در این مقاله کتاب((حاجی مراد)) اثر لف نیکلایویچ تالستوی‘نویسنده نابغه روس که با نگاه منصفانه خود ‘ ضمن محکوم کردن جنگ قفقاز‘ژرفترین عقایدش را درباره مسائل سیاسی‘اجتماعی‘عقیدتی و... روسیه تزاری بیان می دارد‘ مورد بررسی قرار می گیرد. تالستوی در این اثر نیز با استفاده از روش روان شناسانه با مقایسه اقشار و اجتماعات گوناگون و با بیان مناظره و کشمکش درونی هر قهرمان با خود‘ شخصیت قهرمانان را برای خواننده به تصویر می کشد. مقاله نیز به بررسی علت بروز جنگ در قفقاز‘معرفی بعضی از شرکت کنندگان اصلی آن‘که قهرمانان اصلی اثر نیز هستند و تحلیل شخصیت آنان براساس نظریات نویسنده در اثر((حاجی مراد)) می پردازد.
چگونگی علم خداوند به مخلوقات باتوجه به بساطت ذات او‘مسأله ای است که از دیرباز مورد بحث فلاسفه اسلامی بوده است . حکمای مشاء قایل به علم حصولی فعلی خداوند به اشیاء و حکمای اشراقی معتقد به علم حضوری باری تعالی به اشیاء بوده اند و در اینکه این علم ‘ اجمالی است یا تفصیلی و اگر تفصیلی است چگونه با بساطت ذات حق سازگار است نیز آرایی مطرح بوده است . از جمله مسائلی که در حکمت متعالیه ملاصدرا به خوبی حل شده است ‘ همین مسأله است . وی براساس((اصالت وجود))ثابت کرده است که علم تفصیلی خداوند به اشیاء منافاتی با بساطت ذات حق ندارد و علم اجمالی حق تعالی در عین کشف تفصیلی است و بدین وسیله این مشکل را حل نموده است.
مقاله حاضر شامل مسائل مربوط به معتقدات مزداپرستان درباره مرگ و مراسم وابسته بدان در این جهان است . در این نوشته فرجام شناسی مزداپرستی و آیین دفن مردگان براساس متنهای کهن اوستا(اوستای کهن که شماری از یسنه هاست)واوستای جدیدکه(اوستای جدید کتابها و مجموعه هایی چون یشتها‘و ندیداد‘ خرده اوستا ویسپرد و یسنه های جدید را در بر می گیرد.) – و از لحاظ دوره های جدیدتر و براساس متنهای پارسی میانه یا پهلوی(مانند روایت پهلوی ‘ ارداویراف نامه ‘ گزیده های زادسپرم ‘ مینوی خرد و...) مورد بحث قرار میگیرد. طبیعی است که در مورد اقوامی چون ایرانیان که دارای آثار دینی مکتوبی از دورانهای کهن و میانه و نو هستند‘ باید هر دوره را به صورتی مجزا مورد مطالعه قرار داد. زیرا در طول زمان و با تغییرات و تحولات اجتماعی و فرهنگی و تاریخی گوناگون دیدگاهها وبرداشتهای تازه ای پدید می آید که در هر مقطع بر جهان بینی و چگونگی آرا و عقاید مردم آن زمان اثر می گذارد و به آن رنگ تازه ای می دهد.
این مقاله موضوع نام های نیکوی خداوند را با رویکردی متفاوت مورد بررسی قرار می دهد. به نظر می رسد یافته ها و روشهای زبان شناسی بویژه در شاخه معناشناسی واژگانی می تواند زمینه پژوهش های تازه تری را فراهم نماید. شارحان اسماء واندیشمندانی که به نامهای خداوند پرداخته اند ‘ به تدریج دریافته اند که میان اسماء خداوند‘نوعی نظم در روابط معنایی و یا احیانأ سلسله مراتب برقرار است. آنان کوشیده اند در قالب لغت‘ کلام‘ تصوف‘ عرفان و فلسفه به جستجوی چنین نظامی بپردازند. این مقاله نیز قصد دارد با پرداختن به روابط معنایی اسماء ‘ مسائلی مانند هم معنایی‘ چندمعنایی‘تضاد معنایی‘همنشینی ها و اشتقاقهای صرفی اسماء را در قالب یک حوزه واژگانی جستجو کند.
خاندان آصفیه آخرین حکومت مسلمانان هستند که حدود 234 سال بر دکن حکمرانی کرده اند(1133ه - 1367ه ). سرسلسله این خاندان نواب میرقمرالدین آصفجاه اول و هفتمین و آخرین آنها میرعثمان علی خان آصفجاه هفتم معروف به نظام هفتم است. بیشتر آصفجاهیان به فارسی شعر می سروده اند و دیوان فارسی از آنها برجای مانده است . میرقمرالدین دو دیوان به فارسی دارد که در آغاز ((آصف )) و سپس (( شاکر )) تخلص کرده است. میرعثمان علی خان ‘ چهار دیوان مشتمل بر اشعار فارسی و اردو دارد و با ((عثمان)) تخلص می کند. وی پیرو مذهب شیعه است و بیشتر اشعار خود را در نعت پیامبر اکرم (ص) و مدح و منقبت ائمه اطهار (ع) بویژه علی (ع) اختصاص داده است و از سر صدق وصمیم دل آنها را در اشعار خود ستوده است و لذا میتوان غزلهای او را ((غزل مذهبی)) نامید. وی در بسیاری از جاها از وزن و قافیه و ردیف و تعبیرات دیوان حافظ سود برده است . قالب شعری او بیشتر غزل و قطعه است . از نظر صور خیال ‘ با به کاربردن خیالبندیهای دقیق و ظریف و خاستگاه او در هندوستان ‘ متأثر از سبک هندی است : پیش سامان سرشکم مایه دریا کم است بهر طغیان جنونم وسعت صحرا کم است اشک بلبل زچمن دامن شبنم برداشت سوزش زخم جگر پنبه مرهم برداشت
این مقاله با یک نگرش تطبیقی بین چند زبان زنده دنیا‘روش تدریس را معرفی می کند که دانشجویان را به فراگیری صرف و نحو و علوم بلاغی علاقمند می سازد. در زبان عربی پیچیدگی ها و استثنائات زیادی وجود دارد ‘ در مورد اعلال‘افعال غیر متصرف‘افعال ناقص‘افعال قلوب‘اسماءغیرمنصرف و غیره . این پیچیدگی ها و استثنائات دانشجویان را در فراگیری آن دلسرد میکند. همچنین مشکلاتی نظیر اینها در سایر زبانها نیز موجود است.برای مثال در زبان فارسی : بی قاعدگی در صرف افعال از گذشته به حال‘تفاوت تلفظ یک حرف واحد درکلمات و غیره.درانگلیسی: بی قاعدگی در برخی اسامی جمع‘مشکل تلفظ برخی ازکلمات‘مشکل افعال بی قاعده و غیره. در آلمانی: تقسیم اسامی به مذکر و مؤنث و خنثی و غیره. و بالاخره در ترکی: شیوه های کاربرد اسامی‘افعال‘اعداد و ضمایر و غیره . همچنین این مشکلات که در زبان های فوق الذکر وجود دارد آنها را برای فراگیری دشوار می کند. بنابراین: اگر یک مدرس زبان های فوق را بداند یا حداقل با آنها آشنا باشد‘قادر است مشکلات آنها را با مسایل زبان عربی مقایسه کرده و دانشجویان ادبیات عربی را برای فراگیری آن ترغیب نماید.زبانی که زبان قرآن و پیامبر و معصومین (علیهم السلام) می باشد. در حقیقت زبان عربی وسیله مهمی برای ارتباط بین میلیون ها مسلمان در سرتاسر دنیا است.
رشد جمعیت کشور طی چند دهه اخیر و افزایش جمعیت جوان آن لزوم توجه به راهکارهای جدیدبرای ایجاد اشتغال درکشور را نمایان می سازد. وجود توانهای مختلف جهانگردی در سطح کشور و استفاده از این توانها در جهت ایجاد درآمد واشتغال می تواند یکی از این راهکارها باشد. شهرستان کرمان دارای رشد جمعیت بالایی نسبت به استان است. برای ایجاد اشتغال مخصوصأ برای جمعیت جوان آن می توان از جهانگردی به عنوان راهی در این جهت سودجست. برهمین اساس در این تحقیق با در نظر گرفتن ساختار جمعیتی و میزان ورود جهانگردان به شهرستان کرمان به بررسی گروههای عمده شغلی ومیزان اشتغالی که جهانگردی می تواند فراهم آورد پرداخته شده و در پایان ضمن نتیجه گیری راهکارهایی نیز در ان زمینه پیشنهاد گردیده است . روش اصلی پژوهش تجزیه وتحلیل آمار و اطلاعات موجود در ارتباط با هدف مورد مطالعه بوده است.
ولایت نقطه عطفی است که مشترک میان شریعت و طریقت و حقیقت می باشد. عارف بزرگ ‘ جناب هجویری در کتاب ((کشف المحجوب)) درباره اهمیت ولایت در عرفان فرموده است : (( بدان که قاعده و اساس طریقت تصوف و معرفت جمله بر ولایت و اثبات آن است که جمله مشایخ اندر حکم اثبات آن موافق اند ‘ اما هر کسی به عبارتی دگرگون بیان این ظاهر کرده اند.)) ما در این مقاله برآنیم که براساس دیدگاههای عارف بزرگ شیعی سید حیدر آملی ‘ مروری اجمالی بر مبحث ولایت در ساخت عرفان داشته باشیم ‘ در این سیر پس از تعریف ولایت و بیان اقسام و مراتب آن ‘ نظر سید حیدر در باب ختم ولایت و خاتم الاولیاء آورده شده است ‘ باشد که نقش عرفان شیعی در تعمیق و تعالی بخشی از ارکان و تعالیم شریعت ‘ هرچه بیشتر نمایان گردد.
افلاطون در رساله تئاتتوس به موضوع اصلی معرفت و شناخت آن می پردازد و سعی می کند تعریفی برای آن بیابد. سه تعریف افلاطون در پاسخ به سؤال ((معرفت چیست =ti ))((estin episteme )) سه قسمت اصلی رساله را تشکیل میدهند. هر سه تعریف افلاطون از شناخت که در واقع آرای مختلف موجود درباره معرفت ‘ از جمله سوفیست ها و حس گرایان می باشد‘ بی نتیجه می ماند. موضوع این مقاله ‘ تعریف اول افلاطون از معرفت می باشد. سؤال ((معرفت چیست ؟)) در مکالمه اصلی (9 س 143- 3د 151 ) طرح می گردد. نخستین پاسخ تئاتتوس به سؤال درباره ماهیت معرفت ((معرفت =aesthesis ))با استناد به جمله پروتاگوراس ونظریه هراکلیت نقد و بررسی می شود(4د151-8س183).