پژوهش حاضر اثربخشی مصاحبه انگیزشی گروهی را در کاهش وزن افراد مبتلا به دیابت نوع دو بررسی نموده است. از میان مراجعان انجمن دیابت ایران و انستیتو غدد و متابولیسم، 93 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو انتخاب شدند. شرکت کنندگان به طور تصادفی به گروه های مصاحبه انگیزشی (30 نفر)، آموزش گروهی شناختی-رفتاری (26 نفر) و کنترل (37 نفر) اختصاص یافتند. میان گروه های پژوهش از نظر ویژگی های خط پایه تفاوتی دیده نشد. نتایج نشان داد که در گروه های مصاحبه انگیزشی و آموزش گروهی شناختی-رفتاری، در مقایسه با گروه کنترل، میانگین شاخص توده بدن (BMI) به طور معناداری پایین تر بود، و در گروه مصاحبه انگیزشی گروهی، در مقایسه با آموزش گروهی شناختی-رفتاری، میانگین هموگلوبین گلیکوزیله (HbAlc) به طور معناداری پایین بود. بر اساس یافته های پژوهش به نظر می رسد. در بیماران دیابت نوع دو، مصاحبه انگیزشی گروهی و آموزش گروهی شناختی-رفتاری، می توانند به عنوان مداخله ای موثر، موجب کاهش وزن شوند، و مصاحبه انگیزشی گروهی بهتر از آموزش گروهی شناختی-رفتاری می تواند کنترل قند خون را بهبود بخشد. این یافته ها از آن نظر قابل توجه هستند که هیچ کدام از این مداخله ها با هدف صرف کاهش وزن صورت نگرفته بودند.
اغلب سازمانها به منظور افزایش بهره وری و دستیابی به مزیت رقابتی جهت ماندگاری در عرصه تجارت جهانی، بخش وسیعی از تمرکز و توجه خود را صرف حل مسایل، مشکلات و نقاط ضعف موجود در سیستم ها و فرآیندهای خود می کنند. تنوع ابعاد و ماهیت مسایل و موانعی که سازمان با آنها روبروست، ایجاب می کند که مدیران سازمانها از ابزارهای مختلفی جهت رفع موانع موجود استفاده کنند. چند سالی است که رویکرد شش سیگما در ایران به کار برده شده و اجرای آن موجب کسب تجارت و دستاوردهایی نیز شده است. از آنجا که تاکنون تحقیقی در زمینه نفوذ این رویکرد در ایران و بررسی نتایج حاصل از اجرای آن صورت نگرفته، اهمیت نیاز به چنین پژوهشی احساس می شود. مقاله حاضر سعی دارد پاسخ این چالش را مطرح کند که در ایران کدام حوزه های کاربری شش سیگما مورد توجه قرار گرفته و کدامیک نیاز به توسعه بیشتری دارد. نتایج مالی قابل توجه پروژه های شش سیگما در ایران و مقایسه آن با جهان از موضوع های دیگری است که در این مقاله مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است و مشخص شده که میانگین منافع مالی پروژه های شش سیگما در ایران به طور سالانه 1705000000 ریال می باشد. همچنین یافته های این پژوهش نشان می دهد که سطح سیگما که شاخص عملکرد سازمان است، بعد از بکارگیری این رویکرد به اندازه یک سیگما ارتقا یافته و در نتیجه تعداد خطاهای تولیدی به میزان قابل توجهی کاهش می یابد.
"
مقدمه: این پژوهش به منظور بررسی ارتباط بین کایفوز و عوامل روان شناختی دانشجویان پسر دانشگاه تهران انجام شد.روش کار: روش پژوهش در این تحقیق نوع توصیفی بوده که به روش همبستگی اجرا شده است. جامعه ی آماری تحقیق حاضر دانشجویان پسر دانشگاه تهران بود که از بین آن ها 54 نفر که دارای کایفوز بودند به صورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. برای اندازهگیری کایفوز میان مهره اول تا دوازدهم سینهای(T1 تا T12) از دستگاه ماوس ستون فقرات و برای ارزیابی خود بیمار پنداری، افسردگی و اضطراب نمونه ها به ترتیب از پرسش نامه MMPI تعدیل شده (82/0 =α)، آزمون افسردگی بک (85/0= α ) و آزمون اضطراب صفتی اشپیل برگر(87/0= α) استفاده شد.یافتهها: نتایج این تحقیق با استفاده ازضریب همبستگی پیرسون نشان داد که میان خود بیمار پنداری (51/0=r ،12/0= P)، افسردگی (56/0=r ، 42/0= P) و اضطراب(36/0-=r ، 30/0= P) و کایفوز ارتباط معنیداری وجود ندارد نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که وجود کایفوز در دانشجویان به تنهایی نشاندهنده وجود اضطراب، افسردگی و خود بیمار پنداری نمیباشد.
"
"
مقدمه :مبتلا به اسکیزوفرنیی یک اختلال شدید روانی است که تقریباً 1% جمعیت را مبتلا میسازد. توأم شدن مبتلا به اسکیزوفرنی ومصرف مواد شایع است و شاخص پیش آگهی بد تلقی میشود. با توجه به این که تاکنون بررسی در مورد مصرف مواد در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در مشهد انجام نشده است بر آن شدیم تا میزان مصرف مواد و نوع ماده ی مصرفی را در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی بستری در بیمارستان ابن سینا در سال 85 بررسی نمائیم.روش کار: این مطالعه یک تحقیق توصیفی– مقطعی است، 100 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی بستری در بیمارستان ابن سینا مشهد در سال 85 که بر اساس مصاحبه بالینی روان پزشک بر مبنای ملاک های تشخیصیDSM VI مبتلا به اسکیزوفرنی بودند، با روش نمونه گیری آسان (در دسترس) انتخاب شدند. پرسش نامه مربوط به مصرف مواد با توجه به اطلاعات ثبت شده در پرونده ها و مصاحبه بالینی روان پزشک تکمیل گردید. اطلاعات جمعیت شناختی بیماران نیز در پرسش نامه ثبت شد، سپس نتایج مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.نتایج : از 100 بیمار مورد مطالعه 68 نفر مرد و 32 نفر زن بودند. میانگین سنی بیماران 42 سال بود. 47% بیماران سابقه ی خانوادگی اختلال روان پزشکی داشتند. در بیش از نیمی از بیماران سن آغاز بیماری زیر 25 سال بوده 58% بیماران سابقه ی مصرف مواد داشتند که 5/46% مصرف یک ماده و 5/53% مصرف همزمان چند ماده را ذکر میکردند. سن شروع مصرف مواد 21 تا 31 سال بود. بیشترین ماده مورد مصرف سیگار (98/73%) بود پس از سیگار مصرف تریاک و حشیش شیوع بیشتری داشت. بین جنس ومصرف مواد ارتباط معناداری وجود داشت(05/0p<) اما بین سن، شغل، نوع ماده ی مصرفی، مدت شروع بیماری و مصرف مواد ارتباط معنا داری وجود نداشت (05/0< p). یک سوم بیماران زن و دو سوم بیماران مرد سابقه ی مصرف مواد داشتند.بحث: شیوع مصرف مواد در بیماران مورد بررسی 58% بود. با توجه به این که مصرف مواد در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی میتواند باعث افزایش شدت علایم، بستری شدن های مکرر، بیماری های عفونی، خشونت، جرم، بی خانمانی، عدم مصرف دارو و در نتیجه پاسخ ضعیف به درمان های دارویی شود، همچنین بار مالی و هیجانی بالایی برای بیمار- خانواده و سیستم بهداشت روان دارد، لازم است به مصرف مواد و درمان آن در این بیماران توجه بیشتری شود.
"