فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱٬۷۸۱ تا ۴۲۱٬۸۰۰ مورد از کل ۵۳۲٬۱۹۸ مورد.
معرفت شناسی کلاسیک و معرفت شناسی جهان سومی
حوزههای تخصصی:
معرفت شناسی کلاسیک ، بی گمان هویتی باور محور دارد و به طور عمده ، به موضوع ذهن و قوای ذهنی شناسنده ، نسبت باورهای او با عالم خارج ، میزان واقع نمایی آن ها ، قلمرو و درجات معرفت ، چگونگی دستیابی به توجیه معرفتی و یقین ، و ستیز با شکاکیت می پردازد . همین ویژگی ، سبب شده است تا گروهی ، آن را معرفت شناسی فردگرایانه و درون گرایانه بدانند و برنامه ی پژوهشی آن را در رسیدن به معرفت عینی و غیر شخصی ، ناکام بپندارند . کارل ریموند پوپر ، یکی از همین کسانی است که معرفت شناسی های مبتنی بر توجیه باورها و حالت ذهنی را غیر عینی و به اصطلاح خویش جهان دومی می داند که هیچ سخن در خور توجهی برای حل مساله ی مهم چگونگی رشد و تحول معرفت عینی و علمی ندارد ...
زائر مشرقی (تاملی بر آثار و اندیشه های توشی هیکو ایزوتسو)
حوزههای تخصصی:
گزارش: از لابه لای پرونده ها (برگزیده ای از نتیجه بازرسی محاکم تجدید نظر (3))
حوزههای تخصصی:
پرونده: دادسرای انتظامی قضات
حوزههای تخصصی:
بررسی دو نسخه برگردان از کتاب ""الحیل"" جزری (فرانکفورت، ٢٠٠٢؛ استانبول، ١٩٩٠)
حوزههای تخصصی:
درباره نام امین الدین حاج بله
غرب و غیر غرب گفتمان و قدرت
منبع:
نامه فرهنگ ۱۳۸۲ شماره ۴۸
حوزههای تخصصی:
جیرفت، کهنترین تمدن شرق
حوزههای تخصصی:
بعضی از ما واقعی هستیم بعضی نیستیم (نگاهی به فیلم رز ارغوانی قاهره ساخته وودی آلن)
منبع:
گلستانه ۱۳۸۲ شماره ۵۰
حوزههای تخصصی:
آزادی بیان بایدها و نبایدها
هخامنشیان و دین زرتشت
حوزههای تخصصی:
کتاب شناسی موضوعی شیعه
عراق، خیزشهاى تاریخى شیعى
منبع:
رواق اندیشه ۱۳۸۲شماره ۲۰
حوزههای تخصصی:
گرچه شیعیان عراق، حدود سه چهارم عربهاى آن کشور را تشکیل مىدهند، ولى اهل سنت عراق، در طول تاریخ، حضور سیاسى ضعیفى را براى آنها فراهم آوردهاند . بر عکس، اقلیت عرب سنى از زمان عثمانىها، رهبرى عراق را در دست داشتند، و با سوق دادن شیعیان به سوى یک توزیع نابرابر جغرافیایى، از مزایاى انحصارى قدرت سیاسى بهره گرفتهاند . به این معنا که، شیعیان را همواره در مناطق روستایى فقیرنشین جنوب عراق متمرکز کردهاند، اما خود اغلب در شهرهاى عمده و بزرگ، بویژه در پایتخت (بغداد) ساکن شدهاند، در نتیجه، در موقعیتى قرار گرفتند که بهتر مىتوانستند از آموزش و پرورش غیرمذهبى سود برده، دسترسى بیشترى به حرفههاى مدرن و عضویت در هیات حاکمه را داشته باشند . افزون بر آن، اکثر حاکمان عراق با متعهد ساختن خود به ایجاد یک جامعه لائیک، محرومیتبیشترى را بر جامعه شیعه مذهب عراق، در دستیابى به مزایاى اجتماعى و سیاسى فراهم کردند . واکنش شیعیان به این موقعیت اسفبار چه بوده است؟ آیا جامعه شیعى تلاشى براى رفع محرومیتسیاسى و اقتصادى خود انجام نداده است؟ این مقاله در صدد پاسخگویى به این پرسشها است .