ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰٬۵۴۱ تا ۴۰٬۵۶۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۴۰۵۴۱.

بررسی سطوح همکاری علمی محققان ایران و ارتباط آن با دریافت استناد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی همکاری علمی در مقالات منتشر شده پژوهشگران ایرانی در سطوح مختلف همکاری بین المللی، ملی، درون موسسه ای و تک نویسندگی در پایگاه اسکوپوس بود. روش: این پژوهش کمّی و از نوع توصیفی است و در آن از رویکرد علم سنجی استفاده شده است. داده های پژوهش شامل تمامی تولیدات علمی پژوهشگران ایران مستخرج از پایگاه سای ول، در بازه ده ساله (2014-2023) است. به منظور بررسی روندهای رشد از رگرسیون نمایی و به منظور تاثیر همکاری علمی بر استناد از رگرسیون خطی ساده استفاده و این تحلیل ها با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس. و اکسل انجام شده است. یافته ها: بررسی داده ها نشان می دهد که طی سال های 2014-2023، 635821 مدرک در مجلات نمایه شده در پایگاه اسکوپوس که حداقل یکی از نویسندگان آن وابستگی سازمانی کشور ایران را داشته اند، منتشر شده است. این مدارک در مجموع 9533322 استناد را دریافت کرده اند. به لحاظ سطوح همکاری علمی، بررسی این تولیدات علمی نشان داد که 27.4 درصد از این مدارک با همکاری پژوهشگران بین المللی، 32.5 درصد با همکاری پژوهشگران ملی و 35.6 درصد با پژوهشگران موسسه خود و 4.6 درصد نیز به شکل انفرادی بوده است. این آمار برای کل تولیدات دنیا به ترتیب 20.1، 33.7، 30.6 و 15.6 درصد است. به لحاظ استناد مقالات بین المللی محققان ایران 22.5 استناد به ازای هر مقاله دریافت کرده اند که در کل مقالات جهان این عدد 22 است. همچنین به لحاظ استناد به مقالات با همکاری ملی، در تولیدات علمی ایران 12.7 است که در کل تولیدات علمی جهان، 13.9 استناد به ازای هر مقاله می باشد. استناد به ازای مقاله در صورتی که آن مقاله با همکاری پژوهشگران یک موسسه بوده، در تولیدات علمی ایران 12.1 بوده است که در سطح جهانی 11.1 استناد به ازای هر مقاله بدست آمد. کمترین میزان استناد به ازای مقاله مربوط به مقالات تک نویسنده است که 8..8 استناد به ازای هر مقاله در تولیدات علمی ایران و 4.5 استناد به ازای مقالات تک نویسنده در کل تولیدات جهانی به دست آمده است. به لحاظ تاثیر استنادی وزن دهی شده حوزه ای، برای تولیدات علمی ایران در سطح همکاری بین المللی، ملی، موسسه ای و تک نویسندگی به ترتیب 1.66، 0.84، 0.79 و 0.69 است. همین شاخص برای کل تولیدات جهان به ترتیب، 1.52، 1.01، 0.85 و 0.59 می باشد. بیشترین همکاری علمی با محققان کشور آمریکا بوده است. کانادا و بریتانیا در رتبه های بعدی قرار دارند. بررسی نرخ رشد درصدی از تولیدات علمی پژوهشگران ایران که با همکاری پژوهشگران بین المللی منتشر شده است، با استفاده از رگرسیون نمایی، رشد 7.56 درصد را نشان می دهد. همچنین به لحاظ همکاری علمی ملی، درون موسسه ای و تک نویسندگی، نرخ رشد منفی 1.5 درصد، منفی 3.4 درصد و منفی 5.7 درصد به دست آمد. روند استناد بر مقاله روند کاهشی داشته و نرخ رشد منفی بوده که به ترتیب در سطوح همکاری بین الملل، ملی، درون موسسه ای و تک نویسندگی برابر با منفی 1.72، 1.97، 1.97 و 1.88 درصد بوده است. بررسی شاخص تاثیر استنادی وزن دهی شده حوزه ای در تولیدات علمی پژوهشگران ایرانی نمایه شده در پایگاه اسکوپوس نشان می دهد که این شاخص به ترتیب دارای نرخ رشد 1.44، 0.07، 0.035 و منفی 0.08 درصد به ترتیب برای مقالات در سطوح همکاری بین المللی، ملی، درون موسسه ای و تک نویسندگی است. بررسی مدل رگرسیونی، ارتباط و تاثیر همکاری بین المللی بر دریافت استناد بر مقاله را نشان می دهد. نتیجه گیری: نسبت به سطوح همکاری علمی در مقالات منتشر شده در دنیا، مقالات منتشر شده توسط پژوهشگران ایرانی از وضعیت مناسب و همسانی برخوردار است. همکاری علمی در سطوح مختلف به خصوص بین المللی باعث دریافت استناد بیشتر می گردد.  
۴۰۵۴۲.

مشارکت اساتید دانشگاه در وبلاگ ها و صفحه های عمومی وب: مطالعه مقایسه ای گروه علوم اجتماعی و علوم پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۱
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تمایل اشتراک دانش در صفحات عمومی وب در بین اساتید دانشگاه در گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی است. روش: این مطالعه از لحاظ هدف کاربردی بوده و به روش پیمایشی انجام گرفته و برای تحلیل داده ها از روش مقایسه ای استفاده شده است. برای گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته طراحی شده، و روایی آن توسط چهار نفر از متخصصان علم اطلاعات تأیید شد. پایایی پرسشنامه نیز توسط نرم افزار اس.پس.اس.اس محاسبه و مقدار آن ۰.۷۱ بدست آمد که میزان مناسبی است. اساتید دانشگاه تهران در گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی به عنوان واحدهای مقایسه انتخاب شدند. یافته ها: هر دو گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی نسبت به اشتراک دانش در وب سایت های عمومی، تمایل زیادی نشان دادند. هر دو گروه برای انتشار مطالب علمی فاکتورهای ساختاری رشته ای ازجمله الزام بیان مطالب در قالب مقالات نقد و داوری شده را ضروری نمی دانند. این موضوع نشان می دهد که اعضای دو گروه نسبت به انتشار عمومی مطالب رویکرد مثبت دارند، با این حال گروه علوم پزشکی 20 درصد بیشتر از گروه علوم اجتماعی تمایل به انتشار مطالب علمی دارند. این در حالی است که تنها 2 درصد از گروه علوم پزشکی در عمل اقدام به انتشار مطلبی در صفحه های عمومی وب نموده اند و در مقابل، سهم مشارکت گروه علوم اجتماعی بیشتر بوده است. نتیجه گیری: در هر دو گروه علوم اجتماعی و علوم پزشکی، گرچه انگیزه زیاد و نگرش مثبت نسبت به اشتراک دانش وجود دارد، موانعی مثل عوامل تکنولوژیکی، ترس از سرقت علمی (علوم اجتماعی) و کمبود زمان (علوم پزشکی) مانع ایجاد رفتار اشتراک دانش می گردد؛ ولی نکته مهم و قابل توجه، مسأله ساده نویسی مطالب علمی است. در مورد تفاوت بین دو گروه برای اشتراک اطلاعات علمی در وبلاگ و وب سایت های عمومی مشخص شد که از نظر گروه علوم پزشکی، نگارش به زبان ساده و قابل فهم برای عموم مردم به مراتب دشوارتر است، در حالی که این موضوع برای گروه علوم اجتماعی کمتر نشان داده شد. این تفاوت می تواند ناشی از حساس بودن مطالب پزشکی و دشواری تبیین مفاهیم به زبان ساده و قابل فهم برای عموم باشد. بنابراین، دشواری تبیین مطالب به زبان ساده و قابل فهم برای گروه علوم پزشکی یکی از مهم ترین موانعی است که بر سرراه انتشار مطالب علوم پزشکی وجود دارد. با معطوف داشتن توجه به سمت این عوامل و موانع می توان رفتارهای اشتراک دانش را بهبود بخشید.
۴۰۵۴۳.

زیباشناسی اسلوب شرط در آثار جاحظ؛ مطالعه موردی: کتاب «التاج فی أخلاق الملوک»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۸
جاحظ، برتری لفظ بر معنا را از اصول اولیه می دانست، لذا آثار او جزء آثاری است که از استحکام لفظی برخوردار است. یکی از آثار جاحظ در باب سیاست کتاب «التاج» است. وی در این کتاب پیرامون آداب پادشاهی، رعیت و امثال شاهان ساسانی و عرب سخن گفته است. با نگاهی اجمالی به متن کتاب، اسلوب شرط اولین ویژگی متنی است که خود را نشان می دهد. از موارد پربسامد زیبایی شناسی اسلوب شرط، استفاده دقیق از دو حرف «إن» و «إذا» است که هر کدام به ترتیب امکان و قطعیت شرط را می رسانند. با این توضیح پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی سعی دارد زیبایی شناسی این حروف و هدف استفاده از اسلوب شرط را در این کتاب بررسی کند. از آنجا که موضوع اصلی این کتاب مشخص است؛ لذا این پژوهش تنها به باب اول این کتاب بسنده کرده است. در پایان مشخص شد که جاحظ برای سه گروه هدف در باب اول یعنی: بزرگان، طبقه متوسط و شاهان؛ به ترتیب اسلوب خاصی به کار گرفته است. برای دو گروه اول بیشتر از حرف «إن» استفاده کرده است تا نشان دهد اعمال اخلاقی توسط شاه امکان وقوع دارد و برای گروه سوم که تقابل دو پادشاه است ومخاطبان جایگاهی بالایی دارند از حرف «إذا» که قطعیت در شرط دارد، استفاده کرده است. حرف «إن» در تمام موارد در جایگاه شرط ضعیف و امکانی و حروف «إذا» در جایگاه شرط قوی و قاطع استفاده شده اند که این اوج فصاحت و زیرکی جاحظ در به کارگیری اسلوب شرط را می رساند.
۴۰۵۴۴.

تحلیل شبکه اجتماعی هم نویسندگی کتب اعضای هیئت علمی رشته علوم تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۱
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختار شبکه اجتماعی هم نویسندگی کتب اعضای هیئت علمی رشته علوم تربیتی دانشگاه های دولتی شهر تهران انجام گردید. در این پژوهش از رویکرد علم سنجی و تحلیل شبکه های اجتماعی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش کتب منتشرشده اعضای هیئت علمی رشته علوم تربیتی دانشگاه های دولتی شهر تهران است که توسط سازمان های انتشاراتی چاپ گردیده و در سایت خانه کتاب نمایه شده است. با روش نمونه در دسترس 643 کتاب بررسی شد. در این پژوهش ابتدا به بررسی الگوهای هم نویسندگی در کتب اعضای هیئت علمی رشته علوم تربیتی پرداخته و سپس با رویکرد علم سنجی به مطالعه ساختار شبکه هم نویسندگی با استفاده از شاخص های کلان چگالی یا تراکم، ضریب خوشه بندی، قطر شبکه ، اتصال و میانگین فاصله پرداخته شد و برای بررسی عملکرد هر یک از اعضا از شاخص های خرد مرکزیت درجه، بینیت، نزدیکی و بردار ویژه استفاده گردید. بررسی الگوهای هم نویسندگی بین اعضای هیئت علمی نشان داد که بیشترین میزان هم نویسندگی در بین جامعه مورد مطالعه  به صورت 231 مورد دونویسندگی (36 درصد)،  104 مورد به صورت سه نویسندگی (16 درصد) ، 32 مورد به صورت چهارنویسندگی (5 درصد)، 46 مورد به صورت پنج نویسندگی و بیشتر (7 درصد) بوده است. سهم تک نویسندگی در این بین 230 مورد (36 درصد)  گزارش شده است. به بیان دیگر 64 درصد کتاب ها به صورت مشارکتی منتشرشده است. شبکه هم نویسندگی کتب اعضای هیئت علمی رشته علوم تربیتی از تعداد 106 گروه و 100 پیوند تشکیل شده است. همچنین بررسی شاخص های کلان شبکه اجتماعی هم نویسندگی در جامعه مورد مطالعه نشان دهنده آن است که این ساختار، به دلیل چگالی کم آن از انسجام پایینی برخوردار بوده و شبکه هم نویسندگی کتب اعضای هیئت علمی علوم تربیتی، شبکه ای گسسته و دارای روابط بسیار کم میان گروه های مختلف است. تحلیل شاخص های خرد نشان می دهد که با توجه به شاخص مرکزیت افرادی چون محمود مهرمحمدی، کوروش فتحی واجارگاه و محمد عطاران و خسرو باقری، از جایگاهی برجسته و میزان نفوذ و قدرت آن ها در شبکه، نسبت به سایر اعضا، بالاتر بوده و دارای بیشترین قدرت تأثیرگذاری علمی هستند و این افراد به نوعی جریان اطلاعات در شبکه را کنترل می کنند.
۴۰۵۴۵.

مقایسه دو روش کاهش تدریجی حجم تمرین پس از چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی بر عامل شبه رشدی-1 و استرسی مردان سالم غیرفعال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۳
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر دو روش کاهش تدریجی حجم تمرین پس از چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی بر روی عامل رشدی و استرسی مردان سالم غیرفعال است. روش: تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان پسر سالم غیرفعال کارشناسی دانشگاه قم که واحد تربیت بدنی را أخذ کرده بودند، بوده که پس از فراخوان، تعداد 30 نفر دانشجوی پسر سالم که فعالیت بدنی منظم نداشتند، انتخاب شده و به طور تصادفی در سه گروه مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه اول: کاهش 50% حجم تمرین (11 نفر)؛ گروه دوم: کاهش 75% حجم تمرین (11 نفر)؛ و گروه سوم کنترل (8 نفر). متعاقب چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی، یک هفته تعدیل تمرین اجرا گردید. نمونه های خونی در سه مرحله در ابتدای شروع دوره پروتکل تمرینی و ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی از سیاهرگ جلوی آرنج گرفته شد. برای ارزیابی غلظت سرمی IGF-1 و کراتین کیناز به ترتیب از تکنیک های الایزا و ایمونورادیومتری استفاده شد. جهت بررسی تفاوت های بین و درون گروهی از آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری های مکرر در سطح معناداری (05/0α =) استفاده گردید. یافته ها: تفاوت معنی داری پس از دوره کاهش حجم تمرین برای مقادیر IGF-1 سرمی و کراتین کیناز بین سه گروه مشاهده نشد. اما مقادیر  IGF-1 بین مرحله پیش آزمون با مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری مشاهده گردید (05/0P<). نتیجه گیری: کاهش حجم تمرین یک هفته ای متعاقب چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی نمی تواند بر میزان IGF-I سرمی و کراتین کیناز مردان غیرفعال اثربخش باشد.
۴۰۵۴۶.

بررسی تطبیقی تفهیم اتهام در فقه اسلامی و حقوق ایران و غرب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۸
متعاقب وقوع جرم و آغاز رسیدگی کیفری، پس از احراز هویت، از حقوق غیر قابل انکار هر کس در مقام متهم، اطلاع از اتهام، تحت عنوان تفهیم اتهام است که از آثار آن، دفاع متهم و اتخاذ تأمین کیفری توسط مقام قضایی است. پژوهنده با روش توصیفی تحلیلی درصدد تبیین ابعاد موضوع مقاله در فقه اسلامی حقوق ایران و حقوق غرب بوده است. تفهیم اتهام، توسط ضابطان در جرائم مشهود و مقام قضایی، ابتدا در تحقیقات مقدماتی و سپس در محکمه به عمل می آید. در تفهیم اتهام، صِرف اعلام عنوان جرم به متهم رفع تکلیف نمی کند، بلکه لازم است که متهم از جرم ارتکابی آگاه شود، لذا عنداللزوم باید عناصر جرم به متهم تفهیم گردد. اگر بعد از تفهیم اتهام، متهم یا وکیل وی سکوت کند به معنای رد یا قبول اتهام و دلایل ابرازی علیه او نیست، ولی موجب حضوری بودن رأی دادگاه می گردد. حکم علیه مجانین یا اطفال بزهکار، به تنبه یا تأدیب یا هر اقدام تأمینی و تربیتی متوقف بر تفهیم اتهام است؛ وگرنه خیر. عدم تفهیم اتهام و متعاقباً صدور حکم محکومیت آن حکم قابل تجدیدنظر بوده و آن حکم اعتراض شده در دادگاه تجدیدنظر، موجب تشکیل جلسه و در مرجع تجدیدنظر موجب نقض رأی است، ولی اگر حکم بدون اعتراض قطعی شود، عدم تفهیم اتهام موجب بی اعتباری حکم نیست.
۴۰۵۴۷.

الإیقاع السردی فی روایه "الفیروز والدم"؛ رؤیه مصریه للواقع السیاسی فی حکم محمد رضا شاه البهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۷
تعدّ الروایه من أهم الأجناس الأدبیه التی لاقت انتشارًا وقبولًا فی النصف الثانی من القرن العشرین، وذلک لارتباط الروایه بالحیاه الواقعیه والمجتمع. إن روایه "الفیروز والدم" للأدیب المصری "إبراهیم الدسوقی شتا" من الروایات التی سعى مؤلفها للربط بین الواقع وتفاصیله الدقیقه وبین الکتابه الروائیه؛ حیث إنها روایه واقعیه لتأریخ وتسجیل جزء من مقاومه ومعارضه الشعب الإیرانی خاصه معارضه رجال الدین لنظام الشاه "محمدرضا البهلوی"؛ فاجتهد المؤلف بعناصر الروایه وفی مقدمتها البنیه الزمانیه فی استخدام تقنیات الروایه الخاصه بالزمن مثل الاسترجاع، والاستباق، والوقفه، والحذف، وغیرها من التفنیات وأیضاً طریقه السرد لخدمه مضمون الروایه ومایرید المؤلف إیصاله للمتلقی من نصه. حاولت هذه الدراسه بالمنهج النقدی والتحلیلی الکشف عن کیفیه توظیف الزمن داخل روایه "الفیروز والدم". ومن أهم النتائج التی توصلت إلیها الدراسه هی أن تقنیه الاسترجاع الروائی فی الروایه کان الهدف الرئیس منها کشف ماضی شخصیات الروایه قبل زمن السرد وأن تقنیه الاستباق الروائی کانت أقل توظیفًا من تقنیه الاسترجاع الروائی وهذا یرجع إلى طبیعه الروایه التی ترکز على أحداث قریبه للواقع وتوازی أحداث تاریخیه فی أکثر فترات التاریخ الإیرانى الحدیث والملیئه بالأحداث المتسارعه؛ لهذا فلم یکن من المنطقی التنبؤ بالمستقبل. وأن تقنیه الوقفه کانت من أهم تقنیات إیقاع السرد التی تمّ توظیفها فی روایه "الفیروز والدم" وذلک یرتبط بشخصیه الراوی الذی یُعدّ علیمًا ومدرکًا جیدًا لأبعاد الثقافه الإیرانیه من حیث تاریخها، وثقافتها، وآدابها، وعاداتها، وتقالیدها، والشخصیه الإیرانیه؛ لهذا نلحظ أن الراوی یتوقف کثیرًا فی سرده لتوضیح بعض جوانب الثقافه الإیرانیه فی الروایه، وأما بالنسبه لتقنیه الحذف؛ فالراوی لم یلجأ کثیرًا إلى استخدامها وهذا یرجع فی الأساس إلى أن الروایه تتناول بطبعها فتره زمنیه قصیره جدًا لا تتعدى العام الواحد.
۴۰۵۴۸.

تعیین عوامل اصلی موفقیت کنسرسیوم های صادراتی بخش خصوصی در صنایع ایران با استفاده از روش تئوری زمینه ای و منطق فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۵
تشکیل و تقویت کنسرسیوم های صادراتی امری ضروری است و برای رسیدن به آن باید به عوامل اصلی موفقیت این کنسرسیوم ها و رفتار این عوامل در طول زمان در قالب یک سیستم کل توجه ویژه نمود. بر اساس شیوه جمع آوری و تحلیل داده ها، تحقیق حاضر رویکرد و استراتژی کیفی دارد و جزء پارادایم انتقادگرایانه است. در این تحقیق برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از روش میدانی استفاده شده است. در بخش میدانی، در فاز کیفی از مصاحبه های ساختاری، اکتشافی، مشارکتی و به منظور شیوه های تحلیل داده ها از تکنیک های تئوری زمینه ای و جلسات هم اندیشی بهره گرفته شده است. یافته ها حاکی از آن است که «ویژگی های اعضای کنسرسیوم» کلیدی ترین و تأثیرگذارترین عامل شناسایی شده می باشد. همچنین «برنامه عملیاتی صادرات»، «عوامل فراملی» و «ویژگی های محصول» به ترتیب دارای بیشترین شاخص محوریت هستند. این تحقیق به توسعه ادبیات در حوزه عوامل اصلی موفقیت کنسرسیوم های صادراتی و مراحل ایجاد آن می پردازد و بینشی عمیق در رابطه با کنسرسیوم های صادراتی ارائه می دهد.
۴۰۵۴۹.

نقدی بر «مقدمه» اشعاری از دیوان حافظ ترجمه گرترود بل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۲۳۴
از زمانی که سر ویلیام جونز در سال 1771 برای نخستین بار غزلی از حافظ را به انگلیسی هم به نثر و هم به نظم ترجمه کرد بیش از 250 سال می گذرد. در این مدت نسبتاً بلند، مترجمان مختلف در ادوار مختلف قالب نثر، نظم و ترجمه خلّاقانه را برای برگردان تمام یا گزیده ای از غزلیات حافظ برگزیده اند. از آن میان ترجمه به نظم خواه در قالب شعر عروضی خواه شعر آزاد پرکاربردترین قالب بوده است. با این همه، ترجمه های اندک شماری توانسته اند تا حدودی ظرایف و طرایف صوری و معنایی شعر حافظ را به انگلیسی منتقل کنند. یکی از این ترجمه ها اشعاری از دیوان حافظ (1897) به قلم گرترود بل است. متخصصان، ایرانی و انیرانی، این ترجمه را از معدود ترجمه های موفق و مقبول از شعر حافظ به انگلیسی دانسته اند. ترجمه بل را باید ترجمه ای نسبتاً آزادی از غزلیات حافظ به شمار آورد. این ترجمه مشتمل بر 42 غزل و یک قطعه است. به علاوه، بل «مقدمه» ای مبسوط و «تعلیقاتی» سودمند بدین ترجمه افزوده است. مستشرقان بزرگی، ازجمله ادوارد براون، این «مقدمه» را یکی از بهترین و پراطلاع ترین نوشته ها به انگلیسی درباره حافظ و عصرش می دانند. با این همه، در این «مقدمه» سهوهایی عمدتاً تاریخی به چشم می خورد. مقاله حاضر بر آن بوده که ابتدا این سهوهای تاریخی (و بعضاً غیرتاریخی) را مشخص و براساس منابع تاریخی معتبر عصر حافظ اصلاح کند. مهم تر این که، با مستندات نشان دهد که این سهوهای تاریخی (و بعضاً غیرتاریخی) از چه منبع یا منابعی به «مقدمه» بل راه یافته است.  
۴۰۵۵۰.

Dialogical Origin of Meaning Making and Co-construction of Voices in Psychotherapy(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۵ تعداد دانلود : ۱۹۳
Intersubjectivity has priority over subjectivity because meaning is discussed and constructed in a two-way process that happens in a conversation. According to this, the research aims to show the terms of change for meaning production in psychotherapy with clients. Two cases (a child and an adult) were selected with apparent symptoms of anxiety and fear with the case study method and available sampling. They were treated by the technical integrative method. Conversations were coded by process-focused conversation analysis. Analyzing results by process-focused conversation analysis showed that in both cases, to happen changes in psychotherapy, besides terms of conversation, a particular type of psychotherapy response is essential (Khayyami's cycle), and client change is not explained by the merely particular response of the therapist; but, the therapist can, by the method used in the research, acquire the meaning hidden behind client's verbal response and symptoms on the dialogue process and show Lacani's transcendental signified and signified chain.
۴۰۵۵۱.

هوش مصنوعی و استنتاج بر پایه بهترین تبیین: آیا ماشین می تواند در حد ما انسان ها هوشمند باشد؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۰۰
هوش مصنوعی یا ماشینی، که امروزه در حال گسترش به تمام ساحت های زندگی بشری است، بی تردید نیازمند بررسی و ارزیابی از ابعاد گوناگون از جمله بُعد فلسفی است. یکی از سوالات فلسفی در این زمینه این است که آیا هوش مصنوعی می تواند تا آنجا پیشرفت نماید که کاملاً به حد هوش طبیعی انسانی و یا حتّی فراتر از آن نائل آید؟ آیا در این خصوص برای هوش مصنوعی محدودیّت یا مانعی فلسفی قابل تشخیص است که اساساً آن را برای همیشه از نیل به چنین سطحی محروم سازد؟ این مقاله در صدد پرداختن به چنین سوالاتی است. طبق بررسی ها و نتایج مقاله، هوش مصنوعی، که تاکنون در مسیر توسعه خود دو موج را پشت سرگذاشته، برای ورود به موج سوم و تقرّب به هوش طبیعیِ انسانی نیازمند توانایی انجام نوعی استنتاجِ وابسته به زمینه به نام "اَبداکشن" ("استنتاج بر پایه بهترین تبیین") است؛ درحالی که نسبت به چنین توانمندی، به دلیل خلّاقانه، محتوایی، غیرصوری و غیرمحاسباتی بودنِ این نوع استنتاج، اساساً افق روشنی برای ماشین متصور نیست. در واقع طبق استدلالات مقاله، هوش ماشینی، گرچه می تواند در ابعاد کارکردی خود (یعنی ابعاد صوری-محاسباتیِ محض) هوش انسانی را پشت سر گذاشته و از آن فراتر هم برود، ولی مادام که از توانمندی های غیرکمّی و غیرصوری نظیر "تخیّل"، "خلّاقیّت"، "فهم"، "تفّکر"، "شمّ خوب" و در رأس آنها "آگاهی" (که هوش طبیعی انسانی متنعّم از آنهاست) محروم باشد، امکان هوشمندی در تراز هوش انسانی را نخواهدداشت.
۴۰۵۵۲.

اثربخشی توان بخشی شناختی رایانه ای کاپیتانز لاگ بر بهبود عملکرد خواندن و کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۲۲۱
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی توان بخشی شناختی رایانه ای کاپیتانز لاگ بر عملکرد خواندن و کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان مقطع ابتدایی بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر نارساخوان 12-8 سال بود که در سال تحصیلی 1401-1400 به مرکز آموزش و توانبخشی مشکلات ویژه یادگیری شماره 2 ناحیه 1 آموزش و پرورش شهر کرج مراجعه کرده بودند. از بین آنها 30 دانش آموز به صورت هدفمند وارد مطالعه شده و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. دانش آموزان گروه مداخله طی 10جلسه بصورت دو جلسه هفتگی به مدت 45 دقیقه تحت مداخله توانبخشی شناختی رایانه ای کاپیتانر لاگ قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل آزمون خواندن و نارساخوانی (RDT-NEMA)کرمی نوری و مرادی (1384)، فهرست رتبه بندی رفتار عملکرد اجرایی (BRIEF) جیویا و همکاران (2000) و نرم افزار کاپیتانز لاگ (نسخه 2018) بود. تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که بین میانگین پس آزمون عملکرد خواندن و کارکردهای اجرایی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود داشت (01/0 > P). علاوه بر این نتایج نشان داد که این مداخله توانسته تأثیر خود را در طول زمان نیز به شکل معناداری حفظ نماید (01/0 > P). درنتیجه می توان گفت به کمک توان بخشی شناختی-رایانه ای کاپیتانزلاگ می توان گام مؤثری در بهبود عملکرد خواندن و کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان برداشت.
۴۰۵۵۳.

ضرورت بازتصحیح دیوان مجیرالدین بیلقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۲۰۷
مجیرالدین بیلقانی (متوفی: 586 ه ) از شاعران معروف قرن ششم و از برجسته ترین سرایندگان مکتب ارّان در شعر فارسی است که به نسبت معاصران خویش، اشعاری ساده و روان سروده است. تنها چاپ از دیوان اشعار او را محمد آبادی باویل، به عنوان رساله دکتری خویش در سال 1353 و زیر نظر مهدی محقق، مظاهر مصفا و احمد مهدوی دامغانی انجام داد که در سال ۱۳۵۸ در تبریز منتشر شد. این چاپ به دلیل فضل تقدّم در جای خود ارزشمند است، اما بررسی های انجام گرفته نشان می دهد که کاستی هایی در آن راه یافته است تا جایی که امروزه با پیداشدن نسخه های جدید که مصحح پیشین بدان ها دسترسی نداشته، امکان بازتصحیح این دیوان فراهم شده است. این پژوهش، پس از انجام بازتصحیح انتقادی دیوان مجیرالدین براساس بیش از ۳۰ نسخه خطی، با هدف برجسته کردن کاستی های چاپ پیشین و با استفاده از منابع کتابخانه ای، به شیوه تحلیلی _ توصیفی نگاشته شده است. جایگاه شاعران حوزه ارّان در شعر فارسی، همچنین بایستگی مطالعه درباره اشعار مجیرالدین، اهمیت و ضرورت تحقیق را نمایان می کند و نتیجه کلی آن، مشخص کردن کاستی های چاپ پیشین دیوان مجیرالدین و بیان ضرورت بازتصحیح  آن است. براساس دستاورد این پژوهش، انتساب سروده های دیگر شاعران به مجیرالدین، گزارش نکردن پاره ای از اشعار او، ضبط برخی اشعار به دو شکل جداگانه، بدخوانی، به گزینی های نادرست و تعلیقات نادرست یا نارسا عمده ترین کاستی های تصحیح پیشین به شمار می رود.
۴۰۵۵۴.

کنزالمعارف و اهمیت آن در تصحیح برخی از متون نظم و نثر کهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۷۲
یافتن ضبط های اصیل و صحیح در متون کهن از اهمیت بسیاری برخوردار است. مصححان گاهی برای رسیدن به این هدف، علاوه بر نسخه های اقدم و اصح متن از منابع جانبی استفاده می کنند. متون جانبی طیف وسیعی از آثار را در بر می گیرد که از آن جمله می توان به ترجمه ها، تلخیص ها، متن های هم دوره و متن هایی اشاره کرد که مؤلف از آنها بهره برده است. کنزالمعارف یکی از این متون جانبی است. این اثر که با نام های تاریخ/ تواریخ آل برمک نیز شناخته می شود، متنی فارسی درباره برمکیان است که عبدالجلیل بن یحیی بن عبدالجلیل بن محمد بن عبدالباقی یزدی، آن را در یکی از شهرهای مرکزی ایران و در قرن هشتم نوشته و پس از پایان،به شاه شجاع مظفری تقدیم کرده است.از کنزالمعارف دو نسخه دستیاب شده است که با شماره های 1342 و 1351 در کتابخانه ملی فرانسه نگهداری می شود. همچنین، نسخه ای از این اثر در کتابخانه عارف حکمت مدینه محفوظ است که تاکنون دسترسی به آن ممکن نشده است.‘گذشته از اهمیت تاریخی کنزالمعارف در شناخت بیشتر و بهتر خاندان برمکیان، این اثر دربردارنده ضبط های درخور تأملی است که می تواند در تصحیح دیگر متون به کار آید؛ زیرا مؤلف آن، در نگارش بخش های مختلف کتاب از متون گوناگونی استفاده کرده و ابیات و عباراتی را از آنها عیناً یا با تغییراتی اندک نقل کرده است. در این جستار نمونه هایی از این موارد در دو دسته متون نظم و نثر نشان داده شده است. همچنین، نمونه های مذکور در سه دسته جای داده شده اند که عبارت اند از: قسمت نمونه هایی که ضبط کنزالمعارف صحیح و ضبط مصحح از آن، نادرست است؛ دوم نمونه هایی که ضبط کنزالمعارف در یک یا چند تصحیح از آن اثر آمده است، اما در تصحیح یا تصحیح های دیگر، ضبط/ضبط های نادرست دیده می شود و سوم نمونه هایی که اگرچه ضبط کنزالمعارف و تصحیح/تصحیح های منتشرشده از آن هر دو صحیح است، اما ضبط کنزالمعارف به دلایل بلاغی یا معناشناختی برتری دارد.
۴۰۵۵۵.

مقاربة لسانیة لآلیات الترابط النصيّ فی الدعاء السابع من الصحیفة السجادیة علی ضوء منهجیة رقیة حسن ومایکل هالیداي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۴۶
مسأله التماسک النصیّ تُعدّ قضیه محوریه فی الدراسات اللسانیه لاسیما الدراسات المهتمه بظاهره الترابط النصی فی الأعمال الأدبیه ذلک لأنها تعد من المقدمات الجوهریه فی بناء أیّ نصّ وصیاغته. وظاهره التماسک النصی یدور مفهومها حول الارتباط بین أجزاء النص لیجعله منسجما ومتماسکا. وأشهر الأدوات التی تُوظَّف فی مثل هذه الدراسات للکشف عن الانسجام داخل النص هی: الإحاله بأنواعها والاستبدال والحذف والتضام والتکرار والربط أو الوصل وغیر ذلک، وهذا یعنی أن التماسک النصی خاصیه ضروریه فی کل نص أدبی یؤدی توظیفه إلی تحویل النص إلی سبیکه واحده متلاحمه الأجزاء. ترید هذه الدراسه من خلال المنهج الوصفی- التحلیلی واعتمادا علی المنهجیه اللسانیه لرقیه حسن ومایکل هالیدای تسلیط الضوء علی عناصر الاتساق فی الدعاء السابع من أدعیه الصحیفه السجادیه لتدرس العلاقات المتشابکه والمترابطه فیه مع تحلیل الإحصائیات وبیان دورها ومساهمتها فی تحقیق التماسک. ومن النتائج التی توصلت إلیها الدراسه التی بین أیدینا هی أن عناصر الاتساق فی هذا الدعاء قد ساهمت بشکل ملحوظ فی ترابط أجزاءه وإیصال السابق بما یلیه من أجزاء النص لیظهر کأنه کله جمله واحده تفید غرضا واحدا ولو لا هذا الاتساق لتباعدت أجزاءه ولکانت مشتته متفرقه؛ بالإضافه إلی هذا فإن هذه الأدوات ساهمت تاره فی الإیجاز المرغوب فیه کما فی نماذج الحذف المذکوره وکذلک أدی التضام إلی تلوین الخطاب بألوان مختلفه من البیان لیطرد السأم عن السامع والمتلقی ویجعله یتفاعل مع النصّ نفسیا.تشعبت الدراسات اللسانیه حدیثا مما أدی إلی تطور المقاربات الدراسیه للنص الأدبی بشکل ملفت وواضح، بعد ما کان الترکیز علی الجمله باعتبارها وحده لسانیه قابله للتحلیل زمنا طویلا. علما أن لسانیات النص تسعی فی طریق معالجه النصوص وکشف تماسکها عبر البحث فی کیفیه ترابط النص والأجزاء المکونه له وکذلک عبر إبراز العناصر اللغویه التی تساهم فی جعل النص وحده واحده قائمه بذاتها متمیزه عن غیرها. فی هذا البحث نتطرق إلی الدعاء السابع من أدعیه الصحیفه السجادیه لندرس خلال ذلک عناصر الانسجام والترابط النصی المتمثله بالإحاله والاستبدال والحذف و....کذلک العلاقات الدلالیه کالتفضیل بعد الإجمال والسبب والمسبب والاتساق الصوتی وقد ظهر أن کل عنصر من هذه العناصر کان قد لعب دورا هاما فی جمال هذا الدعاء وتماسکه والسبیل إلی ذلک أن الباحث فی کل فقره یأتی بتمهید ثم بجداول إحصائیه لکل عنصر. وعلی أساس هذه العناصر یناقش أثر هذه العناصر فی إیجاد الإبداع الأدبی محاولا إزاحه الستار من أمام أعین المتلقی کی یفطن بشکل أجلی لموضع الجمال فی هذا الدعاء کما تجلّی من خلال المقاربه اللسانیه أنّ العناصر اللسانیه أدت وظیفه کبیره فی ترابط أجزاء هذا الدعاء ببعض بحیث إن النص تحول رغم تعدد الجمل الوارده فیه إلی لحمه واحده وأن هذه العناصر هی التی جلبت الجمال لنص الدعاء لدرجه أننا لو افتقدناها فیه لأصبح مشتته ومجزأ لا یؤدی غرضه ولم یحصل الإبداع المتوفر فیه حالیا. الدراسه التی بین أیدینا تحاول معالجه الترابط النصی بأشکاله التالیه أولا الاتساق النحوی وهو ترابط العبارات والجمل مع بعض عبر وسائط لغویه کالإحاله والاستبدال والحذف والربط. ثانیا الاتساق المعجمی ویشمل هذا النوع من الاتساق: التضام والتکرار وثالثا العلاقات الدلالیه وهذا القسم یضم کلا من التفصیل بعد الإجمال و موضع الخطاب والسببیه والعموم.تم توظیف کل من آلیه الإحاله والاستبدال والحذف والوصل والاتساق المعجمی فی نص هذا الدعاء من أجل ربط أجزاءه، وفی هذا الصدد ساهمت الإحاله بأنواعها المقامیه والنصیه باتساق فقرات الدعاء وذلک من خلال ترابط النص وإیصال السابق بما یلیه من الکلام. أسفرت عناصر الترابط النصی لا سیما عنصر "موضع الخطاب" بشکل واضح عن تسلسل الأفکار وجعلها تترتب ترتیب المقدمات لحصول النتائج. کان للتکرار لا سیما التکرار المعنوی أثر بلیغ فی تأکید بعض الأغراض مع تحاشی الألفاظ المکرره التی قد تجلب الممل والسأم لدی المتلقی. ساعد التضام بالإضافه إلی اتساق النص فی تلوین الخطاب بألوان مطرزه متعدده تبعث فیه النشاط والحیویه داخل نص الدعاء وتطرد الروتین والإیقاع المکرر. کما أن دراسه الاستبدال فی هذا الدعاء تُظهر أن هذا الأسلوب ساعد المتلقی فی استیعاب النص أکثر وحال دون حیرته فی ربط بعض العناصر ببعض. تمکن الحذف فی هذا الدعاء من الإیجاز وترک فجوه تحتّ المتلقی علی البحث فی النص باستمراریه لسدّ الفراغ واکتشاف ما نقص منه وبذلک فتح المجال للقارئ لیکون أحد الأطراف المشارکه فی إیجاد النص وفهمه. استُخدِمَت العلاقات الدلالیه کالتفصیل بعد الإجمال فی ترابط النص من خلال ذکر الفکره موجزه تحثّ السامع علی مواصله الاستماع لیأتی بعد ذلک بالتفصیل کالدلیل علی ما ذکر من کلام فی البدایه مع التأکید لأن الکلام فی مثل هذا الأسلوب یذکر الشیء الواحد مرتین مره فی داخل الإجمال وأخری فی بطن التفصیل.یشکل الاستبدال ملمحا ذا أهمیه من ملامح هذه الدعاء إذ یلجأ إلیه الإمام علیه السلام فی أکثر من موضع لربط أجزاء الکلام ببعضه. وقد ساهم هذا الأسلوب بشکل جلی فی تماسک النص عبر عده وسائل: أولا الإیجاز والاقتصاد فی کمیه الألفاظ، حیث نجد أن المتکلم بدل أن یعید مجموعه من الألفاظ یلخصها بتعبیر مقتصر یغنی عن إعادتها کما لاحظنا هذا فی النموذج الأول إذ إن قوله (فیما شکوت) أغنی عن مجموعه من الألفاظ لا یقتضی المقام إلا إیجازها وهذه الألفاظ هی کما جاء فی الرسم البیانی (وقد نزل بی یا رب ما قد تکأذنی ثقله وألم بی ما قد بهظنی حمله....) وکذلک فی النموذج الثانی جاء الاستبدال الاسمی لیحلّ محل مجموعه من التعابیر ومثل هذا الأسلوب یسهل علی القاصّ والناصّ عملیه الربط وطرح الألفاظ حسب المقام وما تتطلبه الحاجه. ثانیا یوجد فی الاستبدال نوع التوکید لأن فی هذه عملیه یوجد عنصران هما: البدل والمبدل منه، والبدل یذکر مرتین مره فی داخل المبدل منه وتاره أخری فی الاستبدال کما شاهدنا هذا الأمر فی الجداول المذکوره آنفا. ثالثا أن الاستبدال فی هذا الدعاء ساهم فی استمراریه المعنی من خلال إیصال المعنی السابق باللاحق دون تکرار الوحده اللغویه. ومن أنواع الاستبدال الذی یساهم فی اختزال الکلام وربطه ببعض مع إفاده معنی التأکید دون التکرار استخدام اسم الاشاره کما فی قوله: (فافعل بی ذلک) حیث إنّ (ذلک) سدت مسد (ما منیتُ به) وقوله (ما وقعتُ فیه) ومثل هذا واضح دوره فی الربط وتماسک النص.
۴۰۵۵۶.

حقیقت عالم امر و نقش آن در فیض الهی و تطبیق آن با مراتبی از نفس رحمانی بر اساس تفاسیر اسلامی و عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۹۷
هدف از این تحقیق تبیین دقیق مفهوم عالم امر و نقش آن در فیض و تجلی الهی و بررسی تفاوت آن با عالم خلق است .عموم مفسرین عالم امر را در مقابل عالم ماده و شامل عالم برزخ منفصل و مجردات تامّه دانسته اند ولی در منظر بسیاری از عرفای مسلمان عالم امر حیثیت تعلقی عالم اسماء به عوالم خلقی(عالم ماده و مثال و عقول) است. زیرا موجودات در همه عوالم خلقی موجود به حیثیت تقییدیه نفادیه اند درحالی که، عموم مفسرین از جمله علامه طباطبایی به روش تفسیر قرآن به قرآن عالم امر را در مقابل عالم ماده و شامل عالم مثال و عقول مجرده دانسته اند. از منظر ایشان دو مرتبه متمایز در عالم خلقی وجوددارد؛ یکی نظام خلق و دیگری نظام امر، نظام خلق یعنی عالمی مبتنی بر اعراض و مسبّبات مادی ولی نظام امر نظامی است که از اوصاف و اعراض مادی خالی است و فقط اراده خداوند مسبب اصلی آن است، به همین سبب همان نظام مجردات است. هرکدام از این دو ویژگی های خاصی دارند، گاهی آن ها را با یکدیگر تلفیق کرده، یکی می دانند و گاهی نیز به صورت عام و خاص به این دو عالم می نگرند. نتیجه آنکه به نظرمی رسد در منظر عرفا حیثیت سریانی حضرت حق به عوالم کونی قابل تطبیق با عالم امر قرآنی باشد. یعنی حیثیت عنایت آنی و بالاجمال الاهی و فاعلیت بالتجلی حضرت حق به همه مراتب هستی که صرفاً بر اراده و حکم او استوار است، و از ماده و همه عوامل مادی همانند: زمان، مکان، تدریج و تخلف، حرکت، کمّ و کیف، دخالت بشر و عناصر طبیعی جهان مبرّا است. تحقیق حاضر به روش تحلیلی و کتابخانه ای و تتبع در تفاسیر قرآن کریم به انجام رسیده است.
۴۰۵۵۷.

تجلّی تعالیم فلسفی- عرفانی فلوطین در الهی نامه عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۱۸۷
فلوطین معروف ترین فیلسوف عارف مسلک فلسفه نوافلاطونی است که در نزد حکما و فلاسفه اسلامی به شیخ الیونانی شهرت دارد. این نظام فلسفی از طریق نشر و ترجمه آثار نوافلاطونیان به-خصوص آموزه های فلوطین، وارد دنیای اسلام شد و در فلسفه و عرفان اسلامی و ایرانی نفوذیافت. در این میان، تعالیم نوافلاطونی در آثار واصلان و جویندگان معرفت، چون: سنایی، عطار، مولوی و ... بیشتر نمودیافته است. عطار نیشابوری که تصویرگر اندیشه ها و مفاهیم دلکش و نغز عرفانی است، از زبان شعر بهره می جوید تا با بیان حکایت های تمثیلی و رمزی، تعالیم عارفانه خویش را به مخاطبان عرضه دارد. مثنوی الهی نامه، جهان بینی شاعر را به نمایش می گذارد و انعکاس سیر درونی او است. او در این اثر به صورت ماهرانه اندیشه های تعالی گرایانه خود را با رویکردی غایت شناسانه بیان می کند و اصول بنیادین وجود و معرفت شناسی را با اشاراتی به نظریه فلوطین تبیین و تشریح می کند. ازاین رو، نگارنده مقاله تلاش دارد تا با روش تحلیلی توصیفی، به بازتاب اندیشه های فلسفی- عرفانی فلوطین در این منظومه بپردازد و هدف آن، به تصویرکشیدن وجوه اشتراکات تعالیم عرفانی و ذوقی فلوطین و عطار در بیان موضوعات اساسی چون احد، عقل و روح است.
۴۰۵۵۸.

تحلیل گفتمان بازنمایی چهره حلاج در آثار خواجه عبدالله انصاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۲۰۷
انصاری صوفی برجسته شیوه صحو و از علمای مشهور حنبلی است. زندگی اش در اهتمام بر نوشتن حدیث، ارشاد و بدعت ستیزی گذشت. او نیز مانند دیگر صوفیان هم عصر خود چون هجویری و قشیری، در آثار خود ضمن تبیین برخی از مسائل صوفیه، آرای حلاج را نیز انعکاس داده است. هدف مقاله معرفی همین آراست. این پژوهش سعی دارد تا با تلفیقی از روش های تحلیل گفتمان سه سطحی فرکلاف و لاکلو و موف به مطالعه بازنمایی چهره حلاج بپردازد. در بخش توصیف از فرانقش ِاندیشگانی دستور نظام مند هالیدی که برای بررسی فعل ها و فرایند ها مناسب است بهره گرفته ایم. نتایج بررسی نشان می دهد که از نظرگاه یک شیخ الاسلام حنبلی، در کلام حلاج هرآنچه به رعایت حدود شریعت مربوط می شود، مورد پسند است و عدم پایبندی به ظواهر شریعت نارضایتی او را در پی دارد. بااین همه شیخ الاسلام، حلاج را مستحق آن فرجام ناگوار نمی شمارد و آن اتفاق را محصول توطئه اهل کلام می داند. از منظر گفتمان تصوف نیز نظر خواجه عبدالله درباره حلاج تقریباً با دیدگاه دیگر صوفیان اهل صحو مشترک است. وی حلاج را در سیر الی الله صادق می داند، اما آشکارکردن رازهای صوفیان در بین عوام، ناسپاسی اش نسبت به استاد و مواردی ازاین دست را نمی پسندد و بدفرجامی او را نتیجه ناسپاسی به استاد می داند.
۴۰۵۵۹.

Developing the Intercultural Communicative Competence of Iranian Medical ESP Students Through Explicit Instruction(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۳ تعداد دانلود : ۱۸۶
As the world evolves into more globalized, ethnically, and linguistically mixed societies, Intercultural Communicative Competence (ICC) stages itself as a crucial asset. This fact holds particularly true when it comes to increasingly globalized healthcare academic milieux, where cultivating ICC is crucial for healthcare professionals to interact effectively with patients from diverse cultural backgrounds. The present study, employing a quasi-experimental pretest-posttest control group design, explored the development of ICC among nursing, as the control group (27 participants), and medical students (32), as the experimental one through explicit ICC training at Zanjan University of Medical Sciences in Zanjan, Iran. Hence, targeted ICC training effectiveness in enhancing the cultural empathy (CE), flexibility (F), social initiative (SI), open-mindedness (OM), and emotional stability (ES) of medical students was investigated employing the Multicultural Personality Questionnaire (MPQ) as a key tool to gauge learners' ICC before and after the training. The findings showed a significant improvement in the participants' all ICC sub-scales, indicating the positive impact of explicit training on the development of CE, F, SI, and OM.
۴۰۵۶۰.

Multifaceted Challenges in English Language Education: Perspectives from Secondary School Teachers and Students in Baluchistan, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۱۵۴
English language education in Baluchistan, Iran, faces unique challenges due to the region's socio-economic conditions and limited access to resources. This study investigates the specific teaching and learning difficulties within secondary schools in this region. A mixed-methods approach was employed, gathering quantitative data from 80 teachers through a questionnaire and qualitative insights from 57 students via semi-structured interviews. The findings reveal that teachers encounter obstacles such as unclear course objectives, inadequate instructional methods, time constraints, and insufficient administrative support. Students, on the other hand, struggle with curriculum disengagement, a lack of authentic language practice opportunities, low motivation, and emotional barriers like anxiety and fear of judgment. Additionally, the limited integration of technological resources hampers effective language learning. These insights challenge the assumption that resource availability alone can improve language teaching, underscoring the importance of proper resource utilization and teacher training. The study advocates for a localized approach to curriculum design that aligns global language learning goals with Baluchistan’s socio-cultural context. Practical recommendations include modernizing teacher training, addressing emotional barriers, and creating a more supportive environment for teachers and students alike.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان