مفهوم و اصول تفسیری قراردادهای رابطه محور در فقه و حقوق ایران با مطالعه تطبیقی در حقوق اروپا و امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیق و توسعه در حقوق تطبیقی دوره ۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
232 - 265
حوزههای تخصصی:
تحولات پرشتاب در عرصه تجارت و مناسبات حقوقی، به ویژه پیچیدگی روابط اقتصادی بلندمدت، منجر به بازنگری در نظریه های کلاسیک حقوق قرارداد شده و شکل گیری مفهوم «قراردادهای رابطه محور» را به دنبال داشته است. این قراردادها بر پایه اعتماد متقابل، تعامل مستمر، و ساختارهای انعطاف پذیر طراحی شده اند و در برابر مدل سنتیِ تعهدمحور که بر اراده لحظه ای و یا الفاظ تکیه دارد، الگویی پویا و فرایندمحور در انعقاد قرارداد ارائه می دهند. مقاله حاضر با رویکردی تطبیقی، به تبیین مفهومی، اصول حاکم، و جایگاه این قراردادها در نظام حقوقی ایران و فقه اسلامی می پردازد. در این راستا، ضمن بررسی نظریه مک نیل و تطبیق آن با مفاهیم فقهی چون ایتمان، نشان داده می شود که هنجارهایی چون حسن نیت، تعهد به وفاداری، تفسیر زمینه محور و اصل ابقای عقود، از اجزای بنیادین این قراردادها محسوب می شوند. همچنین، با تحلیل دکترین، متون قانونی و رویه ی قضایی نظام های حقوقی کشورهای اروپایی و امریکا، بیان می شود که قراردادهای رابطه محور قابلیت انطباق با نهادهایی مانند عقود امانی و مشارکتی را دارا هستند، اما از حیث فلسفه وجودی و هدف مندی در سطحی فراتر قرار می گیرند. بررسی نمونه های فقهی نیز مؤید آن است که فقه اسلامی با مفاهیمی نظیر ایتمان، قابلیت پذیرش این قراردادها را دارد؛ به ویژه در جایی که اعتماد مبنای انعقاد عقد قرار گرفته باشد. قراردادهای رابطه محور ظرفیت انطباق با بسیاری از عقود رایج را دارد و باید برمبنای تحقق شرایط و اقتضائات آن، الزامات متناسب را در انعقاد، اجرا و تفسیر آن ها به کار گرفت. در این نگرش قراردادها طیفی متنوع از عقود را شامل می شوند که در برخی مصادیق از بالاترین سطح رابطه محوری برخوردار است. مقاله بر آن است تا با شناسایی این ظرفیت ها، بستر مناسبی برای توسعه نظریه های کارآمد در حقوق قراردادهای ایران فراهم آورد. نهایتاً، این مطالعه با تبیین اصول تفسیری حاکم بر قراردادهای رابطه محور نتیجه می گیرد که بازنگری در تفاسیر حقوقی سنتی و پذیرش ماهیت سیال و تعاملی قراردادهای نوین، می تواند زمینه ساز توسعه و کارآمدی بیشتر نظام حقوق قراردادها در ایران شود.