اهداف این پژوهش بررسی ویژگی های سبکی منظومه شکار و تحلیل و نقد آن می باشد. به عنوان شیوه پژوهش، در این مقاله از معیارهای شناخته شده در سبک شناسی، بیان، بدیع، نقد ادبی و داستان نویسی، در جهت تحلیل سبک شناختی و نقد اثر مذکور استفاده شده است. نتایج پژوهش از قرار ذیل می باشد: 1) ویژگی های سبکی این منظومه عبارتند از: زبان رمزی(symbolic) اشارات و دلالتهای ضمنی فراوان؛ توصیف؛ ایجاز، زبان ساده، به کار بودن از جنبه های نحوی، معنایی و واژگان روز، همراه با حداقلی از باستان گرایی(archaism) در واژگان، استفاده فراوان از تشبیه و محسوس بودن مشبه به در تشبیه ها، استفاده فراوان از شخصیت بخشی و صنایع لفظی بدیع، به ویژه واج آرایی (alliteration) و جناس، و در مقابل، کم اعتنایی به کنایه و صنایع معنوی بدیع 2) این منظومه با توجه به رمزی بودن و درونمایه فلسفی، تا حدی ادامه شیوه منظومه سرایی نیما یوشیج شمرده می شود، اما به دلیل استفاده از نمادها و ویژگی های بلاغی بر گرفته از سنت شعر فارسی، گرایش بیشتر به وضوح معنا (در قیاس با نیما) و قالب نیمه سنتی منظومه، اخوان ثالث شیوه ای متفاوت با روش نیما یوشیج اختیار کرده است و آن تلفیق سنت و نوگرایی است.
خداوند دین خود را در قالب "وحی قرآنی" و "وحی بیانی" بر بشر عرضه داشت. سهم عظیمی از وحی بیانی به صورت "آموزههای خاص دینی" تنها در اختیار وارثان علم پیامبر (ص)، یعنی اهل بیت (ع) قرار گرفت که موضوع بخش مهمی از آن، قرآن و تفسیر آن است. از این رو در کنار بهره گیری از "ثقل اکبر" نیاز مراجعه به "ثقل اصغر" یعنی ائمه (ع) در مقام حاملان پیام الهی و شارحان کلام وی، امری ضروری و اجتناب ناپذیر می نماید. در اینجا به سبب اهمیت دوران صادقین (ع) در تاریخ اسلام و نقش روایات آنان در تدوین مکتوبات حدیثی، شماری از احادیث تفسیری، روش تفسیری آنان و شاخص های آن مورد بررسی قرار گرفته است.
"در این مقاله، موضوع یادگیرى اطلاعات کلامى مورد ملاحظه قرار گرفته است.پس از نگاهى کوتاه در قال یک مقدمه، به معرفى مهارتهاى مربوط به دانش بیانى اقدام شده است.پیشینه اطلاعات کلامى در پژوهشهاى مربوط به تداعى، در دهههاى پایانى سده نوزدهم ردیابى شده و روند پژوهشى مرتبط با این حوزه تا سالیان اخیر نیز از نظر دور نمانده است.ویژیگیهاى مختلف اطلاعات کلامى، توأم با طبقهبندى آنها، مشتمل بر سه نوع نامها، واقعیتها و دانشهاى کلامى سازمانیافته به بحث گذاشته شدهاند.در مورد پردازش و ذخیرهسازى ذهنى طبقات سه گانه اطلاعات کلامى با اتکا به رویکرد پردازش اطلاعات نیز به اجمال نکاتى ارایه شده است.در ضمن عرضه روشهاى مختلفى که براى پردازش اطلاعات نیز به اجمال نکاتى ارایه شده است.در ضمن عرضه روشهاى مختلفى که براى پردازش و ذخیرهسازى اطلاعات کلامى مورد استفاده قرار مىگیرند، گوشههایى از کاربردهاى این روشها در امر آموزش مطرح شده است.در بخش پایانى این مقاله، به نقش اطلاعات کلامى در تعلیم و تربیت اشاره شده و از سودمندى دانشهاى بیانى.به عنوان مبنا و بستر یادگیرى بسیارى از مهارتها، سخن به میان آمده و از اطلاعات کلامى، در برابر برخى سوء تعبیرها و ملاحظات طعنآمیز دفاع شده است.سرانجام، یک جمعبندى و نتیجهگیرى کوتاه بر این نوشتار مهر ختام مىزند.
"
بنیاد غربشناسی»، از تاریخ هشتم تا یازدهم مرداد ماه به مدت چهار روز متوالی کارگاهی را با عنوان «کارگاه پژوهشی غربشناسی (مطالعه موردی امریکا)» در سالن همایشهای صدا و سیما برگزار کرد که طی آن، استاد بنام علوم ارتباطات و روابط بینالملل، جناب پرفسور حمید مولانا از اساتید دانشگاه امریکن در خصوص ویژگیهای تاریخی و اجتماعی، سیاستها، نوع حکومت و سایر مباحث فرهنگی امریکا به سخنرانی پرداخت.
مباحث روز سوم و چهارم این کارگاه تحت عنوان «ایالات متحده امریکا؛ رسانههای جمعی داخلی و ارتباطات بینالملل» به طور کلی به بررسی در خصوص «رسانههای جمعی در داخل امریکا و نحوه شکلدهی به افکار عمومی در داخل و خارج از امریکا» و «وابستگیهای مالی و سیاسی این رسانهها» اختصاص یافته بود. آنچه در پی میآید متن کامل یکی از سخنرانیهای ایشان است که موضوع «گسترش ارتباطات بینالملل: علل و پیامدها» را مورد کندوکاو قرار داده است.
"موضوع مشارکت سیاسى از جمله مباحثى است که پیشینه آن به سال ها قبل از میلاد مسیح مى رسد و این در حالى است که مشارکت سیاسى زنان به طور رسمى و جدى از حدود یک قرن پیش (اوایل فرن بیستم) و به صورت اعطاى حق راى به زنان، در بیشتر کشورهاى اروپایى مطرح مى باشد. (بشیریه، 1376)
از مشارکت سیاسى، تعاریف گوناگونى ارایه شده است که هریک بر جنبه هایى از آن تاکید دارد. همچنین بنابر سلیقه هاى مختلف، تقسیم بندى هاى متفاوتى از مشارکت سیاسى صورت گرفته است که آن را به مشارکت سیاسى توده ها و نخبه ها، مشارکت سیاسى فعالانه و منفعلانه، مشارکت سیاسى خودجوش و برانگیخته، و... تقسیم میکند.
در بحث از مشارکت سیاسى زنان، گفته مى شود که این مشارکت، اغلب، منفعلانه، برانگیخته، و در سطح توده هاست و به همین دلیل مشارکت زنان در سطح نخبه ها محسوس نیست. به بیان دیگر هنوز شمار زنانى که در راس دولت، حکومت و پارلمان قرار دارند، در حدى نیست که بتواند به عنوان وزنه اى در عالم سیاست مطرح باشد. (The Advancement of Women . UN. 1995)
ادعاهاى جهانى بر این امر تاکید دارند که زنان در مقایسه با مردان از علاقه مندى کمترى نسبت به سیاست برخوردارند، این ادعا توسط پژوهش ها و مطالعات انجام شده در کشورهاى مختلف مورد تایید قرار گرفته است که در این مقاله ده مورد آن ذکر خواهد شد، (از جمله تحقیقات Wade Larry.L.1996 - pippa Norris، 1996) همچنین نتایج تحقیق نگارنده در مورد مشارکت سیاسى دختران و پسران دانشجو در پنج دانشگاه تهران که یافته هاى جهانى را درباره مشارکت سیاسى زنان، مورد تایید قرار داد، که به برخى از آن ها اشاره خواهد شد.
در بررسى علل کم علاقگى زنان نسبت به سیاست، به عوامل متعددى برمى خوریم که مى توان آنها را در دو دسته تقسیم بندى کرد :
دسته نخست شامل عوامل تاثیرگذار بر مشارکت سیاسى تمام افراد اعم از زن و مرد است. اما با وجود این عمومیت، نقش بازدارندگى آن براى زنان از شدت بیشترى برخوردار است. به عنوان مثال آسیب پذیرى سیاسى زنان در رژیم هاى دیکتاتورى بیش از مردان است. نمونه آن وضعیت زنان در دوران آلمان هیتلرى است که طى این دوران، زنان به پایین ترین درجه شهروندى تنزل یافتند و...
دسته دوم عواملى است که اختصاص به زنان دارد؛ از جمله عامل روانى ـ شخصیتى که به نوبه خود معلول عوامل دیگرى که همانا فرهنگ و جامعه پذیرى سیاسى است.
عامل روانى ـ شخصیتى در ابعاد زیر قابل بررسى است :
زنان در مقایسه با مردان، احساس اعتماد و توافق بیشترى نسبت به رهبران سیاسى دارند و لذا در سیاست، محافظه کارانه تر از مردان عمل مى کنند.
زنان، براى فعالیت سیاسى، انگیزه لازم را ندارند. نظریه هاى مختلف در زمینه مشارکت سیاسى (نظریه منابع ـ نظریه بسیج ـ نظریه ابزارى ـ نظریه انگیزه ابزارى) در مجموع مؤید این نکته اند که افراد در صورتى به مشارکت سیاسى مى پردازند که منافع آن را بیش از زیانش تشخیص دهند. از آنجا که فعالیت سیاسى در غالب جوامع، براى زنان، از هزینه بالایى برخوردار است، آنان تمایل به مشارکت سیاسى در سطح نخبه ها را ندارند.
زنان، کمتر از مردان، به رفتارهاى خشونت آمیز و کشمکش، گرایش دارند. در حالى که سیاست به معناى رایج آن ارتباط تنگاتنگى با قدرت (به مفهوم مادى آن) و خشونت (به ویژه در سطح روابط بین الملل) دارد (Sandra Whitworth 1997).
نداشتن اعتماد به نفس که مانع از درگیرى فعالانه زنان در فعالیت هاى اجتماعى و به ویژه فعالیت سیاسى آنان مى شود. چنین باورى، از طریق خانواده، مدرسه، رسانه ها و... به زنان و به جامعه، القا مى شود.
احساس بى قدرتى در تاثیرگذارى سیاسى.
در مقاله حاضر، با ارایه تعاریفى از مشارکت سیاسى و طرح نمونه هایى از تفاوت هاى مشارکت سیاسى زنان و مردان، علل و عوامل بازدارنده زنان از فعالیت سیاسى به اختصار مطرح مى شود و سپس بطور مشخص پیرامون عوامل شخصیتى ـ روانى محدود کننده مشارکت سیاسى زنان بحث خواهد شد و طى آن به بازدارنده هاى فرهنگى و نیز چگونگى جامعه پذیرى سیاسى زنان اشاره خواهد شد و در پایان راهکارهایى در راستاى تعدیل و رفع مشکلات و تنگناهاى موجود ارایه خواهد شد.
"