هدف از این تحقیق ارتباط بین کلیشههای جنسیتی و تضاد نقشهای زناشویی است. که در این زمینه از سه نظریه: نمایشی گافمن، مجموعه نقشی مرتن و فمنیسم لیبرال استفاده شده است. جامعه آماری شامل زنان متأهل جوان (20 ـ 35 ساله) شهر شیراز است، که حداقل یکسال از زندگی مشترک آنها گذشته است، جمعیت نمونه 287 نفر بوده است. ابزار تحقیق دو پرسشنامه تضاد نقش و نقش جنسیتی بم (BSRI) است و تضاد نقش در 8 حیطه: تحصیل، اشتغال، مدیریت مالی، کار خانگی، روابط جنسی و عاطفی، روابط خانوادگی و دوستی، گذران اوقات فراغت و نگهداری و تربیت فرزندان، مورد سنجش قرار گرفته است. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی، آزمونهای معناداری، تحلیل واریانس، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که پایبندی به کلیشههای جنسیتی از میزان تضاد نقش میکاهد؛ همچنین زنان با سطح تحصیلات و آگاهی بالاتر، موقعیت بالاتر به لحاظ طبقه اجتماعی خانواده خود و همسر و میزان درآمد بیشتر تضاد نقش کمتری را احساس میکنند. این در حالی است که با افزایش ساعات کاری و تنوع نقشها در زنان میزان تضاد نقش آنها افزایش مییابد.
"در این مقاله، تلاش شده تا با تکیه برنگرش سازه انگارانه، به عنوان یکی از نظریه های جدید و پرطرفدار مطالعات اجتماعی و روابط بین المللی، به بررسی اجتماعی مقوله هویت ملی در ایران پرداخته شود. بدین منظور، ابتدا به تشریح مبانی نظری سازه انگاری و ماهیت پدیده های اجتماعی و هویت از منظر این نظریه پرداخته و نشان داده شده که بر اساس این نگاه، چگونه ارزش ها و ایده های به هم پیوسته در عرصه اجتماعی، می توانند هویت های جمعی را برساخته و موجب تکوین آنها در عرصه بین المللی شوند.
سپس عناصر هویت ملی در ایران بررسی شده و با بهره گیری از آمار و ارقام و نگرش سنجی های مختلف تلاش می کنیم تا نشان دهیم که این عناصر چگونه در عرصه جهانی بازتاب داده شده اند. بر این اساس، عناصر هویت ملی ایران در دو شاخص اصلی یعنی احساس هویت جمعی و نگرش مذهبی، بررسی شده و ابعاد مختلف گرایش های اجتماعی ایرانیان را هم در عرصه های قومی و در زمینه های مذهبی مورد کنکاش قرار داده ایم. دریافت ما، در این مقاله، این بوده است که به رغم تنوع قومی، احساس تعلق به نوعی هویت جمعی موجب شکل گیری هویت ملی در ایران شده که با گرایش مردم ایران به مذهب درآمیخته است. هر چند که نوع گرایش به مذهب، به گونه ای است که لزوما به رادیکالیسم نمی انجامد. این امر در نوع نگاه ایرانیان به مسایل جهانی نیز مشهود است. در نهایت، به بررسی این مقوله نیز پرداخته ایم که این عناصر هویتی چگونه در زمینه ارزش های موجود در عرصه جهانی و نیز نوع نگاه و تلقی دیگران از جامعه ایرانی، بازتاب داده شده است."
"پیامبر اسلام (ص) نزد مولوی جایگاه ویژه ای دارد. او در مقایسه با سایر پیامبران بسان میوه ای است که درخت نبوت به بار آورده است. لذا به رغم آنکه در آخر همه آنها قرار گرفته بر همه آنها تقدم دارد. از نظر مولوی پیامبر با خود پیام هایی آورده است که انسان تا زنده است محتاج آنها خواهد بود؛ زیرا پیامبر قفل هایی را گشوده است که پیش از آن هیچ کسی نسبت به گشودن آنها اهتمام نکرده بود. البته بهره مندی از آنها مشروط به آن است که اولا انسان احساس نیاز کند، یعنی از نیازهای خود اعم از وجودی و روان شناختی آگاه شود تا این آگاهی باعث حرکت وی به سمت آموزه های پیامبر گردد. ثانیا در زندگی خود درصدد عملی ساختن آنها باشد، ثالثا بین حیات مطلوب معنوی و حیات نامطلوب مقایسه به عمل آورد تا قدر پیغام پیامبر را بداند.
بی شک آگاهی از جایگاه عظیم پیامبر (ص) می تواند شخص را در سیر این سلوک یاری نماید؛ زیرا با عنایت به این جایگاه و داشته های پیامبر می توان از آموزه هایش بهره مند شد. اخلاق، معرفت و عرفان قطعا از جمله حوزه هایی اند که انسان عصر جدید می تواند از دستاوردهای پیامبر بهره ببرد. وقتی این مقولات با دقت مورد توجه قرار گیرد آنگاه می توان از خدمات و حسنات پیامبر سخن گفت و از دستاوردهایش بهره مند شد"
محمداکرم «غنیمت» پنجابی، مفتی زاده ای از قصبه «کنجاه» از متعلقات گجرات بود که در روزگار عالمگیر پادشاه (سده 11 و 12) در خدمت نواب مکرم خان به سر می برد. مبانی تازه و معانی لطیف در اشعار او دیده می شود، بویژه در مثنوی نیرنگ عشق که به مثنوی غنیمت نیز شهرت دارد. دیوان غزلیات او نیز در بردارنده مجموعه ای از غزلیات، رباعیات و مفردات است. در مثنوی و دیوان او می توان ترکیبات دلنشین و تضمینهای رنگین و دلپذیر دید. غنیمت در اشعار خود از استادان سبک هندی (اصفهانی) چون صائب تبریزی، نظیری نیشابوری، ناصرعلی سرهندی، بابافغانی و... پیروی و گاهی نیز بیت یا مصرعی از آنان را تضمین کرده است.