خشونت از جمله معدود واژگانی است که دو طیف متضاد معنایی را در خویش جمع کرده است. از یکسو، آن مخل حیات و از سوی دیگر عامل شکوفائی ذات محسوب میشود. از اینرو، برای تشخیص رویکرد ارزشی خشونت از رویکرد غیرارزشی آن، لازم است گسترة فحوای این واژه شناسائی شود تا در پرتو آن بتوان در سطح جامعه، برخوردهای انفعالی یا کنشی که خشونتزا هستند، از خشونتهای مفید و ضروری مورد تمییز قرار داد. در این راستا، این نوشتار خشونت را در دو مقوله هستها و بایـدهای خشونت مورد بـررسی قرار داده است که در بخش اول پس از تعریف خشونت، به اقسام خشونت از قبیل خشونتهای مجاز و غیرمجاز، فیزیکی و غیرفیزیکی، فردی و اجتماعی پرداخته و سپس بعد از ذکر عوامل خشونت در جامعه فعلی، به بعضی از دستورالعملهای اخلاقی، در جایگزین کردن رفتار رحمتآمیز به جای رفتار خشونتزا اشاره کرده است.
فرایند فراگیرى مهارت هاى زبان خارجى بحثى است مفصل و در ابعادى گسترده، که از دیرباز مورد نظر استادان آموزش زبان و خود زبان آموزان بوده است. با اشراف به این گستردگى، آنچه که موضوع بررسى این نوشتار قرار مى گیرد، تنها اختصاص به افزایشى مهارت خواندن داردزیرا سایر ابعاد این آموزش مى تراند خود منشاء مقالات دیگر باشد. در دانشگاه هاى ایران برخورد اولیهء زبان آموزان بزرگ سال با متونى است که بیشتر با رشته تحصیلى آن ها ارتباط دارد. این که چگرنه مى توان دانشجویان را به خواندن صحیح یک متن و درک مطلب مؤثر آن عادت داد، همراره مد نظر بسیارى از متخصصان آموزش زبان بوده است و چنین است که مهارت خواندن نه تنها حاصل کندوکاو و تجربه مى شود بلکهء بیشتر از سایر مهارت ها، توجه و علاقهء دانشجو را جلب مى کند.
زبان شناسان روسى در حوزهء علم صرف به بررسى ماهیت "معناى دستورى " پرداخته و سعى مى کنند تا با یافتن و مطرح ساختن یک سرى خصوصیات، معناى دستورى را از سایر معانى- به ویژه معناى لغوى- متمایز سازند. بسیارى از زبان شناسان روس، معناى دستورى را یک عنصر دو وجهى مى دانند که در بر گیرندهء دو وجه "صورت" و" معنا" است. صورت معانى دستورى را "ابزارهاى دستورى صرفى" و "ابزارهاى دستورى همنشینى " تشکیل مى دهند. این زبان شناسان همچنین در تعریف خود از معناى دستورى، "انتزاعى یا تعمیمى بودن " را به عنوان مهمترین مؤلفه معناى دستورى معرفى مى کنند. اما، بررسى هاى زبان شناختى مؤید این مطلب است که مؤلفهء واقعى در تعیین ماهیت معناى دستورى "اجبارى بودن " معناى دستورى است.
نویسنده در این مقاله، بی هیچ پیش داوری نسبت به مسألهی گفتگوی تمدنها، در پی یافتن نتیجهای تحلیلی است تا پس از بررسی سیر فعالیتها در ارتباط با این موضوع، آیندهی مسیر را روشن نماید. هر چند که در دنیای پر تحولی که در آن هستیم، همواره، یک مساوی نود ونه میباشد و نمیتوان بر حسب دادههای آماری چیزی را پیش بینی نمود.
نویسنده، با فرض گرفتن آن که خواننده در جریان رکود فعلی مسأله میباشد، قبل از ارائهی آمار تلاشهای چند ساله، در این رابطه، چشم اندازهای نظری و عملی آن را مورد تأمل قرار میدهد و هیچ احتمالی را از نظر دور نمیدارد؛ آن گاه دورخیز خود را از سالیان قبل از 2000 میلادی استارت میزند.
نوع بررسی به گونهی تعقیب روندی است، چنان که نیازی به استنباط و تحلیل جداگانهای ندارد، در عین حال قبل از ورود به هر سال اشارهای، به عنوان براعت الاستهلال، به نتایج آن مینماید، و با ذکر یک ملاحظهی عمومی، در همگی عرصهی این تلاشها، مقاله را خاتمه میدهد.