استفاده شد. بهترین و ایده آل ترین شرایط ممکن به عناصر پیشران مانند کیفیت و دسترسی جاده های بین شهر و روستا، مشارکت و سرمایه گذاری شهرها در فعالیت های روستایی و غیره اشاره دارد که مثبت خواهد بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان