تحلیلی بر دخالت نظریه های اخلاقی در حقوق کیفری
منبع:
تمدن حقوقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۵
173-200
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی در پی آن است که تأثیر مکاتب و نظریه های اخلاق هنجاری را در شکل گیری، تغییر، تحول نظریه ها و مفاهیم حقوق کیفری مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد. در راستای این بحث و مقدم بر آن پرسش جدی تر و اساسی تری مطرح است و آن بحث از تعامل میان حقوق و اخلاق است؛ این که آیا اساساً ارتباطی میان دو حوزه حقوق و اخلاق وجود دارد یا خیر؟ و اگر وجود دارد، این ارتباط به چه نحو است؟ چه تفاوت هایی میان حقوق و اخلاق وجود دارد؟ و اخلاق چه نقش و کارکردی در علم حق وق دارد؟ بررسی این مسئله و اطلاع از نحوه مناسبات میان اخلاق و علم حقوق، بر وجود تعامل میان اخلاق و حقوق کیفری صحه نهاده و ضرورت بحث پیرامون این موضوع را مورد تأکید قرار می دهد. از میان مکاتب اخلاقی، سه مکتب فضیلت گرا، فایده گرا و وظیفه گرا اصلی ترین مکاتبی هستند که مهم ترین نظریات اخلاق هنجاری را به خود اختصاص داده اند و عمده ترین تأثیر را بر نظریه های حقوق کیفری دارند. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که، هر چند از تأثیر این مکاتب نظریه های جدیدی در حوزه حقوق کیفری به وجود آمده است ولی به نظر می رسد هیچ یک از آن ها به تنهایی نتوانسته اند معیار مناسبی برای جرم انگاری، مسئولیت کیفری و مجازات ارائه نمایند.