علم تجربى در لایههاى پنهان خود بر بنیانهاى فلسفى و فرهنگى استوار است. در علم دینى پیشفرضها از دین اخذ مىگردد و بر آن اساس، مفهومسازى و فرضیهسازى مىشود. در پایان، فرضیهها باید به آزمون تجربى درآید و علمى بودن خود را نشان دهد. به این ترتیب، در تعارض میان فرضیههاى دینى و غیردینى، هر فرضیهاى که شواهد و قرائن بیشترى داشته باشد، ترجیح دارد. علم دینى از مقصودهاى دین نیست.
نویسنده در این مقاله با برشمردن پنج ویژگى براى جریان فکرى - سیاسى چپ، چالشهایى را که این جریان با آنها مواجه است برمىشمرد و معتقد است که جریان چپ باید خود را بازسازى کند تا بتواند در جهان متغیر کنونى دوام آورد. به اعتقاد نویسنده، این چالشها به گونهاى هستند که هویت چپ را با بحران مواجه مىسازند؛ ولى خروج از این تنگنا براى چپ ممکن است؛ خروجى که مىتوان بر آن «نوسازى چپ» نام نهاد.
نویسنده در این مقاله با اشاره به مطالب دکتر سروش در خصوص «ولایت باطنى و ولایت سیاسى» و تفکیک این دو مقوله از یکدیگر، ادله این مطلب را مورد نقد قرار داده است.
کتابداران مرجع بیش از پیش به این نتیجه میرسند که خدمت مرجع ـ در نقش اصلی آن، یعنی مساعدت به جویندگان اطلاعات در هنگام ضرورت ـ دچار مشکل شده است. تشخیص روندی که موجب این بیثباتی میشود بتدریج با سهولت بیشتری ممکن میشود: 1. همگام با افزایش استفاده از اینترنت در جامعه، کتابخانهها با کاهش استفاده از خدمات میز مرجع مواجه میشوند. 2. بسیاری از استفادهکنندگان میگویند که هر چه میخواهند در اینترنت مییابند، و در نتیجه نیازی به کتابدار ندارند. 3. کتابداران مرجع قادر نیستند خود را با منابع جدیدی که هر روزه در اینترنت ظاهر میشوند هماهنگ کنند. 4. خدمات تجاری به نحوی پیگیر در جذب جویندگان اطلاعات در محل مورد نیاز آنها کوشش میکند و خدمات اطلاعرسانی رضایتبخشی را به آنان ارائه میدهد. ....
به نام آنکه در کاشانه دل/محبت را معین کرد منزل /بود این مثنوی تاریخ ایام/که تاریخش موافق گشت با نام/محبت نامه صاحبدلان است/که تاریخ کتابت مقبلان است/کنی در مدت ماهی تمامش/نهی آنگه محبت نامه نامش /خواجه عماد فقیه شاعری است توانا چنانکه در همان روزگار حیاتش صیت سخنش همه جا رفته است. تا آنجا که سلطان ابوسعید ایلخانی از تبریز تقاضای شعر از وی می کند. خود عماد هم چنین گفته است:جهانگیر است صحبت نامه من /که از وی گرم شد هنگامه من/چو رویش سوی آن درگاه کردم/محبت نامه اش همراه کردم/عماد عارفی وارسته و شاعری است افتاده. در خانقاه وی به روی همگان گشوده بوده، عوام و خواص بدان جا می رفته اند و از محضر پاکش بهره ها می گرفته اند. با وجودی که در شعر مقامی بس والا داشته است، «شعر خود را بر همه واردان خانقاه می خوانده است، و استدعای اصلاح می کرده و از این می گویند که شعر وی شعر همه اهل کرمان است».